..........فهرست مطالب.........
زندگي نامه
آثار ابن خلدون
افکار و انديشه هاي اجتماعي ابن خلدون
1. عوامل مؤثر در پيدايش انديشه هاي اجتماعي ابن خلدون
2. نظاموارگي جهان و پديده هاي اجتماعي
منشأ پيدايش جوامع
عصبيت از ديدگاه ابن خلدون
چيستي عصبيت
منشأ شکل گيري حاکميت و ضرورت آن
اسلام و مسیحیت
اوصاف و وظايف حاکم اسلامي
عدالت از نظر ابن خلدون
نقش دين در تقويت دولت
مباني مشروعيت حکومت از ديدگاه ابن خلدون
حکومت هاي اسلامي در عصر کنوني
ما در کدام جهان زندگي مي کنيم؟
منابع و مراجع
...................
چكيده
ولي الدين ابوزيد عبد الرحمن بن محمد معروف به ابن خلدون حضرمي در اول رمضان سال732 قمري (27 مه 1332 ميلادي) در تونس به دنيا آمد. خانواده او از مسلمانان اندلس بود که از آنجا مهاجرت کرده در تونس اقامت گزيده بودند. ابن خلدون سياستمدار، جامعه شناس، تاريخ نگار و فقيه مالکي مذهب بود که تحصيلات مقدماتي خود را نزد پدرش آموخت و علوم ديگر را از دانشمندان زمان خود فراگرفت. او از همان آغاز جواني به کار هاي سياسي و دولتي دست زد و يک بار به دليل شرکت در اقدامات ضد حکومتي دستگير و زنداني شد و پس از رهايي از زندان دوباره به فعاليت هاي سياسي روي آورد. او در هريک از کشور هاي تونس، الجزاير و مراکش که مي رفت به دليل کثرت معلوماتي که در فقه و علوم ديگر داشت مورد تکريم و احترام قرار مي گرفت. او مدت ها در تونس مراکش به وزارت اميران محلي مشغول بود و بار ها از سوي اميران سه کشور مزبور به منصب قاضي القضاتي منصوب گرديد.
ابن خلدون در سال هاي 776 تا 779 در قلعه ابن سلامه در تلمسان الجزاير گوشه گيري اختيار کرد و در آنجا مقدمه و بخش هايي از کتاب تاريخ خود «العبر» را نوشت. خودش در اين باره مي نويسد:«در آن قلعه فارغ از کليه مشاغل و اعمال اقامت گزيدم و هنگام اقامت در آن به تأليف اين کتاب [العبر] آغاز کردم و مقدمه آن را بدين شيوه شگفت که در آن عالم تنهايي بدان رهبري شدم تکميل کردم.»
ابن خلدون در ادامه کار به اين نتيجه رسيد که به پايان رساندن يک کتاب تاريخي بدون داشتن منابع امکان پذير نيست از اينرو به تونس باز گشت و درظرف چهار سال ديگر کتاب خود را به پايان رساند. او در نيمه شعبان 784 عزم زيارت خانه خدا کرد و با کشتي به بندر اسکندريه و از آنجا به قاهره سفرنمود. در مصر نيز به قاضي القضاتي مالکي مذهبان آنجا گماشته شد و در جامع الازهر به سمت استادي رسيد.
ابن خلدون در سال 789 به زيارت خانه خدا رفت و در بازگشت به سوي شام رهسپار شد. در آنجا با امير تيمور که دمشق را محاصره کرده بود ملاقات کرد و از او براي خود و تعدادي از دوستانش امان نامه گرفت. سپس از آنجا به قاهره باز گشت و سرانجام چهار روز مانده به پايان رمضان سال 808 قمري در سن 76 سالگي درگذشت و در مزار صوفيان، بيرون دروازه پيروزي «باب النصر» قاهره به خاک سپرده شد.
ابن خلدون در طول عمرش به دلايل سياسي، فرهنگي و ديني به نقاط مختلف کشور هاي اسلامي سفر کرد و معلومات و تجربه هاي ارزشمندي اندوخت. او معلومات وسيع، بيان رسا و سحرانگيز و ذوق وذکاوت سرشار داشت و شعر نيز مي سرود.
ابن خلدون بر اين باور است که انسان مدني باالطبع است بدين معنا که ذاتاً و فطرتاً موجودي اجتماعي است. بنا براين جوامع انساني به شکل طبيعي به وجود مي آيند؛ نه بر اساس قرارداد اجتماعي و مانند آن.
از ديد گاه ابن خلدون زندگي باديه نشيني بر زندگي شهري تقدم دارد و داراي اصالت ها و ارزش هايي است که در زندگي شهري وجود ندارد. زندگي باديه نشيني اصل و گهواره اجتماع و تمدن و اساس تشکيل شهرها و جمعيت هاست. وي براي اثبات اين ادعاي خود، از دو روش عقلي و استقرايي سود مي جويد و مي نويسد :«باديه نشيني بمنزله اصل و گهواره اي براي شهر ها و تمدن است و مقدم بر شهر نشيني مي باشد، زيرا نخستين خواسته هاي انسان ضروريات است و اين خواسته ها به مرحله کمال و تجمل و رفاه نمي رسد مگر هنگامي که و سايل ضروري به دست آيد». ابن خلدون مي خواهد اين مسأله را ياد آور شود که انسان تا زماني که در مسير برآوردن نياز هاي اساسي خود تلاش مي کند به فکر تن آسايي و تجمل گرايي نمي افتد و چون در شهر ها نياز هاي اساسي زندگي انسان به آساني برآورده مي شود، باديه نشينان به شهر ها کوچ مي کنند و در شهر ها اقامت مي گزينند. البته زندگي شهري قيود و محدوديت هايي هم دارد که انسان بايد بدان ها گردن نهد و در مقابل قوانين و مقررات حاکم بر روابط انسان ها در زندگي شهري تابع و تسليم باشد، به همين سبب باديه نشيناني که به شهر مي آيند ابتدا تند خويي و خشونتي را که لازمه زندگي باديه نشيني است، به همراه دارند اما به مرور زمان به نرمخويي مي گرايند و به آداب و مقررات زندگي شهري تن مي دهند.
متن كامل(249.kb)