با وجود اينكه از عمر دموكراسي نوپاي افغانستان چندسالي نمي گذرد و مردم پس از سالها جنگ و خونريزي و استبداد اين فرصت را يافته اند كه خودشان سرنوشت خويش را تعيين و رييس جمهور كشورشان را بطور مستقيم انتخاب نمايند با اين حال پس از پايان اعلام نتيجه مقدماتي انتخابات رياست جمهوري مشخص شد كه تنها 38 مميز70 درصد واجدين شرايط رأي دهي بر سر صنوقهاي رأي حضوريافته اند كه البته با توجه به پر شدن صندوقهاي رأي در برخي از ولايات در خانه هاي واليها و قومندانان امنيه و رأي دادن چند باره خيلي از رأي دهندگان با كارتهاي متعدد و رأي دادن افراد زير 18سال در برخي حوزه هاي رأي، آمار واقعي مشاركت مردم در پروسه انتخابات بسيار پايين تر از ميزان اعلام شده است.
سوالات زيادي اذهان مردم و آگاهان جامعه را به خود معطوف نموده است كه علت عدم استقبال مردم از پروژه انتخابات و عدم مشاركت گسترده مردم در پاي صندوقهاي رأي چيست؟ آيا مردم از دموكراسي خسته شده اند يا به سرنوشت خويش اهميت نمي دهند و براي شان فرق نمي كند كه چه كسي بر سرنوشت آنها مسلط باشد؟ يا رأي خويش را بي تأثير و نتيجه انتخابات را از قبل مشخص شده ميپندارند؟ آيا نا امني و تهديد طالبان موجب استقبال كمتر مردم از شركت در انتخابات شد؟ و يا اينكه عدم استقبال مردم در واقع يك نوع اعتراض به عملكرد نا موفق دولت در هفت سال گذشته بوده است؟
ممكن است همه اين عوامل، علل عدم استقبال وسيع مردم از مشاركت در انتخابات تلقي شود اما مهم ترين، اصلي ترين و مؤثر ترين علت عدم مشاركت گسترده مردم در انتخابات، دلسردي و نارضايتي مردم از دولت و اعتراض به عملكرد نا موفق و نا كارايي دولت در هفت سال گذشته ميباشد. زيرا عوامل ديگر نقش كمتري در دلسردي مردم از سهمگيري در انتخابات دارد به اين دلايل كه:
1: مردم از دموكراسي نه تنها خسته نشده اند بلكه دموكراسي را يك فرصت مغتنم پس از سالها استبداد، جنگ و خشونت براي خويش مي دانند و از آن بخوبي محافظت مينمايند.
2: سرنوشت مردم هم براي شان أهميت بسزايي دارد و براي مردم بسيار مهم است كه يك فرد شايسته و توانمند مديريت سياسي، فرهنگي، اقتصادي و امنيتي كشور را در دست داشته باشد تا بتواند كشور را با همكاري مردم و شهروندانش بسوي آباداني و پيشرفت سوق دهد.
3: هرچند كه بسياري از مردم نتيجه انتخابات را از پيش مشخص و رأي خويش را بي تأثير ميدانند اما عده كثيري از مردم به مؤثريت رأي خويش باور دارند و با مشاركت خويش سهم فعال در انتخابات ميگيرند چنانكه در انتخابات گذشته شاهد آن بوديم.
4: نا امني و تهديد طالبان گرچه در كاهش انگيزه رأي دهندگان بي تأثير نمي باشد اما باز هم نمي تواند مانع مشاركت گسترده مردم در انتخابات شود و علت حاضر نشدن آنها پاي صندوقهاي رأي باشد چنانكه در انتخابات گذشته رياست جمهوري و شوراي ملي مردم با و جود تهديد طالبان، در انتخابات سهم فعال گرفتند. ديگر اينكه حتي در مناطق امن شمالي و مركزي كشور هم كه تهديد طالبان وجود نداشت و هيچ خطري مردم را تهديد نميكرد مشاركت مردم بسيار پايين تر از حد انتظار بود و آراء وقعي و صحيح به مراتب كمتر از آراء اعلام شده ميباشد و در حوزه هاي كه شخصا شاهد و حاضر بودم و برخي حوزه هاي ديگر كه گزارش موثق دارم ميتوان به جرأت ادعا نمود كه نزديك به نيمي از آراء غير واقعي و تقلبي ميباشد به اين دليل كه برخي از رأي دهندگان بيش از يك بار با چند كارت رأي دهي پاي صندوقهاي رأي حاضر شدند و بسياري از رأي دهندگان را افراد زير هجده سال تشكيل ميدادند.
بنابراين، عمده ترين عاملي كه باعث شد مردم كمتر در انتخابات شركت جويند و موجب دلسردي آنها از سهمگيري و مشاركت فعال در انتخابات رافراهم آورد عملكرد ضعيف و نا موفق دولت در عرصه هاي امنيتي، اقتصادي و بازسازي، مماشات با اختطاف كنندگان و برهم زنندگان امنيت، باج دهي به طالبان، غرق شدن دولت مردان در فساد اقتصادي، تعامل و همكاري با قاچاقچيان مواد مخدر و آزادي آنها در آستانه انتخابات و رفتار تبعيض آميز، فاشيستي و تنگ نظرانه در عرصه فرهنگي كشور است كه مردم را از بهبود و ضعيت كشور مأيوس نموده است.
عدم مشاركت گسترده در انتخابات در واقع يك نوع اعتراض مسالمت آميز و هشدار به دستگاه حاكمه است تا شايد كمي به خود آيد كه بدون پشتوانه قاطع مردم نمي تواند دوام بياورد و به كار خويش ادامه دهد و بايد هرچه سريعتر در جهت جلب رضايت مردم اقدامات عملي را روي دست بگيرند و گرنه ممكن است اين اعتراض مسالمت آميز در صورت تداوم وضع و روش موجود به پرخاشگري و عصيان اجتماعي منجر شود كه مهار آن براي دولت مقدور نباشد. بنابراين براي پيش گيري از شرايط غير مترقبه و عصيان اجتماعي مردم، بايد دولت هم به اصلاح رفتار خود بپردازد و هم براي بهبود وضعيت زندگي و معيشت رعيت تلاش نمايند و امنيت را كه مهمترين حق اتباع يك كشور است فراهم نمايند. زيرا بدون تأمين امنيت بهبود شرايط اقتصادي و فرهنگي و پيشرفت در بازسازي امكان پذير نميباشد.
سيد ميرزاحسين احساني.