ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به پایان رسید و سر انجام 44 نفر رسماَ در کمسیون مستقل انتخابات ثبت نام کردند که در میان این تعداد پنج، شش نفر شناخته شده و بقیه ناشناخته و یا از شهرت نسبی برخورداراند. صرف نظر از این که حضور چهرههای ناشناخته، فاقد دانش و تجربه، نشاندة جدی نگرفتن ریاست جمهوری و ادارهی یک کشور از سوی بسیاری از این نامزدان میباشد، شرکت نکردن سه تن از کاندیدان احتمالی و مهم چون: خلیل زاد، جلالی و احدی سؤالات زیادی را بر انگیخته است. این سؤالات که کم و بیش از سوی کارشناسان و برخی از نامزدهای ریاست جمهوری مطرح میشود بر این محور میچرخد که آیا افغانستان، انتخابات آزاد، شفاّف و سالم را در پیش خواهد داشت؟ آیا تغییری در جهت بهبودی اوضاع در کشور در فردای انتخابات به وقوع خواهد پیوست؟ جایگاه اقوام در کابینه بعدی چه خواهد بود؟ و...
1 – آن چه از قراین و شواهد موجود به دست میآید این حقیقت آشکار است که متأسفانه انتخابات شفاف و سالم را در پیش رو نخواهیم داشت؛ چه این که آقای کرزی بر خلاف قانون، در زمان رقابت انتخاباتی، رسماَّ رئیس جمهور بوده و انبوهی از امکانات دولتی را در اختیار دارد که بر اساس آن مستقیم و غیر مستقیم توانسته و میتواند به نفع خود کمپاین نماید. این وضعیت از زمانی آغاز شد که حرف و حدیث در باره مدت پس از پایان کار رئیس جمهور تا انتخاب رئیس جمهور جدید به و جود آمد و در این هیاهو، در فرمان منسوخ خویش اظهار داشت که انتخابات در زمان معین برگزار شود. اما در فرمان جدید، انتخابات را به تأخیر انداخته و مشروعیت ادامه کارش را به ستره محکمة خود ساخته اش واگذار کرد. درست در همین زمان بود که تغییری در نگرش دولت آمریکا و حامیانش نسبت به تیم آقای کرزی ایجاد شد، زیرا دولت آمریکا و متحدانش الزاماً از کاندیدی حمایت خواهد کرد تا حرفشنوی بیشتری را از آنها داشته و زمینههای پیروزی را بیشتر از دیگران برای خود فراهم کرده باشد. ورنه، تا آن زمان گمانه زنیهای زیادی در ارتباط با حضور آقای خلیل زاد و احمد جلالی وجود داشت. پس چه طور شد که چرخش 180 درجه در سیاست آمریکا به وجود آمد و به قول آقای کرزی از ادامه کُشتی کج با او صرف نظر کرد و این روابط تا جای گرم شد که کرزی بعد از ثبت نام، مستقیم به آمریکا برود؟ بنابراین، احتمالات فراوان وجود دارد که کرزی بار دیگر زعامت کشور را به دست خواهد گرفت. اما این بار نه به عنوان رئیس جمهور بلکه به عنوان پادشاهی که در نظام جمهوری حکومت میکند!
خصوصیت نظام پادشاهی این است که جناب شاه، تا پا را لبِ گور نگداشته فرمان روایی میکند. انتخاب شاه از سویی رؤسای قبایل صورت میگیرد و زمانی که بر کرسی سلطنت تکیه زد، فرمانهای او حرف اول و آخر را خواهد زد. اکنون، شباهتهای زیادی بین نظام سلطنتی و روند کاری جناب حامد کرزی وجود دارد. کرزی نیز ریاست سه دوره انتقالی، موقت و یک دوره ریاست جمهوری را به عهده داشته و به مدت هفت سال بر کرسی حکومت تکیه زده است و اینک سه ماه «دوره اضطراری» را نیز پشت سر میگذارد تا بتواند وارد پنجمین مرحلة حکومت خود ـ به مدت پنج سال دیگر ـ گردد. چند تن از تیکهداران قوم را نیز به عنوان نمایندگان ملیتهای غیر پشتون دور خود جمع نموده و عنوان میسازد که او از حمایت همهی اقوام برخوردار است.
در نظام شاهی، هر آن چه منافع شاه و خاندان شاهی تأمین میشود، معیار رفتارها و تعیین استراتژیهاست، نه دنبال کردن اهداف مردمیو نهادینه کردن مدنیت در جامعه. کرزی نیز طی مدت ریاست جمهوری اش همین شیوه را دنبال کرده است و هیچ دلیل و یا تضمینی وجود ندارد که با آبِ رحمت، خودش را تطهیر کرده و بر اندیشه ناسیونالیسم پشتونی خود خط بطلان بکشد و یا این بار نیز مانند پنج سال پیش با تقلّب، برنده انتخابات نشود . باید این پرسش را مطرح کرد که کرزی، طی مدت پنج سال حکومت خود با ملیونها دلار کمک جامعه جهانی چه کرد؟ پاسخ روشن است که آقای کرزی جز این که در مدت ریاست جمهوری اش ـ چند ولایت نا آرام پشتون نشین صدها انسان را به کام مرگ برده و صدها مکتب را به آتش کشیدند و با وجود همة سرکشیها و شورشهای باجگیرانه به نام طالب ـ ملیونها دلار را به سمت مناطق شورشی سوق داد تا رضایت خاطر آنها را به دست آورد، حرفی برای گفتن ندارد. این، در حالی است که ولایات مناطق مرکزی و غیره در محرومیت به سر برده و افزون بر آن، آماج حملههای مسلحانه کوچیها با حمایت آقای کرزی را نیز تجربه کرده است.
هم اکنون گزارشهای مختلفی از سوء استفادههای اموال دولتی به نفع آقای کرزی از سوی والیها به به نشر میرسد. زنگِ خطر تقلبهای انتخاباتی به صدا درآمده و اعتراضهایی را بر انگیخته است؛ تا آن جا که یکی از نزدیکان به احمد جلالی در مصاحبه با تلویزیون طلوع، دلیل شرکت نکردن آقای جلالی در انتخابات را عدم شفافیت این انتخابات دانست.
با توجه به چنین شاخصههاست که خواهیم گفت در واقع ما گرفتار نظام شاهی نسبتاً تعدیل شده هستیم که عنوان جمهوری را با خود داشته و با توجیه قانون بر خلاف اراده مردم حکومت میکند.
2 ـ با در نظر داشت وضعیت پنج سال پیش کشور و روندی که هم اکنون جناب کرزی در پیش گرفته، پاسخ سؤال دوم نیز روشن میگردد که تغییرات اساسی در فردای پس از انتخابات نیز، خیالی بیش نیست چرا که به قول معروف، آزموده را آزمودن خطاست. یا به قول خود آقای کرزی که پس از ثبت نامش در مقابل خبرنگاران گفت: «از این پیش هم اشتباه کدیم و از این باد هم اشتباه خواد کدیم. اما این بار با صداقت و راستی برای ملت اوغانستان کار خواهیم کرد.» حالا حقیقت همان است که در جمله اول آقای کرزی وجود دارد.
3 ـ اما در این که جایگاه اقوام در کابینه بعدی چیست، با پرسش دشوار و پاسخ دشوارتر مواجه خواهیم بود. زیرا با وجود شعارهای فراوان قومینسبت به حضور و یا عدم حضور آنها در بدنة قدرت، هیچ شخص و یا گروهی ادعا نمیتواند که آراء قوم خود را به صورت یک پارچه با خود دارد و یا حضور یک شخص در کابینه نیز دلیل بر تأمین خواستهای مشروع یک قوم نیست. مثلاً آقای خلیلی به عنوان معاون دوم کرزی طی پنج سال ایفای وظیفه کرده است و اکنون، او برای مردم هزاره چه حرفی برای گفتن دارد؟ آیا جناب خلیلی، مردمش را متقاعد میتواند که در این مدت توانسته است بخشی از خواستههای هزارهها را برآورده ساخته و یا موانعی را از سر راه آنها برداشته است؟ مهم تر از هم این که آیا تا به حال، معاملههای شخص و یا گروه در افغانستان توانسته است حقوق مردم را بر آورده نماید؟ مسلّم است که نه، زیرا در موارد بسیاری، واقعیت غیر از آن چیزی است که پس از قرارها و معاملهها صورت میگیرد. بنابراین، نه میتوان به معاونت دوم آقای خلیلی دلخوش بود و نه میتوان به مذاکرههای آقای محقق با آقای کرزی که به قول خبرنگار بی بی سی در کابل، تا اکنون هفت بار صورت گرفته و نتیجه ای را در پی نداشته است. بر فرض اگر این مذاکرات به نتیجه برسد چه تضمین اجرایی برای تأمین خواستههای آقای محقق وجود دارد؟ آیا کرزی همان چپن و کلاه قبلی شاهانه را به سرندارد؟ آیا محقق، تجربهی معامله با تیم کرزی در جریان رقابت ریاست پارلمان را ندارد؟ آیا کرزی دوباره کوچیها را به هزارستان نخواهد فرستاد؟ و آیا ... ؟
20 / 2 1388