English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه

ما وجهان معاصر؛ امريكا از اين زاويه

avatar
بهرام آمونيايي

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن

avatar
آروند هاتی روی

پایان و مرگ خیال

avatar
نصرت شاد

تئوری روسو و دولت روبسپیر

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

25.04.2008: ريشه‌ها و پيامدهاي فاجعه هفت ثور

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر 16

مجاهدان اسلام يا عروسكان غرب؟

نويسنده: دكتر سيد حسن اخلاق

سيد حسن اخلاق
تاريخ دريافت: 28.04.2009
تاريخ نشر: 28.04.2009

چه با فرياد ولتر موافق باشيم يا نه، اما نمي توان با اين فهم وي موافق نبود كه بدون تبديلِ تاريخ سياسي و جنگي به تاريخ فرهنگي و روحي، نمي توان از پيشرفتِ تدريجي نوع بشر سخن گفت و موانع بر سر راه را برداشت. مدت زيادي است كه نوانديشان ما از موانعِ ترقي، مدنيت، انكشاف، دموكراسي و مثلا اين روزها از تساوي حقوق زن و مرد سخن مي گويند اما چون هنوز به "روح" و "زمان" و "تاريخ" چنانكه بايد نپرداخته اند، نه مي توانند روشن و راهگشا سخن گويند، و نه مي توانند كاري پيش برند. نتيجه چنين وضعي گسست ها و شكافهاي متعددي است كه بين نسل ها، طبقه ها و گروه هاي گوناگون در جامعه ما ديده مي شود. بنابراين و با توجه به اين مقدمات، نگارنده بر آنست كه وجه روحي و فرهنگيِ هشتم ثور را به خوانش گيرد. وجهي كه به روشني سياست زده بودنِ حركت كساني را نشان مي دهد كه با عنوان مجاهدين مشهور شدند
Story Image, Click to View Article

 

 

1.       فرانسوا ماري آروئه ولتر از جهات چندي، براي نوانديشان ما چهره­اي جذاب و خواندني است؛ اولين چيز، قلم روان، سبك هجوآميز و نيشخندهاي تند او عليه تقليد، تعصب و تحميق است كه انديشه را مستقيما از ميان نخبه­گان و بر عاجِ فيل نشستگان به ميان توده­ها و بورژواها مي­كشاند. او همچنان در عصري كه بنيانِ مدرنيّت را مي­گذاشت و غرب را به خويشتن­بيني و خويشتن­يابي فرامي­خواند سخنِ از اسلام گفت و براي آزاديِ بيانِ مخالفِ خود آن جملة تاريخي را بر صفحة روزگار نگاشت؛ نيز او به عنوان نماد عقلانيّتِ روشن­انديشي شناخته مي­شود؛ عقلانيتي كه دنياي امروز را رقم زده است. اما ولتر تنها اين همه نيست، وي همان كسي است كه گرانيگاه ديد تاريخي را از سياست به فرهنگ تغيير داد و با اينكار هم پايانِ روزگاري را اعلام داشت كه تاريخِ آن، صرفا تاريخِ پهلوانان و جنگجويان بود ( هر چند متاسفانه اين روزگار تنها براي غربيان روي پاياني گرفته است و هنوز مسلمانان و بويژه مملكت ما بايد تاريخ خود را با تاريخِ پهلوانان(؟!) و جنگجويانش بشناسد) و هم افقي را در نگاه تاريخي گشود كه مي­توانست سخن از "روح زمانه" و "روح ملل" گويد و البته همه اينها را با باور به يگانگيِ عقل و طبيعتِ بشري جمع نمايد! دوباره بايد متاثرانه گفت كه واقعا براي ما زود است  تا بتوانيم معناي "روح زمانه" و "معناي روح زمانه خود" را دريابيم، زيرا گويا اساس زيستنِ ما را قهر با انديشه و تفكر پيرامون "روح" مي­سازد. اما نگارنده احساس كرد كه به بهانه "هشتم ثور" مي­توان اين جمله مشهور ولتر را خواند، جمله­اي كه پس از پيروزي فردريك كبير در نبرد چوتوزيتس به او نوشته شد و بر هيچ پهلواني كه خود را پيروز مي­يابد، خوش نمي­آيد: "من پهلوانان را دوست نمي­دارم؛ اينها بيش از اندازه در جهان سر و صدا به راه مي­اندازند. من از اين جهان­گشايان بيزارم؛ اينها دشمنان گردن­فراز خود هستند و عالي­ترين خوشبختي را در بلاي جنگ مي­جويند... هر چه افتخار اينها درخشان­تر باشد، نكبتشان بيشتر است".

2.       چه با فرياد ولتر موافق باشيم يا نه، اما نمي­توان با اين فهم وي موافق نبود كه بدون تبديلِ تاريخ سياسي و جنگي به تاريخ فرهنگي و روحي، نمي­توان از پيشرفتِ تدريجي نوع بشر سخن گفت و موانع بر سر راه را برداشت. مدت زيادي است كه نوانديشان ما از موانعِ ترقي، مدنيت، انكشاف، دموكراسي و مثلا اين روزها از تساوي حقوق زن و مرد سخن مي­گويند اما چون هنوز  به "روح" و "زمان" و "تاريخ" چنانكه بايد نپرداخته­اند، نه مي­توانند روشن و راهگشا سخن گويند، و نه مي­توانند كاري پيش برند. نتيجه چنين وضعي گسست­ها و شكافهاي متعددي است كه بين نسل­ها، طبقه­ها و گروه­هاي گوناگون در جامعه ما ديده مي­شود. بنابراين و با توجه به اين مقدمات، نگارنده بر آنست كه وجه روحي و فرهنگيِ هشتم ثور را (به قدر طاقت چنين مقاله­اي) به خوانش گيرد. وجهي كه به روشني سياست­زده بودنِ حركت كساني را نشان مي­دهد كه با عنوان مجاهدين مشهور شدند و در چنين روزي به مرادِ ظاهري خود دست يافتند، يعني تصرف كابل و سقوطِ حكومت آن؛ هر چند اين رويداد به نامراديِ نه تنها هزاران مرد و زنِ افغان، كه ايستاييِ سير روحي انجاميد كه از هنگام عزم دليرانة امير امان الله خان، مي­رفت تا افغانستان را به شيوه­اي كم هزينه­تر با دنياي مدرن رويارو سازد. روايتي از اين سياست­زدگي در مقالة پيشينِ نگارنده با عنوان جمال الدين افغاني و سياست زده­گي آمده است.

3.       آناني كه ديروز به عنوان مجاهد و امروز عمدتا به عنوان جنگ­سالار شناخته مي­شوند، كساني­اند كه به خاطر تاثيرپذيري از فضاي ايدئولوژيك ممالك همجوار خود (والبته تاثيرپذيريِ ناچيزي نيز از مبارزاتِ گرايشات متكثر گروه­هاي چپي­ و ماركسيستي مملكت خود)، با قرائتي ايدئولوژيك از اسلام، اما بدون بهره­مندي از قرائتي روشمند و روشن، و با برخورداري از احساسي قوي، دانشگاه­ها يا مدارس ديني را رها نموده با عناوينِ آكادميك و علمي (چون انجينر، پرفسور، مولوي، آيه­الله، حجه الاسلام و اخيرا استاد) به كار و مبارزه نظامي رو آوردند. نفسِ رويكرد نظامي توسط عده­اي مسلمان، نه تنها امري بي­سابقه نبود كه مي­توانست خود را ذيل يكي از عنوانِ مشهور و معتبر ديني يعني جهاد قرار دهد، چنانكه چنين شد. البته آنان نيز مانند هر ديندار ديگري مي­توانستند در انتخاب موضع و نوع دينداري خود، آزاد و محقّ باشند، اگر اين موضع صرفا چونان يك فهم در كنار فهم­هاي ديگر مطرح مي­گرديد و در زمان و جايگاه بايستة خود پختگي و فربهي مي­يافت. اما مشكل از آنجا شروع شد كه اين فهم به عنوانِ تنها فهمِ درست از اسلام مطرح شد و چنان قرائتي توتاليتر به قلع و قمعِ مخالفان اقدام ورزيد و در اين راه بر موجِ احساساتِ پاك و ساده عموم مردم نيز سوار گرديد. اما در نگاهي عميقتر بايد دانست كه آنان در اتخاذِ موضع ايدئولوژيك از دين اسلام، اولا درنيافته بودند كه ايدئولوژي در برابر جهان­بيني، خود امري مدرن و غربي است كه در جهان اسلام سابقه­اي نداشته است (و به همين خاطر شما نمي­توانيد در كتابهاي مذهبي قديم اين عناوين را بيابيد) و الصاق آن به فرهنگ و تمدنِ اسلامي، كاري ساده و سهل نيست. ثانيا طرح جهان­بيني و ايدئولوژي، خود مسبوق به فهم و پذيرشِ تئوري و نظريه است كه (1) با رويكرد علماي سلف اسلام تطابق ندارد و(2) با نصّ كتاب و سنت پيرامون شناخت و معرفت سازگار نيست، و(3) رهاكردنِ مدرسه و مكتبِ آقايان نشاندهنده قدرت علمي آنان براي ارائه يك فهم تازه (يا به گفته امروزي­ها قرائتي جديد) نيست و (4) حتي خودِ آقايان نكوشيده­اند كه با نگارش رساله يا تحقيقي ارجمند براي اين ادعا، محملي بسازند!

4.       توضيح نكات فوق: (الف) تفسير جهان­بينانه و ايدئولوژيك، تفسيري مدرن و مبتني بر "تئوري" است كه صرفا از سير متافيزيك غربي حكايت دارد. در تفاوت مبنايي دو نوع نگرش را مي­توان در فلسفه غربي از يكديگر بازشناخت: يكي نگرش فيثاغوري است و ديگري نگرش سوفيسطايي. مي­توان تا اندازه­اي تمايز اين دو را از تمايز معناي فلسفه و سفسطه (آنگونه كه هگل خاطر نشان مي­دارد) فهميد: اولي به دانايي به ما هو دانايي توجه دارد و دومي به دانايي از آنجهت كه كارآيي دارد يا به توانايي مي­انجامد. نوعِ نگاه فيثاغوري در افلاطون، به صورتِ "تساوي حقيقت با ايده" (به ديگر بيان اين باور كه كمال آدمي در گسستِ از اين عالم و غرقه شدنِ در ايده­هاست) ادامه و شدّت مي­يابد. اين نگاه افلاطوني، در "تفكرات واضح و متمايز" دكارتي بروز تازه­اي مي­يابد و در دوران جديد به جهان­بيني (world view) تبديل مي­شود كه جهت تحققِ خود به ايدئولوژي نياز دارد. به همين خاطر هيدگر مي­نويسد: "اينكه افلاطون وجود موجود را به عنوان آيدوس تعريف كرده است فرض مقدمي است كه از دير باز به صورت غير مستقيم و پنهاني سير مقدر جهاني را كه مي­بايست به تصوير مبدل شود هدايت كرده است". وي بعد از عباراتي ديگر مي­افزايد: "به محض اينكه جهان به نقش و تصوير تبديل مي­شود مقام انسان نيز به عنوان جهان­بيني متصور مي­شود. يقينا عبارت جهان­بيني در معرض اين سوء تفاهم قرار دارد كه گويي منظور از آن نگرشي انفعالي به جهان است. به همين دليل در قرن نوزدهم به شكل موجه بر اين نكته تاكيد شد كه "جهان­بيني" اساسا به معناي "نگرش به حيات" است. به رغم اين، اين واقعيت كه عبارت "نگرش به حيات" مبيّن اسمي است براي وضع و مقام انسان در ميان همه موجودات، گواه است بر اين كه چگونه به محض اينكه انسان حيات خويش را به عنوان سوژه داير مدار همه چيز قرار داد، جهان نيز به طور قطعي مبدل به نقش و تصوير شد....جهان­بيني قرون وسطايي ناممكن است و جهان­بيني كاتوليك نيز محال است"(اين عبارات از رسالة عصر تصوير جهان هيدگر انتخاب گرديد كه رساله­اي بسيار مهم در فهم مدرنيته است). عليرغمِ ظاهر سوفيسطي و روشن­انديشانة غربِ مدرن، به هيچ وجه نبايد از باطنِ افلاطوني – فيثاغوري و اسطوره­ايِ آن غفلت ورزيد و بدون دقت و دريافتِ تفاوتها در هماننديهاي ظاهر فرو غلطيد، كاري كه بدون اندكي ملاحظه توسطِ پيشقراولانِ تفسيرِ ايدئولوژيك از اسلام صورت گرفت و جهاديون ما بدون فهمي عميق از آنها، صرفا پس­داده­هاي آنان را با ولع تمام و به قيمت تباه ساختنِ مُلك و ملّت، بلعيدند! (ب)تفسير جهانبينانه و ايدئولوژيك از اسلام، با اساس تفكر اسلامي سازگار نيست: گفته شد كه اساسِ تئوري و آيدوس، قطع نظر از عمل و پراكسيس است. عقلِ فلسفيِ فيثاغوري، به دنبالِ تعقلِ محض است. چيزي كه با بيانِ قرآني و رواييِ از عقل كاملا بيگانه است. قرآن تنها كتاب آسماني است كه مكررا از تعقل، تجليل نموده و آنرا ما به الامتياز آدمي از ديگر جانوران بر مي­شمارد و دوزخيان را كساني مي­خواند كه از اين نعمت سود نبرده­اند! با اينهمه در اين كتاب هيچگاه "عقل" به صورت مطلق و حتي صيغه اسميه بكار نرفته است تا نشان دهد كه عقلِ محض و عقلانيتِ صرف نداريم (توضيحات و مستندات لازم را نگارنده در مقاله­اي مفصل تقديم خواهد داشت) و لذا حقيقتي كه به كار نيايد حقيقت نيست! اولين كتابِ كتاب روايي معتبر شيعيان (اصول كافي) كتاب العقل و الجهل نام دارد، چنانكه دومين كتابِ كتابِ روايي معتبر سنّيان (صحيح بخاري) كتاب العلم و الجهل نام دارد. نگاهي به روايات اين دو كتاب (كه بارزترين نمادهاي سنت اسلامي­اند) نشان­دهندة جايگاه عقلانيت و علمِ كارساز در اسلام­اند. اولين مذهب كلامي پديد آمده در جهان اسلام، مكتب اعتزال است كه انديشه­هاي گوناگون و حتي متضادي را در بر مي­گرفت كه تنها وجه اشتراكِ آنان اين شعار بود: پيش از سخن خدا و رسول، بايد ديد عقل چه مي­گويد. گره خوردنِ مستقلاتِ عقليه با حسن و قبح عقلي خود حكايت از وجه كاربردي عقلانيتِ اسلامي دارد. بدين منظور مي­توان شواهد فراواني را نشان داد كه رجوع به تاريخ چگونگيِ روي­آوري مسلمانان به علمِ غربي خود نمونه روشني از آن است. هرچند مي­توان رگه­هايي از ايده­باوري را در فارابي ديد ولي دغدغه و فعاليت اصليِ وي دوري از عقلانيتِ نظري محض و توجه به عقلانيتِ عملي است. شكاف ميان دو عقلانيت در ابن سينا به وجود مي­آيد و بواسطه ابهتِ نام و شخصيت وي در تاريخ تفكر فلسفي مسلمانان نهادينه مي­شود كه البته در اينجا نيز ضربة اصلي توسط غزالي و ابن­عربي وارد مي­گردد كه همواره موردِ اقبالِ دووجهي (طرد و پذيرشِ توامان) علماي مسلمين قرار مي­گيرند. عنصر ديگر تعيين­كننده هويتِ تمدن اسلامي، مواضعِ فتنه­انگيز و عوام­فريبانه حكمرانان است كه حتي گاهي در لباسِ پرنام و خيره­كننده "جهاد"، توسط صلاح الدين ايوبي به كشتنِ حكيمي مبرز چون شهاب­الدين سهروردي­ها مي­انجاميد... به هر صورت، سخنِ از ايده و نظر و تئوريِ صرف در تمدن اسلامي، هيچگاه غالبيت نداشته و نمي­توانسته از رهگذر متافيزيكِ نيمه­جانِ آن (كه اولين گامهاي آن سوگمندانه آخرين گامهاي آن گرديد) به جهان­بيني و ايدئولوژي و قرائتِ ايدئولوژيك از اسلام بينجامد. لذا مجاهداني كه به تفسير ايدئولوژيك از اسلام دست زدند، بيش از همه غرب­زدگاني محسوب مي­گردند كه بدون آشنايي عميق با فرهنگ اسلامي و لذا بي­بهره از هويت تاريخي خود، چنان عروسكي بي­خويشتن، با شعارهاي پرنهيب غربي به راه افتادند و تباهي را نصيب هم ميهنان خويش ساختند.

5.       شاهد بر بي­هويتي و عروسك بودنِ مجاهدان، تاثيرپذيري انفعالي و گسترده آنان است. رويكرد به ظاهر ايدئولوژيك ولي به واقع بي­مبنايشان، در آغاز از نهضتِ چپ جهاني (شرق در مقابل غرب) تاثير مي­پذيرفت، بدون آنكه انگيزه­اي اسلامي داشته باشد. به همين خاطر دريافتِ كمكهاي هنگفت آمريكا موجّه مي­گرديد. ثانيا از فضاي ايدئولوژيك ممالك همجوار خود متاثر بودند. معدود كتابهايي كه در آغاز دوره نخستينِ حركت خويش نوشته­اند (مانند ترجمة في الضلال القرآن سيد قطب توسط برهان الدين ربّاني يا نشر خاطرات زينب الغزالي توسط جمعيت و تفسيرهاي حكمتيار بر سوره­هايي از قرآن و نشرياتِ اولية احزاب شيعي) به خوبي گواه بر تاثير پذيري از اخوان المسلمين يا انقلاب اسلامي ايران و در نتيجه غير بومي و حتي خودي بودنِ تفكر اسلامي و انقلابي­شان است. قرائت ايدئولوژيك و البته غير روشمند و ناروشن آنان از دين موجب آن شد كه در هنگامه پيروزي، به واماندگي و سپس عيان نمودنِ محتواي تهيِ وجودخود بپردازند، در نتيجه در جنگهاي دروني و بين خود، بيشتر دنباله رو فرماندهان جنگي و تصميم­گيرانِ ميادين نبرد بوده به دنبالِ توجيه كارهاي صورت گرفته بر آيند!

 


موضوعات مرتبط سياسي, اجتماعي, فرهنگي, انديشه
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر 16
تازه ترين مطالب از(سيد حسن اخلاق):

 از ميان همين موضوع:

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن (بهرام آمونيايي)

پيش درآمدي بر جامعه شناسي تاريخي طالبان (مهدي سعيدي)

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور

دست زورگويان از پروژه ها كوتاه خواهد شد؟ (بهرام آمونيايي)

انتخابات پارلمانی و چالشهای پیش رو (نادر محسني بامياني)

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور ! (امين)

افغانستان و میهن پرستی های دروغین رهبران (سيد محمد فطرت)

آیا لوی سارنوالي میتواند با ریشه های اصلی فساد مبارزه کند؟ (بهرام آمونيايي)

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟ (بهرام آمونيايي)

حامد كرزي و تلاش براي تمركز قدرت (سيد ميرزاحسين احساني)

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر (بهرام آمونيايي)

نا امنی به شمال کوچ می کند (بهرام آمونيايي)

پيش بسوي مونوكراسي مطلقه! (امين)

"افغانی شدن" بسنده نیست (بهرام آمونيايي)

تنها طالبان عامل نا امنی در شمال نیستند (بهرام آمونيايي)

جنگ "مشترک" در مارجه،آزمون دیگر (بهرام آمونيايي)

مرگ دموكراسي (محمودموسايي)

قانون اساسی افغانستان؛ نظام سیاسی و تعامل قوای ثلاثه (نادر محسني بامياني)

خود باوری

مصالحه دولت با طالبان و جایگاه عدالت (بهرام آمونيايي)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

هواداران آنارشیسم در ادبیات غرب

نصرت شاد

بهرام آمونيايي

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور نظرات :1

بهرام آمونيايي

امين آرمان

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور !

امين آرمان

بهرام آمونيايي

سازمان کشورهاى اسلامي جدي است؟

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود نظرات :1

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

 

آمار مقالات

نويسندگان: 75
مقالات فعال: 1122
كل مقالات: 21122
نظرات: 4580
موضوعات: 39

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 5872
بازديد امروز تاكنون: 109
شما 1 بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2878964
افراد آنلاين:16
آي پي شما: 38.107.191.106

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages


Username:
Password:
Lost Password?
Recover Password

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net