سیر و تحول جامعه انسانی در بین اقوام و ملتها سازنده و بوجود آورنده فرهنگها و تمدنها میگردند. و اصطلاح فرهنگ درلاتین به معنای کلتور یعنی مراقبت(جسم و روح) می باشد.
کلمه فرهنگ در لغت نامه معین به معنی1 ـ علم ، دانش . 2 ـ تربيت ، ادب . 3 ـ واژه نامه ، كتاب لغت . 4 ـ عقل ، خرد. 5 ـ تدبير، ...... آمده است.
بطورمسلم همه یی اقوام و ملتها دارای فرهنگ و آداب رسوم خاص خود میباشند که مردم ما نیز از این قاعده استثنی نبوده و با تاریخ کهن و غنی که دارند دارای فرهنگ خاص خود در بین ملتهای دیگر میباشند.
فرهنگ و آداب رسوم شامل زبان، ادبیات، هنر، معماری، لباس، اعیاد، چگونگی محافل شادی و غم، چگونگی تشکیل خانواده و غیره میباشند.
ملت ما از این نمادها و باین نمادها برخوردها و برداشتهای خاص خود را دارند. این نمادهای فرهنگی تاثیرپذیری و تاثیرگذاری خود را در سایر فرهنگها نیز دارند.
اقوام و ملتهای رشید دیگر در راستای حفظ اصالتهای فرهنگ گذشته خود که از ارزشهای والای انسانی برخوردار اند تلاش نموده و آنها را برای نسل آینده خود معرفی و تقدیم می کنند.
تاریخ گذشته ملت ما دریک حوزه فرهنگی و تمدنی وسیع دارای سابقه درخشان بوده ارایه آنها به نسل جدید که در بیرون از آن حوزه تمدنی (خارج از کشور) خود را می شناسند و رشد می کنند لازم به باز گویی آن بزبان ساده و به روشهای جدید امروزی دارد.
آشنا نبودن نسل جدید پناهندگان و مهاجرین با فرهنگ آبایی و اجدادی شان فاصله یی با نسل اولیه پناهنده ها ایجاد نموده است و باعث اختلافات و سوتفاهم های گوناگون بین فرزندان و والدین میگردد و این فاصله ها هرروز بیشتر می شود.
و اکثر والدین و خانواده ها با نگرش ویژه و سنتی نسبت به فرهنگ خودش داشته و بعضی ها هم توانایی تفاهم با همان نگرش سنتی با فرزندان و نسل جدید را ندارند و از چالشهای عمده خانواده های پناهنده ای هموطن و سایر پناهندگان که شبیه به فرهنگ ما دارند به حساب می آیند.
کدام ارگان و نهادی فرهنگی برای نسل جدید پناهنده و مهاجر در خارج از کشور کاری اساسی انجام نداده اند حتی ایده و اندیشه آن تا به حال بطور جدی شنیده و طرح نشده است تانسل جدید پناهنده ها بطور نسبی با فرهنگ آبایی و اجدادی خودش آشنا گردند و این نا آشنایی ها چالشهای روانی و غیرروانی را ممکن است بوجود بیاورد.
در نظرسنجی های که با نسل جدید پناهنده ها از طرف موسسات مختلف در کشورهای پناهنده پذیر صورت می گیرد سوال های که از جوانان و نو جوانان پناهنده شده و اکثرا آنها از نظرقانونی مدارک کشور محل اقامت خود را دریافت کرده اند و آنها شهروند آن کشور محسوب می شوند وقتی که از آنها پرسیده شده است که:
آیا شما خودرا متعلق به فرهنگ کشور محل اقامت خود میدانید؟
و یاخود را متعلق به کشور و فرهنگ آبایی و اجدادی میدانید؟
کتله وسیع از آنها حداقل خود را متعلق به فرهنگ کشور محل اقامت خود نمی دانند
.
اینها نه از فرهنگ اجدادی و آبایی خود فرار کرده می توانند و نه هم خود را به فرهنگ جدید راحت احساس می کنند.
اما اینکه از فرهنگ آبایی و اجدادی گریزان نیستند و خود را متعلق به فرهنگ دیگری غیر از آن فرهنگ که درآن رشد کرده اند می دانند به عبارت دیگر خود را وابسته به فرهنگ آبایی و اجدادی خود می دانند پس این نسل یک تعلق خاطر دیگر نیز دارند و این تعلق خاطر به نحوی یک خلا روحی برایشان محسوب می گردد و این خلا بصورت درست و حساب شده بدور از افراط تفریط باید پر گردد تانسل قوی، مطمئن و بااعتماد به نفس بالا رشد کنند و از تعادل روحی مطلوبی برخوردار باشند.
ضرورت است تا فرهنگیان و اندیشمندان جامعه ما دراین راستا راه حل های عملی را برای هزاران جوان و نوجوان (پناهنده ومهاجر) ملت ما بیاندیشند تا نسل پرنشاط و فعال تقدیم جامعه گردد.
گسترش رسانه های گفتاری، نوشتاری و دیداری در بین پناهنده ها از اولویتهای این وادی خواهد بود تا در راستای ترویج و تحکیم این امور بپردازند تا نسلهای جدید با توانمندی های اقتصادی و علمی بالا پل ارتباطی محکم بین دو فرهنگ گردند و پیوند های بین کشور اجدادی شان و کشور های بیرونی را مستحکم سازند.