در حالی که در رابطه با سیستم سیاسی-انتخاباتی آمریکا انتقادها و هجمههای بسیاری از سوی مقامات، کارشناسان و رسانههای برخی از کشورها صورت میگیرد و با صرف نظر از میزان صحت و سقم آن، نظام سیاسی و انتخاباتی ایالات متحده از روشنایی و درخشندگی بیمانندی برخوردار است. در واقع مکانیزمی که دموکراسی در آمریکا به مرحلهی اجرا در میآید در عین این که از لحاظ شکل و سازمان بیهمتاست، از لحاظ گردش قدرت که در آن صورت میگیرد، نیز بیمانند است. در رابطه با نظام سیاسی و انتخاباتی ایالات متحده، روی چند نکته اساسی و روشن میتوان تاکید کرد:
1- قدرت رئیس جمهور
در آمریکا هنگامی که فردی به عنوان ریاست جمهوری دست مییابد، از اینکه نتواند شعارها و برنامههایش را محقق کند واهمهای ندارد. چرا که رئیس جمهور در قانون اساسی آمریکا اختیارات بالایی دارد. رئیس جمهور میتواند به دیگر کشورها لشکرکشی کند، اعضای کابینهاش را بدون اخذ رای اعتماد به کار بگمارد و حتی در بسیاری از موارد میتواند تصمیمات کنگره را وتو کند. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای دمکراتیک، مقام منتخب مردم با چالشها و دست اندازهای قانونی بسیاری روبرو میشوند و نمیتوانند منویات و آنچه که قول آن را دادهاند با فراغت خاطر و بدون مزاحمت نهادهای هم عرض عملی کنند. من یک رئیس جمهور با قدرت را بر رئیس جمهوری که دست و بالش را با قید وبند نهادهای موازی مانند پارلمان و دادگاه و جز اینها بسته باشند، ترجیح میدهم. اگر بنا باشد به کسی اعتماد کنیم و او را به کرسی ریاست برسانیم، خوب است که به او اختیارات تام بدهیم تا جرات و جسارت او را از ایجاد تغییرات سلب نکرده باشیم. در واقع اگر قرار باشد عملکرد رئیس جمهور در بوتهی نقد قرار بگیرد، بهترین مرجع در این خصوص افکار عمومی است که در واقع به عنوان وجدان بیرونی و جمعی، نقش بیبدیلی در کنترل قدرت در نظامهای دمکراتیک بازی میکند.
2- احترام به مقام رئیس جمهور
نکتهی روشن دیگری که در فرایند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دیده میشود، احترام عمومی به مقام و جایگاه ریاست جمهوری است. در اتتخابات اخیر ریاست جمهوری در برابر 65 میلیون رای به اوباما،55 میلیون هم به مک کین رای دادند . یعنی 55 میلیون به اوباما رای ندادند اما همین تعداد به همراه شخص مککین پیروزی اوباما را پذیرفتند و حتی به او تبریک گفتند بدون آن که کمترین اعتراضی از جانب هواداران حزب جمهوریخواه صورت بگیرد. این به معنای آن است که آنان با بینش بالای سیاسی نیک میدانند که رئیس جمهور جدید، رئیس جمهور کل مردم ایالات متحده است. از این رو احترام به مقام و موقعیت ریاست جمهوری را بر خود واجب میدانند. لذا آمریکاییها هیچگاه سعی نمیکنند که شخصی را که برای چهار سال برگزیده شده است را در میانه راه از قدرت برکنار کنند هرچند که رئیس جمهور عملکرد سویی داشته باشد. بلکه آنان آن قدر او را تحمل می کنند که زمان انتخابات بعدی فرا برسد تا دیدگاهشان را در رابطه با رئیس جمهور ابراز کنند. چنانچه در افکار اکثریت آمریکاییها رئیس جمهور کارنامه ضعیفی داشته باشد، آنان اعتراضشان را در انتخابات به حزب متبوع او اعلام میکنند و در مقابل با گزینش فرد دیگری از حزب رقیب، او و حزبش را تنبیه میکنند. به پندار آنان هرگونه خدشه به شخص رئیس جمهور تا زمانی که در این مقام قرار دارد به منزلهی خدشه به جایگاه ملی اوست نه شخصی او، جایگاهی که از منزلت و احترام والایی در نزد آمریکاییها برخوردار است.
2- سیستم انتخاباتی
در ایالات متحده حزب دمکرات و حزب جمهوریخواه دو حزب موجود نیستند بلکه احزاب گمنام بسیاری در این کشور وجود دارد که البته سهم چندانی در فعل و انفعالات سیاست در آمریکا ندارند. اما این احزاب جمهوریخواه و دمکرات هستند که بدلیل داشتن سابقه و سازمان قوی، همواره قدرت را میانشان دست به دست کردهاند. بسیاری نظام دو حزبی را لطمهای به شعار دمکراسی آمریکا میدانند. چرا که آنان چنین میپندارند که تکثر و تعدد گروهها و احزاب در یک کشور، عیار دمکراسی در یک کشور را نشان میدهد. به نظر میرسد که هرچند تعدد احزاب، از آزادی و تکثر آرا و عقاید در یک جامعه حکایت میکند اما همین مسئله می تواند میزان بازدهی و قوام حکومت را به شدت کاهش میدهد. کشورهای بسیاری هستند که در انتخاباتشان احزاب زیادی شرکت میکنند اما هیچکدام از آنان به اندازهای ساخته و پرداخته نشدهاند که بتوانند به تنهایی و از هر حیث دولت را ادره کنند لذا مجبور میشوند که تن به ائتلافهای ناپایدار با دیگر احزاب بدهند. در حالیکه دو حزب بزرگ و نیرومند آمریکا بدلیل ساختار و زیربنایی محکم و سازمان مدیریتیشان هنگامی که به قدرت دست پیدا میکنند، قادرند به تنهایی برای چهار سال دولت را اداره کنند. علاوه بر آن وجود دو حزب قوی در یک کشور نشان دهنده آن است که مردم آمریکا در کلیات و اصول سیاست و حکومت دیدگاههای ثابتی دارند و در مسایل فرعی و جزیی هم آن قدر میانشان تمایز فکری وجود ندارد تا نیازی به وجود حزبی به عنوان بدیل این دو حزب باشد و روشن است که این مسئله به حفظ وحدت ملی و ثبات سیاسی بسیار کمک میکند و به عقیدهی من این یکی از محسنات نظام سیاسی-انتخاباتی آمریکاست.
4- روند انتخابات
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به مانند بسیاری از کشورها نیست که کسی بتواند حتی بدون سابقه و پشتوانه جرات کاندیداتوری داشته باشد. بلکه سیستم انتخابات و نامزدی بقدری پیچیده و البته فنی است که شخصی که بالاخره به عنوان نامزد انتخابات اعلام میشود باید از صافیهای متعددی عبور کرده باشد تا به مرحله فینال برسد. در واقع پیش از آنکه مرحله نهایی انتخابات و آنچه که جهانیان بر روی آن تمرکز میکنند، برگزار شود، هریک از احزاب قدرتمند جمهموریخواه و دمکرات، ماهها وقتشان را صرف گزینش قویترین فرد برای رقابت نهایی میکنند. فردی که توان و قابلیت مدیریتی و البته محبوبیت داشته باشد. بنابراین سیستم انتخابات ایالات متحده چنان دقیق است که هرکس که بخواهد وارد کاروزار انتخابات بشود، پیش از آن از صافیهای حزبی که احزاب جمهوریخواه و دمکرات در برابر او قرار میدهند، عبور کند. انتخابات درون حزبی که ماهها پیش از انتخابات نهایی که در سراسر ایالات متحده به تناوب برگزار میشود، علاوه بر معرفی برجستهترین چهره حزبی، آگاهی سیاسی عمومی را افزایش داده و شور و شوق و فضای انتخابات را برای مدتها گرم نگه میدارد.
5- شایستهسالاری
نکتهی بسیار جالب و البته روشنی که در جریان انتخابات اخیر آمریکا مشاهده شد، نتیجهای بود که از ماهها تلاش و رقابت انتخاباتی دو حزب جمهوریخواه و دمکرات حاصل شد و آن راهیابی یک سیاهپوست برای اولین بار به کاخ سفید بود. از همان زمانی که نام "باراک اوباما" بر سر زبانها افتاد، کمتر تحلیلگری خارج از آمریکا پیشبینی میکرد که اوباما بدلیل رنگ پوست و تبار آفریقاییاش بتواند روزی به عنوان شخص اول آمریکا شناخته شود. اما این مهم اتفاق افتاد و اوبامای سیاهپوست و جوان بدلیل خصال و ویژگیها و شایستگیهایی که داشت، توانست دل اکثریت سفید پوست آمریکا را بدست آورد تا نشان داده باشد که مردم آمریکا به ظاهر و رنگ کسی رای نمیدهند بلکه آنچه برای آنها مهم است توان و برنامههای یک شخص و یا یک حزب است. انتخاب اوباما صرف نظر از اینکه حاوی نکات سیاسی بسیاری است، حاوی نکات اخلاقی بسیاری هم هست. انتخاب او نشان داد که برخلاف آنچه که بسیاری از تبعیض نژادی و بردگی نوین در آمریکا سخن میگویند، لااقل در مقطع کنونی چنین پنداری در مورد آمریکاییها پشتوانهی مستدلی ندارد و در واقع آنچه که آمریکاییها نشان دادند و برگزیدند، اوبامای شایسته بود فارغ از این که رنگ پوست او تیره است یا روشن.