English ׀ Arabic ׀ Dari ׀ Pashto ׀

صفحه اول | افغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | لينكستان | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه
م.غزنوي

احمدي نژاد هم راست مي گويد و هم لگد مال مي كند نظرات :8

avatar
صديق رهپو طرزي

تمدن «سند ـ هلمند» آغاز گر تاریخ ما نظرات :2

avatar
سيدعلي حسيني

بررسی دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بين الملل

avatar
بهرام آمونيايي

افغانستان و بازگشت به اعتیاد

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر

پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه

نويسنده: سيدعلي حسيني

سيد علي حسيني
تاريخ دريافت: 2.1.2009
تاريخ نشر: 2.01.2009

نگاه تمامیت خواهانه به مسائل جمعی نگاهی است که در آن چندگانگی و تنوع جایی ندارد؛ همان گونه که در یک قلمرو نمی توان بیش از یک دولت را تصور کرد، نمی توان بیش از یک گرایش سیاسی و یک هویت فرهنگی را تحمل کرد. نگاه ایدئولوژی زده قرن بیستمی – خصوصا در آن جوامع که یا مدرن نشده و یا گرایشات سوسیالیستی بر آنها حاکم بود- حاکمیت سیاسی تمامیت خواه، اقتصاد دولت محور و تک فرهنگی را می توانست بفهمد و حتی آن را تحمل کند. ...
Story Image, Click to View Article

نگاه تمامیت خواهانه به مسائل جمعی نگاهی است که در آن چندگانگی و تنوع جایی ندارد؛ همان گونه که در یک قلمرو نمی­توان بیش از یک دولت را تصور کرد، نمی­توان بیش از یک گرایش سیاسی و یک هویت فرهنگی را تحمل کرد. نگاه ایدئولوژی­زده قرن بیستمی – خصوصا در آن جوامع که یا مدرن نشده و یا گرایشات سوسیالیستی بر آنها حاکم بود- حاکمیت سیاسی تمامیت خواه، اقتصاد دولت محور و تک فرهنگی را می­توانست بفهمد و حتی آن را تحمل کند. نمونه چنین جوامعی در قرن بیستم کم نبودند؛ آسیا، اروپای شرقی، آمریکای لاتین و آفریقا نمونه­های بسیاری داشت؛ هر چند در میان آنها امثال هند نیز وجود داشت.  البته این به معنا نبود که قطب لیبرال جهان (با محوریت آمریکا و اروپای غربی) تماشاگر باشند؛ بر عکس پس از جنگ جهانی دوم مبارزه سوسیالیزم  و لیبرالیسم نه تنها به ویرانی دولت­های ضعیفی چون افغانستان انجامید، بلکه تا مرز رقابت تسلیحات اتمی نیز پیش رفت. پیروان منافع جمعی، اقتصاد ملی، هویت انحصاری و شهروندان مطیع نیم قرن با طرفداران آزادی فردی، اقتصاد بازار، هویت متکثر و شهروندان پرسشگر جنگیدند. در این میان دولت­های بسیاری راه میانه را پیش گرفته و به هیچ یک از دو بلوک نپیوستند. در میان آنها می­شد هم هند متنوع را دید، هم عربستان خشک، هم ترکیه لائیک و هم کشورهای توسعه نیافته دیگر که هر کدام سیاستی را دنبال می­کردند.

افغانستان ما در قرن بیستم تا زمانی که در دست پادشاه بود، بر اساس سنت سیاسی تاریخی نگاه احترام آمیزی به حکومت چند حزبی و چندگانگی فرهنگی نداشت؛ هر چند به اندازه حاکمیت ایدئولوژیک (حزب دموکراتیک خلق و مجاهدین) و هرج و مرج (مجاهدین) ضدیتی هم با چند صدایی، خصوصا در عرصه­های غیر سیاسی از خود نشان نمی­داد. تنها جدال پنهان زبانی بر معضل قدیمی­تر نژادی افزوده شده بود، ولی اثری از ایدئولوژی، سرکوب­­های خونین، اعدام­ گسترده، مصادره­ وسیع اموال خصوصی و سرکوب دیگر فرهنگ­ها نبود. خصوصا در نیمه دوم پادشاهی «محمد ظاهر شاه» افغانستان شاهد حرکتی هر چند باوقفه، به طرف دموکراسی و بها دادن به شهروندان، آزاد اندیشان، غیر مذهبی­ها و ... بود. شاید همین دموکراسی بیش از هر چیز زمینه را برای چپ گرایان سوسیالیست و راست گرایان مذهبی آماده کرد. اما در حقیقت زمانی به سمت پرتگاه تاریخ معاصر خود حرکت کردیم که سنت غیر پلورالیست جای خود را به ایدئولوژی­های تنوع ستیز داد.

نگاه سوسیالیست افغانی (که عمدتا در حزب دموکراتیک خلق منعکس می­شد) نه تنها با چند صدایی در عرصه سیاست، اقتصاد و فرهنگ موافق نبود، بلکه چه در زمان زمامداران خلقی و چه پس از قدرت گرفتن پرچمی­ها، با تکثر و تنوع به شکلی کاملا خشن مبارزه می­کرد، تا جایی که دو گرایش شبه­سوسیالیستی خلق و پرچم همدیگر را هم تحمل نمی­توانستند. در واکنش به این چپ­گرایی دین ستیز، راست­گرایی دینی نیز شکل گرفت که آن هم در «یک رنگ کردن» و «یکی دیدن» جامعه و سیاست از خود تردیدی نشان نمی­داد. تنها تنوع را می­شد در «شعار دهنده» دید و نه «شعار».

از عجایب زمان ما (و شاید از حماقت­های رهبران تمامیت­خواه افغان) در دوران جنگ داخلی همین بود که با آنکه متکثر بودن جامعه افغانی در هر جنگی بیش از پیش آشکار می­شد، اما در عمل، واقعیت متکثر افغانستان به امید پیروزی در جنگی دیگر و حذف رقیب، بیش از پیش انکار می­شد. چه ائتلاف­ها که برای نابودی یک طرف شکل نگرفت و چه ائتلاف شکستن­ها برای حذف رفیق دیروزی که پیش نیامد. نپذیرفتن گرایش­های سیاسی مخالف یک قاعده شده بود، حتی میان اقلیت­هایی که به بهانه حفظ حیات سیاسی (و نه بدست آوردن قدرت انحصاری) می­جنگیدند. این خوی «تکثر ستیز» در این سی سال در کشور ما بیش از همیشه تاریخ معاصر، ریشه دوانده و به یک مفکوره قوی تبدیل شد؛ مفکوره­ای که حتی تجربه هفت سال اخیر نتوانسته آن را کاملا از بین ببرد.

اگر حتی برای لحظه­ای سر از دنیای ستیز و گریز بی­سرانجام افغانستان بیرون آورده و به چارسوی دیگر این دنیا و احوال دیگر ملت­ها – خصوصا دورتر از منطقه­های استبداد زده آسیای میانه و خشونت زده خاور میانه- بیاندازیم، درمی­یابیم که دیگران با پذیرش واقعیت­های سیاسی و اجتماعی به کجا رسیده­اند. اگر به سوی شرق برویم، با گذشتن از پاکستانِ غرق در بنیادگرایی، به هند می­رسیم که دنیا آن را به خاطر دموکراسی و تکثر سیاسی و فرهنگی­اش احترام می­کند، هر چند شناخت ما از آن تنها بر اساس «بالیوود»ی است که صدای ساز و رقص را در سرزمین تنبور شکسته ما به گوش می­رساند. از آن دورتر (و بعد از گذر از چین کمونیست و بندر سرمایه­ای هنگ کنگ) به دو ببر دیگر آسیایی یعنی ژاپن و کره (کوریای)جنوبی می­رسیم که هر دو پس از جنگ دوم جهانی بیش از پیش به سمت لیبرالیسم و پلورالیسم حرکت کردند. در این دو کشور مخالفان سیاسی و مذهبی سرکوب نمی­شوند، کسی بر مبنای مشخصه­هایی چون رنگ پوست، نژاد، مذهب، جنسیت و ... از فعالیت منع نمی­شده و بی­احترامی نمی­بیند، سانسور و خود سانسوری از آنجا رخته بربسته، کسی مانع تبلیغ مذهبی هیچ مذهب کهنه و نوی نمی­شود و از همه مهمتر مانعی برای تنوع فرهنگی بومی و غیر بومی وجود ندارد. 

اگر به طرف غرب خود نگاه بیاندازیم، می­بینیم که هر اندازه دولت­ها راه را برای تنوع و تکثر بیشتر گشوده باشند، به سطح بالاتری از توسعه رسیده­اند. همسایه غربی ما –ایران- که به دلیل ماهیت مذهبی بودن نظام آن در زمره دولت­های آزاد به حساب نمی­آید، سال­ها است که ناچار شده به نوعی از تکثر درون نظام تن دهد. در ایران کتاب­هایی منتشر می­شود، مقالاتی چاپ می­شود و نظریاتی در باب سیاست، دین و ... ابراز می­شود که بیان آن در کابل و مزار شریف امروز ما ناممکن می­نماید. در آن سوتر ترکیه لائیک هم ناچار شده پس از ده­ها سال مبارزه با اسلام­گرایی به تنوع عقیده و فرهنگ تن داده و راه را برای برای ظهور گرایشات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جدید باز بگذارد. از آن سوتر نمی­رویم که سخن گفتن در مورد وجود تنوع و آزادی عقیده و فکر در مهد آن بی­فایده است.

در اینجا نمی­خواهم تنها به این نتیجه اکتفا کنم که پذیرش تکثر (پلورالیزم)– و به ویژه تکثر فرهنگی- یک واقعیت اجتناب ناپذیر شده و مقبولیت جهانی یافته است. می­خواهیم به این واقعیت مهم توجه نماییم که مطالعه مسیر توسعه بسیاری از کشورها نشان می­دهد که هر کدام که بیشتر به چندگانگی احترام گذاشت و از آن استقبال کرد، به توسعه بیشتر و حتی ثبات سیاسی بیشتری دست یافته است، زیرا پذیرش فرهنگ­ها، عقیده­ها و مذاهب مختلف متقابلا مشروعیت و پذیرش سیاسی بیشتر از سوی شهروندان را به همراه می­آورد. بر عکس این قضیه این نیز درست است: حمایت از یک فرهنگ، از یک مذهب، از یک نوع برداشت دینی و از یک زبان آشکارا موجبات کاهش مشروعیت دولت، کاهش مشارکت مردم در امور عمومی و در نتیجه ایجاد زمینه­های بی­ثباتی را فراهم می­آورد.

درک این مسئله دشوار نیست: اگر سیاستمداران و دولتمردان یک کشور بخواهند تنها بر اساس سنت­ها و ارزش­های تاریخی یک جامعه و یا تنها بر اساس ارزش­های گروه­های اکثریت (قومی، مذهبی، زبانی و ...) آن را اداره نمایند، پس باید همیشه سنتی باقی بمانند، زیرا در تمام عرصه­های عمومی با موانع فرهنگی و مدنی برمی­خورند.  کمترین مانع در راه توسعه چنین جوامعی عدم استفاده از ظرفیت­های موجود است. مثلا اگر تنها یک مدل فرهنگی مورد حمایت دولت قرار گیرد و از حضور دیگران ممانعت شود، به طور طبیعی از ظرفیت سیاسی و اقتصادی دیگران نمی­توان استفاده موثر نمود. همچنین اگر در جامعه­ای مانند جامعه ما فرهنگ رایج (در بین همه اقوام) مانع تحصیل و اشتغال زنان شود، نمی­توان توقع داشت که نیمی از شهروندان یک جامعه از لحاظی فکری توسعه یافته باشند و یا در اقتصاد سهم بگیرند. همچنین اگر در جامعه­ای از ظهور گرایش فرهنگی جدید ممانعت شود، نمی­توان تغییری در وضعیتی بوجود آید که جامعه دیگر به آن دلبستگی ندارد. از کمترین ضرر (که عدم مشارکت موثر مردم است) که بگذریم با چالش مشروعیت دولت مواجه می­شویم. طبیعی است که وقتی دولتی با فرهنگ و عقیده گروه (و یا افرادی) مخالفت کند، با مشروعیش مخالف خواهد شد. همچنین در چنین جامعه­ای نیروهای فکری بسیاری صرف کشمکش و حذف رقیب و اثبات خود می­شود.

شاید برای رهبران و نخبگان سیاسی ما زمان آن نرسیده تا قدر و قیمت احترام به انسان را دریافته و بر این مبنا به عقاید، مذاهب، تفسیرهای نو از مذاهب و سلیقه­های متنوع احترام بگذارند. اما لااقل می­توانند این واقعیت را درک کنند که احترام به آزادی­ عقیده افراد و مجموعه­ها – در هر زمینه اعم از سیاسی، فرهنگی، مذهبی و ...- می­تواند هم مشارکت موثر شهروندان در مسیر توسعه را به همراه آورده و مملکت عقب مانده ما را در طی کردن راه طولانی توسعه یاری رساند و هم با مشروعیت دادن بیشتر به نظام نوپا در دراز مدت ثبات را برای ما به ارمغان آورد.

اگر بخواهیم به توسعه برسیم باید به تنوع فرهنگ­ها و تکثر عقاید (که پایه هر فرهنگی به شمار می­آید) احترام بگذاریم و آن را نه به عنوان خطر، بلکه به عنوان یک حق فردی، و یا حداقل یک واقعیت اجتماعی تلقی نماییم. اگر بخواهیم عینی­تر به مسائل بنگریم باید گفت که «تکثر» مبنایی برای همزیستی مسالمت آمیز و مدارا است. از این رو باید از حضور هر فرهنگ و هر عقیده­ای در جامعه استقبال شده و از قبولاندن یک مدل فرهنگی و یک عقیده جزم خودداری شود.

همچنین نباید از یاد برد که رسیدن به تکثر فرهنگی جز به احترام به عقاید دیگران، هویت دیگران، رسوم دیگران، سلیقه دیگران و تفسیر دیگران از جهان، انسان، زندگی، سیاست، مذهب و دیگر باورهایی که یک فرهنگ را شکل می­دهند، ناممکن است.

 


موضوعات مرتبط فرهنگي, انديشه
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark
نقد و نظر
تازه ترين مطالب از(سيد علي حسيني):

بررسی دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بين الملل

حمایت از محیط زیست در حقوق بین الملل اسلام

معنای بدون متن؟!

در دفاع از معناگرایی

نص گرایی؛ آفت دین

کدام مقدم است؟ قانون یا فتوا؟

آیا قانون احوال شخصیه تجدید نظر ناپذیر است؟

قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان در ترازوي نقد و انصاف

چون به جنگ هیولا می روی...

حکم بی اساس محکمه در دوسیه «قرآن پاک»

نقد دیدگاه سیاسی علامه اقبال؛ عدم امکان همزیستی مسلمان و هندو

عاری از اخلاق شده ايم

اخلاق­زدایی از مذهب؛ دستاورد بنیادگرایی در افغانستان

طالبانیسم پارلمانی؛ نظري بر موضعگیری برخی نمایندگان افغان در قضیه غزه

چه کسی پاسخگوی فساد لجام گسیخته است؟

واقعه کربلا؛ قیام یا اعتراض علیه استبداد؟

پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه

«گورهای دسته جمعی» در افغانستان

دورویی «ایمن الظواهری»؛ نگاه دوگانه او به مسائل آمریکا و افغانستان

ضعف های ژورنالیزم افغانی: سطحی نگری و نابردباری

 از ميان همين موضوع:

افغانستان و بازگشت به اعتیاد (بهرام آمونيايي)

اهمیت زبان مادری برای اطفال پناهنده ومهاجر: قسمت دوم (نبي قانع زاده)

ما، اسطوره و واقعیت (صدیق رهپو طرزی)

در موسسه تحصیلات عالی کاتب چه گذشت؟ (فريبا مزاري)

گفت و شنود فضل الرحیم با شاعر، بید ل شناس، پژوهشگر و داستان نویس فرهیخته افغانستان دکتر اسدالله حبيب (فضل الرحيم رحيم)

درسي كه از يك آيت الله ميتوان آموخت (م. غزنوي)

آیا وعده‏های نامزد وزیر تحصیلات عالی عملی خواهد شد؟ (بهرام آمونيايي)

آیا وزیر پیشنهادی اطلاعات و فرهنگ از گذشته آموخته است؟ (بهرام آمونيايي)

هویت سرگردان یا سرگردانی یک هویت؟! (محمد تقي مناقبي)

ما و فراسوی زمانه و تاریخ (صديق رهپو طرزي)

در مزاياي هلوكراسي (امين)

چهارمین جشنواره ء اهدای جوایز تلویزیون آریانا، به بهترین های هنر موسیقی افغانستان، در شهر هامبورک المان. (فضل الرحيم رحيم)

گفت و شنود فضل الرحیم رحیم ، خبرنگار آزاد با آقای غوث الدین میر ، ریس انجمن فرهنگی افغانها ی مقیم اتریش (فضل الرحیم رحیم)

تروريسم از ديدگاه حقوق اسلامي (ابوالفضل فصيحي غزنوي)

كتاب خدا هم اختلاف برانگيز شناخته شد؟!

جنجال چرا؟ علماء همنظرند! (عادل غلامي خالقيار)

نسل جدید(نسل دوم و...) پناهنده ها درغرب وفرهنگ اجدادی شان! (نبي قانع زاده)

نقد و بررسی «چهارشنبه آخر» در خانه ادبیات افغانستان - تهران (محمد حسين فياض)

احترام به مقام والای معلم نباید در تجلیل یک روز و یا تدویر یک محفل خلاصه شود! (فضل الرحيم رحيم)

نامزد انتحاري

Search Armans.Info Search the Web

* مقالات معرف ديدگاه نويسندگان بوده موقف سايت را بازتاب نمي دهند
* نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ارائه "پيوند" مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
* جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

 

لوگوي سايت  

 

ستون نويسندگان (تريبون آزاد)

نصرت شاد

بورژوازی و فیلسوفان اش

نصرت شاد

امين آرمان

بعد از احوال پرسي حامد و محمود

امين آرمان

م. غزنوي

تجليل هاي مضحك و پارادوكسيكال از جايگاه زن افغان!

م. غزنوي

admin

تغيير سيستم اشتراك ايميل سايت

admin

امين آرمان

هشت صبح، حرفه اي نيست

امين آرمان

بهرام آمونيايي

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟ نظرات :1

بهرام آمونيايي

نصرت شاد

ادبیات و رئالیسم تلخ اجتماعی

نصرت شاد

محمود موسايي

سكولاريسم منظوم

محمود موسايي

بهرام آمونيايي

نا امنی به شمال کوچ می کند

بهرام آمونيايي

صديق رهپو طرزي

روشنفکران «افغان» در تبعيد

صديق رهپو طرزي

امين آرمان

پيش بسوي مونوكراسي مطلقه!

امين آرمان
 

مطالب پرخواننده كنوني

احمدي نژاد هم راست مي گويد و هم لگد مال مي كند

افغانستان و بازگشت به اعتیاد

تمدن «سند ـ هلمند» آغاز گر تاریخ ما

بررسی دفاع مشروع از منظر اسلام و حقوق بين الملل

فیلتر سایت ها، ابزار تازه ي استبداد؟

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر

تغيير سيستم اشتراك ايميل سايت

بعد از احوال پرسي حامد و محمود

هشت صبح، حرفه اي نيست

حامد كرزي و تلاش براي تمركز قدرت

 

آمار مقالات

نويسندگان: 72
مقالات فعال: 1088
كل مقالات: 21088
نظرات: 4537
موضوعات: 36

 

آمار ترافيك


بازديد يونيك ديروز: 2423
بازديد امروز تاكنون: 938
شما بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2340723
افراد آنلاين:7
آي پي شما: 38.107.191.88

تأسيس: 2002
بازسازي: 2004

 

Click Here to View and get our
RSS
 آينجا را كليك كنيد و آدرس آر اس اس ما را انتخاب نماييد

ايميل خود را جهت اطلاع از به روزشدن سايت وارد كنيد
Enter your email address:

Referrers


Translate into Other Languages
 

Arman/سايت آرمان

↑ Grab this Headline Animator


Home | Afghanistan | Authors | Click-bank | Articles | News | Links | Gallery | Library | Policy | Contact

©2003 www.armans.info /all rights reserved

Best Viewed: 1024 X 768 :بهترين حالت نمايش
Powered by: www.ace-host.net