English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه

ما وجهان معاصر؛ امريكا از اين زاويه

avatar
بهرام آمونيايي

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن

avatar
آروند هاتی روی

پایان و مرگ خیال

avatar
نصرت شاد

تئوری روسو و دولت روبسپیر

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر 2

عبور از خط قرمز

نويسنده: نادر محسني بامياني

نادر محسني بامياني
تاريخ دريافت: 23.05.2009
تاريخ نشر: 23.05.2009

براساس تصریح قانون اساسی افغانستان وظیفه ی رئیس جمهور، در اول جوزای سال پنجم به پایان می رسد . بر این اساس از اول جوزای سال جاری دوره ریاست جمهوری محترم حامد کرزی رئیس جمهور فعلی افغانستان ختم شده تلقی میگردد. اما آنچه که امروزه در محافل سیاسی و اجتماعی افغانستان قابل تأمل می باشد موضع گیری های متعدد و متفاوت نسبت به عبور دوره ریاست جمهوری از میعاد تعیین شده در قانون اساسی است .
Story Image, Click to View Article

 

براساس تصریح قانون اساسی افغانستان وظیفه ی رئیس جمهور، در اول جوزای سال پنجم به پایان می رسد . بر این اساس از اول جوزای سال جاری دوره ریاست جمهوری محترم حامد کرزی رئیس جمهور فعلی افغانستان ختم شده تلقی میگردد. اما آنچه که امروزه در محافل سیاسی و اجتماعی افغانستان قابل تأمل می باشد موضع گیری های متعدد و متفاوت نسبت به عبور دوره ریاست جمهوری از میعاد تعیین شده در قانون اساسی است . گرچه به استناد تفسیر ماده شصت و یکم قانون اساسی توسط ستره محکمه ، و پذیرش این تفسیر از جانب حامد کرزی رئیس جمهور کنونی و حامیان خارجی افغانستان یک راه میانه و به ظاهر قانونی و حقوقی برای گذر از اختلافات ناشی از این امر رونما گردید، ولی این که نظر ستره محکمه به عنوان بالاترین نهاد قضایی در کشور چقدر دقیق و قابل پذیرش بوده می تواند جای بس تأمل و مداقه از نظر مسلکی می باشد .

در نظریه ای که از سوی ستره محکمه صادر شده است برای توجیه ادامه کار رئیس جمهور فعلی تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری می توان مبانی ذیل را یافت:

مبنای اول این است که از خود ماده شصت و یکم قانون اساسی برای استدلال بهره گرفته شده ، زیرا در صدر ماده ی مذکور، پایان دوره ریاست جمهوری بعد از انتخابات بیان شده است ، چون در قانون اساسی آمده است که : وظیفه رئیس جمهور در اول جوزای سال پنجم بعد از انتخابات به پایان می رسد ، بنا بر این اگر به هر دلیل انتخابات نتواند تا اول جوزا بر گزار گردد ، رئیس جمهو همچنان باید به کار خود تا بعد از برگزاری انتخابات ادامه دهد. گرچه اعضای محترم ستره محکمه برای استحکام بیشتر دیدگاه خویش به یک قاعده فقهی مشهور هم استناد کرده اند که آن عبارت از( قاعده ابقای ماکان) در قواعد فقه است ، و پاراگراف اول ماده شصت و یکم قانون اساسی هم فی نفسه نمی تواند با تکیه بر اصول لفظی و فقهی بگونه دیگر تفسیر شود ، اما مشکل کار در این است که همین ماده ی قانون در پاراگراف بعدی خود راه چنین تفسیری را بسته و با بیان این نکته که : انتخابات در خلال سی الی شصت روز قبل از پایان کار رئیس جمهور بر گزار می گردد، اول جوزای سال پنجم را نقطه پایان برای دوره ی کاری یک رئیس جمهور در سیستم حقوقی افغانستان قرار داده و مسئولین امر را مکلف ساخته تا قبل از اول جوزای سال پنجم ، انتخابات را دایر و رئیس جمهور بعدی را معلوم نماید.

بنا براین نمی توان ادامه کار رئیس جمهور را بر این مبنا توجیه نموده و بر استدلال خویش بر این اساس تأکید نمود.

مبنای دیگری که اعضای ستره محکمه برای تو جیه نظریه خویش بدان استناد کرده اند ، اصل مصلحت و تأمین عدالت و عمومیت انتخابات است . اصول مبهم، نسبی و کلی که از نظر حقوقی نمی توان برای آنها استاندارد یا دامنه مشخصی تصور نمود ولی در عین حال واقعیتهای مسلمی که نمی توان از آنها چشم پوشی نموده و اشارتی ولو غیرمستقیم که در قانون از آنها رفته است را نادیده گرفت. شاید به همین دلیل است که ، با وجود تصریح در خود ماده شصت و یکم قانون اساسی باز هم ستره محکمه را نتوانسته است متقاعد بسازد با مخالفین تمدید کار ریاست جمهوری تا بعد از بر گزاری انتخابات همنوا شده ، و به دفاع از نص صریح و بدون چون و چرای قانون اساسی بپردازد.

به نظر می رسد که ستره محکمه افغانستان در قضیه ی مورد بحث نظر حقوقی ارائه نکرده ، بلکه شرایط و اوضاع کشو را مد نظر قرار داده و براساس مصلحت ، چنین نظری را داده باشد . خواه این مصلحت ، عدم امکان برگزاری انتخابات به دلیل موانع طبیعی ، مسائل امنیتی ، کم کاری و بی تدبیري کمیسیون مستقل انتخابات باشد ، خواه کم کاری مقامات حکومتی به شمول رئیس جمهور.

با وجود این که نمی توان ستره محکمه را مرجع تشخيص مصلحت افغانستان دانست ، زیرا این نهاد در سیستم حقوقي افغانستان یک نهاد مصلحت سنج نیست، بلکه یک نهاد کاملا حقوقی و قضایی است و از آن انتظار می رود که تصمیماتش بر مبنا و اصول حقوقی استوار باشد تا مصلحت سنجی . ولی با این وصف به دلیل ارائه یک کوره راهی برای برون رفت از وضعیتی که می توانست افغانستان را با یک چالش جدی مواجه سازد ، نمی توان از کنار استدلالها و واقعیتهایی که مبنای نظر ستره محکمه را در ارائه چنین تفسیری از ماده شصت و یکم قانون اساسی  تشکیل می دهد به سادگی گذشت؛ رعایت مصالح کلان ملی ، عمومیت و عادلانه بر گزار شدن انتخابات از جمله مواردی است که در قانون اساسی هم به نحوی از آن سخن به میان آمده ، گرچه خصوصیتی در مورد انتخابات ریاست جمهوری ندارد ولی در مقام تفسیر قانون به وسیله خود قانون می توان از آن برای رفع غموض قانونی استفاده کرد و تفسیر نمود که عمومیت و عادلانه برگزار شدن انتخابات  چون شرایط کلی هستند، باید در سایر موارد هم رعایت شوند، یا این که از قاعده اولویت برای سرایت آن در انتخابات ریاست جمهوری نیز استفاده کرد و چنین بیان داشت که وقتی قانون ، عمومی و عادلانه برگزار شدن انتخابات ولسی جرگه را مورد تأکید قرار می دهد ، پس به طریق اولی این قاعده شامل انتخابات ریاست جمهوری نیز می شود و چون به دلیل عدم رفع مشکلات امنیتی، شرایط اقلیمی و عدم تأمین منابع مالی انتخابات ، شرایط عادلانه و عمومی برای دایرنمودن انتخابات تا قبل از اول جوزای سال جاری مهیا نمی گردد ، پس به مصلحت کشور است، زمانی را که از نظر کمیسیون مستقل انتخابات ، این شرایط به طور نسبی آماده می شود را همه جناحها و طیف های سیاسی کشور بپذیرند و از کنار نقض ماده شصت و یکم قانون اساسی به خاطر مصالح عمومی و مهیا نشدن عادلانه زمینه برگزاری انتخابات بگذرند.

همانطور که قبلاً نیز گفته آمدیم این یک کوره راهی است که ستره محکمه نه به حیث مرجع تفسیر قانون اساسی و نه به حیث دستگاه قضایی که حل این مشکل در حیطه وظایف مسلکی آن قرار داشته باشد ، بلکه بیشتر به خاطر مصلحت اندیشی و ارائه یک راه بیرون رفت از چالشی که بنا بر هردلیل خواسته یا ناخواسته افغانستان را با یک شرایط حساس و شکننده روبرو ساخته بود، اتخاذ کرده است.

با وجود اینکه تصمیم ستره محکمه با استقبال اکثریت محافل سیاسی و اجرایی در کشور و حامیان خارجی افغانستان مواجه شده ، و در ظاهر امر همگی چاره ای جز گردن نهادن بر این تصمیم را در خود نمی بینند، نباید از نظر دور داشت که این تصمیم مخالفان طبیعی خود را نیز داشته باشد . اکثر قریب به اتفاق محافل حقوقی و حقوق دانان کشور نمی توانند با چنین تفسیری از قانون اساسی موافقه نمایند. بخشی از اعضای پارلمان نیزعملاً در مقابل آن موضع گرفته در برابر آن واکنش نشان داده اند ، که شکایت در کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی و نوشتن نامه سرگشاده در مخالفت با تصمیم ستره محکمه از آدرس جمعی از وکلای شواری ملی ، از واکنشهای جدی نشان داده شده در مقابل این تصمیم و ابراز نظر ستره محکمه می باشد . ولی واقعیت این است که ، عبور از اول جوزا در سایه تفسیر قانون اساسی توسط ستره محکمه برای افغانستان عبور از خط قرمزی است که با وجود حل نسبی و مقطعی یک چالش جدی در کشور، فتح بابی خواهد شد برای ارائه تفسیرهایی از این دست از قانون اساسی، که قطعاً نمی تواند در دراز مدت به مصلحت و منفعت کشور باشد. بدون شک عبور از اول جوزا در تاریخ و رویه قضایی افغانستان به عنوان یک نقطه قابل تأمل باقی خواهد ماند و بیم آن می رود که عبور از خطوط قرمز و باید ها و نباید های مندرج در قانون اساسی افغانستان به رویه ای معمول به نفع جناحهای سیاسی تبدیل گردد که بدون شک افغانستان را به سوی تکرار تجربه های تلخ گذشته سوق خواهد داد.   

 

 


موضوعات مرتبط سياسي, حقوق, انتخابات
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر 2
تازه ترين مطالب از(نادر محسني بامياني):

 از ميان همين موضوع:

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن (بهرام آمونيايي)

پيش درآمدي بر جامعه شناسي تاريخي طالبان (مهدي سعيدي)

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور

دست زورگويان از پروژه ها كوتاه خواهد شد؟ (بهرام آمونيايي)

انتخابات پارلمانی و چالشهای پیش رو (نادر محسني بامياني)

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور ! (امين)

افغانستان و میهن پرستی های دروغین رهبران (سيد محمد فطرت)

آیا لوی سارنوالي میتواند با ریشه های اصلی فساد مبارزه کند؟ (بهرام آمونيايي)

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟ (بهرام آمونيايي)

حامد كرزي و تلاش براي تمركز قدرت (سيد ميرزاحسين احساني)

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر (بهرام آمونيايي)

نا امنی به شمال کوچ می کند (بهرام آمونيايي)

پيش بسوي مونوكراسي مطلقه! (امين)

"افغانی شدن" بسنده نیست (بهرام آمونيايي)

تنها طالبان عامل نا امنی در شمال نیستند (بهرام آمونيايي)

جنگ "مشترک" در مارجه،آزمون دیگر (بهرام آمونيايي)

مرگ دموكراسي (محمودموسايي)

قانون اساسی افغانستان؛ نظام سیاسی و تعامل قوای ثلاثه (نادر محسني بامياني)

خود باوری

مصالحه دولت با طالبان و جایگاه عدالت (بهرام آمونيايي)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

هواداران آنارشیسم در ادبیات غرب

نصرت شاد

بهرام آمونيايي

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور نظرات :1

بهرام آمونيايي

امين آرمان

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور !

امين آرمان

بهرام آمونيايي

سازمان کشورهاى اسلامي جدي است؟

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود نظرات :1

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

 

آمار مقالات

نويسندگان: 75
مقالات فعال: 1122
كل مقالات: 21122
نظرات: 4581
موضوعات: 39

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 3089
بازديد امروز تاكنون: 189
شما بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2890047
افراد آنلاين:6
آي پي شما: 38.107.191.106

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages


Username:
Password:
Lost Password?
Recover Password

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net