در هفته گذشته يك نامه از دوستي رسيد كه در آن بر مدير اين سايت خرده گرفته كه به قول ايشان " چرا خالدحسيني را بزرگ مي كنيد؟!". من اول خنده ام گرفت. بعد باخود گفتم مگر ما كيستيم كه بياييم كسي چون خالدحسيني را "بزرگ" يا" كوچك" كنيم؟! چه ما(افغانها) بخواهيم چه نخواهيم - و اين خواستن و نخواستن ما به اندازه يك دانه جو هم در بزرگ و كوچك كردن او و امثالش اثري نخواهد داشت- او به اندازه كافي بزرگ شده است. همين كه در رأس فهرست برترين نويسندگان جهان قرار مي گيرد و همين كه عنوان مشهورترين نويسنده جهان در سال را كسب مي كند، شاهدي زنده بر اين است كه ديگر دست ما افغاني ها از او كوتاه شده است و الا اگر بزرگ كردن و كوچك كردن اينگونه آدمها در دست و تقدير ما بود، مگر مي گذاشتيم اينگونه بزرگ شوند؟!
باري، بايد گفت احتمالا اعتراض اين دوست ما بخاطر نشر خبري است با عنوان" خالد حسيني در رأس فهرست 20 نويسنده برتر جهان در سال 2008" در بخش اخبار اين سايت كه البته مستقيما از متن انگليسي آن و از منابع معتبر اخذ شده است. از لحن و محتواي نامه ايشان چنين بر مي آيد كه به اعتقاد ايشان آقاي خالد حسيني در كتاب كاغذپران باز هزاره ها را تحقير كرده و فلم كاغذپران باز هم به علت همين مسئله تحريم شد.
البته قبلا هم از اينگونه اعتراضات را دريافت كرده ام و گاهي هم در حد امكان نظرات خودم را نوشته ام. براي مثال بنگريد به نوشتههاي« در باب پيوند تابوشكني با خودشكني» و « دموكراسي بدون آدم هاي دموكرات » كه در سالهاي قبل نشر شده اند. يادداشتهاي مفصل تري هم دارم كه در آنها به اين مسايل پرداخته شده ولي هنوز فرصت لازم براي تنظيم و انتشار شان فراهم نگرديده است.
همانطور كه گفتم، كار بزرگ كردن اين آدمها ديگر از قدرت ناچيز ما خارج شده و ما اينك حتي از تخريب و كوچك كردن شان نيز عاجزيم و الا بازهم عرض كنم اگر اين كار در يد قدرت ما بود، مگر مي گذاشتيم بزرگ شوند؟! مگر غيرت افغاني ما چنين اجازه اي بما مي داد؟
درهرحال، نشر اين اخبار و امثال آن هيچ كمكي به بزرگ سازي يا كوچك سازي آدمهاي بزرگي چون خالد حسيني نمي كند. جز اينكه قصد از انتشار اين اخبار اولا اطلاع رساني محض است و ثانيا خبررساني فقط براي چند نفر افغاني حسود و لاغير.
گذشته از آن، نشر اين اخبار به اين معنا نيست كه با انديشه و محتواي آثار خالد حسيني هم صدفيصد موافقيم. اصلا چرا اينگونه فكر مي كنيم كه هركسي آمد چيزي نوشت حتما از زاويه ديد ما بايد بنويسد؟ خوب، بيايند كساني كه حرف جدي دارند آثار و نوشته ها و انديشه هاي يك شخص را نقد كنند نه اينكه اعتراض كنند كه چرا نوشته است. نوشتن حق هرشخص است و كاش نويسندگاني چون خالد حسيني و رحيمي و آثاري چون آثار ايشان را بيشتر و بيشتر مي داشتيم.
با وجودي كه آثار خالد را خوانده و از آنها متأثر هم شده ام اما انتقاداتي نيز بر دريافت ها و برداشتهاي ايشان داشته ام كه در يادداتشهاي پراكنده اي نوشته ام. اتفاقا حدود هشت يا نه ماه قبل نامه اي به ايشان نوشتم و يكي از مهمترين انتقاداتي را كه وارد مي دانم، در آن نامه طرح كردم و خواستار جواب ايشان شدم. در آن زمان در سايت ايشان هم طرح نظرخواهي وجود داشت و فكر كنم در مدت كوتاهي هزاران نامه از سراسر جهان دريافت كرده بود و لذا فكر نمي كردم وقت جواب دادن به نامه مرا داشته باشد. اما ايشان جواب كوتاه ولي مفيدي دادند(البته از دادن پاسخ به پرسش من خودداري نمودند). همينكه ايشان با آن گرفتاري ها به نامه يك هموطن خود جواب دادند نشان از روح بزرگ شان دارد و الا اگر من مثلا جاي شان بودم و بخصوص نوكيسه و تازه بجاي رسيده هم بودم، آن زمان مي گفتم حالا كه ديگر من كسي شده ام پس در شأن من هست به چنين نامه هايي هم جواب دهم؟!
با وجود اين توصيفات و بزرگنمايي هاي ما از ايشان!، معلوم مي شود كه سخن گفتن از يك چيز يا يك كس به معناي اين نيست كه با آن كس و انديشه هايش دربست موافق يا مخالف هستي.
بازهم عرض كنم خوب است كه دست ما افغانها از دسترسي به مديريت اين جهان بزرگ كوتاه است وگرنه با اين ذهن هاي كوچك و انگيزه هاي حقير خود جهان را حقيرتر و كوچك تر از خودمان مي ساختيم.
موفق باشيد
امين