آقاي باراك اوباما در پايان سخنراني وزين خود به جملاتي از سه كتاب مقدس مسيحيان، مسلمانان و يهوديان استناد مي كند كه هريك بر صلح و مهرورزي ميان انسانها تأكيد دارند. آقاي اوباما از كتاب مقدس مسلمانان به اين آيه- با نقل قول مستقيم- استناد مي كند:
" The Holy Koran tells u: O mankind! We have created you male and a female; and we have made you into nations and tribes so that you may know one another."
"يا ايهالناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفو.
ترجمه: اي مردم شما را از مرد وزني آفريديم و شما را گروه گروه و قبيله قبيله قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد".
مترجم دري متن سخنراني اوباما كه احتمالا از سياست جلوگيري از اختلافات قومي وزارت فرهنگ افغانستان مبني بر عدم ذكر نام اقوام و قبايل در متن كتب و رساله ها و نوشتار و احتراز از "تعارف" و شناخت متقابل اقوام و مليتها باخبر بوده، همين آيه را در متن سخنراني اوباما، اينگونه ترجمه كرده است:" قرآن کریم واقعا می فرماید اگر کسی صلح می طلبد شما نیز صلح بطلبید"!
ظاهرا مقامات وزارت فرهنگ افغانستان آثار علمي اشخاص بزرگي مانند علي بن ابي طالب را به اين دليل به آب انداختند كه فكر مي كردند اينگونه نويسندگان قرنها پيش وفات كرده اند و حالا ديگر كاري از دست شان ساخته نيست. نه حق مالكيت دارند نه كپي رايت دارند و نه امكان اقامه دعوا و نه ورثه اي دارند كه اين كارها را به بجاي شان پيش ببرند. مترجم دري متن سخنراني اوباما احتمالا به اين نتيجه رسيده كه قرآن چون اثر خداوند است و خداوند هم كه همه جا حي و حاضر و حتي از رگ گردن آدم هم به آدم نزديكتر است، پس با آثار او نمي توان معامله اي را كرد كه گماشتگان كريم خرم در كنار رودخانه هيرمند با آثار نويسندگان متوفايي چون حسن فولادي، شيخ كليني و علي ابن ابي طالب داماد پيامبر كردند. يكي از راههاي جلوگيري از دامن زدن به اختلافات قومي از سوي نويسندگان بسيار بزرگي چون خداوند متعال اين است كه تعبير" so that you may know one another" يعني همان"لتعارفوا"ي عربي و "تا يكديگر را بشناسيد" فارسي را به "صلح بطلبيد" ترجمه كرد. تعبيرات اختلاف برانگيز Nations and Tribes يا همان "شعوب و "قبائل"را بايد از متن ترجمه دري پاك كرد. بجاي آنها مي شود از يك قيد بسيار ساده واقعا" استفاده كرد و مي شود كل جمله را مشروط و محدود و مقلوب كرد به اينكه "اگر واقعا كسي صلح مي خواهد شما هم بخواهيد". مفهوم جمله هم اين مي شود كه اگر واقعا كسي صلح نمي خواهد پس شما چرا مي خواهيد!
سؤال اين است كه اصلا چه ضرورتي دارد كه اين نويسندگان بخصوص خداوند متعال(ج) اينهمه اصرار دارند تا ما آدمها يكديگر را بشناسيم؟! مثلا ما افغانها كه همين حالا بدون اينكه يكديگر را بشناسيم و بي آنكه ذرهاي ميلي به شناخت يكديگر داشته باشيم وحدت ملي كامپلت داريم.