English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه

ما وجهان معاصر؛ امريكا از اين زاويه

avatar
بهرام آمونيايي

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن

avatar
آروند هاتی روی

پایان و مرگ خیال

avatar
نصرت شاد

تئوری روسو و دولت روبسپیر

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر 1

جوانان مهاجرافغاني، خطرها، پيامدها و راهکارها (2)

نويسنده: محمد حسين فياض

محمد حسين فياض
تاريخ نشر: 13.02.2009

اِِِِيران باقبول مهاجرين افغاني و برگشت آن‌ها به افغانستان بهترين بازار را براي کالاهاي‌خود به دست‌آورده و همچنان درتلاش‌است که آن‌را گسترش‌دهد؛ زيرا مهاجرين از يک‌سو با کالاهاي ايراني طي اين همه سال‌اُنس‌گرفته و از سوي ديگر ـ چنانچه عرض‌کردم ـ ما مردم هم به دليل هويت‌گريزي، وابستگي رواني،‌ اقتصادي و فرهنگي به ايران، بر تدواوم اين بحران نقش‌عمده را ايفا‌مي کنيم.
 

قسمت دوم

پيامدها:

چنانچه مستحضريد، شب‌گذشته درباره‌ي‌خطراتي که درکمين‌جوانان مهاجر‌ما وجود دارد، صحبت‌شد و به طورکلَي، شش‌خطر‌جدَي مورد بحث قرار‌گرفت.

امشب به ياري‌خدا درباره‌ي پيامدهاي اين‌خطرات، صحبت خواهم‌کرد و به عنوان مقدمه بايد‌عرض‌کنم که در دنياي ما‌دي، هر پديده‌اي معلول يک‌علت و يا برخواسته از چند عامل مي‌باشد که بر اساس قاعده‌ ويا رابطه‌ي علت و معلولي، زماني که علت، شکل‌گرفت پيامدها و معلول آن به طور‌حتمي‌‌خواهد‌آمد. بنابر‌اين، سؤال‌اين است که اگر ما شش‌خطر ياد شده را به عنوان شش‌عامل به هم پيوسته درنظر بگيريم، چه پيامدهاي براي جامعه‌ي ما دارد که ما در اين‌چارچوب مورد بحث و بررسي قرار‌دهيم‌؟ براساس‌آنچه از مطالعات، چشمديد‌ها و گزارشهاي که به ما مي‌رسد، خطرات ياد دشده، چهارمسأله‌ي عمده را درپي‌داشته‌است:

1 - کمرنگ‌شدن‌عاطفه‌ها، عدم‌اعتماد به نفس و عقده‌اي به بار‌آمدن:

نخستين تأثير‌رواني‌عوامل ياد شده، عقده‌اي‌شدن، کمرنگي‌عواطف و در برخي موارد، دچار‌شدن با افسردگي، عدم اعتماد به‌نفس‌است. اين‌حالت ها در افراد بسياري، متفاوت و از شدت وضعف برخوردار بوده‌است. بارزترين رفتارعقده آميزجوانان‌مهاجر و کارگران‌ما درخارج ازکشور، مصرف‌هاي بي رويه درعالم مهاجرت و بعد از آن در داخل‌منطقه است، هر چند اين نکته را نيز نبايد‌فراموش‌کرد که برخي از اين رفتارها ريشه درگذشته‌ها و در دوران کودکي نيز‌دارد. مثلاً جواني که سه، چهارسال در ايران، عربستان و... کارمي‌کند، براي جلب توجّه مردم، خود را به آب و آتش مي‌زند که يک‌موترگران‌قيمت، ماهواره، خانه‌ي لوکس‌ و.... داشته و يا پرمصرف‌ترين مراسم‌عروسي را برگزارکند، درحالي‌که همين‌جوان مي‌تواند در برابر مصارف بي‌مورد، حداقل هزينه‌ي دوسال اقامت در وطن و بودن درکنار زن و بچه‌اش را پس‌انداز کند. اما با اظهار تأسف بايد‌گفت که نخستين اثر اين‌رفتار‌هاي نامتعادل اين‌است که اين‌جوان پس از چند ماه اقامت در وطن دوباره راهي‌خارج ازکشور مي‌شود و دوباره همان آش و همان کاسه و همان تحمل‌رنج و خطرهاي آوارگي! ازسوي ديگر زن و بچه و خانواده‌ي اين‌جوان چه ضربه‌هاي‌سنگين‌روحي و رواني را درفقدان شوهر و پدر، تحمل‌مي‌کنند و اين‌دوري، چه عواقب‌رواني و اجتماعي را درپي دارد، خود يک جلسه بحث را مي‌طلبد. اما در يک‌کلام بايدگفت که عواقب اين مسافرت‌هاي‌طولاني، روي شخصيت‌فرزندان، چنان است که ديگر هيچگاه قابل‌جبران نيست.

نکته‌ي‌ديگري که در اين زمينه قابل بحث است اين است که هرگونه رفتار انحرافي و نامتعادل درجامعه به همان اندازه که خود، اثرگذار‌است، يک‌سري رفتارهاي انحرافي ديگر را نيز توليد‌مي‌کند. در بحث‌مورد نظر، اولين اثر‌نامطلوب‌مصارف‌عقده‌آميز، به وجود‌آمدن روحيه‌ي چشم و همچشمي و رقابت‌هاي ناسالم‌اقتصادي‌است. «‌فلاني، فلان‌چيز دارد، من‌ندارم، پس بايد زمين‌هايم را گِرودهم، سپس به‌خارج از کشور بروم و کارکنم تا از فلاني، عقب نمانم» اين‌جوان درحالي‌که از تحليل‌شرايط‌خود و رقيب‌فرضي‌اش عاجز‌است، خود را زيربار‌قرضهاي‌سنگين‌مي‌برد که نخستين اثرآن، تن‌دادن به چهار، پنج‌سال مسافرت و کار‌کردن درخارج ازکشور‌است. درخارج ازکشورهم‌عرض‌شد که چه‌خبر‌است. بنده از برخي‌شهرستان ها به خصوص ازشهرهاي همجوار‌شيراز و اصفهان، گزارشهاي دقيق دارم که در برخي‌ازسنگبري‌ها بعضي ازکارگران شبانه‌روز، هجده ساعت کارمي‌کنند تا در يک‌ماه، شش‌صد‌هزارتومان در بياورند. مي‌دانيد‌چه‌طور هجده ساعت کارمي‌کنند؟ براي اين‌که بتوانند مقاومت بياورند - با اجازه‌ي شما - يک مقدار ترياک‌مصرف‌مي‌کنند!

اکنون بياييم اين‌موضوع را بررسي‌کنيم که پيامد اين‌روند‌چيست؟ چه هزينه‌اي را جوانان ما پرداخت‌کرده و درنتيجه، ثمره‌ي دسترنج آنها را کي‌مي‌برد؟ مسلَم است که اين‌جوانان، به خاطر رقابت‌هاي‌ناسالم، چشم و همچشمي و... سلامتي و توانايي خود را از دست‌مي‌دهند. چرا که به طورقطع، جواني‌که بيش از چندماه با اين‌توجيه که هجده ساعت کار مي‌کنم، مواد مصرف‌کند، ديگربسيارسخت است، خود را از شرَ اعتياد نجات‌دهد. سرانجام، ثمره‌ي اين‌کار و اين‌هزينه را هم يک ايراني برده و درعيش‌و‌نوش زندگي‌مي‌کند.از سوي‌ديگر، وضعيت نا بسامان‌اقتصادي و امنيتي درکشور، روند مهاجرت را بيشتر‌کرده است که علاوه بر پيامدهاي رواني‌ياد شده، جوانان بسياري را به اختلالات رواني‌ديگر‌چون : عدم اعتمادبه‌نفس، کاهش‌مهر و محبت و سردي‌عاطفه مبتلا‌کرده‌است. به قول «روزنامه افغانستان» يک‌ماه‌پيش يکي از متخصصين‌اعصاب‌ و‌ روان درکابل، مدعي‌شد که شصت درصد‌ افغانها، مبتلا به امراض‌رواني‌اند. (1) به راستي اگر اين‌ادعا حقيقت داشته باشد که به احتمال‌قوي، حقيقت‌دارد، براي کشور و مردم ما يک فاجعه‌‌ي بسيار‌غم‌انگيزاست.

 

2 – کم‌رنگ‌شدن باورهاي‌ديني:

اين موضوع، يکي از بارز‌ترين پيامد‌هاي مهاجرت و آن هم بيشتر در محيط کارگري‌مي‌باشد. همه مي‌دانيم که جامعه‌ي‌افغانستان، ‌جامعه‌ي سنتي و دين‌مدار است. پايبندي به باورهاي ديني و مذهبي از آشکارترين صفات جامعه‌ي ما بوده‌است . لذاست که حرکت‌هاي خلاف سنتهاي‌اجتماعي، هميشه به عنوان هنجار تلقي شده است.

براي اين که اين مطلب را بهتر بتوانم باز نمايم، اجازه دهيد که دقايقي از الگوهاي تربيت و شکل‌گيري شخصيت اجتماعي‌افراد از سالهاي دور تا بيست، سي‌سال پيش افغانستان صحبت‌نمايم. در گذشته، کودکان ما سواد، باورها و اعمال ديني را از مکتب‌خانه‌ها، پدر، مادر و گروهايي‌اجتماعي، ديني ياد‌مي‌گرفتند و به شدت به آن آداب و رسوم پايبند بودند. اين يادگيري، طوري بود که روز به روز بر‌اطلاعات افراد افزوده مي‌گرديد که يک جوان پس از تشکيل خانواده، افزودن بر مکتب‌خانه‌ها، اطلاعات‌لازم‌تاريخي، فقهي را از محافل حمله‌خواني، شاهنامه‌خواني، پرسش و پاسخ در محافلي چون نوبت‌آخوند – به دست مي‌آورد.

اما پس‌ از انقلاب که دوره‌ي مهاجرت آغازشد، نوجوانان زيادي، پيش از آن که شخصيت اجتماعي آنها شکل بگيرند، به ‌ايران و پاکستان و کشورهاي ديگر‌آمده و سر از محيط‌هاي‌کارگري در آوردند و بدبختانه اين‌که هم اکنون نيز اين وضعيت ادامه‌داشته و هر روز شاهد فرار پسران از مکتب‌ها و ليسه‌ها مي‌باشيم! اما چنانچه عرض‌شد، فرجام اين‌وضعيت، درکنارخطرات شش‌گانه‌ي‌ياده‌شده باعث‌شد که باورهاي ديني و عمل به فرايض ديني، چون نماز‌خواندن، روزه‌گرفتن و... کم رنگ شود. امروزه هر روحاني و طلبه‌اي که در اجتماع مهاجرين صحبت مي‌کنند، از به‌وجود آمدن اين وضعيت ابراز نگراني‌کرده و يا کارگران را به مورد ملامت قرار مي‌هند!

اما به نظر اين‌جانب، راه‌حل در ملامت کردن ها و سرکوب‌کردن ها نيست. بياييم ما به جوان‌هاي جامعه‌ي‌خود، معرفت و آگاهي‌دهيم. عوامل‌بدبختي را به آن ها معرفي‌کنيم. آن وقت، يک‌جوان که با خطرها آشنا شد، خود را در برابر اين‌خطرات آماده مي‌کند.

البته، به وجود‌آمدن پديده‌ي‌عقل‌گرايي‌نسبي و يا دين‌مداري‌آگاهانه در ميان نسل تحصيل‌کرده‌ي مهاجرما، مسأله‌ي‌مبارک است، اما از اين‌نکته هم نبايد غافل بود که قشر کارگرما که در سنگبري‌ها، کارخانه‌ها و اتاق هاي بنَايي‌هستند، معمولاً اين گونه نيستند؛ طوري که اگر اجتماعات عزاداري دهه ي اول‌محرم را که بر اساس يک‌سنت‌اجتماعي و ديني بر اساس عادت انجام مي‌شود، را برداريم، در رابطه با اعمال مذهبي‌فردي، کمرنگي روزه، نماز و... کاملاً مشهود است و اين وضعيت، جز پيامد‌خطراتي که عرض‌شد، نمي‌تواندچيز ديگري‌باشد.

 

3 – به‌فساد و اعتيادکشيده‌شدن

به عنوان مقدمه بايد عرض‌کنم که به طورکلي نگاه بدبينانه به‌جامعه‌ي‌کارگري، بي‌انصافي است. اما هدف از طرح اين‌بحث، بيشتر جنبه‌ي‌معرفتي و آگاهي بخشي دارد، لذا دقّت و توجّه جوانان در راستاي اين بحث ها داراي اهميت فراوان خواهد‌بود. از شواهد و قراين پيداست که تا سالهاي اخير، آمار اعتياد و فسادهاي اخلاقي در جامعه‌ي ما کم بود . اما از چند سال به اين‌سو آمار اعتياد روز به روز حالت صعودي دارد تاجايي که آمار افرادمبتلا به‌ اعتياد درکشورما، يک‌ميليون نفر گزارش‌شده است. (2) که متأسفانه بيش از بيست هزارنفرشان از ولايت‌غزني هستند. (3) توجه داشته باشيد که بنابر اظهارات مسؤلين دولتي، اکثرمعتادان‌گفته‌اند که اين اعتياد را در ايران و پاکستان يادگرفته‌اند. (4) ازچه‌طريقي و چگونه؟ يکي از راه‌ها همان توجيه‌کاذب‌است که در 24 ساعت بايد هجده ساعت‌کار‌کرد. راه ديگر معاشرت با رفقاي‌ناباب و صاحب‌کاران ايراني‌ست که به اين بلاي اجتماعي‌گرفتار بوده و کارگران‌خويش را وادار به اعتياد کرده اند.

 

 4 - سلطه‌ي اقتصادي، رواني و فرهنگي‌کشورهاي‌همسايه

اگر از واقعيت نگذريم، يکي از پيامدهاي درازمدت مهاجرت و مشغول به کارشدن کارگران کشورما در کشورهاي همسايه، وابستگي رواني و اقتصادي به اين‌کشورها از يک‌سو و سلطه‌ي اقتصادي آنان بر کشورما از سوي ديگر مي باشد. ببينيد، امروزه چنان وضعيت اسفباري برجامعه‌ي ما حاکم‌شده است که هرخانواده در افغانستان تا يک‌نفر کارگر در ايران، پاکستان ، عربستان و... نداشته‌باشد، ازلحاظ رواني و روحي آرامي‌ندارد. فکرمي‌کند که تنها راه زنده‌ماندن، اعزام يکي از اعضاي‌خانواده به خارج از کشور‌است. ازطرف‌ديگر اين‌کارگر هم از آن‌جايي که درخارج از کشور در مخارج خود بر مبناي الگوهاي کشورمقيم تا حدودي آزادي‌عمل‌داشته، اين الگوها را در کشورخود نيز منتقل‌کرده است. اکنون که شيوه‌ي زندگي‌متعادل قديمي به‌هم‌ريخته، اين خانواده مجبور‌است به هرقيمتي که شده، خود را باشرايط‌فعلي‌عيّار بسازد. ‌در تابستان 1384 درجريان انتخابات پارلماني که در دورترين نقاط ولسوالي مالستان رفتم، ديدم که نوشابه‌هاي ايراني بر سفره‌‌هاي مردم حاضر بود! اين‌، يعني‌چه؟ معناي‌ اين‌کارها ـ به عنوان‌مشت، نمونه‌ي خروار- وابستگي‌رواني و فرهنگي ما به ديگران است وگرنه ما مي توانيم به جاي فرهنگ‌مصرفي، صنعت، تکنولوژي وچيزهاي مثبت را به کشورخود انتقال دهيم.

اجازه دهيد برمبناي گزارشها و آمارهاي رسمي‌يي که ارائه‌شده چند قضيه را برايتان تعريف‌کنم بعد، موضوع را تحليل‌کنيم: «مدير‌عامل‌اتاق‌تجارت و صنايع افغانستان ، صادرات ايران در سال ۲۰۰۸ميلادي به‌ افغانستان را ۸۰۰ ميليو‌ن دالر اعلام‌كرد و گفت كه در اين‌مدت چهارميليون دالر كالا نيز به ايران صادر شده است » (.5) اين درحالي است که «ارزش واقعي صادرات غيرنفتي ايران به افغانستان (به صورت مستقيم )بيش از دو برابر رقم‌هاي موجود است و اين ميزان در سال جاري به فراتر از يك ميليارد دلارخواهد رسيد.

عبدالهادي‌فرهنگ، رييس اتحاديه تجار و سرمايه گذاران افغانستان معتقد است : آمارهاي رسمي، ميزان صادرات ايران به افغانستان به دليل كم اظهاري تجار براي كاهش پرداخت عوارض، واقعي اعلام نمي‌شود و بر همين اساس نبايد مبناي اعلام گزارش‌ها قرار گيرد.» (6)  

از سوي ديگر وضعيت ما با پاکستان نيز همين‌گونه‌است. خواهشمندم به چند‌نمونه توجه‌نماييد: «به گفته‌آقاي احمدزي، رئيس‌اداره انکشاف صادرات افغانستان 97درصد قالين دستي افغانستان از طريق پاکستان وصرفاّ 3درصد آن ازطريق اداره انکشاف صادرات افغانستان صادر‌مي‌گردد.» (7) حالا اين‌قالين‌ها به نام خود افغانستان صادرمي‌شود يا به نام پاکستان؟ مسؤلين‌مربوط مي‌گويند به نام پاکستان، چرا که بيشتري از قالين‌ها در طول مهاجرت سي‌ساله توسط قالين‌بافان مهاجر افغاني در پاکستان بافته‌شده و امروز نيز اين روند – حتي در داخل خاک‌افغانستان - ادامه دارد. (8 ) درآمدي که پاکستان از اين‌کار دارد، سالانه 240 ميليون دالر مي‌باشد. ( 9)

برادران! اکنون بياييم اين مسائيل و آمارها را عيني‌تربحث کنيم. ببينيد، درست است‌که درقدم اول دربرابر همه‌ي نکات يادشده که صرفاّ به عنوان نمونه مي باشد، دولت و حکومت افغانستان بايد پاسخگوباشد. اما در طرف‌ديگر قضيه مردم افغانستان قراردارد که به صورت هاي مختلف زمينه‌ را براي ورود کالاهاي خارجي‌‌ها فراهم مي‌کنند. اگر دقت نماييد، بخش‌عظيمي از اين يک‌ميليارد دلارصادراتي که ايران به افغانستان داشته و همچنان اين صادرات ادامه دارد، توسط شما مردم و کارگران عزيز صورت مي‌گيرد. چگونه؟ شما کارگران ارجمند با قبول دوري از خانواده، زحمت فراوان و منت‌کشيدن‌‌ها، تحقيرها و زخم‌زبانها، مقداري پول‌تهيه‌کرده به افغانستان حواله‌مي‌کنيد. اما اصل ارز و پولِ موجودِ‌شما هيچ‌وقت از ايران خارج‌نمي‌شود؛ زيرا تاجران ايراني با فروش اجناس‌خود دربازارهاي افغانستان، پولهاي‌شان را به حواله‌دارهاي افغاني تحويل‌داده و اين حواله‌دارها درايران، پولهاي شما را به آن‌ها پرداخت‌مي‌کنند. بنابراين، دولت ايران از روندمهاجرت چندين‌سود کلان را مي برد. از يک‌سو با نگهداري نسبتاً قانوني بخشي‌از مهاجرين،‌کارهاي‌شاقّه و سنگين‌را توسط آنها انجام‌مي‌دهد. و درثاني، با نگهداري بخشي‌از اين مهاجرين، روند رفت‌‌وآمد مردم مارا حفظ مي‌کند که به قول سايت‌خبرگزاري‌فارس: «قاچاقچيان‌انسان [مهاجران غيرقانوني افغانها] ساليانه 94 ميليون‌دلار درآمدكسب‌ مي‌كنند. » (10) خوب، اين پول درجيب چه کسي‌مي رود؟ درجيب افغانستان يا ايران؟ مسلّم است که درجيب ايران، چرا که قاچاقچياني که مهاجرين را جابه‌جا مي‌کنند ازخود همين ايران‌مي‌باشند که مطمئناً با همکاري پوليس اين‌کار صورت مي‌گيرد. بعد،جالب‌اين است که سايت يادشده، درضمن‌ادعايي‌مي‌گويد: «درآمد 500 ميليارد توماني افغانستان از مهاجران‌غيرقانوني در ايران» !

مهمترازهمه اين‌که ايران باقبول مهاجرين افغاني در ايران و برگشت آن‌ها به افغانستان بهترين بازار را براي کالاهاي‌خود به دست‌آورده و همچنان درتلاش‌است که آن‌را گسترش‌دهد؛ زيرا مهاجرين از يک‌سو با کالاهاي ايراني طي اين همه سال‌اُنس‌گرفته و از سوي ديگر ـ چنانچه عرض‌کردم ـ ما مردم هم به دليل هويت‌گريزي، وابستگي رواني،‌ اقتصادي و فرهنگي به ايران، بر تدواوم اين بحران نقش‌عمده را ايفا‌مي کنيم.

خلاصه‌ و نتيجه‌ي سخن اين‌که شش‌خطر يادشده، پيامدهاي‌چهارگانه‌ي مطرح شده را درپي‌داشته و دارد که هم‌اکنون ما درجامعه‌ي‌خود به صورت‌آشکارمشاهده‌ مي‌کنيم. به اميد روزي‌که همه‌ي ما روي پاي خود بايستيم و در وطن‌خود کار وفعاليت‌کرده، محصول‌کشورخود را مصرف کنيم. حالا با توجه به سواد و وضعيت‌کارگري شما عزيزان،‌ چه راهکاري وجود دارد، باياري‌خداوند درشب‌آينده عرايضي را تقديم مي‌کنم

ــــ

پاورقي‌ها

 

http://www.dailyafghanistan.com/archive/1387-8-12/new/in/index.php   1-

2- http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8505180298

3 - http://www.ariananet.com/modules.php?name=Artikel&op=view&sid=9898

http://dari.irib.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=2292&Itemid=107

4 - http://news.trend.az/index.shtml?show=news&newsid=1285289&lang=FA

5-http://www.killid.com/index.php?option=com_content&task=view&id=96&Itemid=27

6 - http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-8/8708171721101253.htm

7 - http://nawaaye-afghanistan.net/spip.php?article5941

8 - http://nawaaye-afghanistan.net/spip.php?article5941

9 - http://quqnoos.com/index.php?option=com_content&task=view&id=

1507&Itemid=73&lang=fars

10 - http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8709190257


موضوعات مرتبط اجتماعي, مهاجرت و پناهندگي, ستون نويسندگان
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر 1
تازه ترين مطالب از(محمد حسين فياض):

 از ميان همين موضوع:

دایاگ، برنامه ي دلخوش كن (بهرام آمونيايي)

پيش درآمدي بر جامعه شناسي تاريخي طالبان (مهدي سعيدي)

"اينجا" بغير از كجي نمي آيد راست!

ولگردی در كابل (بهرام آمونيايي)

افغانستان و بازگشت به اعتیاد (بهرام آمونيايي)

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر (بهرام آمونيايي)

نا امنی به شمال کوچ می کند (بهرام آمونيايي)

تنها طالبان عامل نا امنی در شمال نیستند (بهرام آمونيايي)

مرگ بر دموكراسي! (م. غزنوي)

زنگ خطررد صلاحیت شدنها درپارلمان ! (نبي قانع زاده)

ادعای اعلام فهرست قاچاقبران بلند پایه، بازی سیاسی یا اقدام عملی؟ (بهرام آمونيايي)

فساد در افغانستان: دكان‌هاي حقوق بشر و دموكراسي

جنجال برسرتابعیت دوگانه درپارلمان افغانستان (نبي قانع زاده)

کار آفرینی و نقش آن در کاهش بیکاری (بهرام آمونيايي)

آسیب پذیری خبرنگاران، نشانه ضعف سازمانی آنها (بهرام آمونيايي)

هویت سرگردان یا سرگردانی یک هویت؟! (محمد تقي مناقبي)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(4) (سيد محمد حسيني فطرت)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(3) (سيدمحمد حسيني فطرت)

دخالتهای پاکستان در افغانستان از تکوین مجاهدین تا امارت طالبان(2) (سیدمحمد حسینی فطرت)

هزاره‌ها و فقدان استراتژي واحد (محمدحسين فياض)

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

هواداران آنارشیسم در ادبیات غرب

نصرت شاد

بهرام آمونيايي

كنترل مدارس، راهي براي مبارزه با ترور نظرات :1

بهرام آمونيايي

امين آرمان

دا افغانستان اسلامي امارت رييس جمهور !

امين آرمان

بهرام آمونيايي

سازمان کشورهاى اسلامي جدي است؟

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود نظرات :1

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

 

آمار مقالات

نويسندگان: 75
مقالات فعال: 1122
كل مقالات: 21122
نظرات: 4580
موضوعات: 39

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 5945
بازديد امروز تاكنون: 5843
شما 1 بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2878703
افراد آنلاين:14
آي پي شما: 38.107.191.107

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages


Username:
Password:
Lost Password?
Recover Password

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net