فهرست عناوين
...................
پيش درآمد:........................................................................................................................ 2
موضوع و مندرجات كتاب:..................................................................................................... 3
نقاط قوت و مثبت اثر:........................................................................................................... 4
نقاط ضعف و قابل تأمل اثر:.................................................................................................... 6
1) اولين تحقيق و كار جدّي:........................................................................................... 6
2) شايعهي علمي:....................................................................................................... 7
3) آثار پيشينيان:......................................................................................................... 8
4) هزارهها و پذيرش اسلام شيعي:................................................................................. 8
5) اخراج افغانها از هزارهجات:................................................................................... 10
6) بازپسگيري دايچوپان:............................................................................................ 11
7) مثالي از رهبري اجتماعي:...................................................................................... 12
8) يادي از ملاي عيار:............................................................................................... 14
9) يادي از يك شورشگر گردنفراز:................................................................................ 16
10) آغازين روزهاي قيام مردمي:............................................................................... 18
11) شوراي اتفاق و حركت اسلامي:............................................................................ 20
12) شوراي ائتلاف و پاسداران جهاد:............................................................................ 21
13) جدال با عبد الحي حبيبي:....................................................................................... 21
14) امام رضا(ع) و هارون:........................................................................................ 24
15) بيانيهاي حزبي و روضه ي سياسي:......................................................................... 24
……
شناسنامهي كتاب:
عنوان: هزارههاي افغانستان (تاريخ، فرهنگ، اقتصاد، سياست)
نويسنده: داكتر سيد عسكر موسوي
مترجم: اسد الله شفايي
ويراستار: نبي خليلي
محل نشر: ايران ـ تهران
تاريخ نشر: زمستان 1379هـ
نوبت چاپ: اول (به فارسي)
ناشر: انتشارات مؤسسه فرهنگي ـ هنري نقش سيمرغ
قطع: رقعي
شمارگان: 3300 نسخه
تعداد صفحات: 313
چكيده
كتاب حاضر در اصل رسالهي دكتراي مؤلف در رشتهي مردمشناسي بوده است كه براي دانشگاه معروف آكسفورد (انگلستان) در سال 1991م. به زبان انگليسي تدوين گرديده و گويا عنوان نخست و پيشين آن چنين بوده است:«مطالعاتي در باب تاريخ، فرهنگ، اقتصاد و سياست هزارههاي افغانستان». (1)
نويسنده اين كتاب، متولد سال 1336هـ در كابل و از سادات هزاره است. اندكي تحصيلات حوزوي، پيشينهي فعاليت چشمگير فرهنگي ـ ادبي (همراه با اثري به نام شعر سرخ) و درجهي دكتراي مردمشناسي را در كارنامهي خود دارد. وي در نيمهي دوم دههي پنجاه خورشيدي از فعالان سياسي ـ انقلابي بوده و در يك مجموعهاي روشنفكري و سياسي به نام "كانون مهاجر" فعاليت داشته است و اينك سمت مشاورت وزارت تحصيلات عالي افغانستان را به عهده دارد.
نمونههاي مطرح شده در اين مدخلها نشان ميدهد كه عليرغم بررسي كتابخانهاي نسبتاً مفصل نويسنده؛ متأسفانه مطالعات ميداني، پژوهش تجربي و شناخت و معلومات حسي و شفاهي مؤلف محترم در بارهي هزارهها بسيار محدود و در بسا موارد، مغشوس و ضعيف بوده است. هزارهشناسي تجربي و دانش و معرفت مستقيم و بدون واسطهي مؤلف در ارتباط با سرزمين، رجال، تاريخ و فرهنگ هزارهها به ويژه در حوزهي معاصر، در حد معلومات و مطالعات كتابخانهاي و مكتوب وي نبوده است.
در آخرين و نهمين فصل كتاب كه به رويدادها، تحولات و دستاوردهاي جامعهي هزاره در دههي 1990م. (1370هـ) معروف به دههي جنگ داخلي اختصاص دارد، نويسنده از صراط مستقيم تحقيق و رويهي بيطرفانهي پژوهش آشكارا فاصله گرفته و روي خط آلودهاي سياستزدگي و تعلقات سياسي ـ حزبي قدم زده است. وي در اين فصل و فراز نه به صفت محقق دانشگاه آكسفورد و جستجوگر بيطرف و عاري از اغراض سخيف سياسي؛ بلكه در كسوت بلندگو و سخنگوي يك جناح از حزب وحدت و اقليتي تندرو و ناپخته از جامعهي هزاره ظاهر شده و به تبليغ و ترويج ايدهها و ديدگاههاي شديداً حزبي و جناحي آنان پرداخته است. و اين يعني انحراف و انصراف نويسنده از مسير مستقيم تحقيق و افتادن در گودال گرايشهاي حزبي و سياسي.
انحراف داكتر موسوي از اصول و معيارهاي تحقيق در فصلهاي يادشده آنچنان عيان و عريان بوده است كه فرياد مترجم محترم كتاب را نيز درآورده است. وي (مترجم) با اينكه خود هم به همين حزب و جناح تعلق دارد و طبعاً بايد ديدگاهها و تحليلهاي مؤلف، باب طبع و ميل وي باشد؛ اما داكتر موسوي در اين دو فصل آنچنان در هيأت كاسهاي داغتر از آش و دايهاي مهربانتر از مادر ظاهر شده كه حتي صداي اعتراض اعضاء و هواداران حزب و جناح يادشده را نيز بلند كرده است. مترجم در يادداشت خود، اشارهي مختصر و مفيدي به رويه و رويكرد ناصواب نويسنده نموده است:
«به نظر نگارنده اين سطور، در فصلهاي هشتم و نهم كتاب نويسنده از اصول و رويه علمي تحقيق فاصله گرفته و به تحليلهاي سياسي ـ حزبي روي ميآورد و به چه بسا به ايراد بيانه سياسي ميپردازد.»
نويسنده در روايت و تحليل رويدادهاي دههي هفتاد خورشيدي در ارتباط با هزارهها، نه بر بنيان حقايق و واقعيتها و نه از زاويه و روزنهاي ديدگاهها و برداشتهاي ناهمگون و ناهمساني كه معطوف به رويدادهاي اين دهه وجود دارد؛ بلكه صرفاً از زاويه و پنجرهي ديد و نگاه و بر اساس تلقي و قرائت يك جناح از هزارهها و حزب وحدت به روايت و تحليل رويدادهاي اين دهه ميپردازد؛ به گونهاي كه هنگام مطالعهي فصل مذكور، خواننده نميداند كه تحليلها و سرمقالههاي هفتهنامهي "وحدت" و ماهنامهي "امروزما" و ديگر ارگانهاي تبليغي حزب وحدت در توجيه و ستايش سياستهاي حزب و رهبرانش را ميخواند؛ و يا اثر به اصطلاح علمي، مطالعاتي و آكادميك يك مردمشناس و پژوهشگر برجسته را.
چنانكه گفته شد، فصل نهم به بررسي تحولات و دستاوردهاي جامعهي هزاره در دههي هفتاد خورشيدي اختصاص دارد. مقطعي از تاريخ پرآشوب و سرشار از خشونت و خصومت اجتماعي كه بايد آن را دههي جنگ و جنون و دههي سياهي و تباهي ناميد. در اين فصل از سراشيبي تاريخ، دار و نادار كشور در آتش جنگ داخلي و نفاق ملي سوخت و افغانستان تا مرز انهدام كامل و محو از نقشهي جغرافيايي جهان به پيش رفت. پهنا و ژرفاي فجايع و مصائب انساني در اين دههي خون و ويراني آنچنان شرمآور و حزن انگيز بود و هست كه حتي امروز هم، بسياري از آتشبياران و دستاندركاران آن جنگها با اكراه و شرمساري از آن روزگاران ياد ميكنند و تلاش ميورزند تا خاطرات تلخ آن سالهاي خون و خشونت را در دامان تاريخ دفن كنند.
تحليل و تصوير ستايشآميز و مبالغهآلود نويسنده از وضعيت هزارهها در مقطع مذكور، به دلالت ضمني و التزامي اين گمانه و انگاره را در ذهن و ضمير خوانندهي هوشمند تقويت ميكند كه به باور و نظر داكتر موسوي و همفكرانش، هزارهها از فتنه و آشوب داخلي، نفاق ملي و فروپاشي بنيانها و ساختارهاي كشور، سود ميبرند و در چنين مواقع و فرصتهاي تاريك و باريك، آنان از آب گِلآلود ماهي مقصود را صيد ميكنند. هرگاه كشور در آستانهي فروپاشي و سراشيبي قرار گيرد، آنها از فرصت به دست آمده در جهت احقاق حقوق تضييع شده، كسب فرصتهاي برابر سياسي و احياناً داعيهي خود مختاري و يا تجزيهي كشور، سوء استفاده ميكنند و بر اين اساس، حاكميت وضعيت فتنه و آشوب در كشور، وضعيت مطلوب و محبوب هزارههاست. و اين يعني عدم وفاداري و پايبندي اين مردم به آرمانهاي ملي، وحدت ملي و زير سؤال رفتن وفاداري آنان نسبت به ميهن و سرنوشت مشترك.
اينجاست كه آقاي موسوي و همقطارانش به جاي اصلاح ابرو، چشم را كور ميكنند و عامدانه يا كاهلانه، ادعا و اتهام بدخواهان مردم هزاره را به كرسي مينشانند كه در يك جنگ رواني اعلام نشده عليه اين مردم ميگويند: اينان به كشور و سرزمين افغانستان و آرمانهاي اجتماعي و ملي مردم آن، علاقه و صداقت ندارند؛ بلكه نگاه شان به بيرون مرزها و بيگانگان است و آرزوي فروپاشي كشور افغانستان را در سر ميپرورانند. پس اتهام عدم صداقت و در نهايت، خيانت به كشور و آرمانهاي اجتماعي به آنان ميچسپد و سركوب و انزواي شان به اتهام مذكور، مجاز و مشروع است.
چنانكه ملاحظه ميكنيد آقاي موسوي به قصد تجليل و تحسين از كاركرد و كارنامهي يك مجموعه و حلقهي كوچك سياسي، يك گروه بزرگ قومي ـ مذهبي را در مظّان اتهام قرار ميدهد؛ در حالي كه افراد، احزاب و حلقات سياسي و قومي خاص را بايد قرباني منافع و مصالح جمع كرد؛ نه جمع و جماعت را قرباني مطامع و خطاهاي افراد و احزاب.
اينجاست كه ميگويند: بد دفاع كردن از يك انديشه يا يك مجموعه، مهلكترين صدمه و ضربه را متوجه آنها ميسازد. در اينجا نيز دفاع تندروانه و ناشيانهاي داكتر موسوي و امثال او از هزارهها و تجليل و تحسين آنان از بزكشي غرب كابل، آب به آسياب بدخواهان اين مردم ميريزد و ادعاهاي رقباي آنان را توجيهپذير و قابل اثبات ميسازد.
متن كامل(218.kb)