English

باشگاه نويسندگان آزاد

صفحه اول | فغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه
سيدعلي حسيني

واقعه کربلا؛ قیام یا اعتراض علیه استبداد؟

avatar

عزاداري، ثواب و حمام خون!

avatar
احد تركمني دليل

اطلاعات و ضد اطلاعات

avatar
سيدعلي حسيني

پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

13.10.2008: مزدور بي شعور و غلام حلقه بگوش فاشيست كثيف!

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر

ضعف های ژورنالیزم افغانی: سطحی نگری و نابردباری

نويسنده: سيدعلي حسيني

تاريخ دريافت: 01.11.2008
تاريخ نشر: 9.11.2008

ناآشنایی با دموکراسی و فقدان تجربه سیاسی موجب شده است که در مقایسه با دیگران، ژورنالیزم (یا روزنامه نگاری) افغانی کاستی­ها و ضعف­های آشکاری داشته باشد. از آنجا که ژورنالیزم در بستر فرهنگ سیاسی عمومی رشد می­کند و سطح تحصیل و آگاهی عمومی افغانها در مقایسه با دیگران بسیار پایین است، ژورنالیزم ما نیز لاجرم فاقد عمق و دور اندیشی است. از سوی دیگر ما افغانها تجربه کافی در زمینه دموکراسی نداریم و چون دموکراسی را تجربه نکرده­ایم، دموکرات نیز نیستیم. همین مسئله موجب شده است که در مقابل نظریات مخالف تحمل را از کف بدهیم.


Story Image, Click to View Article

 

جناب آقای آرمان برای به محک زدن و به نمایش گذاشتن آفتی که گریبانگیر رسانه­های الکترونیکی افغانی شده و برای آزمایش و نمایش ذوق بازدیدکنندگان سایت­های افغانی اقدام به نشر مطلبی نمود که عنوانی تند و جنجال برانگیز داشت. همانطور که نویسنده پیشبینی می­کرد (و نشان نیز داد) متاسفانه این قبیل نوشته­جات بیش از هر نوع دیگر مورد اقبال خوانندگان افغان است. آقای آرمان که می­خواست با این اقدام توجه بازدیدکنندگان سایت را به آلوده شدن ژورنالیزم افغانی به آفت «غوغا سالاری» و «جنجال دوستی» جلب نماید، خواستار آن شد تا این معضل مورد توجه قرار گیرد. نوشته حاضر در پاسخ به آن فراخوان و در رابطه با آفاتی است که گریبانگیر رسانه­های جمعی افغان­ها (و به ویژه سایت­های اینترنتی) شده است.

 

ناآشنایی با دموکراسی و فقدان تجربه سیاسی موجب شده است که در مقایسه با دیگران، ژورنالیزم (یا روزنامه نگاری) افغانی کاستی­ها و ضعف­های آشکاری داشته باشد. از آنجا که ژورنالیزم در بستر فرهنگ سیاسی عمومی رشد می­کند و سطح تحصیل و آگاهی عمومی افغانها در مقایسه با دیگران بسیار پایین است، ژورنالیزم ما نیز لاجرم فاقد عمق و دور اندیشی است. از سوی دیگر ما افغانها تجربه کافی در زمینه دموکراسی نداریم و چون دموکراسی را تجربه نکرده­ایم، دموکرات نیز نیستیم. همین مسئله موجب شده است که در مقابل نظریات مخالف تحمل را از کف بدهیم. به نظر می­رسد حداقل دو مشکل عمده بیش از هر چیزی موجب شده است که ژورنالیزم افغانی علاقه­مند به «غوغاسالاری» و «جنجال دوستی» شود:

1) سطحی نگری: ما افغانها به دلایل متفاوت متاسفانه هنوز هم نگاه سطحی به مسائل را کنار نگذاشته­ایم. در اینجا نمی­خواهم از علل و دلایل آن بگویم که در این رابطه می­توان از  سه دهه جنگ، سطح پایین سواد عمومی، سطح پایین تحصیلات عالیه روزنامه­نگاران (همچنین وبلاگ نگاران و نویسندگان سایت­ها) و فقدان رسانه­های باتجربه و قوی یاد کرد. آنچه مهم است اینکه ما افغان­ها هنوز نگاهمان به مسائل (از سیاست گرفته تا دیانت) سطحی و غیر عمیق است. شاید سطحی نگری ما نتیجه توسعه نیافتگی ما باشد. جامعه و جماعت توسعه نیافته به همه چیز نگاه سنتی دارد و چون این نگاه تخصصی نیست، مشکلات را اندک و راه حل­ها را ساده می­بیند و از اینکه طرف مقابل وی راه حل این مشکل ساده را نمی­فهمد به خشم می­آید و آن را به حساب لجاجت یا حماقت مخالف می­گذارد.

این در حالی است که نگاه متخصص به مسائل سطحی نیست. نگاه عمیق یک متخصص به مسئله موجب می­شود که وی به اولین چیزی که به ذهن می­رسد، اکتفا نکند و در جستجوی زاویه­های پنهانی باشد که دیدن آنها به زحمت و تحلیل بیشتری نیازمند است. متخصصی که دانش وی توسعه یافته، یاد گرفته است که هر نظری (همچون هر نظریه­ای) باید مبنا داشته باشد؛ دلایلی برای قبول آن وجود داشته باشد؛ اگر تجربه آن را ثابت نکرده باشد خلاف آن را نیز به اثبات نرسانده باشد و سرانجام اینکه نباید این «نظر» یا «نظریه» را کامل­ترین نظریه به حساب آمده و نظریات مخالف را مطلقا بی­ارزش تلقی کرد.

درک و تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی نیز دانش لازم برای تحلیل درست مطالعه و تحقیق در زوایای پنهان مسائل را می­طلبد. البته هر کسی حق دارد که در مورد پدیده­های اجتماعی و مسائل سیاسی نظر بدهد، اما اینکه نظریات داده شده تا چه اندازه دقیق و باارزش­اند، کاملا با سطح مطالعه و ژرف نگری صاحب آن نظر در ارتباط است. متاسفانه به دلیل دسترسی محدود مردم ما به تحصیلات عالیه (و نیز کیفیت این تحصیلات)، کسانی که در عرصه­ رسانه­های همگانی قلم فرسایی می­کنند نیز از پشتوانه علمی و تحقیقی لازم برخوردار نبوده و در نتیجه توسعه علمی لازم را نیافته­اند.

 2) نابردباری: اگر نتوانیم ادعا کنیم که تمامیّت خواهی و جزم اندیشی از خواص دنیای سنت است، می­توان ادعا کرد که نگاه سنتی به مسائل بیش از نگاه مدرن قاطع و انعطاف ناپذیر است. معمولا نگاه سنتی نگاهی مطلق گرا و جزم اندیش است؛ اگر از زاویه اخلاق به مسئله نگاه کند یا آن را مطلقا خوب و یا مطلقا ناپسند می­بیند و اگر از زاویه روابط اجتماعی و سیاسی بنگرد، دیگران را به دو گروه دوست و دشمن تقسیم می­کند. نظریات و دیدگاه­ها نیز یا «درست» هستند و یا «نادرست». شاید بتوان گفت در دنیای سنت تنها سه رنگ سیاه، سفید و خاکستری وجود دارد. رنگ خاکستری هر چند بد نیست، اما خوب هم نیست.

از آنجا که در این دیدگاه رنگ خاکستری (یا بینابین) به عنوان یک واقعیت به رسمیت شناخته می­شود، اگر ارزشی نداشته باشد، با آن دشمنی نیز نمی­شود. به همین اساس شاید بتوان ادعا کرد که سنت به تنهایی خود مشکل کمتری برای زیست مسالمت آمیز ایجاد می­کند، اما زمانی که با عنصر ایدئولوژی آمیخته می­شود (ایدئولوژی از هر نوع؛ مذهبی، مکتبی، قومی، زبانی، ملّی و ...) دیگر یک مرحله دشوار در مسیر پیشرفت نیست بلکه یک مانع و یا حتی یک دشمن برای نوسازی و توسعه سیاسی و اجتماعی است. مرز بندی بین خوب و بد و حق و ناحق در نگاه ایدئولوژی به مراتب پررنگ­تر و قاطع است و نبودن در جبهه موافق حتی اگر دشمنی معنا ندهد، به معنای بی ارزش بودن است. هر چند در اینجا نگاه بینابین نیز وجود دارد، اما این بینابینی فاقد ارزش و احترام است (از یاد نبرده­ایم که شعار برخی گروه­های ایدئولوژیک در زمان جنگ­های داخلی این بود: بی­طرف بی­شرف است!). رنگ خاکستری (نگاه بی­طرف، انسان معتدل، نسبیت اندیشی در معرفت انسانی و...) مورد تنفر است و اگر آن را به عنوان یک واقعیت ببینند، می­کوشند تا پیش از تبدیل شدن آن به رنگ سیاه (که مظهر دشمنی و مخالفت است) آن را به هر قیمت سفید کنند. جامعه آرمانی، جامعه­ای است که همه سفید باشند.

افغانستان تا زمانی که سنتی بود به دلیل جزم اندیشی­های دنیای سنت، نسبت به تنوع دیدگاه نابردبار بود و اگر تنوع را شاهد بود به حفظ رنگارنگی و ارزش انسانی آن اعتقادی نداشت. آن زمان هم به سوی مدرن شدن گام برداشت با نسخه­ها و تفسیرهای ایدئولوژیک از مدرنیسم (از سوسیالیسم تا اخوانیسم و دیگر ایسم­ها) آشنا شد. در نتیجه افغان­ها با دموکراسی و تکثر آشنا نشدند و رنگارنگی را به عنوان یک ارزش ندیدند.

سقوط کشور در ورطه جنگ و فروپاشی دولت و نهادهای اجتماعی (حتی سنتّی­ترین نهادها) به نهادینه شدن و تعمیق نابردباری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی انجامید. اگر امروز ما شاهد نابردباری سیاسی در عرصه اداره و سیاست هستیم و اگر جامعه همچنان از انقطاب و جبهه بندی فرهنگی، اجتماعی، زبانی و قومی رنج می­برد، به دلیل ناآشنایی ما با دموکراسی و فقدان احترام به تکثر و جامعه چند صدایی و رنگارنگ است.

ژورنالیزم افغانی نیز از جامعه خود رنگ می­گیرد، جامعه­ و انجمن­های غیر دموکرات و جزم اندیش، حامی و طرفدار این گونه تحلیل و خبر رسانی است. وقتی خوانندگان به عناوین «جنجال برانگیز» و «خشن» اقبال نشان می­دهد، نا خواسته جنجال آفرینی و غوغاسالاری (و جنجال آفرینان و غوغاسالاران) تشویق می­شود.

با این همه نباید از خاطر برد که یکی از فلسفه­های تکثر و چند صدایی در عرصه مطبوعات و رسانه­ها، مشق و تمرین دموکراسی است. همچنین نباید از یاد برد که تحصیلکردگان و فرهنگیان یک جامعه دارای مسئولیت اخلاقی­اند. پایبندی به اصولی مانند تکثر، حاکمیت مردم، احترام به اصول اخلاقی در عرصه خبر و تحلیل، استخدام قلم در خدمت صلح و مدارا، احترام به افراد انسانی و اقلیت­ها و... از جمله مسئولیت­هایی است که نویسندگان رسانه­ای (و از جمله سایت­ها) باید آنها را در هر موقعیتی مورد توجه قرار دهند.

نویسنده می­خواهد از این تحلیل به یک نتیجه برسد؛ مسئولیت فردی هر کس برای کمک به تثبیت صلح، مدارا و احترام متقابل بین مجموعه­های انسانی. ژورنالیست­ها (در معنایی وسیع که وب نگاری را نیز شامل می­شود) به دو دلیل بیش از دیگران در این مورد مسئولیت دارند: 1- آنها مرجعی برای خبر و تحلیل نزد عامه مردم هستند 2- فرض بر این است که آنها بی­طرف­تر از فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هستند. تمرین دموکراسی توسط قلم بدستان مستلزم تمرین استفاده نکردن از عناوین زننده، خشن و غوغا بر انگیز است.

 

 


◙ موضوعات مرتبط فرهنگي, انديشه, ارتباطات

◙ ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook

◙ آخرين مطالب از اين نويسنده (سيد علي حسيني):
  • واقعه کربلا؛ قیام یا اعتراض علیه استبداد؟

  • پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه

  • «گورهای دسته جمعی» در افغانستان

  • دورویی «ایمن الظواهری»؛ نگاه دوگانه او به مسائل آمریکا و افغانستان

  • ضعف های ژورنالیزم افغانی: سطحی نگری و نابردباری

  • سناتورهای افغان قانونگرایی را از سناتور «باراک اوباما» یاد بگیرند

  • نامه ارسالي در مورد حمله انترنتي به سايت آرمان

  • نظام زن ستيز خانواده در افغانستان(4)

  • نظام زن ستیز خانواده در افغانستان (3)

  • نظام زن ستیز خانواده در افغانستان (2)

  • نظام زن ستيز خانواده در افغانستان(1)

  • طالبان یا طالبانیسم؛ ریشه مشکلات (4)

  • طالبان یا طالبانیسم؛ ریشه مشکلات(3)

  • طالبان یا طالبانیسم؛ ریشه مشکلات (2)

  • افغانستان؛ مذهب در برابر تجدد؟

  • طالبان یا طالبانیسم؛ ریشه مشکلات (1)

  • فرار هزار زندانی؛ نشانه ضعف یا فساد

  • انتحار از منظر شرعی

  • چرا انتحار؟

  • بررسي مشروعيت حمله آمريکا به افغانستان در مبارزه با تروريزم

  • از ميان همين موضوع:

  • نامه ارسالي در مورد حمله انترنتي به سايت آرمان (سيدعلي حسيني)

  • زيرآسمان‌کابل 2 / 10 (محمد حسين فياض)

  • نظام زن ستیز خانواده در افغانستان (3) (سيدعلي حسيني)

  • موانع توسعه افغانستان (محمد اکبری (علامه))

  • نظام زن ستیز خانواده در افغانستان (2) (سيدعلي حسيني)

  • موسيقي، دريچه اي بسوي عشق و خودشناسي (فضل الرحیم رحیم)

  • نظام زن ستيز خانواده در افغانستان(1) (سيد علي حسيني)

  • اقوام درچشم انداز تحولات افغانستان (عادل غلامی خالقیار)

  • سلام به اقوامی که بازیچه اند (احد تركمني دليل)

  • گفتمان فلسفی اسلام و غرب (زينب)

  • چه گونه می خوانیم ؟ (سخيداد هاتف)

  • شوراي علما يا دولت در دولت؟ (م.غزنوي)

  • مهاجرت وتبعات فرهنگی اجتماعی (عادل غلامي خلقيار)

  • مسجد تجلی گاه هویت دینی مسلمانان (عادل غلامي خلقيار)

  • روشنفكري حقيقتي گِران و ادعايي ارزان (سيدآقا موسيو نژاد)

  • در باب پيوند تابوشكني با خودشكني (امين)

  • دموكراسي بدون آدم هاي دموكرات (امين)

  • دیداری با منطق ِ خرم (سخيداد هاتف)

  • مسجد باید خانه فرهنگ مردم باشد (ميرحسين مهدوي)

  • یکتاپرستان ِبهشت شداد ! (مسيح ارزگاني)

  • Search Armans.Info Search the Web

    * مقالات بيانگر ديدگاه نويسندگان است
    * نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ذكر منبع و ارائه پيوند مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
    * جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

     

    لوگوي سايت  

     
     

    ستون نويسندگان

    امين آرمان

    سر افغاني برباد؛ سراعراب بسلامت! نظرات :4

     

    محمود موسايي:

    آتش بیار معرکه غزه اعراب وکشورهای تحریک کننده حماس هستند


    احد تركمني:

    پیراهنِ بی اُتُو


    محمود موسايي:

    نسل من نسلی که می سوزد


    احد تركمني:

    که شیطان دو شاخ دارد

    محمود موسايي:

    طلای سیاه یا خاکستر سیاه؟


    امين آرمان:

    جنبش اسلامي لنگه كفش


    محمود موسايي:

    اندرنکوهش لنگه کفش


    محمود موسايي:

    از کوزه (نه آن) برون تراود که دراوست


    سيد علي حسيني:

    «گورهای دسته جمعی» در افغانستان


     
     

    مطالب پرخواننده كنوني

  • سر افغاني برباد؛ سراعراب بسلامت!

  • عزاداري، ثواب و حمام خون!

  • پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه

  • مهاجرت، تباهي و تعصب

  • اطلاعات و ضد اطلاعات

  •  

    آمار مقالات

    نويسندگان: 56
    مقالات فعال: 802
    كل مقالات: 2802
    نظرات: 3991
    موضوعات: 36

     

    آمار ترافيك


    بازديد يونيك ديروز: 2587
    بازديد امروز تاكنون: 3565
    شما 1 بار بازديد كرده ايد
    مجموع بازديدها: 1281990
    افراد آنلاين:1
    آي پي شما: 38.103.63.56

    تأسيس: 2002
    بازسازي: 2004

     

    RSS

    Latest Referrers:
    www.google.com
    balatarin.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.nl
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
     


     

    Home | Afghanistan | Columnists | Clickbank | Articles | Forum | Links | Gallery | Books | Policy | Contact

    ©2003 www.armans.info/all rights reserved