English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه

ما وجهان معاصر؛ امريكا از اين زاويه

avatar
بهرام آمونيايي

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن

avatar
آروند هاتی روی

پایان و مرگ خیال

avatar
نصرت شاد

تئوری روسو و دولت روبسپیر

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر

کیرکگارد، فیلسوف یا خداشناس؟

نويسنده: نصرت شاد

نصرت شاد
تاريخ دريافت: 18.06.2009
تاريخ نشر: 22.06.2009

سورن کیرکگارد، فیلسوف دانمارکی درقرن 19، یکی از پیشگامان فلسفه اگزیستنسیالیستی و نماینده مسیحیت فردگرایانه و خردگریزانه است. او در کنار مارکس و فویرباخ، یکی از جمله سه نخاله مخالف هگل بود و او را یک متفکر آبستراکت نامید. جهان کیرکگارد پر از تضاد و تناقض بود. او حقیقت عینی را گاهی مقبول معرفی می کند. وی می گفت که وظیفه انسان دسترسی به شناخت نیست بلکه عمل در راه دین و خداست و نه تئوری و علم، بلکه عمل و زندگی را ایستایی می دانست ولی تکرار را کوشش و فعالیت بحساب می آورد. در نظر او پروسه تاریخ منطقی نیست و با کمک خاطرات نمی شود با آینده رو برو شد و تاریخ نه مداوم و پیوسته بلکه پرشی و مقطع است.
Story Image, Click to View Article

 

Soren Kierkegaard 1813-1855

سورن کیرکگارد، فیلسوف دانمارکی درقرن 19، یکی از پیشگامان فلسفه اگزیستنسیالیستی (هستی یا وجودگرایی) و نماینده مسیحیت فردگرایانه و خردگریزانه است. او در کنار مارکس و فویرباخ، یکی از جمله سه نخاله مخالف هگل بود و او را یک متفکر آبستراکت(صوری، مجازی) نامید. او ولی خلاف مارکس که خواهان انقلاب اجتماعی بود، انقلاب دینی را توصیه می نمود. کیرکگارد گرچه تحت تاثیر دیالکتیک هگل بود، ولی به رد سیستم فلسفه هگلی پرداخت، چون آنرا قادر به شناخت هستی نمی دانست. آبستراکت نامیدن هگل از آنجاست که در نظر او هگل به فرد، نیازها، و نجاتش اهمیت نمی دهد. کیرکگارد می گفت که فیلسوف ممکن است یک سیستم فکری عرضه کند ولی قادر به یک سیستم هستی شناسی نیست. او چون مارکس، مخالف دولت و کلیسا بود. اگزیستنسیالیستهای مسیحی و آته ایستی، هردو بعدها تحت تاثیر او قرار گرفتند. او سقراط را یکی از فیلسوفان اگزیستنسیالیست تاریخ می دانست.

در مقابل هگل، وی فردگرا است و نه جمعگرا. مورخین چپ او را نماینده ارتجاع خشن بورژوازی علیه الهیات لیبرال و کوششهای دمکراتیک بورژوازی از زمان روشنگری تا زمان هگل می دانند. برای او تنها  هستی و زندگی کافی نیست بلکه شور زیستن، خودشناسی، انتخاب خود، و واقعیت دادن بخود مهم بود. این خواسته های او را امروزه آغاز فلسفه وجودگرایی می دانند. عقیده هستی گرایی او در آنجاست که می گفت فرد بر جمع، و ارسطو بر افلاتون، تقدم دارند. او درد و رنج و افسرده گی و مشکلات خصوصی خود را بعدها به هستی عمومی بشر تعمیم داد. وی می گفت که برای انسان سه نوع هستی و زندگی نمودن وجود دارد: هستی استتیک ، هستی اخلاقی، و هستی دینی . یا اینکه انسان فقط دنبال لذت یا دنبال دین گرایی برود.او ایمان را از عقل جدا نمود و گفت که وجود خدا را فقط می توان از طریق هستی شناسی ثابت کرد و نه از طریق عقلگرایی یا سند و مدرک و دلیل. او ذهن گرایی را حقیقت می دانست. اگزیستنسیالیسم او متکی به یک تئوری شناخت ذهنی و مشخص بود.فلسفه هستی گرایی او توجه انسان را به درون و روان انسان جلب می کند. تاثیر فلسفه کیرکگارد پنجاه سال بعد از مرگش در غرب به اوج خود رسید. در آلمان هایدگر و یاسپارس و در فرانسه سارتر و کامو به تفسیر و تبلیغ نظراتش پرداختند. در ادبیات، داستایوسکی، ریلکه، و کافکا تحت تاثیر کتابهایش قرار گرفتند.

اهمیت به فلسفه او در قرن بیست به دلیل تاثیر روی الهیات دیالکتیکی پروتستانتیسم و فلسفه اگزیستنسیالیسم بود. او غیر از دین رسمی و کلیسای دولتی، مخالف علم گرایی نیز بود، و به انتقاد از مسیحیتی پرداخت که از طریق کلیسا و دولت، قیمومیت انسانهای مفعول و بی نظر را بعهده می گیرد. مخالفت او با نظریه تضاد مطلق هگل در آنجاست که در نظر او هگل می خواست میان جهان و خدا واسطه شود. وی می گفت که تنها کافی نیست که هرکدام از ما بخشی ناشناخته از یک جمع گمنام باشد. مخالفت او با مسیحیت دولتی هگل این بود که می گفت زندگی دینی هر کسی تنها قراردادی است میان خدا و فرد، و نیازی به دولت و کلیسا ندارد. اگر نزد هگل فرد در چرخ ضرورتهای تاریخ قرار دارد، نزد کیرکگارد فرد، انسانی کاملا آزاد برای تصمیم ها و مسئولیت هایش می باشد. او با اشاره به هگل می گفت که دین بصورت جمع ظاهر نمی شود بلکه به شکل فردی، و زندگی می خواهد که تاریخی درک گردد ولی آینده نگرانه انجام گیرد، و باید به پرسشهای عملی به شکل مجرد جواب داد و نه نظریه پرداز تئوریهای عام بود. او در مخالفت با تاسیسات کلیسای دولتی کشور دانمارک، خود را یک مسیحی معتقد می دانست.

سورن کیرکگارد میان سالهای 1853-1813 زندگی نمود و در جوانی در سن 42 سالگی درگذشت. پدر او بعد از مرگ همسر اول با کلفت و خدمتکار خود ازدواج نمود، کیرکگارد محصول این زناشویی استثنایی بود. وی 25ساله بود که وارث ارثیه پدری گردید و نیازی به شغل برای درآمد نداشت. او در27 سالگی عاشق یک دوشیزه 17ساله بنام رگینه اولسن گردید ولی بعد از مدتی از ازدواج باوی منصرف شد، گرچه رابطه خود با آن دختر را به رابطه باخدا تشبیه کرده است. وی بعد از لغو نامزدی دچار ناراحتی روحی شد و سالها بدان علت رنج برد. کیرکگارد همچون نیچه در آغاز به تحصیل الهیات و زبانهای کهن پرداخت ولی بیشتر علاقمند به ادبیات و فلسفه بود. او در سال 1841 دکترای الهیات گرفت و در سال 1843 نخستین اثر خود یعنی کتاب " یا این یا آن " را منتشر نمود.

کیرکگارد می گفت که در الهیات باید بدون هیچگونه تضمینی دل بدریا زد و به جستجوی خدا پرداخت و چون خدا مقوله ای آبزورد و پر از تضاد و تناقض است، وجود آنرا هیچگاه نمی توان ثابت نمود، و عقیده ماهیتا خردگریز است و آن بیشتر شور و شوق و عشق است تا احساسی قابل اثبات. کیرکگارد مبلغ یک جهانبینی غیرمادی، روحانی، مذهبی، عارفانه و آن جهانی است. وی وظیفه خود را مسئولیتی سقراطی می دانست و می گفت مسیحیت را باید از نو تعریف و کشف نمود. در نظر او تصمیم برای یک زندگی مذهبی نیاز به دلایل عقلی ندارد، چون آن احساس ضرورت شخصی و متکی بر انگیزه های فردی است. کیرکگارد در مخالفت با الهیات عقلگرا می گفت که اراده بر عقل تقدم دارد و انسان باید فقط فرمانبر خدا و دستورات او باشد. رد علم از طریق کیرکگارد باعث شد که وی را به رمانتیکها نزدیک بدانند، گرچه او و حشیانه رمانتیکها را نفرین می نمود.

در نظر او انسان سنتزی است از جسم و روح که در زندگی مسیحی، او بالاترین ایده آلها را دارد، ولی دین اجازه ندارد به دگم و جزم تبدیل شود. وی می گفت که عقیده نه یک احساس مستقیم و نه یک حقیقت جزمی و نه یک دستور اخلاقی بلکه مقوله ای ورای اخلاق است. برای او، ترس بخش مهمی از زندگی معمولی است و جهان عقلگرا نیست. بلکه غیرقابل درک و آبزورد می باشد. او برای عرفان و درونگرایی حداقل دو راه را پیشنهاد می کند: اخلاقی و دینی. در نظر او درک و احساس مرحله شکست، آغاز راهی بسوی خداست، آزاد از جهان بودن، همزمان راهی بسوی خداست. گرچه او در دین یابی برای دیگران کتاب "یا این یا آن " را نوشت، ولی برای خود "نه این و نه آن " را انتخاب نمود. او با اشاره به آماده گی ابراهیم برای قربانی نمودن فرزندش اسحاق، می گفت که ایمان واقعی و عقیده بخدا، مقوله ای آبزورد است.

در نظر کیرکگارد هستی و وجود انسانی در تنهایی و یا در شرایط ترس از طریق مذهب قابل احساس می باشد. در مرکز فلسفه کیرکگارد حقیقت ذهنی یا حقیقت شخصی وجود دارد. او حقیقت را زندگی و هستی می نامید. در نزد او تضادها اهمیت مهمی دارند. وی می گفت که هدف انسان باید نجات روح در یک جهان ناامید، آبزورد، مبتذل، و درحال فنا باشد. وی می نویسد که اتفاقاتی زندگی را تعیین می کنند که وابسته به حوادث بیرونی هستند. در جواب کانت که پرسیده بود"چگونه باید زندگی نمود؟ "، وی جواب داد که ما مجبور هستیم راهی را انتخاب کنیم و از طریق این انتخاب نشان می دهیم که که هستیم. او تمرین سختی درونگرایانه شخصی اش را به رواقیون شهید تشبیه می نمود.

جهان کیرکگارد پر از تضاد و تناقض بود. او حقیقت عینی را گاهی مقبول معرفی می کند. وی می گفت که وظیفه انسان دسترسی به شناخت نیست بلکه عمل در راه دین و خداست و نه تئوری و علم، بلکه عمل و زندگی را ایستایی می دانست ولی تکرار را کوشش و فعالیت بحساب می آورد. در نظر او پروسه تاریخ منطقی نیست و با کمک خاطرات نمی شود با آینده رو برو شد و تاریخ نه مداوم و پیوسته بلکه پرشی و مقطع است. امروزه ترس در فلسفه او را نتیجه عقاید و ادعاهای فوق می دانند.

 


موضوعات مرتبط انديشه
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر
تازه ترين مطالب از(نصرت شاد):

 از ميان همين موضوع:

ما وجهان معاصر؛ امريكا از اين زاويه

هواداران آنارشیسم در ادبیات غرب (نصرت شاد)

تئوری روسو و دولت روبسپیر (نصرت شاد)

برتراند راسل و تاریخ ساده فلسفه لیبرالی (نصرت شاد)

رازهای لبان خاموش بودا: مصاحبه‌ای با سیذارتا گوتما- 1 (سيدمحمد فطرت)

بدون موبایل هم می‌توان با امام رضا سخن گفت (امان الله شفايي)

افغانستان و ضرورت تبدیل احساسات دینی به عقلانیت دینی (سيد محمد حسيني فطرت)

بورژوازی و فیلسوفان اش (نصرت شاد)

بررسی دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بين الملل (سيدعلي حسيني)

ادبیات و رئالیسم تلخ اجتماعی (نصرت شاد)

روشنفکران «افغان» در تبعيد (صديق رهپو طرزي)

گاندی و اقبال؛ فلسفه ترحم و رنسانس اسلام مدرن (نصرت شاد)

از جوی مولیان تا آب رکن آباد؛ رودکی و حافظ در منابع غرب (نصرت شاد)

نیکوکاری، میان مسیح و استالین (نصرت شاد)

رودکی و حافظ در منابع غرب (نصرت شاد)

ادبیات تعهد (دكتر بيژن باران)

انسانشناسی فلسفی بورژوازی (نصرت شاد)

فلسفه بورژوایی، پایان یا آغازی نو؟ (نصرت شاد)

رازهای جهانخواری(5) (احد تركمني دليل)

خاتميت و نقد ديدگاه روشنفكران (سيد ميرزاحسين احساني)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

هواداران آنارشیسم در ادبیات غرب

نصرت شاد

بهرام آمونيايي

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور نظرات :1

بهرام آمونيايي

امين آرمان

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور !

امين آرمان

بهرام آمونيايي

سازمان کشورهاى اسلامي جدي است؟

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود نظرات :1

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

 

آمار مقالات

نويسندگان: 75
مقالات فعال: 1122
كل مقالات: 21122
نظرات: 4582
موضوعات: 39

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 6549
بازديد امروز تاكنون: 2544
شما بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2904063
افراد آنلاين:6
آي پي شما: 38.107.191.105

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages


Username:
Password:
Lost Password?
Recover Password

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net