نامش طلای سیاه وندیدیم جز خاکستر سیاه
گویند درمان درد کشور است
گویم نباشد وهست خود بلای سیاه
ما را به رنگ وبوی جلایش فریفته است
بوی تعفنش زمن وتو ما را به فقر کرده مبتلا
بودش عزاب ونبودش بسی به است
نفت است که فاصله راکرد بین ما سیاه
جمعی زیاد زدولت بودش شده مافیاه
ما را نشانده سالها برخاکستر سیاه
رنگش به سفره محمود کس ندید
دارا خورد همیشه وبیچاره ای گداه
عذرم بدار اگر قافیه شعرم شده نابجاه
در این نوشتار کوتاه قصد دارم مانند همه نوشتارهای گذشته که معمولا حالت نقد گونه و کالبد شکافانه دارند به یکی از کلیدی ترین عناصر کشور که در واقعه شاهرگ حیاتی کشور اهرم وسلاح حاکمیت وآرزوی دیرینه مردمی و عامل پیشرفت گروهی در طول تاریخ گذشته ایران بوده اشاره کنم وقصدم از این نوشتا نمایاندن این است که این عامل حیاتی(نفت) که طلای سیاه می نامندش .بلای سیاهی بود که برکشورما نازل شد وما رابه خاکسترسیاه نشاند.
اگر دقیق به تاریخ گذشته کشور خویش بنگریم خواهیم فهمید هرچه برما رسیده ازاین بلای سیاه بوده که ای کاش هرگز نبود که یا یکدفعه زجرکش می شدیم ویا همچون دیگر کشورهای فاقد آن به جایی می رسیدیم اما چه کنیم این بلای سیاه درجان ما افتاده گاهی بهبود می یابد وگاهی جراحتش جانمان رابه لبمان می آورد.البته برای برخی پادزهر است ونوشدارویی بزرگ که بدونش دقیقه ای نتوانند زندگی کنند.
بدون مقدمه چینی به اصل مطلب می پردازم.
دلیل نامیدن نفت به بلای سیاه چیست واصلا وجودش چه معایبی دارد ومانع چیست ؟.
اگر نفت نداشتیم اوضاع مان چگونه بود.؟
وجود نفت عامل ورود استعمار :برکسی پوشیده نیست درطول تاریخ دولتهای که هراز چندگاهی واردایران شدند وبا حاکمیت ایران ارتباط داشتند فقط به خاطر بهره گیری از نفت بود.کشف نفت درمسجدسلیمان توسط انگلیس ها وبدنبال آن قرادادهای ننگین ایران با استعمارگران سبب بهره گیری آنها ازاین منبع بزرگ انرژی وبدنبال آن کودتاها وجنگها وکشت وکشتارها شد که جز دردسر برای مردم چیزی به همراه نداشت ونفعش فقط صرف خوشگزرانی حاکمیت وتوسعه کشورهای دوست با رهبران سیاسی می شد.
2- نفت ازعوامل عمده جنگ 8ساله باعراق:ازعمده ترین عوامل جنگ تحمیلی دسیسه صدام وهمدستانش مبنی بر دست یابی بر ذخایر عظیم انرژی درایران بود که مهمترین آنها نفت بود.پیامدهای جنگ تحمیلی که من آن راجنگ نفت می نامم هنوزبرپیکره اقتصادایران نمایان است.
نفت مانعی برتحقق دموکراسی:معنا ومفهوم واقعی دموکراسی حکومت مردم برمردم بارعایت حقوق ملت وبراساس موازین حقوق بشر است.یعنی مردم درسرنوشت خود دخیل باشند.حال کشوری که نفت ابزار قدرت حاکمانش باشد ومردم جیره خوار(بخور نمیر) دولت باشند واجازه بهره گیری از این منبع عمومی طبق موازین حکومت دموکراتیک رانداشته باشند چگونه می توان امیدی به تحقق دموکراسی داشت. کشور های صادر کننده نفت بر اساس آمار های شاخص و موجود در سال 2007 میلادی از سطح دموکراسی پایین تری نسبت به دیگر کشور ها بر خوردار هستندمتوسط کشور های غیر نفتی که حدود 120 کشور را شامل می شودند با فاصله زیادی نسبت به کشور های نفتی، شاخص بالای کیفیت امور را دارند. اقتصاد رقابتی ابزار لازم را برای پیدایی دموکراسی ایجاد می کندمطالبات مردم یعنی مخارج دولت و این مخارج نیز از دریافت مالیات ها از مردم تامین می شود. از این رو این گفتمان در دموکراسی گفتمان اصلی است.سیدمحمدخاتمی می گوید:اگر انحصار در آمد ها در اختیار دولت باشد و دموکراسی بر قرار شود این دموکراسی به نهاد توزیع کننده رانت بدل می شود
نفت عامل تنبلی نیروی انسانی ومانع پیشرفت درزمینه های دیگراقتصادی:درکشوری که بافروش نفت وپرداخت سوبسید ویارانه ها مردم تنها گذران زندگی می کنند ومیل ورقبتی به تلاش وبه حرکت درآوردن چرخهای اقتصادی ندارند جزتنبلی وانتظار رسیدن لقمه ای ناچیز بر سفره های خالی چیز دیگری نمی توان انتظار داشت.
نفت عاملی بحران ساز:اگرخوب دقت کنید اکثربحرانهای که کشور ما با آنها روبرو شده ومی شود به نوعی با صنعت نفت درارتباطند ازتحریم ها گرفته تا نوسانت قیمتی تا ادعای همسایگان بر بخش های از کشور ما تا چشم طمع ابرقدرت ها و..همه ریشه درنفت دارند.
نفت مانع تصمیم گیری درست مردم برسرنوشت خویش می شود:سالهاست ما با وعده دیدنش برسفره هایمان گذران عمر میکنیم اما هرآنچه برسفره داشتیم راهم باختیم وچیزی ندیدیم .دولتها یکی پس ازدیگری می آیند وبا شعار آوردن نحوستش برسفره هایمان رایمان را می گیرندوشیره جانمان می مکند وفریبمان می دهند وگویی این نحوست وشومی نفت است که دامان ما راگرفته است.
سالهابا وعده آوردنش برسفره ها رای مابگرفته وما راگرفته سخره ها
7-نفت اهرم تبلیغاتی انتخابات: با وعده تقسیمش بین عموم به عدالت که دیدیم دولت نهم راکه چگونه نفت 140 دلاری را یرسفره مان جا داد.با صرف پولش برای کسب رای و...اشاره به دوحالت وگریز به این موضوع خالی ازلطف نیست .حالت اول وقت انتخابات که می خواهید رای از ملت بگیرید در پی آن هستید که از درآمد نفت بیشتر خرج کنید یعنی دولت مجبور است بخاطر بقا و تثبیت خودش بزرگ شود ولی در دولتی که مالیات می گیرد در آستانه انتخابات بخاطر کسب رای مجبور است قول کاهش مالیات را بدهد که باعث کوچکتر شدن دولت می شود. در حالت دوم ساخت بازی عوض می شود هر رقیب می گوید دولت قبلی 90 درصد از شما مالیات می گرفت من 80 درصد می گیرم ولی در حالت اول می گوید دولت قبلی 50 هزار تومان می داد من 100 هزار تومان می دهم.
8- نفت روحیه کار آفرینی را ازبین می برد: ببنید الان مسئولان هر جا که می روند مردم نامه می نویسند که آقا به ما کمک کنید، کسی هم فکر نمی کند دولت از کجا بیاورد؟ فقط می گوید از آن پول یک ذره هم به ما بده. ترویج این روحیه، کار آفرینی را خراب می کند روحیه تولید گری و خلاقیت برای اقتصاد را از بین می برد. نفت اجازه نمی دهد حوزه اقتصاد رشد پیدا کند. شما اگر خلاق ترین فرد هم در اقتصاد باشید و بتوانید با توليد، درآمدی بهم بزنید می بینید که دیگران بدون زحمتی که شما می کشید از شما جلو زده اند و پول می گیرند بنابر این شما هم انگیزه تان را از دست می دهید و توجه تان به آن ذخیره جلب می شود و می روید دنبال کسب آن درآمد و پول. و این می شود که هر کسی هنر بیشتری در گسب این پول داشت موفق تر است نه آنکه رنج بیشتری در تولید وخلاقیت اقتصادی می برد.
9- فکر دولتمردان قبل از مردم معطوف به نفت است: پشت تمام جمله ها و ادبیات حاکمان در ایران بشکه های نفت خوابیده است. مثلا صحبت رئیس جمهور در مجلس هنگام ارائه بودجه را ببینید نگرانی اش را آنجا ابراز می کندو تحلیل قیمت نفت می کند و می گوید استکبار با کاهش درآمد نفت می خواهد ما را زمین بزند. اما کسی نیست سئوال کند که کشوری مثل ترکیه که کنار ماست و خیلی به ما شبیه است و نفت ندارد چرا افزایش نفت زمینش نمی زند. اما با کاهش قیمت نفت زمین می خوریم . یعنی تمام مملکت برای او نفت است با بالا رفتنش اعتماد به نفس می گیرد با پایین آمدن زمین می خورد.
10- دولت نفتی اجازه شکل گیری طبقات به معنای مدرن را نمی دهد، وقتی ما از یک طبقه صحبت می کنیم یک نوع انسجام و تشکیلات و وحدت نظری و عملی را در آن مد نظر داریم. در ایران این چنین اجازه ای را ساخت نفتی نمی دهد چون شکل گیری طبقات و گرایش و هنجارها برای یکی شدن و یکدست شدن زمان زیادی می برند ولی در ایران به علت ناپایداری عمومی بویژه سیاسی، اصلاً چنین چیزی شکل نمی گیرد ضمن این که ساخت نفتی هم علاقه ای به شکل گیری طبقه ای مستقل از قدرت را ندارد. شاه هم حتی علاقه نداشت کسی جلویش بایستد، قدرتمند شود و جایگاهی پیدا کند، شکل گیری طبقه که از نظر قدرت خیلی بدتر است. یکی از دلایل اصلی اصلاحات ارضی عدم علاقه شاه به فئودال ها بود که قصد محو آنها را داشت همین برخورد را با قشر صنعتی در دهه 50 داشت که به آنها می گفت فئودال های صنعتی.دولت نفتي اصلا علاقه ای به شکل گیری طبقه ندارد.
11-نفت عامل نابرابری های اجتماعی: از طرفی دیگر متاسفانه باید به نابرابری اجتماعی اشاره کرد در مملکتی که مثلا 50 میلیارد دلار درآمد نفتی دارد که هر خانواده سهمش چیزی در حدود 2 هزار دلار می شود نباید تا این اندازه نابرابری اجتماعی فاجعه آمیز باشد. بنا براین معنای واقعیت موجود این است که این پولها جای دیگری مصرف می شود چون اگر سرمایه گذاری می شد حداقل کار برای ان جماعت فقیر پیدا می شد. برای فهم مساله نابرابری یک مثال بزنم. فرض کنید یک جامعه داریم که فقط 3 نفر در آن است. در آمد اولی ماهی 100 هزار تومان دومی 10 هزار تومان و سومی هزار تومان. این یک جامعه نابرابر است که یک ضریب جینی مثلا 7% پیدا می کند. حالا فرض کنید در این جامعه سه نفزی یک چاه نفت پیدا شد و حالا قرار است درآمداین چاه را تقسیم کنند،یک روش عادلانه این است به کسی که کمتر دارد بیشتر وبه کسی که بیشتر دارد کمتر داده شود روش دیگر این است به میزان مساوی بین هر سه نفر در آمد ها راتقسیم کنیم و یک روش هم این است که به هر فرد متناسب درآمدش بدهیم که البته روش ظالمانه ای است اما بدتر از این روش ظالمانه هم داریم وآن وقتی است که به کسی زورش و پولش بیشتر است 1000 برابر کسی بدهیم که درآمدش روزی هزار تومان است.در حالت اول و دوم ضریب جینی کم می شود در خالت سوم فرقی نمی کند اما در حالت چهارم این ضریب بدتر می شود. در اقتصاد ایران درآمدهای نفتی مشابه روش چهارم توزیع می شود.
در ذکر معایب داشتن نفت خیلی نکات می شود نوشت ولی مشکل اساسی شیوه نادرست مدیریت نفت است نه خود نفت.
نتیجه گیری:
در حقیقت در کشور ما چون اقتصاد وابسته به نفت است.و اتفاقا چون بهره برداری از منابع نفتی به طور کل در اختیار حاکمیت است لذا همه مردم جیره خوار دولت محسوب میشوند.در حالی که در اکثر کشورهای توسعه یافته جهان بزرگترین سرمایه ٬منابع انسانی آن کشورها شامل: متخصصان٬استادان دانشگاهها ٬دانشجویان٬ معلمان هستند در کشور های جهان سوم مانند ما بزرگترین منبع و سرمایه ملی نفت است.لذا در مملکت ما دولت اصلا برای سرمایه های انسانی ارزش قایل نیست و حقوق آنها رامحترم نمی شمارد.چرا؟ چون به وجود سرمایه های انسانی وابستگی ندارد و با اقتصاد بیمار حاصل از نفت روزگار میگذراند. هنوز هم معتقدم تا ساخت سیاسی را درست نکنیم هیچ چیزی در این مملکت درست نمی شود اما چون بندنافش به پول نفت وصل است این نکنه را می گویم که باید این بند ناف را قطع کردچون صحبت خیلی از مسئولان را كه گوش می کنم بوی نفت را می شنوم.
با عرض معذرت از استاد بزرگ عمرخیام که شعرش را تغییر داده ام.
ای نفت سیاه خرابی از کینه تست
بیدادگری شیوه دیرینه تست
ای نفت اگر سینه تو بشکافند
بس آه یتیم و ناله در سینه تست
محمودموسایی
فعال ونویسنده سیاسی اجتماعی