English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه
م.غزنوي

احمدي نژاد هم راست مي گويد و هم لگد مال مي كند

avatar
صديق رهپو طرزي

تمدن «سند ـ هلمند» آغاز گر تاریخ ما

avatar
سيدعلي حسيني

بررسی دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بين الملل

avatar
بهرام آمونيايي

افغانستان و بازگشت به اعتیاد

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

05.09.2009: دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(1)

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر 1

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(2)

نويسنده: سیدمحمد حسینی فطرت

سيد محمد حسيني فطرت
تاريخ دريافت: 06.10.2009
تاريخ نشر: 15.10.2009

شهید عبدالقهار عاصی شاعر بلند آوازه افغانی می¬گوید، نجیب بسیار می¬خواست با مجاهدین کنار بیاید و دولت ملی تشکیل دهد اما نگران بود که پاکستان بر تقدیرات افغانستان مسلط شود لذا نگرانی، غیرت و احتیاط به خرج می¬داد:
Story Image, Click to View Article

 

شهید عبدالقهار عاصی شاعر بلند آوازه افغانی می­گوید، نجیب بسیار می­خواست با مجاهدین کنار بیاید و دولت ملی تشکیل دهد اما نگران بود که پاکستان بر تقدیرات افغانستان مسلط شود لذا نگرانی، غیرت و احتیاط به خرج می­داد:

«نجیب بی­میل نبود که به وسیله تفاهم با برخی از سران مجاهدین و سهیم کردن آنان در قدرت به صورت دراماتیک از صحنه کنار برود و یا همتاهایش [مخالفین داخلی و هم حزبی­اش] را مات کند. او با خود رهبران مشکلی نداشت بلکه بحث اصلی این بود که او در صورت تفاهم با آنان باید زیر بار نظامیهای رهبر ساز برون مرزی [ژنرالهای کودتاگر پاکستان] می­رفت و او دیکته برون مرزیها را کمتر می­پذیرفت.

خلاصه منافع جنرالهای رهبرساز [پاکستانی­ها] در وجود نجیب تأمین نمی­شد. زیرا آنان کس و کسانی دیگر را بدین قصد پرورده بودند و در تغییر و تبدیل و یا حذف آن کس و یا کسان از برنامه، با اربابان خودشان و نجیب به تفاهم نرسیدند. چرا که بیشتر هم گفتیم شمۀ نجیب در این مورد بلندتر از دیگران [مجاهدین صادر شده از پیشاور] بود.

نجیب که نگرانی شدید داشت از تسلط پاکستان و اربابانش بر افغانستان حتی نتیجه جهاد مجاهدین و سلطه آنان بر کابل را توانست پیش بینی کند:

« ما آرزومند شرکت نیروهای اپوزیسیون در قدرت هستیم اما رهبران پیشاوری این را نمی­پذیرند. حالا ماندن و نماندن من در قدرت مسئله­ای نیست. موضوع اصلی این است که در صورت کنار رفتن، خلأ قدرت به میان می­آید و باید در همین جا بگویم که آنگاه جنگ به شهر کابل کشانده شده و ناحیه به ناحیه و کوچه به کوچه و خانه به خانۀ خونریزی آغاز می­شود.»(همان.ص22)

دکتر نجیب الله اگرچه مهرۀ شرق و شوری بود اما مجاهدین را به خوبی می­شناخت که توان استقلال از پاکستان و اربابانش را ندارد:

«رهبرانی که در مدت چهارده سال به یک اسلام واحد نرسیده­اند چطور ممکن است به یک رهبری و کشورداری واحد دست یابند. و نجیب حضور بیگانگان را در صفوف لشکری مجاهدین نکوهش می­کرد. »( همان)

بالاخره در میان تمام طمطراقها کابل به دست مجاهدین و ملیشه­های سرازیر شده از کوهها افتاد و ادارات توسط ژنرالها و رهبران آمده از پاکستان تصرف گردیده و کوچه­های آن در میان آنها تقسیم شد.

ادارات دولتی و امکانات شهری حتی منازل مردم و آبرو و ناموس و هستی کابلیان به یغما رفته و یا به سمت پاکستان سوق داده می­شد و ISI پاکستان مجاهدین خشک مغز را به جان هم انداخته و جنگهای داخلی شهری را هدایت می­کرد. این واقعه را قهار عاصی چه با درد و افسوس بیان می­کند:

«آری کابل را سقوط دادند با تمام اجزاء و ابعادش، با فرهنگش، با اخلاقش با ساختمانهایش، با آسمان و زمینش، چرا که هیچ فرهنگ و معنویتی و هیچ اخلاقی بالنده جایگزین آن فرهنگ و معنویت کابلی (حالا از جنبه حضور کمونیستها بعضاً مبتذل) نشد. آنچه از این مجموعه به­کابل­سرازیر شد ابتذال بود و تحجر بود و «پیشاوریت».»(همان. ص89)

از آن زمان به بعد برای افغانی و جهادش افتخاری نماند جز توحش، خونریزی، تفرقه و تعصبات قومی و مذهبی که مهره­های خارجی عامل اجرای آن بودند و کار به جایی رسید که مردم شهرها از جهاد و مجاهد بجز توحش و غارت چیزی ندیده و توقع نداشتند.

اینجا بود حرف­ مفسرین­دولت از آب درآمد که  می­گفتند:

«رژیم­ضیاء­الحق­به جهاد افغانستان به دیدۀ ابزاری می­نگریست.»

به قول «کوردووز» نماینده وقت سازمان ملل درامور افغانستان، پاکستان «چینی» جهاد را شکست:

«حکومت پاکستان اما خیلی دیر و چهار سال بعد، تصمیم گرفت «چینی را بشکند» تعبیری که یعقوب خان در اولین مراحل مذاکرات راجع به آنان [فشار بر مجاهدین ساکن پیشاور] به کار گرفت. »( کوردووز، پشت پرده افغانستان، ص 295.)

- گوشه ی از انحرافات مجاهدین

یکی از اشتباهات یا انحرافات مسعود انحلال ارتش قدرتمند افغانستان بود که در این باره نبی عظیمی می گوید: «احمدشاه مسعود اردوی منظم افغانستان را به دست خویش منحل اعلام کرده و نیروهای شورای نظار خودش را در قالب اردوی ملی ترفیع و مقرر کرد. و این چیزی بود که به دستور مستقیم پاکستان انجام شد. همان گونه که خیانت تاریخی بود که در حق ملت افغانستان و تاریخ استقلال خواهی این کشور اعمال شد.» ( اردو وسیاست ص 417)

 از میان مجاهدین افرادی زیادی از آرمانهای جهاد عدول کردند. قومندانان جهادی با راه انداختن نبردهای داخل شهری و  تقسیم شهر بین خودشان و نیز راکت بارانی منطقه رقیب بیش از 60000 شهروند کابل را به کام مرگ فرستادند. در سایه خشونتهای آنان اموال عمومی و مردم به غارت رفت. از قومندانان جهادی شکنجه های نظیر بستن اسیر طرف مقابل در بغل جنازه مردگان، میخ به بدن طرف کوبیدن، اندام اسیران قبل از اعدام بریدن، رقص مرگ و ... نیز فراوان نقل شده است.

ديده بان حقوق بشر همچنين گلبدين حکمتيار، رهبر فراری حزب اسلامی افغانستان و نخست وزير اين کشور در دوران جنگهای داخلی را به ارتکاب "شنيع ترين جنايات" آن دوران متهم می کند.

در جنگ داخلی افغانستان که در پی سقوط دولت مورد حمايت شوروی سابق در اپريل 1992 ميان جناح های مختلف مجاهدين بروز کرد، ده ها هزار نفر کشته شدند. در جريان آن درگيری ها جنايات فجيع گسترده ای روی داد اما هيچ کس در ارتباط با آن حوادث تحت پيگرد قضايی قرار نگرفت[1]

دوره اي كه گزارش به آن پرداخته است مطابق به سال 1371 خورشيدي مي شود و با جنگهاي خشونتباري ميان گروههاي مجاهدين ودسته هاي رقيب دولت سابق به دنبال سقوط دولت وقت رقم خورده است . در آغاز آن سال شهر كابل اسيب چنداني از درگيريهاي نظامي نديده بود اما با تشديد جنگها يك ساحه كامل شهر به ويرانه تبديل شد، ده ها هزار غير نظامي كشته ويا مجروح شدند و حد اقل نيم ميليون نفر بي خانمان شدند.­گروههاي نظامي رقيب در نتيجه راكت باران و بمباردمان مناطق غير نظامي، آدم ربايي، كشتار غير نظاميان، غارت، چور و چپاول شهروندان مرتكب تخطي هاي گسترده حقوق بشر و قواني جنگي شدند . گزارش نشان مي دهد كه تخطي هاي اين دوره نتيجه اجتناب ناپذير جنگها نبوده است بلكه بيشتر نتيجه اعمال غير قانوني و چشم پوشي عمدي رهبران و فرماندهان گروهها بوده است. گزارش تذكر مي دهد امكان اثبات جرم عليه بسياري از رهبران بخاطر فعاليتهاي شان در اين دوره وجود دارد. سازمان نظارت بر حقوق بشر از دولت افغانستان و جامعه بين المللي خواست كه با تاسيس يك محكمه از تلاشهايي كه جهات محاكمه جنايتكاران گذشته بعمل مي آيد حمايت نمايند. آدامس اظهار داشت:« اگر عاملين جنايات گذشته مجازات نشوند، احتمال زياد مي رود كه مرتكب جنايات ديگري شوند و براي رسيدن به مقاصد شان دست به خشونت زنند . آنان يك تهديد دايمي براي آينده افغانستان محسوب مي شوند ».

اكثريت افغانها و بويژه ساكنان كابل خاطرات تلخي از جنگهاي اوايل سالهاي 1990 دارند . يكي افغان چشمديد هاي خود را از يكي از وقايع كه مردم غير نظامي توسط گروههاي درگير از فراز كوهي در مركز كابل مورد هدف قرار گرفته بود چنين شرح داد:« آنها در سر همين سرك فير مي كردند... هفده نفر كشته شد...خوب فهميده مي شد كه آنها مردم عام است. خوب صحيح فهميده مي شد: سر شان چادري بود و بچه هاي خورد بودند كه مي دويدند». يك نرس افغان كه در متن گزارش نيز از او نقل قول شده است، بشكل نمونه تاثير جنگهاي كوچه به كوچه را چنين توضيح داد : « وقتيكه انها بجان هم مي افتادند، صدها نفر زخمي مي شد، هر دفعه همين قسم بود . شفاخانه پر از زخمي ها مي شد- پر پر . ما نمي توانستيم تمام زخمي هايي را كه آورده بودند تداوي كنيم . مردم در بين دهليزها مي مردند». سازمان نظارت بر حقوق بشر گفت بيشتر تاريخ 27 سال اخير افغانستان با نقض قواني حقوق بشر و تخطي هاي قوانين جنگي رقم خورده است . افغانستان براي 14 سال ازسال 1978 الي 1992 از سلطه مستقيم شوروي ها آسيب فراوان ديد . اين دوره با فجايع هولناك مانند بمباردمان و نابودي كامل نواحي مسکوني ، كشتن و شكنجه زندانيان و اختناق شديد سياسي همراه بود . طالبان كه از سال هاي 1996-2001 فرمانروايي كردند، همچنان مرتكب جنايات جنگي و تخطي هاي ديگر شدندو منحيث يك دولت كاملا فرا از معيارات شناخته شده حقوق بشر عمل نمودند. آدامس علاوه نمود:« طتالبان، مجاهدين و كمونيستها كه همه متهم به ارتكاب جنايات جنگي اند، تحت نام آشتي ملي كاملا مصون از مجازات بسر مي برند . اين مسئله خود پايمالي اشكار حقوق قربانيان و دهن كجي به اجراي عدالت است». گزارش سازمان نظارت بر حقوق بشر شمار زيادي از رهبران و فرماندهان گروهها افرادی چون جنرال فهیم، دستم و سیاف را به خاطر نقشي كه در جنايات گذشته داشته اند، متهم مي نمايد، که جای پداختن به آنها نیست.

ناگفته پیداست آنچه که باعث شکل گیری نطفه طالبان در افغانستان شد، عملکرد مجاهدین از این دست بود. گروههای­جهادی با­ستمها و هرج و مرج ایجاد کردنها بر اثر اختلافات شخصی و حزبی به همه عقاید وعقود دینی و ملی شان پشت پا زدند. نمونه واضح آن عقد دوستی آنان در کنار حرم خداوند قبله اول مسلمانان بود که متعهد شدند دست از برادر کشی و اختلافات بردارند اما در طی چند روز عقد و پیمانشان را نقض کردند و اختلافاتشان را تشدید کردند. آنان خواسته و ناخواسته مردم را در دام نزاعهای قبیله ی، قومی، نژادی و لسانی انداختند و وحدت ملی و اسلامی را در مخاطره انداختند، در حالی که اکثریت مردم فریاد می زدند قبیله گرایی چه از نوع تاجیک باشد یا پشتون یا ازبیک باشد یا هزاره، خانمان برانداز بوده و باعث هلاک همه ساکنان کشتی وطن می شود. با مرور به وضع و حال جنگهای داخلی افغانستان به یاد مولانا می افتیم که  مجاهدتها و تلاشهای اهل صورت را چون لایه های پیاز گندیده می داند:

گر بکاوی کوشش اهل مجاز

          تو به تو گنده بود همچون پیاز

 و جنگ و صلحشان را که ریشه در هواهای نفسانی دارد کودکانه و مجازی می خواند:

خلق اطفالــــــند جز مســـت خدا

نیست بالغ جز رهیــــــــده از هـوا

برخیال است صلح شان و جنگ شان

بر خیال است نام شان و ننگ شـــان

وجهادی که ریشه در معرفت ومبارزه به هوای نفس و شیطان نداشته باشد، نه جهادیست خدای که فرمانش به دست شیطان و هوای نفس است. خداوند فرمود« جاهدو فینا» جهاد کنید یعنی تلاش از هر نوعش کنید در مسیر ما جهت نزدیک شدن به ما و تقرب وجودی و انفسی به خدا، تقرب معرفتی و اخلاقی. نه اینکه شمشیر برگیرید و هر جنایتی خواستید به نام ما]خدا[ کنید. شعاری و کار که امروز طالبان، القاعده  و اختطاف گران سر داده و می کنند:

والذین جاهدو فینا بگفت آن شهریار

والذین جاهدو عنا نگفت ای مرد کار

 پیامبر اکرم آن گونه که مسلم  نقل کرده، فرمود « ان الله لا ینظر الی صورکم و لا اعمالکم بل ینظر الی قلوبکم»خداوند به صورت و ظاهر و حتی اعمال شما نگاه نمی کند بلکه نظرش به دلهای شماست. یا آنجا که علی(ع) می گوید « لا دین لمن لا عقل له»( 43 درر و غرر جلد 1، ص 70.) دینی ندارد آنکه خرد و عقل ندارد. دینداری و اعمالی که برخواسته از نفس پاک، معرفت و عقلانیت نباشد، گرچند با اسم و رسم صوری و نیک به خورد مردم و توده ها داده شود، آخرش فساد به بار به آورد.

مادر بت ها بت نفس شماست

زان که آن بت مار و این بت اژدهاست

بت شکستن سهل باشد نیک سهل

سهل دیدن نفس را جهل است جهل

ما درون را بنگریم و حال را

نی برون را بنگریم و قال را

ننگرم بر تو بر آن دل بنگرم

تحفه او آر ای جان در برم

ای برادر تو همه اندیشه ای

ما بقی خود استخوان و ریشه ای

مواردی  از ویرانی های و نزاع های داخلی بین احزاب که بیان شد مثالهای واضح از مسخ شدن جهاد احزاب افغانستان بود که با مطالعه دقیق می توان فهمید­چگونه­شعارهای خدایی آلت دست افراد ناصالح شده و می شود.

با مروربر­ معاملات پنهانی آنان برای مسندهای شخصی به یاد این شعر از سمیع حامد می افتیم:

دو رهبر خفــته بر  روی دو بستر

دو عسکر خسـته در بین دو سنگر

دو رهبر پشـــت میز صلح خندان

دو بیرق بر ســــر گور دو عسکر

 

استفاده ابزاری پاکستان از حکمتیار

اما پاکستان یک چینی را که مسعود و ربانی بود شکست­ولی­«چینی» دیگر یعنی­حکمتیاررا ­علم کرده بود:

«ای­سی­ای کمک به گلبدین حکمتیار را به مشابه سیاست احتیاطی ادامه می­داد، این بدان معنا بود که پاکستان یک بار دیگر دو سیاست [متفاوت] را در مورد افغانستان با هم پیش می­برد. »( همان)

حکمتیار بیچاره کابل را همچنان­با کمک ISI پاکستان نابود می­کرد به امید روزی که بر این شهر بی­دفاع به کمک اربابانش مسلط شود اما غافل از اینکه اینک پاکستان رو به سمت «چینی» دیگر یعنی طالبان آورده و او را از معامله حذف کرده است. و مهره­های آمده­اند تا بقیه رسالت را دنبال کنند: قتل دکتر نجیب الله ، قتل عام بلخ و بامیان، قتل دیپلماتهای خارجی، قتل احمدشاه مسعود و عبد العلی مزاری و نابودی آثار باستانی، مجسمه­های سر به فلک کشیده بامیان و بستن مدرسه­های دخترانه و دانشگاهها و حمام­های زنانه و ترانزیت کارخانه­های افغانستان به سمت پاکستان و کشت خشخاش می­رود اینها همه نتیجه­ جهاد افغانستان و نابودی حکومت مرکزی و پیروزی پاکستان بود:

از دور هر دُهُل که صدا کرد دل ربود

نزدیک شد دُهُل دهن باز چاه شد

شستیم دخت طالع خود را در آبها

              از دیگران سپید شد از ما سیاه شد

 



[1]-http://www.afghan-german.com/pd /Maqalat_  Tahli lha/ Maqalat/Ausgabe.asp?

 

 


موضوعات مرتبط سياسي, اجتماعي, پاكستان
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر 1
تازه ترين مطالب از(سيد محمد حسيني فطرت):

دخالتهاي پاکستان در افغانستان از تکوين مجاهدين تا امارت طالبان(5)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(4)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(3)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(2)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(1)

قانون احوال شخصیه و ضرورت توجه به توسعه فرهنگی

غربت فرهنگ مولانا در هیاهوی اشکال طالبانیسم

اوباما: سیاه پوستی در بستر فرهنگ سفید

افغانستان در کام انفجار جمعيت

گوشة از جهان بيني بيدل

 از ميان همين موضوع:

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟ (بهرام آمونيايي)

حامد كرزي و تلاش براي تمركز قدرت (سيد ميرزاحسين احساني)

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر (بهرام آمونيايي)

نا امنی به شمال کوچ می کند (بهرام آمونيايي)

پيش بسوي مونوكراسي مطلقه! (امين)

"افغانی شدن" بسنده نیست (بهرام آمونيايي)

تنها طالبان عامل نا امنی در شمال نیستند (بهرام آمونيايي)

جنگ "مشترک" در مارجه،آزمون دیگر (بهرام آمونيايي)

مرگ دموكراسي (محمودموسايي)

قانون اساسی افغانستان؛ نظام سیاسی و تعامل قوای ثلاثه (نادر محسني بامياني)

خود باوری

مصالحه دولت با طالبان و جایگاه عدالت (بهرام آمونيايي)

زنگ خطررد صلاحیت شدنها درپارلمان ! (نبي قانع زاده)

بازجویی حکومت از رسانه ها در غیابت قانون رسانه های همگانی (بهرام آمونيايي)

آیا وزیر پیشنهادی اطلاعات و فرهنگ از گذشته آموخته است؟ (بهرام آمونيايي)

چند چالش بزرگ در برابر کابینه جدید حکومت کرزی (بهرام آمونيايي)

فساد در افغانستان: دكان‌هاي حقوق بشر و دموكراسي

آیا تنها دو تابعیتی نبودن وزرا کافی است؟ (بهرام آمونيايي)

جنجال برسرتابعیت دوگانه درپارلمان افغانستان (نبي قانع زاده)

آسیب پذیری خبرنگاران، نشانه ضعف سازمانی آنها (بهرام آمونيايي)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود

امين آرمان

م. غزنوي

تجليل هاي مضحك و پارادوكسيكال از جايگاه زن افغان!

م. غزنوي

admin

تغيير سيستم اشتراك ايميل سايت

admin

امين آرمان

هشت صبح، حرفه اي نيست

امين آرمان

بهرام آمونيايي

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

ادبیات و رئالیسم تلخ اجتماعی

نصرت شاد

محمود موسايي

سكولاريسم منظوم

محمود موسايي

بهرام آمونيايي

نا امنی به شمال کوچ می کند

بهرام آمونيايي

صديق رهپو طرزي

روشنفکران «افغان» در تبعيد

صديق رهپو طرزي

امين آرمان

پيش بسوي مونوكراسي مطلقه!

امين آرمان

ليدا سحر

كشورم را دوست دارم

ليدا سحر
 

مطالب پرخواننده كنوني

افغانستان و بازگشت به اعتیاد

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر

احمدي نژاد هم راست مي گويد و هم لگد مال مي كند

تغيير سيستم اشتراك ايميل سايت

حامد كرزي و تلاش براي تمركز قدرت

نا امنی به شمال کوچ می کند

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟

تمدن «سند ـ هلمند» آغاز گر تاریخ ما

هشت صبح، حرفه اي نيست

تجليل هاي مضحك و پارادوكسيكال از جايگاه زن افغان!

 

آمار مقالات

نويسندگان: 72
مقالات فعال: 1086
كل مقالات: 21086
نظرات: 4525
موضوعات: 36

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 1360
بازديد امروز تاكنون: 864
شما بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2328999
افراد آنلاين:10
آي پي شما: 38.107.191.86

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages
 

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net