هفته گذشته نشستی به هدف بررسی راه های مبارزه با مواد مخدر به شرکت مقامات 13 ولایت افغانستان در کابل برگزارشد. جنرال داوود داوود، معین مبارزه با مواد مخدر وزارت داخله که دراین نشست شرکت کرده بود گفت که به زودی فهرست افرادی را که در تولید و قاچاق مواد مخدر دست دارند اعلام خواهد کرد. وی گفته است که قضیه دست داشتن مقامات بلند پایه دولتی در قاچاق مواد مخدر زیر بررسی است و در صورت پیداکردن اسناد و شواهد کافی متهمان را بازداشت خواهندکرد.
این نخستین بار نیست که مقامات حکومتی از افشای لیست افراد بلند پایه دولتی که در قاچاق مواد مخدر دست دارند یاد میکنند. پیش از جنرال داوود داوود، علی احمد جلالی وزیر پیشین داخله افغانستان و چندی پیش جنرال خدایداد، وزیر سابق مبارزه با موادمخدر هم یک چنین ادعایی را کرده بودند اما افشای این لیست جنجال برانگیز هنوز عملی نشده است.
اما آنچه درین میان ناروشن مانده اینست که آیا آنانیکه چنین ادعایی را مطرح میکنند توان سیاسی مبارزه با سران مافیای مواد مخدر را در افغانستان دارند یانه؟ آیا این افراد صادقانه به این مسایل برخورد کرده اند یا اهداف سیاسی خاصی از ارایه چنین ادعاهایی داشته اند؟ با توجه به وضعیت کنونی افغانستان آیا وزارت داخله افغانستان این بار توان این را خواهد داشت که چهره های کلیدی دخیل در مافیای مواد مخدر را که به گفته مقامات دولتی در رده های بالای حکومتی فعال اند و مبارزه با آنها از توان هرکسی برنمی آید، افشا کند؟
روی چند دلیل میتوان گفت که در شرایط کنونی بعید به نظر میرسد که وزارت داخله و معینيت مبارزه با مواد مخدر این وزارت بتواند به افشای این لیست بپردازد.
اقتصاد مافیایی
افغانستان در حال حاضر از نظر قاچاق و تولید مواد مخدر در جهان مقام نخست را دارد و بیش از 90 درصد تریاک جهان درین کشور تولید می گردد. کشت و تجارت تریاک در افغانستان از سودآورترین تجارتها به حساب می آید و این سبب شده است تا دهقانانیکه سایر محصولات زراعتی را کشت می کنند نیز به این کشت رو بیاورند زیرا کشت و تجارت تریاک نسبت به سایر محصولات زراعتی درآمد بهتر و به مراتب بیشتری دارد و این برای دهقان بی بضاعت و فقیر افغانستان که با مشکلات زیاد اقتصادی دچار است و توان تامین زندگی بخور و نمیرش را ندارد، گیرنده و امیدوارکننده است.
کشت و تولید تریاک که بخش مهم تولید زراعتی در افغانستان را دربر دارد، بیشتر از 60 درصد درامد ناخالص ملی را تشکیل میدهد و به گزارش وزارت مبارزه با مواد مخدر، در سال گذشته خورشیدی بیش از چهارده درصد کل جمعیت کشور به کشت خشخاش اشتغال داشتند که با توجه به وخیم شدن اوضاع امنیتی و افزایش فقر و بیچارگی در خانواده های افغان این رقم یقیناً افزایش یافته است. بنابرین مبارزه با قاچاق مواد مخدر در افغانستان نیاز به بازنگری جدی و اصلاح اساسی سیستم اقتصادی بیمار، مصرفی و متکی به تریاک دارد و افشا و به محاکمه کشاندن چهره های بلند پایه دولتی و سایر قاچاقبران گرچه گامی بهتری در راه مبارزه با مافیای مواد مخدر است و برای کاهش کشت و تجارت تریاک گامی بهتری در کوتاه مدت است اما این کار راه حل درازمدت نیست. نابودی مزارع کشت کوکنار، دستگیری و مجازات قاچاقبران برخورد تاکتیکی به قضیه مواد مخدر است نه استراتژیک. اگر تنها روی برخورد تاکتیکی به موادمخدر تکیه شود همانگونه که در چند سال گذشته دولت افغانستان دستاورد درخور ستایشی درین زمینه نداشته است، موفقیت دولت کرزی همچنان کمرنگ و ناچیز خواهد بود. زیرا اگر زمینه های زیربنایی کشت و تجارت مواد مخدر از افغانستان زدوده نشود، شاید مردم چند روزی شاهد دستگیری افراد و نابودی کشتزارهای تریاک باشند اما اندکی بعدتر چهره های تازه تر و جدیدتری در مافیای موادمخدر پیدا خواهند گشت و کشتزارهای تازه تر و گسترده تر کوکنار در کشور پدید خواهد آمد.
سیستم ناشفاف قضایی و امنیتی
عملکرد منفعلانه و نفوذ فساد در دستگاه های قضایی افغانستان هم به روند موثر مبارزه با مواد مخدر اثر می گذارد. چه اگر ارگانهای کشفی و اطلاعاتی کشور نتوانند به صورت شفاف به پیگرد قاچاقچیان مواد مخدر بپردازند، بجای متهمان اصلی افراد بی گناه قربانی محاکم افغانستان میشوند. بدون وجود یک ارگان اطلاعاتی قوی و شفاف و سیستم قضایی مستقل و عاری از فساد امکان اینکه فهرست قاچاقبران مواد مخدر مورد دستبرد قرار گیرد یا عوض شود بیشتر است. در افغانستان عملکرد قضا و نهادهای امنیتی نشان داده است که این ادارات توان عملکرد شفاف و رسیدگی عادلانه به قضایا را نداشته اند و بیشتر افرادی را مورد هدف قرار داده اند که در رده های پایین مافیای مواد مخدر بوده اند و مدافع صاحب رسوخ و قوی حکومتی نداشته اند. افزون برینها نفوذ احتمالی قاچاقبران ارشد در منابع استخباراتی و اطلاعاتی منجر به رد گم کردن افراد متهم به تجارت مواد مخدر و تغییر و تحریف لیستها میشود. گفته می شود که در برخی ولایت های شمالی افغانستان افرادی در راس مبارزه با قاچاق مواد مخدر قرار دارند که خودشان متهم به دست داشتن در تجارت مواد مخدر و باج گیری از قاچاقبران اند، این مساله نشان میدهد که برای اصلاح شیوه مبارزه با مواد مخدر باید تشکیلات مسوول اصلاح شود.
کسانیکه در قاچاق مواد مخدر دست دارند با داشتن پول های فراوانی که ازین معبر غیرقانونی بدست می آورند در واقع فرماندهان اصلی مناطق خود اند و فرماندهان حکومتی نیز (اگر جرئت مبارزه با آن را درخود ببینند) توان مقابله با آنها را ندارند و در جایی که حکومت هم حضور قوی داشته باشد این افراد با اعمال قدرت مستقیم و غیر مستقیم تصمیم گیرندگان اصلی اند و بسیاری ازاین افراد آنگونه که حکومت خود به آن معترف است شامل دستگاه حکومتی اند و ازین رهگذر استفاده سو میکنند. لذا قاچاق در هر کجا هست اما در هیچ جا "سندی معتبر برای اثبات اتهام" علیه متهمان اصلی وجود ندارد.
ناامنی
در سال روان خورشیدی، افغانستان شاهد گسترش ناامنی از جنوب و شرق به شمال بود. در هشت سال گذشته ولایتهای شمالی یکی از ولایت های امن افغانستان به شمار می آمد اما امسال دامنه جنگ و بی ثباتی به شمال نیز کشیده شد. یکی از لازمه های مبارزه با مواد مخدر تامین امنیت سراسری در افغانستان است. جاهایی که بیشترین تریاک افغانستان را تولید می کنند نا امن ترین ولایت های افغانستان اند. یکی از عواملی هم که دولت نتوانسته است در امر مبارزه با مواد مخدر موفق باشد اینست که حکومت ساحاتی که درآن تریاک کشت میشود را در اختیار تام و تمام ندارد و منبع مهم تمویل گروه طالبان هم همین کشت و تجارت مواد مخدر است.
بنابر گزارشی که از سوی دفتر مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد نشر شده است، عاید طالبان از معبر تجارت موادمخدر 90 تا 160 میلیارد دالر در سال است. پس با گسترش روزافزون ناامنی و تروریزم در افغانستان مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر و بویژه آنانیکه در پست های بلند پایه دولتی حضور دارند مشکل تر میشود.
نبود بدیل اقتصادی
در هشت سال گذشته دولت افغانستان و حامیان خارجی اش موفق به کشت جاگزین تریاک در افغانستان نشدند. پیداکردن کشت بدیل یکی از راه های اساسی و درازمدت پایان بخشیدن به کشت و تجارت خشخاش است. اما هنوز بدیل مناسب اقتصادی بجای تولید تریاک پیدا نشده و یا اگر پیدا شده باشد هم مورد حمایت خارجی ها قرار نگرفته است. یکی از بدیلهای اقتصادی، کشت زعفران بوده است ولی اهمیتی چندانی به آن داده نشده است.
در پهلوی همه عوامل دیگر، خارجی ها نیز متهم به برخوردهای سوال برانگیز در قضیه مبارزه با مواد مخدر شده اند. بویژه حضور نیروهای انگلیسی که در هلمند حضور دارند به دست داشتن در قاچاق مواد مخدر و حمایت از روند تجارت و کشت خشخاش در آن ولایت متهم شده اند. افزون بر همه، مافیای خارجی نیز در تقویت و گسترش قاچاق مواد مخدر نقش برجسته یی دارد. زیرا بدون حمایت و پیوند قوی خارجی مافیای داخلی افغانستان به تنهایی موفق به دستیابی امکانات و تسهیلات گسترده نمیشود.
بنابرین، مسایل ارایه شده بالا ادعای افشای چهره های کلیدی قاچاق مواد مخدر افغانستان را بیشتر یک بازی سیاسی خسته کن و تکراری نشان میدهد تا حرکت عملی و سازنده، زیرا مبارزه با موادمخدر از توان دولت افغانستان بیرون است و نیاز به همکاری صادقانه منطقه یی و جهانی دارد.
با اینحال، دولت افغانستان تنها با ایجاد سیستم پاک و مستقل قضایی، انکشاف اقتصادی و افزایش سطح درآمد مردم، راه اندازی بدیل قوی اقتصادی، برقراری امنیت سراسری و نابودی فساد اداری میتواند به مبارزه موثر علیه کشت تریاک و قاچاق مواد مخدر بپردازد.