ملت ایران وافغان هم زبان، هم فکر ودین بهتر است افغان برای ما زاعراب وزچین
در این نوشتار ضمن ارج نهادن به فرهنگ وادب افغان و اشاره به پیوند خوردگی ادبیات و فرهنگ و زبان و تاریخ این دو ملت بزرگ اشاراتی به روابط کنونی دو کشور در چند سال اخیر خواهم کرد امیدوارم خوانندگان کاستی ها را برنگارنده ببخشند.
اشاره به تاریخ و پیشینه دوکشور را لازم نمی بینم چراکه همگان به سرنوشت گره خورده این دو کشور فارسی زبان اطلاع کافی دارند فقط برای نمونه به چند بیت شعر از خلال ادبیات دو کشور اشاره می کنم که میل آنها به آزادی و دموکراسی را می رساند.
هم ایرانیان و هم افغانها هردو خواهان آزادی و دموکراسی هستند و این را می توان از خلال ادبیات دو کشور یافت بعنوان مثال:
فكري اي هم وطنان در ره آزادي خويش
بنماييد كه هر كس نكند مثل من است
عارف قزويني
به به از اين مجلس ملي و اين آزادي فكر
من چه بنويسم قلم در دست من آزاد نيست
مير زاده عشقي
هزار بار بود به ز صبح استبداد
براي دسته ي پا بسته شام آزادي
فرخي يزدي
شاعر مشروطه خواه افغانستاني، محمد كريم نزيهي«جلوه» نيز درباره ي آزادي و استبداد مي گويد:
تا كي از جور و ستم ناله و فرياد كنيد
سعي بر هم زدن منشاء بيداد كنيد
فتنه انگيزي و تبعيض نژادي در قوم
فكر آينده ي ملك خود و اولاد كنيد
سوخت اي همنفسان آتش استبدادم
شرح اين سوخته را بر همه انشاد كنيد
شاعران مشروطه خواه اين دو كشور براي به دست آوردن آزادي، راهكارهايي پيشنهاد مي كنند كه در جاي خود قابل توجه و تأمل است.
در كف مردانگي شمشير مي بايد گرفت
حق خود را از دهان شير مي بايد گرفت
تا كه استبداد سر بر پاي آزادي نهد
دست خود بر قبضه ي شمشير مي بايد گرفت
فرخي يزدي
ايزدا! اين مهد استبداد را ويران نما
گرچه در سر تا سرش يك گوشه اي آباد نيست
ميرزاده عشقي
غازه سازيد ز خون شاهد آزادي را
تا ز خود روح شهيدان وطن شاد كنيد
محمد كريم نزيهي «جلوه»
در ادامه به برخی سیاستهای جمهوری اسلامی در قبال ملت بزرگ افغان اشاره میکنم.
جمهوري اسلامي ايران به عنوان همسايه افغانستان استقرار صلح و ثبات در اين كشور را عامل مهمي در ارتقاي سطح امنيت و همكاري در منطقه و جهان مي داند. از نقطه نظر ايران، بازسازي و توسعه سياسي، اقتصادي و فرهنگي افغانستان محور اصلي تداوم صلح و تحكيم امنيت و عامل مشاركت مردمي فعال در سازندگي كشورشان مي باشد. ايران در راستاي مناسبات برادرانه و حسن هم جواري با كشور افغانستان در مرحله جديد حيات افغانستان نيز اقدام به همكاري عملي در روند بازسازي افغانستان نموده است. اهداف ايران از اين مشاركت به شرح ذيل است:
مساعدت به استمرار صلح، تحكيم امنيت و ثبات در افغانستان با تأكيد بر :
شكل گيري و تقويت دولت ملي در افغانستان.
مساعدت به روند مبارزه با قاچاق مواد مخدر افغانستان.
تسريع در روند بازگشت پناهندگان افغاني به كشورشان.
گسترش مناسبات دوستانه و حسن هم جواري دو كشور به ويژه نهادينه كردن همكاري هاي اقتصادي. گسترش همكاري هاي منطقه اي و بين المللي در مورد افغانستان.
راهبردهاي ايران براي مشاركت در بازسازي افغانستان
براساس اهداف فوق راهبردهاي جمهوري اسلامي ايران، كمك به بازسازي زيرساخت هاي اقتصادي و تجاري افغانستان، تقويت شبكه هاي حمل و نقل و ترانزيت، حمايت از همكاري بخش خصوصي، همكاري در بخش آموزش نيروي انساني متخصص و توسعه فن آوري اطلاعات، توسعه ولايت هاي افغانستان نزديك مرز ايران، امنيت در مرزهاي مشترك، مشاركت در بازسازي پليس و ارتش، طرح هاي آموزشي و بهداشتي و همكاري هاي علمي و فرهنگي تعيين شده است.
با وجودي كه مردم افغانستان علاقه اي قلبي به ايران دارند و بازارهاي بسيار گسترده اي براي اغلب توليدات كشاورزي و صنعتي و بويژه صدور خدمات مهندسي براي ايران وجود دارد، ولي حضور ايالات متحده در افغانستان تاثير منفي بر توسعه روابط ايران و افغانستان گذاشته است. بسياري از مردم در كابل و شهر ها و مناطق ديگر، اغلب كساني كه مدتي در ايران بسر برده بودند از ايران بخوبي ياد كرده و سپاسگزار مردم ايران بودند. افكار عمومي افغانستان در باره ايران بسيار مثبت و قابل توجه است. حضور ايران از طريق مبادلات تجاري و فعاليت هاي اقتصادي مي تواند به همگرايي بيشتر منطقه اي كمك كند. در اين راستا ايجاد تشكل هاي بخش خصوصي از جمله اتاق هاي بازرگاني مشترك مي تواند بسيار سودمند باشد. بخش خصوصي ايران زمينه هاي بسيار مساعدي براي حضور در افغانستان دارد و زبان فارسي كه زبان مشترك مردم هر دو كشور است، نقش اساسي دارد و مزيت هايي است كه ايران نسبت به پاكستان در صحنه افغانستان دارد.
موقعيت جغرافيايي افغانستان (Situation)، برخلاف موقعيت رياضي آن (Location) بسيار مهم است. به شرط آنكه حكومت افغانستان از اين شرايط بهره بگيرد .چيزي كه ايران نتوانست از اين موقعيت بسيار ممتاز جغرافيايي و گرهگاهي خود، بهره گيرد.
در عرصه بهره گيري، افغانستان از موقعيت خود با بازيگراني سروكار دارد كه هر كدام در پي تامين منافع ملي خود، يكديگر را به چالش مي كشند و در نتيجه نگراني هايي را براي افغانستان در تعامل در درون منطقه مواجه مي سازند. اين بازيگران فرامنطقه اي و منطقه اي عبارتند از :
الف - منطقه اي
هندوستان
هندوستان، اين قدرت منطقه اي مي خواهد با استفاده از اين قلمرو، پاكستان را كنار بزند و به آسياي مركزي، متحد دوره شوروي خود نفوذ كند و به منابع مواد خام(از جمله پنبه) و انرژي ارزان(نفت و گاز) دست يابد و در آن نفوذ كرده و با پشتيباني مسلمانان منطقه (به ويژه افغانستان) مساله كشمير را هم به نفع خود حل كند.
حضور پر رنگ و مهم هندوستان در ابتكار كريدور حمل و نقل شمال - جنوب در كنار ايران و روسيه، در اين ارتباط ارزيابي مي شود.
پاكستان
پاكستان با حضور در افغانستان منافع بسياري بدست مي آورد. حجم عظيمي از كالاهاي خود را در بازار افغانستان به فروش مي رساند و با استفاده از نزديكي كابل به اسلام آباد مي خواهد نفوذ خود را بر افغانستان هر چه بيشتر افزايش دهد. سرمايه گذاري پاكستان در بندر گوادر در درياي عمان براي انحصاري كردن مبادلات افغانستان و آسياي مركزي و تضعيف بنادر ايران و نقش ايران در منطقه صورت گرفته است، پاكستان مي خواهد هم خود انحصاري عمل كند و افغانستان را در سيطره خود داشته باشد و هم ايران را از صحنه افغانستان حذف كند. زيرا ايران از همسايگان قدرتمند و يكي از مهمترين كشورهاي كمك كننده به بازسازي افغانستان است كه بيش از همه كشورها اعتبار در اختيار افغانستان گذاشته است. پاكستان با حضور فعال در صحنه افغانستان، منطقه مورد منازعه پشتونستان را مديريت مي كند، راه هاي انتقال خطوط لوله نفت و گاز آسياي مركزي را به سوي خود و آبهاي آزاد هدايت مي كند و منافع قابل توجهي را به دست مي آورد، با چين ارتباط زميني برقرار مي كند و از بازار سنتي افغانستان بهره مي برد. كشمير را كنترل و اراده خود را بر منطقه تحميل مي كند.
اما افغانستان هيچگاه مرزهاي جنوبي خود با پاكستان (خط ديوراند) را برسميت نشناخته و سندي امضا نكرده است. اين مورد هميشه مورد مناقشه بوده است. در بررسي هاي ميداني در افغانستان در اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت سال 1385 بسياري از كادرهاي وزارت خارجه افغانستان و محافل دانشگاهي بر اين امر تكيه داشتند كه پاكستان علاقه اي به حل مناقشه مرزي ندارد و از اين طريق محيط نا امني را براي افغانستان ايجاد كرده و با ترور مقامات مهم و كليدي و وابستگان نهادهاي بين المللي و ديپلمات هاي خارجي اراده سياسي خود را بر افغانستان تحميل مي كند. اين محافل طالبان را دست پرورده پاكستان قلمداد كرده و بر اين باورند كه هم اكنون نيز مدارس ديني پاكستان اين شبكه ها را مديريت و آماده مي سازد تا در موقع لزوم از آن بهره گيرد.
اما افغانستان و ايران با بيش از نهصد کيلومتر مرز مشترک، در دين، زبان و فرهنگ نيز با همديگر اشتراکاتی دارند. با فروپاشی نظام طالبان در افغانستان که به باور تهران سیاست بدنام کردن اسلام را دنبال میکردند، در برخورد های دپلماتیک تهران در قبال کابل دگرگونی های چشمگیری رونما گردیده است.
نقش تهران در کنفرانس بن برای ایجاد تفاهم میان گروه های متخاصم افغان برای سهیم ساختن در قدرت، آمادگی برای کمک به حفظ آرامش و استقرار دولت مرکزی قدرتمند در افغانستان بارها و از طرف منابع متعدد مورد ستایش قرار گرفته است.
تعهد کمک صدمیلیون دلاری تهران برای بازسازی افغانستان، اجرای بخشی از هشت طرح راهداری به اعتبار دومیلیارد دلار، اجرای طرح های عمرانی در استان های غربی بخصوص هرات و نیمروز، واکنش احتیاط آمیز تهران در برابر انتخابات افغانستان از تغییر يک جامعه سنت زده و عقب افتاده به کشوری نو، دستگيری سران القاعده، خارج کردن گلبدين حکمتيار از ايران، همکاری در زمینه ای مبارزه با قاچاق مواد مخدر و... مجموعه ای مسایلی هستند که دولت حامد کرزی از زمان روی کارآمدن در افغانستان بر خلاف همتايان عراقی خود نه تنها از دخالت های ايران در اوضاع داخلی افغانستان شکایت نکرده اند که در فرصت های مختلف از دولت جمهوری اسلامی ایران به دليل کمکهای ايران به "جهاد مردم افغانستان عليه تجاوز شوروی در سال 1979" ، ميزبانی ميليونها مهاجر افغان و حضور فعال اين کشور در عرصه بازسازی افغانستان تقدير کرده اند.
اما به عقیده نگارنده این کمک ها به مردم افغانستان می بایست بیش از اینها باشد و من معتقدم بجای سرمایه گذاری در کشورهای عربی حق ناشناسی که خواهان محو ایران از خاورمیانه هستند و بنای آن را با تغییر نام خلیج همیشه فارس به خلیجی مجعول نهاده اند بهتر است در کشور دوست و هم زبان افغانستان سرمایه گذاری شود و امیدوارم در آینده مناسبات دو کشور به گونه ای پیش رود که در آینده نزدیک قدرت اول منطقه را تشکیل دهند و توصیه من به ملت بزرگ افغان در پایان این بیت شعر است که مولوي عبدالرؤف خاكي می گوید:
افغان اگر نظر فكند بر صلاح خويش
اول بيايدش كه بگيرد سلاح خويش
درپایان
امیدوارم درآینده نزدیک ملت افغان با دستان توانمند خود و دور از وجود هربیگانه ای سرزمین آبا و اجدادی خویش را اداره کنند و دولتمردان ایرانی هم دوست را از دشمن تمییز دهد و به جای هدر دادن سرمایه درکشورهای عربی به ملت بزرگ افغان کمک کنند.
انشا الله