English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه

ما وجهان معاصر؛ امريكا از اين زاويه

avatar
بهرام آمونيايي

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن

avatar
آروند هاتی روی

پایان و مرگ خیال

avatar
نصرت شاد

تئوری روسو و دولت روبسپیر

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

18.02.2009: رازهای جهان خواری

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر 3

رازهاي جهانخواري-2

نويسنده: احد تركمني دليل

احد تركمني
تاريخ دريافت: 30.03.2009
تاريخ نشر: 31.03.2009

این نمونه زنده و صد ها مثال دیگر شیوه خاصِ دزدیدن اراده مردم در عصر مدرن است و این نوع دزدی عنصر اصلی نظام فاشیستی ای به نام دموکراسی می باشد که مورد تأیید امپریالیزم و شیاطینِ پول و سرمایه «گلوبالیست» است. در این نظام ها، اوباما به جای بوش می آید و کلینتون های این نظام نیز از دنبال بوشهای همین نظام می آیند؛ کرزی ها و زرداری ها، گاندی ها و بوتو های آن از کارتل ها و کمپنی ها حقوق می برند و در همین نظام فریبنده است که دیکتاتور یک شبه دموکرات می شود و دزد، روز دیگر قاضی است؛ در همین نظام است که سیاف ها و حکمتیارها، ملا عمر ها وربانی ها و خلیلی ها و تخلص های مسعودی، داکترهای امتحان داده سیاست و جنرال های اخته شده، همواره بکار اند و رؤسای دولتهایش شاگردان تیل فروش می باشند.
Story Image, Click to View Article

 

-٢-

جمهور چیست؟

لغتنامه دهخدا جمهور را چنین تعریف کرده است:

جمهور. [ ج ُ] (ع اِ) ریگ توده ٔ بلند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || همه ٔ مردم . (منتهی الارب ). جل الناس و اشرافهم . (اقرب الموارد). توده . گروه . (فرهنگ فارسی معین ). || معظم از هر چیز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). بخش اعظم یک چیز. (فرهنگ فارسی معین ). ج ، جماهیر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || حکومتی که زمام آن بدست نمایندگان ملت باشد و رئیس آن رئیس جمهور خوانده شود. ۞ (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جمهوری شود.

هرچند عنوان این بخش مستلزم پرداختن به موضوع جمهور و ملت و منافعش می باشد، ولی چنانچه می بینید، عناصری که به معنی جمهور رابطه می یابد، در ترکیب نظام سیاسی افغانستان وجود ندارد و هر چند اسامی دولت های پی در پی از شاهی به جمهوری و از کمونیستی به اسلامی مبدل شده اند، در کشور جمهور به میان نیامده است و دردها و بلایایی که دولت ها و سازمان های وابسته خلق می کنند، هر روز بیشتر و کشنده تر می شوند. از آن جهت، ترجیح می دهم اول از رئیس جمهور آغاز کنیم که در وطن ما پیش از جمهور به نمایش درآمده است.

این پرسش که ملتی به نام افغان واقعیت است یانه، باشد برای بخش هایي که تقدیم خواهد شد، ولی مسلماً همواره پادشاهان، امیران و روسای جمهور، «باباها»، «کاکاها» و «ماماها» و دولت های وکالتی در جغرافیایی به نام افغانستان داشته ایم. بنا بر آن از داشته آغاز می کنیم تا به نداشته برسیم؛ زیرا آن چه از تاریخ بر می آید، هم مردمی که در این قلمرو زندگی می کنند و هم منافع و مصالح آن ها، هیچگاه برای حکام این قلمرو، قدرت های خارجی ولینعمت آنان و در و همسایه های مزدور تر از زمامداران ما، چه دوست و چه دشمن، هرگز مفهومی نداشته است تا حفظ و پاسداری از آن منظور باشد و منافع ملی یا ارادۀ جمهور تعریف، پاسداری و مراعات شود.

به همین دلیل آنچه ما علی العجاله از جمهوری و مصداقِ آن در جهان، و لاجرم در کشور خود، می شناسیم نامیست که بر هر نظامی غیر از پادشاهی و امارت می گذارند و بدین نحو حتی داؤد خان پسر کاکای شاه لَدَنگ ما، با آن که یک دوره دیکتاتوری سیاه و فاشیستی را برای ارباب خارجی از سال ١٣٣٢ (١٩٥٣م) تا ١٣٤٢ (١٩٦٣م) با «پاشنۀ آهنین» و مشت و عصبی اظهر من الشمس پشت سر گذاشته بود، وقتی لازم شد پادشاهی کند، لازم شد «تغییر جنسیت» نیز بدهد، دموکرات و وجیه المله شود و نام رئیس جمهور را بر گزیند. نام های معروفتری را یقیناً خوانندگان عزیز می شناسند.

این نمونۀ زنده و صد ها مثال دیگر شیوۀ خاصِ دزدیدن ارادۀ مردم در عصر مدرن است و این نوع دزدی عنصر اصلی نظام فاشیستی ای به نام دموکراسی می باشد که مورد تأیید امپریالیزم و شیاطینِ پول و سرمایۀ «گلوبالیست» است. با نام دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و مقدسات، انتخابات دغا، فریب و ریای چیده و خریده شده برپا می کنند؛ لویه جرگه ها، پارلمان ها و روسای جمهور می سازند، گرگ ها را در لباس چوپان بر رمۀ بی زبانی رها می کنند که مطبوعات و انتشارات، کامره و آنتن همین نظام شیطانی به جایشان «بع بع» می کنند. این صد درصد نسخه ایست که مقبول سیاست کنونی جهان است و به عون و ارادۀ بانک ها به وجود می آیند، ملل متحد و واتیکان پاسدارِ آنست و مذاهب و آیین ها برای تحققِ آن کار می کنند.

نظام های دموکراسی گلوبالیست ها، یعنی دارو های خوش رنگ و لقایی که نه تنها برای درمان نیست، بل که برای کشتن سازمان دفاعی بدن تجویز می شوند. این نظام ها اخلاق و کرامت را، جنت و سعادت مردم را به ریشخند گرفته، جنایت کاران جنگی را تحفه و استحقاق می دهند و وجود شان را جزو نظام ادارۀ خویش می شمارند؛ این نظام ها مافیا و فرقه و طریقه ها دارد، آیین و طریق جاهلیت، اعتنا به خون و قبیله و تبار را در خفا مجری می دارد و اشراف این نظام های دیکتاتور و دزد حق و اراده، لباس دانشمند و ساینس دان و وکیل دعاوی و وکیل حقوق و قاضی و دادرس دارند و مذاهب و ملایان و کشیش ها و سخنگوی و سخن پرداز، شاعر و مقاله نویس در خدمت آراسته اند. همه زرین کمر، جلالت عبا و کرامت قبا.

به تلویزیونها و لغات و ادبیات جهان توجه کنید، به کتابها و مقالات و سیمینارها، به بنیادها و سازمان ها، به اعتبارات و اعزاز و اسکان ها، به شخصیت ها و هویت ها و ضمانت ها؛ به همه و همه امکان و اعتبار مادی در جهان کنونی، جهان سال ٢٠٠٩، آغاز دهۀ دوم قرن بیست و یکم که نگاه کنید، شمه ای از اخلاق و کرامت و عدل و رحم و عاطفه، ارزش انسان و نیاز و آرزوی او، دنیای بهشتی کودکانی که به جهان با امید نگاه می کنند و زهر خند پیرمردانی که کورۀ زمان به آنان حکمت بخشیده است، از هیچكدام نشانی نمی یابید.

مایۀ زندگی انسان در عصر حاضر جز پوشاک، تجمل، ترقی مادی، عشرت و شهوت و شحم و شکم نیست؛ دموکراسی ثروتمندان که سقراط را زهر می دهد، بر موسی پشت می گرداند، عیسی را مصلوب می کند و با محمد دغا می ورزد. همین نظام، صالح و امام می کُشد و صلح سوز و آدمی ستیز است؛ و این شیوۀ، شیوۀ ادارۀ «شیطان، ابلیس، لوسیفر» است.

در این شیوه دستار و ریش، لباس و قبا تقلب اند، گفتار سراپا اوراد و اشارات، پیامها جادو و طلسم، نفس سرکش و وجدان به زنجیر است. این شیوه، اعتقاد و اعتماد، فطرت و محبت، عشق و جذبه نمی شناسد. در این شیوه برای هر چیز ترازو گذاشته اند و آنچه وزن نشود و زر و سود ندهد، وجود ندارد.

در این شیوه، متخصصانی که روان و طبیعت افراد و جوامع را چون کف دست می شناسند و به اطلاعات و تکنالوژی دسترسی دارند، لوازم و وسایل اختلاف و برخورد در جوامع را مشوره می دهند؛ طراحان نابغه سپس تاکتیک ها و ظرافت های آشوب و اضطراب را نقشه نموده، منازعاتِ تلقین شده را به زخم های بی درمانی چون قضیۀ فلسطین و اسرائیل مبدل می کنند، اشباحی به نام تند روی و تروریزم خلق می شود و مقدسات خلق الله را گروگان می گیرد. در این دستور مردم را از دشمنان مصنوعی و سلاح کشندۀ ملیونی می هراسانند و با اشغال و آشوب و ادامۀ جنگ هایی که بهانۀ تروریزمند، جوامع را در تنگنایی قرار می دهند که کلید گذرگاهش تنها در دست آنان است. آنان برخورد و اصطکاک هایی به وجود می آورند که کاملاً طبیعی جلوه می کنند؛ و هنگامی که خون از تن آدمیان رفت، به افراد تشنه و بی رمقی به نام ملت، جام زهری را به جای دارو پیش می کنند؛ گرگ ها را بر می دارند و شغال ها را می گمارند که لباسی قشنگ تر و رگ و ریشه ای مخفی تر دارند.

در این نظام ها، اوباما به جای بوش می آید و کلینتون های این نظام نیز از دنبال بوشهای همین نظام می آیند؛ کرزی ها و زرداری ها، گاندی ها و بوتو های آن از کارتل ها و کمپنی ها حقوق می برند و در همین نظام فریبنده است که دیکتاتور یک شبه دموکرات می شود و دزد، روز دیگر قاضی است؛ در همین نظام است که سیاف ها و حکمتیارها، ملا عمر ها وربانی ها و خلیلی ها و تخلص های مسعودی، داکترهای امتحان دادۀ سیاست و جنرال های اخته شده، همواره بکار اند و رؤسای دولتهایش شاگردان تیل فروش می باشند. در همین نظام هاست که ما احزاب شیطان داریم ولی حزب خدا را درآن راهی نیست. در قلمرو همین نظام ها، مبارزانی که سالها دشمن بانک ها بودند، اکنون رفته اند و جایشان را خادمان بانکها گرفته اند که شهادتنامۀ مبارزه گلوبالیستی دارند.

در همین نظام هاست که آدمی تشنه است و در عسرت، و گرگان و ددان سیراب و شادکامند. و تا چنین است، کجای این مملکت داری به جمهور مردم شباهت دارد؟ مگر در عمل دولت ها علیه رعایا نیستند؟ با اسرار و خفاکاری؛ با سرکوب مخالفت ها؟ با معاملات بانکی مرموز؟ با توپ و تانک خارجی، با پول هایی که روشن نیست از کجا می آیند و با پول هایی که معلوم نیست به کجا می روند؟ با احزابی که مرام های خارجی و حامیان مغرض دارند و با رجالی که برای شیوخ و دوک و بارون ها کار می کنند؟

این نظام ها تنها در افغانستان نبوده اند. هرجا استعمار قرون اخیر لشکر کشید، ریشۀ فریماسون و نیات گلوبال دوید، راه برای ورود فسادهای رنگارنگ باز شد و اخلاق، عدالت، آزادی و کرامت انسان ناپدید گشت. این نیات گلوبال و نظام جدید جهانی (دولت واحد جهان) است که از قرن نوزده بدینسو بازی بزرگ را به راه انداخته و دولت های وکالتی را در کشور های ما با پول و فساد اداره می کنند. این نیات گلوبال و نظام واحد جهانیست که در افغانستان سید جمالدین ساخت، امیر عبدالرحمن آورد، امیر امان الله پُخت، آشوب ایجاد کرد و خانوادۀ نادر را بیرق پادشاهی داد، نه جمهور و ارادۀ مردم.

تا پیش از استیلای لشکر امپریالیستی – فریماسونری – بانکی، کشورها را فاتحان و کشورگشایان می ساختند، اما پس از استیلای بانکداران به سواری لشکرهای انگلیسی، فرانسوی و امریکایی این ایدیالوژی شیطانی فریماسون و گروه مرتد دیگری در درون آن اند که بر حسب فرمول های ماتریکسی شیطان، فرشتۀ نور و استاد ملایک، سلطنت ها و جمهوریت ها و طریقت ها و آیین ها می سازند.

این حقایق تلخ امروز و دیروز ما و دیگر رعایای جهان است که از سفید تا سیاه و از زرد تا قهوه ای را در بر می گیرد. این غلام سازی جهانیست که ارادۀ شیطان را به جای جمهور مردم به کار گرفته است.

جمهور، که ارادۀ مردم است، از خانه ها باید برخیزد. جمهور نفع خانواده ها را، قبیله و تبار را، قوم و طایفه را، جامعۀ انسانی را تمثیل می کند، نه حکومت های وکالتی ای را که صفات شان در بالا شمرده شد. این جمهور چگونه به میان می آید؟ این جمهور، نمایندۀ قریه و قبیله ها را باید به وجود آورد؛ نمایندگان قریه و قبیله، نمایندۀ قوم و طایفه را باید برگزیند، و آنجاست که نمایندۀ قوم و طایفه جمهور را تمثیل می کند. انتخاباتی را که دولت های وکیل بانکداران و با حمایت لشکر گلوبال و ناظران گلوبال به نمایش می آورند، اراده و جمهور مردم را می دزدد.

چگونه می توان جلو این دزدی را گرفت؟

ما اگر آگاه شویم که از برابر ما «خرسوار» می گذرند، به کاندید بانکداری رأی نخواهیم داد و اگر این عمل از مردم افغانستان به ظهور رسید؛ که بی آگاهی محال است؛ به آن ارادۀ مردم و جمهور گفته می توانیم.

تنها آگاهی است که مشت گلوبالیست ها و حکومت های وکالتی را باز می کند و طلسم قدرت را، که باورهای ساده لوحانۀ ماست، خنثی می سازد. ما اگر بدانیم با چه نیرنگی برگردۀ ما سوار می شوند، هرگز سواری نخواهیم داد؛ ولی اگر ندانیم که «همه جا دکان رنگ است – همه رنگ می فروشند»، طبعاً انتخابات را، رئیس جمهور را، مخالفت های مذهبی و زبانی و قومی و منطقه ای را، طالبان و احزاب اسلامی را، تروریزم و اخوان المسلمین را، اسرائیل و فلسطین را نیز کماکان باور خواهیم کرد و فریب سوسیالیست هایی را نیز خواهیم خورد که سوسیالیزم بانکداران را دنبال می کنند و یار گلوبالیست هایند.

جمهور نه این بازی های رسواست که بازیگرانش شرکای شیطان و غلام زرخرید بانکدارانند؛ صدای جمهور از خانه های مردم و از حلقوم حلال زادگان بلند می شود. در حالیکه حرام زاده هایی با رشتۀ خونی حرام، به برکت پول گلوبال و کمپنی، هم کوزه و هم کوزه گر و هم گل کوزه اند و اراده و جمهور مردم در زندان ها و اردوگاه ها به زنجیر کشیده شده و در گورستان ها مدفون است؛ و این همه چنان آشکار و عیان و دیده دراست که گمان می کنی همه حقیقت دارند؛ عین تصاویری که در تلویزیون و کامره و کامپیوتر می بینیم. البته ما در این دیدن ها تصاویر را تماشا می کنیم، نه طلسم و ماتریکس پدیده ها را.

جهانِ ما در بحران ها غرق است. جنگ های مذاهب، جنگ های مناطق، جنگ های آرمان ها، جنگ های اقوام، جنگ های فرهنگ ها و جنگ های سرمایه و سود، آتشفشان هایی دایمی برای دهشت و اضطرابند و منابع پایان ناپذیرِ سود. نیت گلوبال مدینۀ فاضلۀ اخلاق نیست که جمهور و ارادۀ مردم را نوید بدهد، نیت گلوبال مدینۀ فاضلۀ اشراف و حکام و مذاهب است که خلق الله در آن رعیت شمرده می شوند و تابعانی که مالیه و بیگار و خون می دهند و در دیدۀ گلوبال مواد خام، هیزم کوره، نیروی کار، پشتوانه و ضمانت قرضه و کریدت و شماره های جنسی اند.

آنچه را به حیث تروریزم، مخالفت قومی، مذهبی، قضیۀ افغانستان، قضیۀ فلسطین، قضیۀ فلان و قضیۀ بهمان می انگاریم و تهدید اتومی، بحران اقتصادی و سقوط مالی، قحطی و فقر می شناسیم، عین تصاویری اند که روی صفحۀ کامپیوتر می بینیم و یا در سینما تماشا می کنیم. در حالیکه کامپیوتر - عین ماشین نظام ها- تصویر را و رنگ و حرف را فقط به یک زبان می شناسد. این زبان «نبض» است که به آن Puls می گویند. وقتی  تصویری را در تلویزیون می بینیم و یا در صفحۀ کامپیوتر، ماشین رنگ و تصویر نمی داند، ماشین با «بلو پرینت» آن پدیده ها کار دارد و آن را تنها به شکل نبض هایی می شناسند که هر ترکیبی از آن برای من و شما که تماشاچیِ هستیم، کد و شماره و حروف و علایم بی مفهومی بیش نیست. امروزه کسانی که برنامه های کمپیوتری و سایت های انترنتی می سازند یا فیلم و نمایش و خبر پخش می کنند، درواقع ماتریکسی برای تصاویر به وجود می آورند که نسخۀ «اچ- تی – ام – ال» (Html) گفته می شود و یکسره نمبر و علامت و حروف، یعنی کدها و سمبول هاست. کدهاست که در روی صفحۀ دید ما - آگاهی ما -  تصویر یا نمایشی را القا می کنند.

در نقشه هایی که نظام های امپریالیستی بر روی آن کار می کنند و دموکراسی ها و حقوق بشر و آزادی و تمدن گلوبالیستی ایجاد می کنند، چنین ماتریکس ها به کار رفته است که در نتیجۀ عملیات هماهنگ عناصر ماتریکس، در باور تنظیم شده و مصنوعی مردم و جوامع، به شکل پدیده ها و حوادث طبیعی جلوه می کنند و واکنش ها عکس العمل های بدیهی به نظر می آیند. این پدیده ها را اکادیمیا، دانش رسمی و دانشمندانِ اجیر تأیید نموده، ملل متحد و واتیکان بر آن مهر و صحه می گذارند. درحالیکه ما، که رعیتی بیرون از شبکه و در واقعیت نظام ها، اشیا و شماره ها هستیم، نه سواد خواندن اچ تی ام ال را داریم و نه حوصلۀ ارزیابی اش را؛ این چنین است که قضایا به وجود می آیند و افکار عامه تولید می شود.

بنا بر آن تصاویر خیال و ذهن ما، مقدار، وزن، تحصیل و درجات ما، و ارتعاشات و اصطکاکات در جوامع قرن بیست و یکم همه ماتریکسند و اچ تی ام ال دارند. این واقعیات در ماشین ها ساخته می شوند؛ افکار ما را روانشناسان از پیش دیزاین می نمایند، سلیقه و ذایقۀ ما را کامپیوتر ها معین می کنند و شخصیت ها هنرپیشه ها و دلقکانی اند که برای کمپنی ها خرام و ادا و عشوه می فروشند.

این ماشین ها و نظام ها و دستگاه های بی شمارش به سادگی سرنوشت ما را در ماتریکس سیاست و ستراتیژی، اقتصاد و آرمان معین می کنند. نظام عنکبوتی امروزه ماتریکس، کد حروف و ارقام، سمبول و علایم، جادو و جنبل، اوراد و شامان بازی هایی دارد که ما به چشم نمی بینیم ولی حاصلش را مزه می کنیم و با خوشحالی بع بع می نماییم که «اوباما آمد».

در حالیکه رهایی از این دام ظاهراً بسیار مشکل به نظر می رسد، برخلاف ابزار ساده و ارزانی می تواند این هیولای سیری ناپذیر را به زنجیر بکشد و نابود کند. این ابزار آگاهی است که راه دسترسی به آن شناخت انسان از «خود» است. ما تا خود را نشناخته ایم بهای ما بسیار ارزان است. به اندکی خریده می شویم و به قلیلی فروخته. از نشناختن خود است که بازیچۀ مفسدان و شروران هستیم و چون توان و نیروی خدا دادۀ خویش را نمی شناسیم، خود را گناهکار و خطا کار و ناچیز و واجب الخطا می شماریم که لازم است دستی دست مان را بگیرد، به راه ببرد، خیر و شر ما را معین کند، بچراند، محصول مان را بردارد، مقدار نیاز ما را معین کند و هراس و اضطراب را زنجیر غلامی ما قرار بدهد.

این موجود که به این سادگی غلام می شود، غلام شکم و حرص و شهوت، نه آن موجودی است که خدا خلقش کرد و فرشتگان را به سجده بر او امر فرمود. این موجود آن خلقتی نیست که خدا از خاک آفرید و از روح خود بر او دمید. این انسان زبون که برای پول و متاع دروغ می گوید و جنایت و خیانت می کند و با زبونی هایش دست ظالم را بر خانواده و ایل و تبار و قوم و کشور خویش باز می نماید، آن انسانی نیست که خداوند شیطان را به تعظیم در براش امر نمود. این انسان که دست و پا بستۀ هوس است، که محکوم نیاز و مجنون اغراض است، که از صبح تا شام خدایان بیشماری را اطاعت و عبادت می کند، این انسان خود را نمی شناسد.

و این انسان که خود نمی شناسد، به خود اعتماد نیز ندارد، خرید و فروش می شود و جمهور نمی سازد.

فاعتبروا یا اولی الابصار

بخش سوم: جمهورِ ما را چسان ریختند؟

 


موضوعات مرتبط سياسي, مسايل منطقه و جهان
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر 3
تازه ترين مطالب از(احد تركمني):

 از ميان همين موضوع:

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن (بهرام آمونيايي)

پيش درآمدي بر جامعه شناسي تاريخي طالبان (مهدي سعيدي)

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور

دست زورگويان از پروژه ها كوتاه خواهد شد؟ (بهرام آمونيايي)

انتخابات پارلمانی و چالشهای پیش رو (نادر محسني بامياني)

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور ! (امين)

افغانستان و میهن پرستی های دروغین رهبران (سيد محمد فطرت)

آیا لوی سارنوالي میتواند با ریشه های اصلی فساد مبارزه کند؟ (بهرام آمونيايي)

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟ (بهرام آمونيايي)

حامد كرزي و تلاش براي تمركز قدرت (سيد ميرزاحسين احساني)

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر (بهرام آمونيايي)

نا امنی به شمال کوچ می کند (بهرام آمونيايي)

پيش بسوي مونوكراسي مطلقه! (امين)

"افغانی شدن" بسنده نیست (بهرام آمونيايي)

تنها طالبان عامل نا امنی در شمال نیستند (بهرام آمونيايي)

جنگ "مشترک" در مارجه،آزمون دیگر (بهرام آمونيايي)

مرگ دموكراسي (محمودموسايي)

قانون اساسی افغانستان؛ نظام سیاسی و تعامل قوای ثلاثه (نادر محسني بامياني)

خود باوری

مصالحه دولت با طالبان و جایگاه عدالت (بهرام آمونيايي)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

هواداران آنارشیسم در ادبیات غرب

نصرت شاد

بهرام آمونيايي

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور نظرات :1

بهرام آمونيايي

امين آرمان

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور !

امين آرمان

بهرام آمونيايي

سازمان کشورهاى اسلامي جدي است؟

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود نظرات :1

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

 

آمار مقالات

نويسندگان: 75
مقالات فعال: 1122
كل مقالات: 21122
نظرات: 4580
موضوعات: 39

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 5872
بازديد امروز تاكنون: 40
شما 1 بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2878824
افراد آنلاين:12
آي پي شما: 38.107.191.105

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages


Username:
Password:
Lost Password?
Recover Password

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net