اين نبشته در واكنش به مقاله وزين دوست انديشه ورز مان جناب آقاي علي حسيني به آدرس زير، فرستاده شد كه جهت مطالعه مزيد، در اين صفحه نيز قرار گرفت:
نوشته آقاي علي حسيني تحت عنوان« چرا انتحار؟» را اينجا بخوانيد.

............................
شما در ارزيابي خود تنها يك انسان را مد نظر نگيريد. انساني را تصور كنيد كه خود را تبديل به بمبي كرده است. سرتاپارا از آهن و مواد منفجره پرساخته است. مي خواهد خود را منفجر كند. دقت كنيد: مي خواهد خود را منفجر كند. يعني دقيقا مانند يك بمب ساعتي مي خواهد در زمان معين به هوا برود و خاكستر شود.
پس به نظر من بهتر است بجاي اين حرفها يكبار بايد انتحار كرد! تا از چند و چون آن سر درآورد و يا لذت آن را درك كرد و يا دانست كه يك انتحارچي، چه احساسي از نتايج عمل خود دارد، چه دنيايي در آن ماده خاكستري خود پرداخته و ويراسته است. يعني، يكباربه او حق داد و از زاويه ذهن او به جهان نگريست؛ به كل جهان، به سستم زندگي بشر، به گذشته، به حال، به آينده ، به مرد، به زن، به خانواده، به تاريخ، اقتصاد، صنعت، دين، دنيا، آخرت، عشق، نفرت، زندگي، مرگ، آب، باد، آتش، لذت، مرارت، خدا، انسان، روح، جسم، خانواده، ثروت، منصب، قبيله، عشيره، آيين، خود، بيگانه، من، ما، كفر، ايمان، عزت، نكبت و به مفاهيم بيشمار ديگري كه براي ما شايد قابل درك نيستند اما چه بسا درمنظومه تفكرات انتحار كننده، جايگاه ونقشي شگرف داشته باشند.
ادامه...(4518)
نظرات:1