مفهوم دهکده جهانی درعناوین رسانه ها با تیتر درشت جلب توجه میکند. یکی از جهات مهم آن مهاجرت روزافزون انسانها ازکشوری به کشوری دیگر به منظور شرایط بهتری زندگی و یا نیاز کشور های صنعتی به نیروی کار یا بعلت پایین بودن تولید نسل ویا بدیلیل روند پناهنده پذیری کشورها بخاطر جنگ و کشمکش های قومی، نژادی و مذهبی و........تعدادی وسیع از انسانها از جایی به جایی دیگر جابجا میگردندواین تعداد انسانها با زبان، فرهنگ ، آداب و رسوم خود در سرزمین جدید سکنی می گزینند.
یکی از بزرگترین جابجایی هایی تاریخ مهاجرت دراثرتنشها ،جنگها ، تجاوزها و بی عدالتی ها درسه دهه اخیر، درافغانستان بود که اکثرا به دوکشور همسایه پاکستان وایران پناه گزیدند ، ولی تعدادی هم ناشی از مشکلات دیگروزندگی بهتر راهی کشورهای غربی شدند که دراین نوشته اینها مورد نظرما می باشند . پناهندگان ومهاجران که درکشورهای غربی و پناهنده پذیر زندگی جدیدی را آغاز نمودند ازمزیت های رفاهی، اقتصادی واجتماعی برخوردار شدند ولی مسئله ایکه کمتر در این بین مورد توجه قرارمیگیرد پایه ها واصول حفظ اصالتهای فرهنگی میباشد و تعدادی هم دغدغه ذهنی شان حفظ اینها بوده ولی پایه واصول ایکه بتواند از آن ارزشها واصالتها پاسداری نموده وازآن تصویری ارائه نمایند ، چیزی در بساط وطرحی درذهن ندارند.
اگربادید کنجکاوانه دردرون جامعه مهاجر رفته خواهیم دید، آنهاییکه تاهنوز به حفظ آن اصالتها باورمند هستند نظرات متفاوت ودیدگاه های مختلف راارائه می نمایند ، ارائه دیدگاه ها هم بستگی به توانائیها وبرداشت های افراد از پدیده ها ومعضلات اجتماعی وفرهنگی دارد.
دراینجا لازم بنظرمی آید که:
اول باید بدانیم پایه ها واصول اصالتهای فرهنگی درکجاها قراردارد؟
وبعدازآن چگونه میتوانیم این اصول را درجامعه ارائه نماییم ؟
وراههای حفظ اصالتهای فرهنگی درکجا میباشد؟
آیا حفظ آن برای جامعه پناهنده ومهاجر مفید است ؟
ووجود جامعه میزبان وکشورهای پناهنده ومهاجرپذیر ازحفظ آن نفع می برد ویا به ضررآنست ؟
این سوال های است که درذهن انسان ترسیم میگردد ونیازمند پاسخ روشن ومستدل برای جامعه پناهنده و پناهنده پذیر می باشد.قشری فرهنگی جامعه باید درصددی راه حل وجواب این سوالها باشند داشتن طرح و هماهنگی فرهنگیان فرهیخته جامعه موثرترین راه برای پیشبرد این اهداف متعالی خواهد بود.
کسانی که با شکارهای سیاسی زیر عنوان کارهای فرهنگی، دینی و...... تلاش می کنند لازم نیست باآنها وارد بحث دراین وادی شد که کارهای تند وافراط گرایانه وگاهگاهی زیرکانه بعضی از جناحها را هم به نفع جامعه پناهنده ومهاجر ندانسته وعمل کرد آنها موثربرای بقای زیربنای های فرهنگی ارزیابی نمی گردد.
بااندک دقت بدرون جامعه پناهنده ومهاجردیده شود به نکات برخواهیم خورد که این نکات می تواند برای آینده و بقای فرهنگی افغانستانی ها قابل تامل میباشد که موردتوجه وعنایت قرار نمی گیرد ، که این کم توجهی ها میتواند درآینده ها چیزی بنام کتله فرهنگی افغانی درکشورهای غربی کمتر بروز خواهند کرد.
وهرکسی شاید برای محفوظ نگهداشتن آن حرفهای داشته باشد و این ایده ها میتوانند درجهت ترویج وتحکیم آن موثر خواهدبود،ولی طرح دقیق وحساب شده برای تحفظ اصالتهای فرهنگی تا حال حداقل نگارنده این سطورندیده است کشورهای شمال اروپا تدریس زبان مادری را برای اطفال پناهنده ها در نظر گرفته اند که در هفته دوساعت برای زبان مادری اختصاص دارد بعلت نبود آموزگاران مجرب نتیجه اش کمتر مشهود است . وهرجامعه ای هم نماد های فرهنگی متفاوت دارد، اگرآن نمادهارادرست بشناسیم وسیله ای شناخت آن نمادهای فرهنگی چه خواهد بود؟
به باورما زبان بهترین وسیله برای شناخت نمودهای فرهنگی یک ملت می باشد وقتیکه یک ملت باورمندبه شناخت نمادهای فرهنگی خوداست باید زبان خودرا یاد داشته باشد یعنی هم خوانده هم نوشته وهم مفاهیم زبان خودرا درک کند تا نماد های فرهنگی واسطوره های خودرا بشناسد .