کار و کاریابی در افغانستان، کشوری که 3 میلیون نفر بیکار دارد و بیش از 20 میلیون نفر در آن زیر خط فقر زندگی می کنند، نرخ بیکاری درآن 40 درصد و از هر دو تن یک نفر آن بیکار است، بیشتر از هر جایی دیگر مطرح است. افغانستان که پس از یازدهم سپتامبر 2001، محور توجه بیشتر کشورهای قدرتمند جهان از جمله ایالات متحده امریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، چین، جاپان و کشورهای دیگر قرار گرفت و 32 ملیارد دالر به این کشور سرازیر شد، هنوز فقیر ترین کشور در آسیای جنوبی است و سالانه صدها تن از اتباع افغانستان به دنبال پیداکردن کار و پیشبرد زندگی بخور و نمیر خانواده هایشان به کشورهای همسایه مهاجرت می کنند و این روند همه ساله افزایش می یابد.
هجوم مهاجرت ها به کشورهای بیگانه تنها قشر بی سواد کشور را در بر نمی گیرد بلکه جمع زیادی از تحصیلکرده ها نیز سالانه با فارغ شدن از نهادهای تحصیلات عالی و نیمه عالی در افغانستان فرصت کاری نمی یابند و برای پیداکردن هزینه زندگی به کشورهای ایران، پاکستان، دوبی، استرالیا و برخی کشورهای اروپایی سفر میکنند که مسافرت به این کشورها خطرات زیادی هم به دنبال دارد اما آنان فارغ از همه مشکلات و خطراتی که وجود دارد دست به این کار میزنند.
اما چرا نسل تحصیل کرده افغانستان از کشور خارج می شود؟
آگاهان به این عقیده اند که نبود زمینه های کاریابی، پایین بودن سطح تحصیلی پوهنتون ها و برخی عوامل دیگر سبب میگردد تا آنانیکه در یافتن ابتدایی ترین کار و شغل موفق نبودند، کشور را ترک گویند.
حکومت افغانستان و به خصوص وزارت کار و امور اجتماعی برای از میان برداشتن بیکاری و یا کاهش آن، برنامه درست، عملی و سودمند روی دست نگرفته و میان نهادهای دست اندر کار درین زمینه نیز هماهنگی بهتری وجود ندارد.
بسیاری از محصلان و سایر شهروندان بیکار کشور، نبود مرجع کاریابی و فضای کارآفرینی و افزایش کارآفرینها را یکی از مشکلات اساسی فراراه روند پروسه کار میدانند و به این عقیده اند که وزارت کار و امور اجتماعی که وظیفه اساسی آن رسیدگی به امور کار و کاریابی و ایجاد استراتژیهای جامع و معقول برای مبارزه با بیکاری است، به مسوولیت هایش عمل نکرده است.
با این همه، پرسش اینست که کارآفرینی چیست؟ کار آفرین کیست؟ چه راه ها و جوانب را باید جستجو کرد تا در افغانستان زمینه های کاری ایجاد کرد؟
کارشناسان امور اقتصادی، كارآفريني را روندی میدانند که "طي آن فرد كارآفرين با ايدههاي نو و خلاق و شناسايي فرصتهاي جديد، با بسيج منابع به ايجاد كسب و شركتهاي نو، سازمانهاي جديد، نوآور و رشد يابنده مبادرت ميورزد."
یک کار آفرین با ویژگی منحصر به فردی که دارد، میتواند تولید را با ابتکار، اعتماد به نفس و جدیت رهبری کند و درین کار از نبوغ، استعداد و جرئت شایانی برخوردار است. طرح ریزی های تازه و ابتکاری، اراده قوی و نترسیدن از خطراتی که ممکن است در روند کارآفرینی پدید آید، از مشخصات فرد کارآفرین است. شخص کارآفرین باید بداند که چگونه از همه نارسایی ها موفقانه بگذرد. کسب درامد و ثروت بیشتر، حس مهارنشدنی دست یافتن به موفقیت از جمله عواملی است که یک کارآفرین را به کارآفرینی بیشتر فرا میخواند.
بنابرین نقش کارآفرینی در روند کاهش بیکاری و رشد انکشاف اقتصادی بسیار با اهمیت است. چه پیشرفت و تحول اقتصادی یک کشور افزون بر غنی بودن از امکانات اقتصادی به استراتژی سازی پیشتاز و رهبری قوی نیاز دارد که بدون آن نمیتوان به پیروزهای کامل اقتصادی دل بست.
کمبود تقاضای کار
جامعه بشری با دانش و کار آفرینی رابطه مستقیم دارد. کارآفرینی زمانی میتواند ایجاد شود که کارآفرینان با دانش در رشته های مشخص مجهز باشند و زمانی که دانش با کارآفرینی پیوند داشت، این کار منتج به رشد و تکامل جامعه بشری میگردد.
بسیاری از کارشناسان مسایل اقتصادی به این عقیده اند که در کشورهاییکه تقاضا برای شغل وجود دارد وقتی کارگر دانش معینی را فرا میگیرد، بهتر میتواند کارها را به عهده گیرد، اما در افغانستان یک کارگر یا محصل در حالیکه دانش را فرا گرفته باشد هم، چون کار وجود ندارد، نمیتواند استخدام شود. بنابرین در افغانستان باید جنبه تقاضای کار را در نظر گرفت و نخست باید تقاضای کار را به وجود آورد تا مطابق به آن کارگر عرضه شود.
در حال حاضر افغانستان نیاز به قوه کار تازه ندارد بلکه این قوه در افغانستان وجود دارد اما اینکه این قوه در کجا مورد استفاده قرار گیرد، مشکل اساسی است. کمبود و فرار سرمایه، کمبود تقاضای شغل و عدم تشخیص اینکه در کدام رشته ها به کار نیاز بیشتر وجود دارد از جمله مسایلی است که فراراه روند کاریابی و کارآفرینی قرار گرفته اند. پس برای ایجاد زمینه های کاری و فقرزدایی نخست باید تقاضای کار ایجاد کرد و ازین طریق خلای کمبود سرمایه در افغانستان را پر کرد. این گامی مهمی است برای زدایش فقر و بیکاری در کشور.
16 قوس سال 1388 خورشیدی