English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه

ما وجهان معاصر؛ امريكا از اين زاويه

avatar
بهرام آمونيايي

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن

avatar
آروند هاتی روی

پایان و مرگ خیال

avatar
نصرت شاد

تئوری روسو و دولت روبسپیر

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!


آیا قانون احوال شخصیه تجدید نظر ناپذیر است؟

نويسنده: سيدعلي حسيني

سيد علي حسيني
تاريخ دريافت: 12.04.2009
تاريخ نشر: 12.04.2009

9)اگر منظور آیت الله محسنی از اینکه وزارت عدلیه و هیچ ارگان دیگری حق تغییر قانون را ندارد، این باشید که مانع از دخالت قوه مجریه در قوانین باشد، قابل توجیه است، زیرا وضع و اصلاح قانون در صلاحیت پارلمان است، اما اگر منظور منع پارلمان از تغییر قانون باشد، این دیدگاه با قانون اساسی مخالف بوده و به منزله برابر پنداشتن قانون احوال شخصیه اهل تشیع با قانون اساسی (و حتی احکام کلی و ثابت اسلام) است. نه تنها قانون مذکور می تواند (به پیشنهاد ارگان هایی چون وزارت عدلیه و کمیسیون مستقل حقوق بشر) توسط پارلمان اصلاح شود، بلکه با توجه به نواقص آشکار آن قانون، این اصلاح ضروری به نظر می رسد.
Story Image, Click to View Article

 

نویسنده پیش از هر چیز یادآور می­شوم که خواهم کوشید تا از محدوده نقد علمی و منصفانه خارج نشوم. همچنین هیچ گونه وابستگی سیاسی، حزبی و ... ندارم و لذا انگیزه­ای ندارم تا به هر بهانه بخواهم به طرفداری یا تقبیح کسی بپردازم. همچنین از اینکه نقد مواضع و نظریات کسی را به معنای قضاوت شخصیت افراد بدانیم، هم متنفرم. اگر کسی می­خواهد در مورد شخصیت افراد نظر بدهد، باید آن را صریح بیان کند و نه آنکه آن را از نقد دیگران استنباط کند. ضمنا از نظر نویسنده، نام «آیت الله محسنی» نماد جریانی است که ایشان از آن نمایندگی می­کند، و لذا مسئله شخصی نیست.

1)      همان طور که قبلا بیان کردم، برخلاف برخی از کسانی که به دلایل سیاسی، حتی اصل تصویب قانون «احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان» را رد می­کنند، آن را اقدامی لازم و پاسخی به یکی از نیازهای حقوقی جامعه شیعه افغانستان می­دانم. همچنین در این مورد اگر از افراد درگیر در تصویب طرح انتقاد می­کنم، به معنای نادیده گرفتن کوشش آنان در این جهت (و یا بدتر از آن، برتر دانستن آن دسته از رهبران و نخبگان شیعه که در پارلمان یا کابینه نشسته و در جهت ارائه قانونی بهتر کاری نکردند) نیست. نقد برای اصلاح است.

2)      با همه آنکه در مورد قانون احوال شخصیه، افرادی را نقد کرده و یا نقد می­کنم، اما منصفانه نمی­دانم آنانی را که از فرصت­های پیش­آمده برای طرح حقوق یک اقلیت محروم استفاده کردند و یا به احداث مراکز ماندگار و عام المنفعه­ای علمی همت گماردند، به دلیل نقص در کارشان مورد سرزنش قرار دهم و عملا در خدمت آن دسته از فعالان سیاسی قرار گیرم که از فرصت­ها در این جهت استفاده نکردند و یا بدتر از آن تنها به منافع شخصی و گروهی خود اندیشیدند. اینکه اگر حمایت «آیت الله محسنی»، کوشش برخی نمایندگان شیعه (مانند جناب آقای اکبری، دکتر سجادی و آقای عالمی بلخی) و حمایت افرادی در کابینه (مانند آقای سرور دانش) نبود، این قانون اصلا در پارلمان مطرح نمی­شد، قابل تردید نیست. از این بابت این دسته را به دلیل انجام این کار مهم سزاوار تمجید می­بینم، بویژه اگر این بنای نیک را با اصلاح اشکالات قانون مذکور به اتمام رسانند.

3)       همان­گونه که قبلا بیان کردم، با این دیدگاه موافقم که برخی از مواد این قانون برای تبدیل شدن به قانونی ماندگار و تامین کننده حقوق مردم، نیاز به بازنگری دارد؛ ادبیات این قانون با ادبیات رایج در علم حقوق ناسازگار است، برخی از مواد آن زاید، غیر قابل اجرا و یا فاقد ضمانت اجرا است و مهم­تر از همه برخی دیگر با اصول حقوق بشر ناسازگار است. علاوه بر اینکه تضمین رعایت حقوق بشر، یکی از تعهدات بین المللی افغانستان است این مسئله در قانون اساسی کشور نیز مورد توجه بوده است. برخی از مواد قانون مذکور در تناقض آشکار با تعهدات بین المللی افغانستان (مانند کنوانسیون­های بین المللی منع و مجازات هرگونه تبعیض علیه زنان) است. بررسی تفصیلی این مسئله مورد نظر این نوشته نیست.

4)      در نوشته­های دیگر خود نیز گفته­ام که فقه اسلامی برای تامین آن دسته از حقوق بشر که مبتنی بر وجدان سالم و اراده آزاد افراد است، نیاز به تکامل و بازخوانی دارد. درباره ضرورت و راه­حل­های آن دانشمندان مسلمان زیادی (سنی و شیعه) نوشته­اند که به نظر می­رسد برای همه کسانی که می­خواهند در قلمرو دین نظریه­پردازی یا موضع­گیری کنند، لازم است تا اندیشه­های آنان را منصفانه مدّ نظر قرار دهد. عالمان و اندیشمندان افغان (سنی و شیعه) به دلیل دور بودن سی ساله از دیالوگ علمی، تجربه طولانی خشونت و توسعه­نیافتگی در این مورد سزاوارترند. کسانی که خواهان اجرای مقررات مذهبی در کشور هستند، نیز نمی­توانند نسبت به دست­آوردهای علمی نخبگان نواندیش مسلمان غافل باشند. در حقیقت قسمتی از این دستاوردها به چگونگی تطبیق فقه با آن دسته از دستاوردهای حقوق بشر است که منعکس کننده وجدان جمعی بشریت است. قانونی کردن مقررات فقه در حوزه احوال شخصیه، یقیننا بیش از دیگر قوانین در مقابل معیارهای بین المللی حقوق بشر قرار می­گیرد. استفاده از دستاوردهای علمی نو در حوزه فقه و حقوق اسلامی از ابتدا مورد توجه واقع نشد.

5)      افراد و مجموعه­هایی که خواهان اجرای مقررات اسلام هستند، باید همزمان نگران برابری حقوقی افراد نیز باشند. اگر اسلام را تنها بر اساس الگویی تفسیر کنیم که در طی تاریخ (و ابتدائا در یک جامعه عشیره­ای) شکل گرفته، یقیننا اسلام روبروی دستاورد تمدن بشری در قلمرو برابری همگان، آزادی، نظر اکثریت، نفی خشونت، مدارا، تکثرگرایی، عقل­گرایی و... قرار می­گیرد. در اینجا چاره­ای جز پناه بردن به ایدئولوژی اخوانی یا امارت طالبانی نیست؛ تجربه­هایی که مصیبت­هایش را با گوشت و پوست لمس کرده و می­کنیم. در اینجا ناچار از توجه به قرائت­های جدید از دین، توجه به اهداف اجتماعی و اخلاقی دین، رویکردهای سازگار با دموکراسی و حقوق بشر و قبول جایگاه عقل در شناخت و تفسیر دین هستیم.

6)      در مقام قانونی کردن فقه شیعه در قلمرو احوال شخصیه، نباید تنها به قرائت کلاسیک فقه اکتفا کرد. تاکید بر برداشت سنتی- تاریخی فقه، ناسازگار با اجتهاد است و چه بسا با اهداف اجتماعی دین (مانند عدالت، کرامت انسان، نظم اجتماعی، ترویج اخلاق، حفظ عفت عمومی و...) ناسازگار باشد. متوقف ماندن در الفاظ متون دینی و وفاداری به نظریات فقهای بزرگ مانعی برای سازگاری دین با دست­آوردهای معنوی بشر در حوزه حقوق بشر و دموکراسی شده است. در اینجا حتی اگر قانونگذار خود مجتهد باشد (چنانکه در اجتهاد آیت الله محسنی به عنوان حامی اصلی قانون مذکور تردیدی نیست)، این اجتهاد تنها برای خود مجتهد و مقلدان فقهی وی مشروعیت دارد؛ لذا نباید اجتهاد خود را ملاک تشخیص مشروعیت قوانین دانست، بلکه باید قانونی را تصویب کرد که هم منافع همه مردم را تامین کند و هم با آرای فقهی شاذ و نادر (هر چند پیروان کمی داشته باشد) سازگار باشد. این یکی از تفاوت­های اساسی قانون با توضیح المسائل است. اینکه در تدوین قانون مذکور تنها نظریات کلاسیک فقه شیعه مورد توجه بوده است، نشان از نادیده گرفتن اقتضائات زمان، نادیده گرفتن رویکردهای متنوع فقهی در درون مذهب شیعه و چالش­پذیری اجرای قانون است. ضرورت بهره­مندی از نظریات جدید نه تنها برای این قانون، بلکه برای همه قوانین توسط حقوقدانان مسلمان (سنی و شیعه) است.

7)      به عقیده شخصی نویسنده، مقنّن باید حتی نسبت به رعایت نظریات کسانی که نظریات جدید (البته مبتنی بر استدلال و اصول مشخص) دارند، با دید باز نگاه کند و قرائت آنان از فقه و کتاب و سنت و نظر آنان راجع به اصول فقه را محترم شماریده، بکوشد تا قانون مانعی برای حقوقی نشود که بر اساس نظر آنها به وجود می­آید. آنها هر چند مخالف نظریات کلاسیک فقهی عقیده دارند، اما کسی نمی­تواند آنها را از دایره اسلام بیرون کند. با در نظر گرفتن این نکته می­توان گفت باید قانونگذار به سود حقوق برابر و آزادی بیشتر قانون وضع کند. به تعبیر واضح­تر اگر قانونگذار بخواهد در قضایای مرتبط با حقوق بشر مانند پذیرفتن اصول بین المللی حقوق بشر یا جرم ندانستن ارتداد و... قانونگذاری کند، نه تنها افکار دانشمندانی چون ابو اعلی مودودی، راشد غنوشی و... در مورد آزادی انتخاب دین را در نظر می­گیرد، بلکه دیدگاه­های دهها دانشمند نواندیش برجسته­ای چون نصر حامد ابوزید، محمود محمد طه و ... را در باب سازگاری اسلام با حقوق بشر نیز مد نظر قرار دهد؛ مگر نه اینست که آنها هم مسلمان و نظریات آنها تفسیر اسلام است؟ مگر تنها برداشت فقهای بزرگی که برای زمان خود حکم دادند و زمان ما را درک نمی­توانستند، اسلام ناب و حجت است؟ این مسئله که در کشور ما به آن توجه نشده، راه را برای سازگاری مقررات اسلام با حقوق بشر، دموکراسی و تکثرگرایی فراهم می­کند.

8)        علاوه بر سازگاری ماهیت قوانین با ارزش­های حقوق بشر و تعهدات بین المللی دولت افغانستان، رعایت اقتضائات قانون (مانند داشتن ضمانت اجرا، عملی بودن قانون، عواقب اجرای قانون و ...)، استفاده از دستاوردهای قانونگذاری دیگر کشورهای مسلمان و نیز رعایت ادبیات حقوقی (و نه ادبیات توضیح المسائل) لازم است. این ظرافت­ها در تدوین قانون احوال شخصیه نادیده گرفته شده است و لذا باید در اصلاح قانون مدّ نظر قرار گیرد.

9)      اگر منظور آیت الله محسنی از اینکه وزارت عدلیه و هیچ ارگان دیگری حق تغییر قانون را ندارد، این باشید که مانع از دخالت قوه مجریه در قوانین باشد، قابل توجیه است، زیرا وضع و اصلاح قانون در صلاحیت پارلمان است، اما اگر منظور منع پارلمان از تغییر قانون باشد، این دیدگاه با قانون اساسی مخالف بوده و به منزله برابر پنداشتن قانون احوال شخصیه اهل تشیع با قانون اساسی (و حتی احکام کلی و ثابت اسلام) است. نه تنها قانون مذکور می­تواند (به پیشنهاد ارگان­هایی چون وزارت عدلیه و کمیسیون مستقل حقوق بشر) توسط پارلمان اصلاح شود، بلکه با توجه به نواقص آشکار آن قانون، این اصلاح ضروری به نظر می­رسد. درست است که عملا اصلاح قانون بر اثر فشارهای بین المللی است، اما سازگاری قوانین کشور با معیارهای حقوق بشری از لوازم عدالت، قانونگرایی، توسعه و صلح پایدار در کشور است. پیش­نویس قانون، مربوط به فرد یا مجموعه­ای­ است که آن پیشنهاد را کرده، اما از زمان ورود به پروسه تصویب، مربوط به همه ي افراد ذی­نفع است و حتی بعد از تصویب، افراد ذی­نفع می­توانند خواهان اصلاح آن شوند. منطقا هیچ قانونی (از جمله قانون اساسی) تغییرناپذیر نیستند و قانونا، قوانین عادی در معرض تغییر، اصلاح و نسخ و جایگزینی هستند. متاسفانه ورود طرف خارجی به این قضیه (که نقطه ضعف بزرگی برای مدعیان داخلی و دالری حقوق بشر است) دستاویزی برای مقاومت در مقابل توسعه حقوق بشر در کشور شده است. در این مورد تنها می­توانم این نکته را به مخالفان اصلاح قانون مذکور یادآور شوم که اولا حمایت خارجی از ترویج حقوق بشر را نباید یکسره توطئه دید و ثانیا چرا باید بین حضور نظامی خارجی، کمک­های گسترده خارجی و حمایت خارجیان از نظام سیاسی و بین حمایت خارجیان از حقوق بشر قائل به تفکیک شد؛ یکی را کاملا خوب، لازم و حتی ناکافی بدانیم و دیگری دشمنی مطلق؟

10)   در این مسئله، هر چند از انتقادهای زشت (و حتی بی­انصافی در حق کسانی که در روند تصویب قانون مذکور تلاش کردند) و پناه گرفتن عده­ای جزم­اندیش و توتالیتر در پشت عنوان حقوق بشر ناراحت هستم و آن را ادامه خشونتی می­دانم که زمانی شکل نظامی داشت، اما در مجموع وجود اختلاف نظر در این مورد را نشانه دموکراسی، تعلق خاطر جامعه بین المللی به پیشرفت حقوق بشر در افغانستان (بر خلاف کسانی که از آن به عنوان تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی، ضدیت غرب با اسلام و... یاد می­کنند) و حتی جلوه­ای از تقابل سنت و مدرنیسم می­دانم. تقریبا در همه دولت­های دموکرات در مواقع وضع قوانین مهم، اتخاذ پالیسی­های کلان و حتی تصمیمات قضایی، تنش­های سیاسی و رسانه­ای به وجود می­آید. مهم این است که نقد علمی، منصفانه و مبتنی بر استدلال را فراموش نکنیم، اگر به چیزی استدلال می­کنیم، برای دیگران نیز حق استدلال را قائل باشیم، تبعیض و تنفر را ترویج نکنیم، به اصولی که دیگران را به آن فرامی­خوانیم پایبند باشیم، خواهان حذف یکدیگر نباشیم، تعصب حزبی، مذهبی، نژادی، زبانی و... را در مواقع تصمیم­گیری­های کلان کنار بگذاریم.

از آنجا که سرنوشت این قانون را بر سرنوشت پیشرفت حقوق بشر در کشور موثر می­دانم و با آنکه از بسیاری از نقدها و  انتقادهای غیر منصفانه و غیر علمی (و از آن بدتر فحاشی افراد نابالغ و کینه­توز) ناراحتم، اما نقد و نظر برای ارائه قانونی مترقیانه را لازم می­دانم. امیدوارم با گذر از این فراز و فرودها، از دموکراسی اسمی گذشته و به دموکراسی واقعی برسیم.

 


موضوعات مرتبط اجتماعي, حقوق, ستون نويسندگان
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر
تازه ترين مطالب از(سيد علي حسيني):

 از ميان همين موضوع:

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن (بهرام آمونيايي)

پيش درآمدي بر جامعه شناسي تاريخي طالبان (مهدي سعيدي)

"اينجا" بغير از كجي نمي آيد راست!

ولگردی در كابل (بهرام آمونيايي)

افغانستان و بازگشت به اعتیاد (بهرام آمونيايي)

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر (بهرام آمونيايي)

نا امنی به شمال کوچ می کند (بهرام آمونيايي)

تنها طالبان عامل نا امنی در شمال نیستند (بهرام آمونيايي)

مرگ بر دموكراسي! (م. غزنوي)

زنگ خطررد صلاحیت شدنها درپارلمان ! (نبي قانع زاده)

ادعای اعلام فهرست قاچاقبران بلند پایه، بازی سیاسی یا اقدام عملی؟ (بهرام آمونيايي)

فساد در افغانستان: دكان‌هاي حقوق بشر و دموكراسي

جنجال برسرتابعیت دوگانه درپارلمان افغانستان (نبي قانع زاده)

کار آفرینی و نقش آن در کاهش بیکاری (بهرام آمونيايي)

آسیب پذیری خبرنگاران، نشانه ضعف سازمانی آنها (بهرام آمونيايي)

هویت سرگردان یا سرگردانی یک هویت؟! (محمد تقي مناقبي)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(4) (سيد محمد حسيني فطرت)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(3) (سيدمحمد حسيني فطرت)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(2) (سیدمحمد حسینی فطرت)

هزاره‌ها و فقدان استراتژي واحد (محمدحسين فياض)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

هواداران آنارشیسم در ادبیات غرب

نصرت شاد

بهرام آمونيايي

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور نظرات :1

بهرام آمونيايي

امين آرمان

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور !

امين آرمان

بهرام آمونيايي

سازمان کشورهاى اسلامي جدي است؟

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود نظرات :1

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

 

آمار مقالات

نويسندگان: 75
مقالات فعال: 1122
كل مقالات: 21122
نظرات: 4580
موضوعات: 39

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 5872
بازديد امروز تاكنون: 90
شما 1 بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2878927
افراد آنلاين:9
آي پي شما: 38.107.191.106

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages


Username:
Password:
Lost Password?
Recover Password

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net