English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه

ما وجهان معاصر؛ امريكا از اين زاويه

avatar
بهرام آمونيايي

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن

avatar
آروند هاتی روی

پایان و مرگ خیال

avatar
نصرت شاد

تئوری روسو و دولت روبسپیر

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر 12

نص گرایی؛ آفت دین

نويسنده: سید علی حسینی

سيد علي حسيني
تاريخ دريافت: 01.05.2009
تاريخ نشر: 5.05.2009

آموزه ها و دستورات دین در قالب متون (شفاهی و کتبی) درآمده و مهمترین مرجع و منبع برای پیروان یک دین به شمار می آیند. آنان برای رسیدن به اهداف معنوی و آرمان¬های دینی خود به این متون (نصوص) مراجعه می کنند. با این همه متن‌های مقدس، همچون همه متون از الفاظ تشکیل شده‌اند و از آنجا که هر لفظی محدود به ساختارهای زبانی در دوره‌اي محدود به ساختارهای فرهنگی، زبانی و ادبی معین هستند و نمی‌توانند به وسعت قلمرو معنایی باشند که می‌خواهند آن را منعکس کنند.
Story Image, Click to View Article

 

آموزه­ها و دستورات دین در قالب متون (شفاهی و کتبی) درآمده و مهمترین مرجع و منبع برای پیروان یک دین به شمار می­آیند. آنان برای رسیدن به اهداف معنوی و آرمان­های دینی خود به این متون (نصوص) مراجعه می­کنند. با این همه متن­های مقدس، همچون همه متون از الفاظ تشکیل شده­اند و از آنجا که هر لفظی محدود به ساختارهای زبانی در دوره­ای مشخص و مبتنی بر فرهنگ معین است، الفاظ متون مقدس نیز محدود به ساختارهای فرهنگی، زبانی و ادبی معین هستند و نمی­توانند به وسعت قلمرو معنایی باشند که می­خواهند آن را منعکس کنند.

محدودیت زبان در رساندن معنا و تفسیرپذیری آن موجب می­شود که در اطراف هر متنی تفاسیر متفاوت پدید آید. هر چه متن رازآلوده­تر، سمبولیک­تر، هنری­تر و بیشتر به متافیزیک بپردازد، تفسیرهای آن متفاوت­تر و ناسازگارتر خواهد بود؛ دلیل آن هم محدودیت زبان است. دین به دلیل اینکه وظیفه اصلی خود را در آگاه کردن انسان نسبت به عالم غیر مادی می­داند، لاجرم بیش از دیگر آثار، سمبولیک و رازآلوده است. تفاسیر دینی نیز بیش از دیگر تفاسیر متنوع و حتی متضاد هستند.

در میان متون دینی (و در این نوشته، اسلام) آن قسمتی که به آداب و تشریفات مذهبی (عبادات و دستورات) می­پردازد، بیش از دیگر تعالیم و رازهای دین وابسته به متن و تفسیر لفظی از متن است. فقه به عنوان آن بخشی از دین که به تشریفات دینی و امور حقوقی می­پردازد، مبتنی بر تفسیر لفظی بوده و از دیگر علوم دینی ساده­تر، عموم فهم­تر و مردم­پسند­تر است. به همین دلیل است که در اسلام در میان عالمان دینی، فقها بیش از دیگران مقبولیت و موقعیت دارند و عُرفا– که به سخت­ترین بخش دین یعنی رازهای دین می­پردازند- منزوی بوده­اند. بیشتر مومنان، دینی ساده شده، آسان و یقین­آور می­خواهند که خطر تحریف آن کمتر باشد و این همان چیزی است که تفسیر لفظی (و فقه) فراهم می­آورد. مردم نیز به راحتی مرجعیت دینی فقها را پذیرفته­اند.

از سوی دیگر گرایش توده مردم به متن و آسان بودن تفسیر لفظی متن، آسان بودن انجام عبادات و دستورات مذهبی نسبت به تعقل، همدلی و هم احساسی با تجربیات معنوی موجب می­شود که تفسیر لفظی متون بیش از تفاسیر عقلانی و عرفانی شایع و رایج گردد. درست به همین دلیل مفسرانی که مبنای تفسیر آنان درک عمومی از متون دینی است بیش از مفسرانی که در بنیانهای دستورات، قواعد و تعالیم دینی غرق شده و در صدد یافتن رازهای متن هستند، مقبولیت، شهرت و موقعیت را به دست می­آورند. در جهان اسلام فقیهان، مرجع امور دینی به حساب آمده و موقعیت ممتازی در جامعه کسب می­کنند و حال آنکه در میان این صنف افرادی که به رازهای دینی واقف شده و تجربیات معنوی بنیانگذر دین را (به اندازه استعداد خود) دوباره تجربه کنند، چندان زیاد نیست. چه بسا در مواقعی به دلیل اینکه حکم (دستور و قضاوت) در دستان آنان است، از آن علیه کسانی استفاده کنند که از ظاهر دین و الفاظ متون دین فراتر رفته، به اندازه توان خود از معنویت دین بهره برده­اند و خود منادی اشراق دینی و معناگرایی شده­اند. سرنوشت منصور حلاج و  شیخ اشراق نمونه­های روشن از رویارویی متن­گرایی دینی و معناگرایی در جهان اسلام است، اما حکایت رنج­های ستارگانی چون مولانا و ملاصدرا نشان داده است که رویارویی متن­گرایی و معناگرایی اگرچه همیشه خونین نبوده، اما یک مشکل همیشگی بوده است.

اگر نگاهی عمیق­تر به دین بیاندازیم، متوجه می­شویم که دین هم به عبادات دستور داده، هم در مورد امور جامعه حکم کرده است و هم دارای جنبه­های غنی عقلانی و رمزآلود است. مومنان اولیه هم همه در تعلق خاطر داشتن به عبادت، رعایت احکام اجتماعی و از همه مهمتر پی­بردن به معنویات یک اندازه نبودند. با این وجود همه مومن به حساب می­آمدند. مشکل از جایی شروع شد که سلیقه­ها، گرایش­ها و درک­های متفاوت موجب شد که هر کدام اسلام را برای خود مصادره کنند. در این میان برد با کسانی بود که تفسیر لفظی داشتند زیرا اثبات حقّانیت برای آنان آسان­تر بود. با این همه تفسیر لفظی و تعلق داشتن به لفظ نه رازهای دین را (مثلا منعکس شده در سوره­های مکّی قرآن) مکشوف سازد و نه زمینه را برای سازگاری متون مقدس با شرایط کاملا متفاوت فراهم سازد. امروزه بیش از پیش این مسئله قابل درک است.

به نظر نگارنده آفت متن­گرایی دو چیز است: محدود کردن انسان و ممنوع کردن حقیقت. تفسیر لفظی از متون اسلامی مانعی برای توسعه آزادی­ها شده است. تفسیر لفظی از متون دینی، نظام اجتماعی، سیاسی و حقوقی اي را پیشنهاد می­کند که منطبق با ساختار قبیله­ای صدر اسلام است. در آن ساختار تساوی زن و مرد معنا نداشت، همچنانکه آزادی بیان، آزادی عقیده، تکثر سیاسی و... به اندازه امروز جایگاه نداشت. هنر نیز متنوع نبود و آنچه بود (مانند مجسمه سازی و موسیقی) در خدمت دین نبود. آن زمان با این جلوه­های هنر مبارزه می­شد زیرا رویاروی دین بودند. تفسیر لفظی تفاوتی بین مجسمه­های اطراف کعبه در زمان ظهور پیامبر با آثار تاریخی بامیان و موزیم کابل نمی­بیند؛ هر دو تنديس ‌هايي از موجودات جاندار هستند. موسیقی در صدر اسلام ممنوع شد و متون مقدس بر حرمت آنان دلالت دارند. امروزه نیز موسیقی ناپسند است.

تفسیر لفظی از متون دینی به تعطیلی عقل در جوامع دینی انجامیده است. در قرون وسطی که قدرت کلیسا غالب بود، نه تنها توسعه چندانی در علوم (و به ویژه علوم انسانی) صورت نگرفت، بلکه جزم­اندیشی مبتنی بر ایمان مبنای تمام ساختارهای اجتماعی و فردی بود. در جهان اسلام نیز هر گاه حکومت­های دینی (و بهتر بگوییم حکومت­هایی با تفسیری لفظی از دین) قدرت گرفته­اند، عقل تعطیل و نوعی ایمان­گرایی مبتنی بر جزم، القا و تلقین رایج شده است. شاید از نقطه نظر افراد دارای روحیه مسالمت­جو، این نوع نظام عقیدتی و اجتماعی بهترین نوع نظام باشد، اما این نظام اعتقادی نمی­تواند جنبه­های کمتر شناخته شده روح آدمی را آشکار سازد. آدمی دنیایی بزرگ و پیچیده است که بیش از شناخت دنیای بیرون به شناخت خود نیازمند است. هر گونه مانع برای پیمودن مسیر جدید، بروز عقیده و فکر جدید تنها منع انسان از شناخت بیشتر خویش است: خود فردی یا خود جمعی. مشکل تفسیر لفظی از متون دینی این است که تفسیری جزم اندیش و غیر پویا از عالم و آدم ارائه می­دهد و نمی­گذارد که فراتر از ذهن مخاطب عادی از متن رازآلود چیزی درک کند. همچنین این گونه تفسیر نمیگذارد که فراتر از مقتضیات زبانی، فرهنگی و تاریخی متن، چیزی را استنباط کرد. در این تفسیر معنا فراموش شده و حقیقت، فدای شریعت (احکام مذهبی) می­شود، زیرا الفاظ متون مقدس دلالت لفظی بر رازها ندارند. تجربیات معنوی فردی که اکثرا با گوشه­گیری و تفکر بدست می­آید، تنها می­تواند افراد مستعد را به حقیقت دین برساند.

جنبه دیگر مخالفت متن­گرایی با حقیقت، ناسازگاری آن با علم است. از نظر بسیاری از مومنان (حتی در مغرب زمین و در میان مسیحیان و یهودیان) نظریه «تکامل» داروین، با متن کتب مقدس (تورات، انجیل و قرآن) مخالف است. بر مبنای تفسیر لفظی از این متون، تاریخ آدمی از چند هزار سال تجاوز نکرده و آدمیان از زوجی به نام «آدم و حوا» آفریده شده­اند؛ چیزی که علم به آن اعتقادی ندارد. همچنین بسیاری از مطالب که در متون مقدس (قرآن و احادیث) آمده است، علم به آن بی­باور است. علم که بسیاری از جنبه­های عالم فیزیکی را شناخته و از آن بهره برده است، قادر به توجیه معجزاتی نیست که برخی از آنان از نظر بسیاری از مومنان وقوع مادی و فیزیکی داشتند. علوم انسانی نیز چنین هستند؛ علم تاریخ نیز برخی از حکایات و روایات دینی را تایید نمي نکند. به عنوان نمونه تاریخ غیر اسلامی، دو نیم شدن کره ماه در زمان ظهور اسلام (توسط پیامبر) را ثبت نکرده است، حال آنکه تفسیر لفظی از آیات قرآن بر وقوع چنین چیزی دلالت می­کند (در همین مورد برخی از عرفای مسلمان توجیهاتی معنوی برای دو نیم شدن ماه ارائه دادند که از سوی اکثر عالمان مقبول نیست).

تفسیر لفظی از متون مقدس اسلامی موجب شده است که هنوز هم اسلام­گرایان فکر کنند مدینه فاضله بشری، جامعه­ای است که ساختار اجتماعی، سیاسی، حقوقی و اقتصادی مدینة النبی را داشته باشد. آنان سعی خود را بر برگرداندن آن الگوی اجتماعی می­کنند و نه آنکه بخواهند قواعد اعتقادی و اخلاقی مدینه النبی را درک کرده و بکوشند آن را با نظام اجتماعی مدرن سازگار سازند. بنیادگرایان متن­گرا هرگز نمی­خواهند به این سوال پاسخ دهند که آیا اسلام با فردگرایی، آزادی­خواهی، دنیوی شدن (سکولاریزم) و تکثر اعتقادی و تجربه معنوی فردی سازگار است یا نه؟

طالبان (و گروه­های همفکر در افغانستان و پاکستان) در متن­گرایی و ظاهرگرایی از همه اسلام­گرایان سده اخیر شدیدتر بودند. دلیل مخالفت آنان با بسیاری از تکنولوژی­ها مانند تلویزیون و عکس (بر این مبنا که ارائه تصویر از موجود ذی­روح در اسلام حرام است) و قوانین آنان در مورد حجاب و کار زنان دقیقا بر اساس تفسیر لفظی از متون اسلامی مبتنی بود. در تفسیر آنان آنچه از لفظ استنباط می­شود برای همه احوال و زمان­ها حجت است و هر چه با این دستورات ناسازگار باشد، نامشروع است. ارزش­های معنوی اسلام مجزا از نظام اجتماعی، سیاسی و مدنی زمان صدر اسلام قابل درک نیست. اگر از آنان پرسیده شود که چرا نمی­توان اسلام را در قالب زندگی مدرن، علم مدرن، عقل مدرن و... ریخت، جواب خواهند داد که مبنای این استنباط چیست؟ و چطور می­توان در مقابل نص قرآن کریم نظری مخالف داد؟

اگر مبنای آنان را در مورد تفسیر تحت اللفظی از متون مقدس بپذیریم، آنگاه حق با آنان است. مگر نه اینست که بسیاری از احکام ریشه در قرآن دارد؟ اگر الفاظ و اصوات قرآن تقدس ذاتی دارند، بر چه اساس می­توان آنها را کنار گذاشت؟ آیا می­توان کسی سخنی مخالف با آنچه رسول خدا فرموده است، بگوید؟ این در حالی است که در تفسیر معناگرایانه، الفاظ وسيله اي برای رساندنِ منظور هستند و چون این الفاظ ناگزیر محدود به محدودیت­های زبان عربی در چهارده قرن قبل هستند (که نسبت به عربی امروز توسعه نیافته تلقی می­شود) و نیز محدود به ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقلیمی، فرهنگی و اقتصادی قبائل شبه جزیره عربستان در آن زمان بوده است، باید به کمک عقل از لفظ به معنا رفت. لفظ برای دلالت و رساندن معناست و این مهمترین کارکرد آن است. ممکن است کسی از این متن برای آرامش روح مردگان، شفای بیماران و... بر اساس ایمان خود استفاده کند، اما این بدان معنا نیست که این الفاظ کارکردی معجزه­آسا در موارد محدود و آن هم در عالم فیزیک دارند. امور مادی، جسمانی و فیزیکی خصوصیات خود را دارند و دست یافتن به آنها از روش­های خاص خود امکان پذیر است، مثلا برای نجات از بیماری باید از قواعد علم طب پیروی کرد، اگر قرار بر این بود که از متنی که برای بیان اصول و قواعد رستگاری آمده، انتظار شفای بیماران داشت، باید پیامبر که خود مخاطب مستقیم این متن بوده است، در مقابل بیماری از آن کمک می­گرفت و بجای 63 سال عمر به حداکثر طول عمر ممکن آن زمان (که خیلی بیشتر از 63 سال بود) می­رسید. مثلا در همین مورد تفسیر لفظی از متن مقدس بر این گفته قرآنی مبتنی است که «این کتاب برای مومنان شفا است و برای کافران جز خسارت چیزی نمی­افزاید».

در این تفسیر بین عقلانیت، ایمان و جادو تمایزی نیست، همچنانکه مرز بین امور کاملا مادی با نیروهای غیبی قابل تفکیک نیست. گویی متن مقدس باید همان چیزی را انجام دهد که جادوگران در قرون اولیه تاریخ با اذکار و اوراد انجام می­دادند؛ یعنی انتظار تصرف در عالم مادی از اذکار، متون و اوراد. حال آنکه علوم تجربی به خوبی نشان داده است که امور مادی را می­توان با ابزارهای مادی مدیریت کرد و آنچه که معجزه برای یک مورد انجام می­دهد، علم برای همه موارد به آن دست می­یابد: می­توان مرگ و میر کودکان را مهار کرد، بسیاری از بیماری­ها را از کافر و مومن دور کرد، صدا و تصویر هر کسی را از هر نقطه دنیا به هر نقطه دیگر بدون لحظه­ای درنگ رساند، به آسمان سفر کرد، شهری را در یک لحظه نابود کرد، از این سوی دنیا به آن سوی دیگر رفت یا جنگید، از سلول آدمی بدون مادر و پدر، فرزند بوجود آورد، شب تاریک را چون روز روشن کرد و... . تو گویی زندگی معجزه شده است، بسیار وسیع­تر از آنچه در خیال گذشتگان می­آمد!

اگر نتوان قواعد ایمان را از متون استخراج کرد و آن را در زمانه­ای به کار بست که عقل آدمی جهان را می­تواند مدیریت کند، و قواعد ناظر بر حقوق بشر، حقوق بین الملل و دموکراسی توانایی آوردن زندگی مسالمت­آمیز را دارد، آیا نیازی به این متون هست؟ جواب آنان یا چون جواب طالبان است که باید اساسا با تمدن جدید جنگید، یا دعوت به انزوا است. در نتیجه یا باید با دنیا و علم و عقل آن وداع کرد و یا با دین خداحافظی نمود.

در مقابل این تفسیر، تفسیر معناگرایانه از متون دینی قرار دارد که در آن متن در زمینه تفسیر می­شود: زمینهِ زبانی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی. هر متنی در یک زمینه به وجود می­آید و درک درست تنها با شناخت زمینه­های آن و شناخت پدیدآورنده متن (و در مورد قرآن، کسی که به آن وحی شده است) ممکن است.

از این گذشته این مسئله نیز مطرح است که آیا مهمترین متن مذهبی اسلام (یعنی قرآن) به صورت الفاظ و اصوات از سوی خداوند بر پیامبر نازل شده است و یا اینکه به صورت اشراق، احساس، تجلی، مکاشفه و... بوده است و پیامبر آن را به صورت الفاظ و اصوات (مطابق با مشخصات شخصیتی خود) دریافت کرده و در حقیقت قالب الفاظ از خود وی بوده است؟ نگارنده فقط برای آنکه نظریات متفاوت در این باره را بیان کند به ذکر این نکته پرداخته و عقیده­ی غیر رایجی را بیان می­کنم که گفته می­شود برخی از عالمان بزرگ به آن باور داشتند. مثلا جلال الدین سیوطی (قرن نهم) معتقد بود که معانی قرآن بر پیامبر وحی شده و الفاظ عربی را شخص او برای بیان معانی برگزیده است. (ابوزید، نصر حامد؛ نقد گفتمان دینی، مترجمان: حسن یوسفی اشکوری و محمد جواهر کلام، تهران، نشر یادآوران، 1383، ص 24) حال این نظر را بنگریم و این نظر متن­گرا را در افغانستان که چون قرآن کریم بدون متن عربی ترجمه شده، مترجمان باید بیست سال را در زندان بگذرانند!

 

*****

دلیلی دیگر بر کامل نبودن تفسیر کاملا لفظی این است که بسیاری از دلالات متون مقدس استعاری و سمبولیک است (همانطور که برخی دیگر کاملا وابسته به زمان و مکان نزول است) مثل کلمات عرش، کرسی، قلم، ید، عین، ... یا افعالی مانند تکلم، شنیدن و پرتاب کردن تیر و... در مورد خداوند که تقید به معنای لفظی آنها به معنای فیزیکی دانستن ذات خداوند خواهد بود. این واقعیت نشان می­دهد که حقیقت متافیزیکی در قالب فیزیکي (لفظ) منعکس شده است. و به همین دلیل باید در مواجهه با این فیزیک (که با گلوی فیزیکي ادا می­شود، بر روی کاغذ فیزیکی ثبت می­شود، بوسیله گوش فیزیکی شنیده می­شود و بوسیله چشم ظاهری خوانده می­شود) دنبال حقیقتی متافیزیکی که این لفظ از آن نمایندگی می­کند بود و نه اینکه لفظ را بماهو لفظ هدف و اصل دانست. (در اینجا بی­نیاز از تکرار هستیم که این الفاظ بدلیل محتوای خود و رسالتی که در رساندن محتوا دارد، مقدس شمرده می­شود و گفته شده که با طهارت به خطوط آن دست زده شود).

آدمی نیز ابتدائا موجودی مادی و فیزیکی است و پیوند دادن خود به متافیزیک را بر اساس تعلیم از دیگران یا تعقل خویش یاد می­گیرد. فرزند آدمی چون به دنیا می­آید، جز تن و نیازهای فوری و همیشگی آن چیزی نمی­داند، تنها زمانی به فکر دنیایی دیگر می­افتد که سالها از عمر وی گذشته و نیازهای فوری تن وی برآورده شود. افرادی که مخاطب دین هستند، همین خاصیت را دارند: چیزی از دنیای معقول و متافیزیک نمی­دانند. با آنان باید به زبان فیزیکی سخن گفت و از تمثیل­هایی استفاده کرد که با حواس قابل درک باشند. این مشکل تنها مربوط به مخاطبان مستقیم دین (در زمان ظهور دین) نیست، بلکه در سراسر تاریخ حیات دین صدق می­کند. مخاطبانی که احساس بنیانگذار دین را درک کرده و در آن (حتی تا حدودی) شریک باشد، اندک­اند.

گذشته از این، هر متنی تا حدودی وابسته به تفسیر مخاطبین و مفسرین هستند.

الفاظ و اوراق تقدس ذاتی ندارند، اگر چنین می­بود حضرت علی در جنگ صفین باید به دعوت لشکر معاویه برای حکمیت قرآن– آنگاه که قرآن­ها را برای صلح برافراشتند- جواب مثبت می­داد. در آن مورد حضرت علی وساطت قرآن به آن صورت که مورد نظر لشکر معاویه بود را نپذیرفت، بلکه اجتهاد خود از قرآن را ملاک تعیین حق دانست. قرآن همان گونه که امام علی(ع) شرح داد: «سطرهایی است نوشته شده بر کاغذ، که خود سخن نمی­گوید و آدمیان آن را به سخن درمی­آورند». البته به دلیل معنای خود، این الفاظ نیز محترم و مقدس شمرده می­شوند. احترام این الفاظ به شرافت معنایی است که در خود گنجانده­اند، اما آنگاه که این الفاظ وسیله سودجویی، تخدیر و سوء استفاده دیگران قرار گیرد، نمی­تواند کسانی را که پشت آن سنگر گرفته­اند حمایت نماید. تاریخ اسلام پر از قضایایی است که در آن به نام قرآن، جنایت صورت گرفته است. مگر نه این است که قاتل حضرت علی– بهترین شخصیت مسلمان- وقتی می­خواست وی را در مسجد ترور کند، آیه قرآن خواند و به گمان خود حکم قرآن را اجرا کرد (در آن واقعه، از قرآن برای مهدور الدم بودن حضرت علی استفاده شد!) و مگر نه اینست که امام حسین در پرتو یک حکم دینی به قتل رسید و با خانواده وی چون اسیران نامسلمان رفتار شد. مگر در قرون بعدی بهترین شخصیت­های معنوی و علمی مسلمان، تحت نام دین خانه نشین، حبس، متهم و حتی کشته نشدند؟ تاریخ اسلام پر است از بی­عدالتی و سرکوب تحت عنوان دین. در موارد بسیاری این اعمال بر اساس برداشت لفظی از دین صورت می­گرفت. شاید دستگاه حکومت از دین به عنوان ابزار استفاده می­کرد، اما نمی­توان گفت آنانی که حکم تکفیر و تفسیق علیه مخالفین صادر می­کردند، همه سوء استفاده کننده و فاسد الاخلاق بودند. احتمالا بسیاری از آنان بر اساس غیرت دینی و صیانت از اسلام، دیگر مسلمانان را تکفیر کرده و عرصه اندیشه را برای مسلمان تنگ کردند.

تاریخ ادیان نیز نشان می دهد که تقریبا یک اتفاق نظر اعلام نشده­ای وجود دارد که تفسیر درست از مذهب، وفاداری مذهبی و اتحاد شخصیتی با ارزش­های مذهبی مهمتر از رعایت تشریفات (و عبادات) مذهبی است. در مدینه در حالی که عده­ای از مسلمانان (به منظور رسیدن به اهداف شخصی) مسجدی را بنانهادند و از شخص پیامبر انتظار داشتند که این مسجد را تایید نمایند، پیامبر بر خلاف انتظار همگان دستور به آتش زدن مسجد نموده و آن را مسجد «ضرار» نامید. این واقعه نشان داد (همچنانکه از سوی مسلمانان در طول تاریخ اسلام مورد استناد قرار گرفته است) که ظواهر مذهبی ارزشی محدود دارند و نباید مطلق انگاشته شوند. مهمتر از همه اینکه هر دین جدید ضمن تایید تعالیم و ارزشهای ادیان سابقه، با نمادها و ساختارهای مذهبی دین سابقه مخالفت نموده است و همین مطلب مهمترین دلیل بر این است که ساختارها و نمادها، ارزش ذاتی ندارند، بلکه تنها در جهت رساندن پیروان به معنای زندگی و حقیقت دین است. آن زمان که دین این کارکرد خود را از دست دهد، ظواهر تنها قید و بندی بر روی فکر و طرز العمل انسان­ها می­شود.

 


موضوعات مرتبط ديني/اعتقادي, انديشه
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر 12
تازه ترين مطالب از(سيد علي حسيني):

 از ميان همين موضوع:

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور

بدون موبایل هم می‌توان با امام رضا سخن گفت (امان الله شفايي)

افغانستان و ضرورت تبدیل احساسات دینی به عقلانیت دینی (سيد محمد حسيني فطرت)

درسي كه از يك آيت الله ميتوان آموخت (م. غزنوي)

حفظ شعائر یا ترویج تحریفها در محرم! (نبي قانع زاده)

خاتميت و نقد ديدگاه روشنفكران (سيد ميرزاحسين احساني)

معنای بدون متن؟! (سید علی حسینی)

معنای بدون متن یا چارمغز بدون پوست! (برهان)

در دفاع از معناگرایی (سید علی حسینی)

نص گرایی؛ آفت دین (سید علی حسینی)

کدام مقدم است؟ قانون یا فتوا؟ (سید علی حسینی)

مبانی ازدواج موّقت درقرآن، سنت و فقه مذاهب اسلامی (محمدتقي مناقبي)

نقد دیدگاه سیاسی علامه اقبال؛ عدم امکان همزیستی مسلمان و هندو (سيدعلي حسيني)

اخلاق­زدایی از مذهب؛ دستاورد بنیادگرایی در افغانستان (سید علی حسینی)

به نام اسلام اما بازی با آبروی اسلام (محمود موسايي)

واقعه کربلا؛ قیام یا اعتراض علیه استبداد؟ (سيدعلي حسيني)

مسجد تجلی گاه هویت دینی مسلمانان (عادل غلامي خلقيار)

یکتاپرستان ِبهشت شداد ! (مسيح ارزگاني)

سهم سادات در ترازوي نقد (محمد حسين فياض)

محرم چيست؟ (نوراحمدشادمان)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

هواداران آنارشیسم در ادبیات غرب

نصرت شاد

بهرام آمونيايي

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور نظرات :1

بهرام آمونيايي

امين آرمان

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور !

امين آرمان

بهرام آمونيايي

سازمان کشورهاى اسلامي جدي است؟

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود نظرات :1

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

 

آمار مقالات

نويسندگان: 75
مقالات فعال: 1122
كل مقالات: 21122
نظرات: 4580
موضوعات: 39

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 5872
بازديد امروز تاكنون: 9
شما 1 بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2878766
افراد آنلاين:8
آي پي شما: 38.107.191.107

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages


Username:
Password:
Lost Password?
Recover Password

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net