«هلوكراتها»- بروزن دموكراتها- طرفداران نوعي نظام سياسي انتخاباتي جديد بنام «هلوكراسي» (hellocracy) هستند. از جهت طبقه بندي ارزشي نمي شود جايگاه ويژه و منحصر بفردي براي هلوكراسي تعيين كرد زيرا بسته به زمان و موقعيت تغيير مي كند. از نظر كاربردي اما، گويند هلوكراسي بعد از تكنوكراسي و دموكراسي بكار آيد. اين نظام كه سابقه كمي در تاريخ تبارشناسي نظامهاي سياسي معاصر دارد تناسب چنداني با نوع ديگر نظام سياسي مشهور يعني «دموكراسي» ندارد. تنها يك تشابه شكلي واژگاني بين هلوكراسي و دموكراسي ديده مي شود. به دليل همين تشابه صوري واژگاني در اينجا مقايسه اي گذرا از شاخصهاي متفاوت اين دو نوع نظام سياسي ارائه مي شود.
هلوكراسي مركب از دو كلمه لاتيني «هلو»(hello) به معناي سلام و «كراسي» (cracy) به معناي حكمراني است، درست مانند دموكراسي كه آنهم مركب است از دو واژه «دمو»(demo) به مفهوم مردم و كراسي به معناي حكومت كردن. برخي شاخصهاي مهم هلوكراسي:
1. در هلوكراسي، «هلو» شالوده و بنياد حكومت است به اين معنا كه همانطور كه در دموكراسي مي گويند حكومت با رأي مردم به علاوه تقلب، تعيين مي شود و حكومت منبعث از اراده درصد كمي از مردم و درصد بالايي از تقلب مي باشد، در هلوكراسي هم حكومت با هلو تعيين مي گردد و اراده كس يا كساني كه پشت خط قرار دارند و به يكديگر هلو مي كنند، منشأ اصلي فرمانروايي است.
2. هلوكراسي هم ظرفيت سرعت عمل را دارد و هم استعداد تطويل و تأخيرهاي موهوم، بيزار كننده، كشنده و گيج كننده را؛ به دليل اينكه تا اراده قاطعي در وراي يك هلو عرض وجود نكند، از كجا بايد فهميد كه نتيجه نهائي چه مي شود؟! در حالي كه در دموكراسي نه تعجيلي در كار است و نه تأخيري؛ بلكه اشخاص مسؤول و موظف مسلكي! ورقه هاي رأي را يكي يكي تيك مارك نموده در فرصت مناسب با فراغ خاطر به مركز انتقال مي دهند. از آن پس اين وظيفه كميسيون مستقل انتخابات است كه ظرف چند ماه راه هاي گوناگون جابجاكردن آرا را بررسي نمايد. تازه، در اين مدت بايد منتظر ماند و ديد كه كدام يك از كانديدان بيش از 50% آرا را اخذ مي كند! كه خود مصيبتي است بزرگ.
3. هلوكراسي ممكن است دوجانبه، سه جانبه يا چندجانبه باشد به اين نحو كه هلوكننده ممكن است افراد متعدد در مكانهاي متفاوت باشند. فرض مثال يكي از واشنگتن، يكي از اسلام آباد و ديگري از لندن ... شبانه به كابل هلو كنند و اين هلوها فردايش رييس جمهور تعيين كند. درحالي كه در دموكراسي الاولابد كه يكي از نامزدان– الزاما نامزد كميسيون مستقل انتخابات!- حد اقل چيزي بيش از 54% رأي كسب كند. افزون برآن، در دموكراسي، لزومي ندارد انتخابات دوجانبه يا چندجانبه باشد. به اين معنا كه دليل ندارد لزوما انتخابات بين دو يا بيش از يك نامزد برگزار شود بلكه همانطور كه يكي از مسؤولين كميسيون محترم مي گفت، دور دوم انتخابات با يك كانديد بايد به پيش برده شود!" مگر اينكه نوبت به هلوكراسي برسد كه گفتيم و خواهيم گفت مقوله ي ديگري با الزامات و تبعات ديگري است.
4. هلوكراسي را مي توان به صرفه ترين و كم هزينه ترين نوع نظام سياسي انتخاباتي نيز شمرد كه ازاين جهت به جرئت مي توان گفت نسبت به دموكراسي شعبده گرا فضيلت هاي خيره كننده دارد. در اين نظام نيازي به استخدام هزاران كارمند عمده و پرچون خارجي و داخلي و خرج ميليون ها دالر از صندوق گدايي كشوري مفلس مثل اوغانستان نيست. اين سيستم خرج كمپاين نمي طلبد. نيازي به تهديد و تطميع و تقلب ندارد. تعدد كانديد و تشكيل كميسيون سمع شكايات نمي خواهد. چاپ اوراق رأي و تهيه جوهر پاك شونده و تدارك وسايل تدليس ابدا لازم نيست. مهمتر از همه، امنيت و مصونيت اين پروسه است. كسي آسيب جاني و مالي نمي بيند و هيچ «تبعه»اي ( شهروند واژه وارداتي وخلاف اصول اسلامي و ملي است) گوش و بيني از دست نمي دهد. درحالي كه دموكراسي نياز به هزينه هاي فوق العاده گزاف مالي و جاني دارد؛ هزينه هايي كه شايد هم برابرباشد با خوراك و پوشاك ساليانه كل فقرا و مستمندان بي سرپناه اوغانستان كه اينك در اوج غريو و آشوب دموكرات ها و هلوكرات ها، در سكوت مطلق، انتظار سرماي سوزاني را مي كشند كه خدانكند مثل سالهاي سابق كشنده باشد.
5. هلوكراسي را چنانكه گفته آمد، هلوكراتها بعد از ناكامي دموكراسي بكار گيرند ولي اين ترتب از نظر كاربردي، چندان الزامي نيست. لذا اگر كساني بخواهند در شرف و آبروي خود و ديگر انسانها تصرف كنند و يا در دارايي خود صرفه جويي، مانعي ندارد كه هلوكراسي را نيز پيش از دموكراسي بيازمايند. از قديم گفته بودند گرهي كه با دست گشوده شود با دندان چرا؟ اگر هلوكراسي مي تواند مشكل رياست يك ملت درمانده و منتظر را به اين راحتي و سرعت حل و حكومتش را تعيين كند، پس آن هياهوهاي گوشخراش دموكراتيك از قبيل چاپ چندين تن ورقه رأي در خارجه و تهيه جوهر پاك شونده از عمق اروپا آنهم با چنان هاي و هوي و دهل و سرنا، تدارك هواپيماهاي غولپيكر و هليكوپتر، موتر، قاطر و الاغ براي نقل و انتقال خارجي و داخلي اشياء و ديگر وسايل شعبده بازي و استخدام كارمندان مخصوص تيك مارك! را بايد تا پنج سال ديگر صبر مي بود. پس دراين ميان گوش و بيني بريدن ها را نيز ضرورتي نبود.
6. در هلوكراسي چون اصل و بنياد همه چيز هلو است پس چيزي بنام انتخابات شوراي ولايتي از اول موضوعيت ندارد. درحالي كه در دموكراسي مجبور هستيد ابتدا نمايشي هم با همين عنوان داشته باشيد، هرچند كه در ادامهي كار، از وجود يك اقدام دست و پاگير و مزاحم در طول نمايش اصلي خسته شده، نام و آوازه آن را از گردونهي امور حذف كنيد.
7. يكي ديگر از فوائد هلوكراسي اين است كه در هلوكراسي چنانكه گفته شد، پيشبرد كارها در آينده نيز با يك يا چند هلو انجام مي شود و لذا طي زمان و صرف نان و كندن جان و هدم فرصت و خرج هزينه اضافي و طي طرق كاذب براي رسيدن به دموكراسي و شعبده كراسي لازم نيست. هلوكراسي اجازه مي دهد هرگاه رييس جمهور و مقامات يك كشور از اجراي دستورات فائقه امتناع كند يا قشقرقي راه بيندازد، هلوكراتها مي توانند به منبع مشروعيت او (هلو) اشاره كنند تا آنا فآنا خفه شود! بنابراين، رتق و فتق امور از طريق هلوكراسي در قياس با دموكراسي، شتاب بيشتري دارد. مهمتر از همه اينكه در اين سيستم، مردم انتظار طولاني براي تعيين رييس جمهوري خود نمي كشند و حوادث ناگواري مانند بريدن گوش و بيني نيز در انتظار شان نخواهد بود. رياست كميسيون مستقل انتخابات نيز علي رغم اينكه روز قبل از اعلام لغو دور دوم، تأكيد ميكرد كه دور دوم در هرصورت بايد برگزار شود ولي روز بعد به همين نكتهي رقيق پي برد و روي همين مهم تأكيد ورزيده فرمودند: از اين همه دموكراسي خسته شديم. كمي استراحت لازم است. «این مسئله(لغو دور دوم) از یک سو خطر "حوادث ناگوار" امنیتی را در روز انتخابات از بین می برد و از سویي مردم افغانستان را از انتظار طولانی برای تعیین رئیس جمهوری بیرون می کشد.».
8. طوري كه در فقره بالا بدان اشاره شد، مي توان باز هم به شتاب و سرعت كارها در ديگر حوزه هاي كاري دولت و نظام اشاره كرد. چنانكه مي دانيد، توجه به مقوله هايي چون حقوق بشر، عدالت اجتماعي، شايسته سالاري، آزادي مطبوعات، حقوق زنان، حاكميت قانون، مبارزه با مفاسد اداري و اقتصادي، مبارزه با مواد مخدر، توسعه سياسي و كثرتگرايي و... هزينه ها و تهديدها و خطرات كمتري از خطرات برگزاري دور دوم انتخابات در پي ندارند بلكه در همين شكل فعلي خود تا كنون پيامدهاي بسيار زيانبارتري داشته اند. مزيت هلوكراسي اين است كه هزينههاي حاصل از اين مقولههاي پرخطر را نيز به صفر كاهش مي دهد زيرا در صورت پيشبيني تهديدات و حوادث ناگوار، مي توان اين امور را نيز تعطيل كرد. حتي براي تأمين نظم و امنيت مي توان از تجربه جامعه جهاني در 1994 سود برد و به عنوان يك الترناتيف هلوكراتيك، ملاعمرها را وارد بازار نظم و نسق امور و تدبير مدن كرد.
ترمينولوژي هلوكراسي در كلام رييس جمهوري:
1. تشكيل«دولت مشاركت ملي»: كساني از «مشاركت ملي» به نمايندگي از مليت هزاره، كساني از «جمعيت اسلامي و شوراي نظار» به نمايندگي از مليت تاجيك، و كساني از «حزب اسلامي حكمتيار و سياف و شماري از طلباي كرام» به نمايندگي از مليت پشتون ستون فقرات «دولت مشاركت ملي» را تشكيل مي دهند. براي گسترش فرايند مشاركت نيز، از اعضاي خرد و ريز اين شبكه ها و ديگر شبكه هاي مشابه خصوصا رهبران ارشد طالبان و شبكه حقاني يعني همان «طالبان ميانه رو!»، استفاده مي شود.
2. آيينه اقوام: بقول رييس جمهور، دولت مشاركت ملي آينه اقوام هم خواهد بود، به اين ترتيب: آيينه قوم پشتون، انجنير گلب الدين حكمتيار، آيينه ازبكها، جنرال دوستم، آيينه تاجيكها، قسيم فهيم و آيينه هزاره ها، كريم خليلي و محمد محقق.
3. مبارزه با فساد اداري: مفسدان مرحوم، متواري، مفلس و اشخاص متعلق به دوره هاي پيشين و كليه كساني كه درحال حاضر نان شان در هيچ روغني نيست و جيب شان تهي است و پشت شان خالي، تحت تعقيب عدلي قرار مي گيرند. ابر رشوتخواران، ابرمفسدان، ابرجنگسالاران، ابرديوانسالاران و ابرقاچاقبران فعلي مواد مخدر با متعلقين و متعلقات خود از اين وزارت به آن وزارت، از آن رياست به اين رياست، از اين ولايت به آن ولايت و از آن ولايت به اين ولايت، از اين ولسوالي به آن ولسوالي و از آن ولسوالي به اين ولسوالي و هكذا... جابجا و ترفيع مي شوند. ضمنا به خاطر كسب «تجربه كاري» و سوابق فعاليتي ايشان، معاش شان نيز افزايش مي يابد و در پايان دوره كاري مبلغي بابت انعام دريافت مي نمايند.
4. تغييرات اساسي: بخشي از اين تغييرات همان جابجايي هاي مذكور در فقرات فوق و بخشي ديگر ناشي از تغييرات محسوس رفاه حال و زندگي اعضاي دولت مشاركت ملي طي پنج سال آينده است. دولت مشاركت ملي تضمين مي كند تا پنج سال ديگر، ضمن اينكه مالكيت 50% الي 80% شهرك هاي جديدالاعمار را به اعضا و خاندان اعضاي ارشد دولت ملي واگذار نمايد، پيش بيني مي كند فقرا و مساكين و بيكاران و يتيمان كه براساس برآوردهاي جامعه شناسي «فقر» و «فلاكت»، آفت ننگين و خانمانسوزي براي دولت هاي مشاركت ملي و هلوكرات بشمار مي روند، از كشور بالكل ريشه كن شوند!
تبصره: احتمال بسيار ضعيفي هم وجود دارد كه منظور «رييس جمهور» از تعبيرات: تغييرات اساسي، دولت مشاركت ملي، و مبارزه با مفاسد اداري معاني بسيار متفاوت از آنچه گفته شد، بوده باشد. اما معلوم نيست كه درصد اين احتمال ضعيف چند است. آيا اين درصد به بالاي50% مي رسد يا خير؟ اگر مي رسد آيا واقعا بدون تدليس و تقلب هست؟! مسئله اين است.