English

باشگاه نويسندگان آزاد

صفحه اول | فغانستان | نويسندگان | مقالات | اخبار | كليك‌بانك | كتابخانه | گالري | پاليسي | تماس

 
 
مقالات تازه
سيدعلي حسيني

واقعه کربلا؛ قیام یا اعتراض علیه استبداد؟

avatar

عزاداري، ثواب و حمام خون!

avatar
احد تركمني دليل

اطلاعات و ضد اطلاعات

avatar
سيدعلي حسيني

پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه

avatar

صفحه را به دوستان معرفي كنيد!

پيوندها

10.10.2008: شورشگران غرب؛ از آنارشیسم فرهنگی تا سوسیالیسم تخیلی
01.10.2008: نکاتی پیرامون اسلام و آنارشیسم
06.09.2008: سه قرن مبارزه اجتماعی آنارشیست ها در آمریکا
26.09.2008: بهشت نیاز به دولت، و انقلاب نیاز به حزب ندارند
15.09.2008: تراژدی رمانتیسم عشق به بیچاره گان

پيوند‌هاي بيروني


نقد و نظر

در آغاز خشم بود و سپس شورش!

نويسنده: روسيا روشن

تاريخ دريافت: 01.10.2008
تاريخ نشر: 18.10.2008

بونا و دوروتی میگفت که آنارشیستها علیه انسانها مبارزه نمی کنند بلکه علیه نظام و سازمانهای دول حاکم مبارزه مي كنند. آنان تعریف و ترجمه واژه آنارشیسم بصورت هرج و مرج را مانند آن مثال میزنند که ما دندانپزشک را شکنجه گر، عشق را گناه، و دفاع از محیط زیست را عقب افتادگی، ترجمه کنیم. و


Story Image, Click to View Article

 

بنام خدا و خلق قهرمان، ول بی خبر وجود ما

 

در کتاب تورات پیرامون وجود جهان آمده که "در آغاز سخن بود"،- و یونانیها در باره علاقه خود به فلسفه میگفتند که "در آغاز تعجب بود"،- و آنارشیستها درباره علت مبارزه شان مدعی شدند که " در آغاز خشم بود و بعد، شورش!".

گوستاو لنداور، آنارشیست آلمانی میگفت "آنارشی نه موضوع خواسته ها بلکه مسئله زندگی است" و متفکری بنام کلمنکاو در یکی از سخنرانی های خود گفت " برای آنهایی متاسفم که در20 سالگی آنارشیست نبودند" و پرودن نوشت جامعه ای کامل است که نظم رابا آنارشی همساز کند. جک لندن اشاره میکند که: " کلمه اتوپی کافی است تا دشمنان به محکوم کردن یک ایده بپردازند"

آنارشیستها مدعی بودند که غالبا خشم، نیروی محرک تاریخ بوده است، 5000 سال پیش خشم برده ها علیه برده داران و اربابانشان آغاز شد، در آن میدان میان خشم و آزادی، برای بشریت ایده ای متولد شد که به اندازه تاریخ بشر سابقه دارد، ولی خشم نیاز به یک ایده داشت که منتهی به یک اتوپی مثبت یعنی یک هدف گردد.

واژه آنارشیسم به اندازه تمدن غرب سابقه دارد، یعنی از زمانیکه حاکمیت وجود دارد، عقیده به آزادی نیز وجود داشته. از قرن 19 آنارشیسم بعنوان فلسفه یا جنبش سیاسی مورد بحث قرارگرفته است. مهمترین خواسته آنارشیستها، شعار خودگردانی بود. آنان بجای مرکزیت اتوریته در امور اجتماعی، خواهان نظامی فدرال هستند. کوشش آنان همیشه برای جامعه ای آزاد، عادل و بدون حاکمیت انسان بر انسان بوده است. آنان با انتقاد از قوانین جامعه سرمایه داری، سیستم رقابت، و اخلاق فردگرایانه آن میگویند باید اتحاد و کمک متقابل میان انسانها حاکم گردد. منتقدین آنارشیسم می پرسند آیا آن یک رویای بیگانه باجهان است و یا طرحی قابل عمل، آیا انسان قادر به آزاد بودن میباشد؟ آیا در آغاز تاریخ، فرار انسان از زورگویی و غیبت حاکمیت و فرمانروایی انسان بر انسان، بطور خودکار به حضور آزادی منتهی گردید؟

آنارشیستها فلسفه خود را به معنی "آزادی مطلق" معرفی کرده اند و آنرا یک نیروی آزادی بخش و آموزشی برای جامعه بحساب می آورند. خانم الیزه رکلوس آنرا عالیترین فرم نظم تعریف نمود. آنارشیستها طبق ادعایشان علاقه به محتوا دارند و نه به ایدئولوژی ها، چون محتوای آنارشیسم مخالف ایدئولوژی، دگماتیسم و بنیادگرایی است. آنها با اشاره به نظام سرمایه داری مینویسند که انسان نیاز به اخلاق و نظم دارد ولی نه آنچه که امروزه ما در جوامع غرب می شناسیم. برای متفکر آنارشیست، آزادی واژه ای است بی معنی اگر آن نتواند موجب عدالت اجتماعی گردد، چون برابری بدون عدالت اجتماعی نیز مفهومی پوچ است. در نظر آنان آنارشیسم بطورساده، وحدت آزادی و سوسیالیسم است. فرمول آن حتی بشکل :(آنارشیسم= آزادی+سوسیالیسم)، ثبت شده است. باکونین میگفت که آزادی بدون سوسیالیسم، مالکیت خصوصی است و سوسیالیسم بدون آزادی، نوعی بی عدالتی، برده گی و خشونت است. آنارشیستها وعده بهشت موعود نمی دهند بلکه قصد کاهش ساختارهای معیوب اجتماعی را دارند. آنان، زندان، تیمارستان، دارالتادیب ها را نشان ورشکستگی سیستم های حاکم معرفی می نمایند. برای آنارشیستها، جامعه بدون مرز در آینده دیگر نباید فقط یک اتوپی باشد، آنها به این دلیل بطور فعال ضد: امپریالیسم، راسیسم، کاپیتالیم و تمام شکلهای قدیم و جدید آنها هستند. آنارشیستها در رابطه با سایر ایدئولوژیها میگویند که آزدی نمیتواند با کمک راههای غیرآزاد، و حقیقت از طریق شکنجه، و سعادت از طریق اجبار، و دمکراسی از طریق جنگ بدست آیند. آنان در رابطه با دمکراسی های غربی مینویسند: "فقط گوساله های نادان از طریق انتخابات آزاد، قصابهای خود را تعیین ميکنند"، و در باره دمکراسی سرمایه داری میگویند، فرض کنیم شما میروید در یک فروشگاه زنجیره ای بزرگ تا گوشت بخرید ولی در آنجا بجای گوشت، امکان انتخاب 20 نوع کفش چرمی وجوددارد، یعنی شما امکان انتخاب دارید ولی نه آنچیزی که نیاز دارید، به این دلیل آنارشیستها در انتخابات بورژوایی و پارلمانی شرکت نمی کنند.

بونا و دوروتی میگفت که آنارشیستها علیه انسانها مبارزه نمی کنند بلکه علیه نظام و سازمانهای دول حاکم مبارزه مي كنند. آنان تعریف و ترجمه واژه آنارشیسم بصورت هرج و مرج را مانند آن مثال میزنند که ما دندانپزشک را شکنجه گر، عشق را گناه، و دفاع از محیط زیست را عقب افتادگی، ترجمه کنیم. و در باره بکارگیری از خشونت می نویسند که ترور غالبا در انحصار دولتها بود و بعدها بخشی از آنارشیستها نیز از آن در مبارزه خود استفاده کردند. ترور آنارشیستی فقط میان سالهای 1894-1891 شدیدا فعال بود. منقدین آنارشیسم میگویند که فلسفه آنارشیسم گرچه گاهی جالب ولی ساده لوحانه است چون منفی را نابود کردن بدون پیشنهاد مثبتها، کاری اشتباه است. در میان آنارشیستها، فردگرایانی وجود دارند که نجات بقیه بشریت بر ایشان بی اهمیت است. خشم، شورش و فرار، نیروهای محرک نخستین تاریخ انسانی علیه حاکمان و زورگویان بودند. در تاریخ اخیر گرچه خشم و شورش، ارزشهای منفی و راههای بدی هستند، در آن کوچه بن بست، مبارزانی مانند اسپارتاکوس، چگوارا و میشائیل کولهاس باید دست به مبارزه میزدند.

دردیالوگی میان پرودن ویک بورژوای سیاسی ازسال 1840 چنین آمده :

ب: آیا جمهوریخواه هستید؟ / پ: آری، ولی این عنوان غیردقیق است چون بعضی ازشاهزاده گان نیز خود را جمهوریخواه میدانند، / ب: پس دمکرات هستید؟ / پ: خیر! / ب: چی هستید،شاهدوست؟ /پ: خیر!/ ب: مشروطه خواه؟ /پ: ای بابا!/ ب: پس اریستوکرات هستید؟ / پ: به هیچ وجه!/ب: پس حکومت متحد و همه باهم میخواهید؟/ پ: نه به این گشادی و وسعت/ ب: پس چه هستید؟/ پ: من یک آنارشیست هستم!، خواهان نظامی که در آن انسان بر انسان حکومت نکند.

تاسال 1840 گرچه آنارشیسم فلسفی، مهمترین جریان فکری و خالق آثار پرارزش ادبی بود، ولی از نظر اجتماعی تاثیر مهمی نداشت. مارکسیستها به آنان [لقب] هرج ومرج طلب های خرده بورژوا دادند که حرکت عینی تاریخ را هنوز درک نکرده اند. از دیگر القاب منفی که به آنارشیستها داده اند: گماشته های اراده گرای ضد انقلاب و منحرفین چپ گرا میباشند. اکنون استالینیستها نیز شاهد "حقایق تاریخی عینی" خود شده و دیگر ادعا نمی کنند که آنارشیسم، "فلسفه نیستی و پوچی" را نمایندگی میکند. بعضی ها هم آنارشیسم را فلسفه زندگی خصوصی میدانند و علاقه ای به مسائل سیاسی و تغییر جهان ندارند. این ها را آنارشیست های فلسفی بشمار می آورند. آنارشیستها تنها به بخشی از آزادی قانع نخواهند بود آنطور که مثلا لیبرالها آزادی تجارت و ناسیونالیستها آزادی وطن و روشنگران آزادی تفکر را خواهان هستند. آنارشیستها خواهان حذف روابط تولید کاپیتالیستی که نابودکننده شخصیت انسان و محیط زیست است، میباشند. آنان نه تنها تئوری رشد خردگریز سرمایه داری و نه اقتصاد برنامه دولتی مارکسیستی راقبول دارند. آنارشیستها مبلغ اقتصاد نیاز و مصرف هستند که محیط زیست را مهمتر از اقتصاد و رفع نیاز انسانها را مهمتر از سودجویی میداند، هستند. آنها خواهان حذف دولت و سازمانهای بوروکراتیک آن مانند: رژیم، ارتش، قوه قضائیه، پلیس، رسانه های دولتی، انحصار تربیت دولتی، و دیوار مرزها بین کشورها هستند.

اکثر آنارشیستها آته ایست  هستند و به رد دین می پردازند، ولی دین و عقیده تاجایی که سلب آزادی از دیگران ننماید، آزاد است. آنارشیستها به این دلیل بیشتر ضدروحانی هستند تاضد دین. چون در جامعه مورد نظر آنارشیستها، مالکیت بر انسان ممنوع است، آنان مخالف مالکیت بر زن و بچه خود نیز هستند و بجای آن مبلغ روابط "خویشاوندی انتخابی" مانند خانواده بزرگ، خانه های جمعی، و کمون ها هستند. آنارشیستها در رد روابط عاطفی، مبلغ اخلاق عشقی و جنسی متنوع و رنگین بجای فرم های دیگر عشق انسانی هستند. پیرامون محیط زیست میگویند که یک اتوپی زیبا مانند آنارشیسم نمی تواند در جهانی باشد که در حال نابودی است، به این سبب انسان باید محافظ طبیعت و محیط زیست خود باشد و تغییرات ضروری محیط زیست نمی تواند در چارچوب سودجویی کاپیتالیستی و اقتصاد رشد آن ممکن گردد. چون اخلاق انسانی بالاتر از قوانین رسمی دولتی است، گرسنه گانی که دست به دزدی بزنند، نباید محاکمه گردند بلکه باید علاجی برای این خلافکاران یا بیچاره گان پیدا شود.

مورخین اشاره میکنند که در جوامع اولیه نخستین، عناصر آنارشیستی وجود داشته است. آنان ایده های اتوپی آنارشیستی کلاسیک را در زندگی روزمره خود بکار میگرفتند. سرانجام آنارشیستهای طبیعی، متوجه شدند که افکار آنان عنوانی دارد و مدتهاست که بعنوان فلسفه و جنبش وجود دارد. در سده های میانه معنی منفی آنارشیسم درمیان کاتولیکهای مسیحی، جای خود را در دوره روشنگری به مفاهیمی مشخص از آنارشیسم داد. آنارشیستها مدتی در کشورهای آرژانتین، هند، آلمان، اوکرائین، اسپانیا و منچوری بقدرت رسیدند. هیچکدام از آنان به دلیل تضادهای درونی خود نابود نشدند بلکه از طریق حمله نظامی سازماندهی شده داخلی و خارجی دچار براندازی گردیدند. آنارشیستها بودند که 80سال پیش در صنایع سنگین آلمان خواهان 6 ساعت کار در روز گردیدند. آنان مخالف غول گرایی امپریالیستی هستند که امروزه به دشمنی با محیط زیست و تحقیر انسان می پردازد. آنارشیستها مخالف ستونهای نظام سرمایه داری مانند سرمایه، پلیس، کلیسا، قوه قضائیه، مردسالاری، رسانه های سازشکار، تربیت سنتی و خانواده های محدود و کوچک کلاسیک میباشند. آنان مدعی هستند که هزاره سوم فعلی یا آنارشیستی خواهد بود و یا بشریت نابود خواهد گردید.

آنارشیسم جنبشی واحد نیست چون در ماهیت آن آزادی وجود دارد و آزادی، اونیفرم نظامی نمی باشد. آنارشیسم به شاخه های محیط زیست، اتحادیه های کارگری، تعلیم و تربیت، مبارزه مسلحانه، و راههای صلح آمیز تقسیم میگردد. در میان آنان مذهبی ها، آته ایستها، عارفان، ماتریالیستها و ایده آلیستها وجود دارند. در مقایل جنبش150 ساله مدرن آنارشیستی غرب، دولت مدرن دمکراتیک سابقه ای صدساله دارد.

ازجمله مهمترین اندیشمندان نظریه آنارشیست، کلاسیکهای زیر هستند :

Pierre-Joseph Proudhon (1809-1865), Peter Kropotkin(1842-1921), Michail Bakunin(1814-1876), Max Stirner (1806-1856)….

 

 


◙ موضوعات مرتبط انديشه

◙ ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook

◙ آخرين مطالب از اين نويسنده (روسيا روشن):
  • در آغاز خشم بود و سپس شورش!

  • شورشگران غرب؛ از آنارشیسم فرهنگی تا سوسیالیسم تخیلی

  • انقلابیون مخالف عمل انقلابی؛ آنارشیست ها

  • بهشت نیاز به دولت، و انقلاب نیاز به حزب ندارند

  • تراژدی رمانتیسم عشق به بیچاره گان

  • سه قرن مبارزه اجتماعی آنارشیست ها در آمریکا

  • ویکتور هوگو و جداناپذیری ادبیات از سیاست

  • موپاساد ؛ نبوغ در نوول نویسی

  • فلسفه آمريكا در پرتگاه غيراجتماعي بودن؟

  • دونام از آغاز و پايان فلسفه غرب

  • از ميان همين موضوع:

  • واقعه کربلا؛ قیام یا اعتراض علیه استبداد؟ (سيدعلي حسيني)

  • اطلاعات و ضد اطلاعات (احد تركمني دليل)

  • پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه (سيدعلي حسيني)

  • نظریه های سیاسی در یونان و روم باستان (آذر سلطاني)

  • تروتسکی؛ ادیب، فیلسوف، سیاستمدار (سارا ارمني)

  • مائو؛ زندگی و فلسفه (سارا ارمنی)

  • دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب (آتوسا سلطان زاده)

  • ضعف های ژورنالیزم افغانی: سطحی نگری و نابردباری (سيدعلي حسيني)

  • هومرکیست؟ درسهای ادبی غرب (آتوسا سلطان زاده)

  • مفهوم درست وواقعی اومانیسم (محمود موسايي)

  • ارزش آزادی اندیشه وآزادی مذاهب (محمود موسايي)

  • مفهوم درست سکولاریسم (محمود موسايي)

  • در آغاز خشم بود و سپس شورش! (روسيا روشن)

  • شورشگران غرب؛ از آنارشیسم فرهنگی تا سوسیالیسم تخیلی (روسيا روشن)

  • نظام زن ستيز خانواده در افغانستان(4) (سيدعلي حسيني)

  • انقلابیون مخالف عمل انقلابی؛ آنارشیست ها (روسيا روشن)

  • نکاتی پیرامون اسلام و آنارشیسم (دكتر سيدحسن اخلاق)

  • بهشت نیاز به دولت، و انقلاب نیاز به حزب ندارند (روسيا روشن)

  • تراژدی رمانتیسم عشق به بیچاره گان (روسیا روشن)

  • سه قرن مبارزه اجتماعی آنارشیست ها در آمریکا (روسيا روشن)

  • Search Armans.Info Search the Web

    * مقالات بيانگر ديدگاه نويسندگان است
    * نقل مطالب سايت به جرائد چاپي با ذكر منبع و نام نويسنده و به منابع انترنتي با ذكر منبع و ارائه پيوند مجاز است. ذكر منبع نشانه حرفه اي بودن شماست
    * جهت ارسال مطلب لطفا از فرم تماس استفاده نماييد. نويسندگان عضو ازاينجا مي توانند نشر نمايند

     

    لوگوي سايت  

     
     

    ستون نويسندگان

    امين آرمان

    سر افغاني برباد؛ سراعراب بسلامت! نظرات :4

     

    محمود موسايي:

    آتش بیار معرکه غزه اعراب وکشورهای تحریک کننده حماس هستند


    احد تركمني:

    پیراهنِ بی اُتُو


    محمود موسايي:

    نسل من نسلی که می سوزد


    احد تركمني:

    که شیطان دو شاخ دارد

    محمود موسايي:

    طلای سیاه یا خاکستر سیاه؟


    امين آرمان:

    جنبش اسلامي لنگه كفش


    محمود موسايي:

    اندرنکوهش لنگه کفش


    محمود موسايي:

    از کوزه (نه آن) برون تراود که دراوست


    سيد علي حسيني:

    «گورهای دسته جمعی» در افغانستان


     
     

    مطالب پرخواننده كنوني

  • سر افغاني برباد؛ سراعراب بسلامت!

  • عزاداري، ثواب و حمام خون!

  • پلورالیسم فرهنگی؛ مبنایی برای توسعه

  • مهاجرت، تباهي و تعصب

  • اطلاعات و ضد اطلاعات

  •  

    آمار مقالات

    نويسندگان: 56
    مقالات فعال: 802
    كل مقالات: 2802
    نظرات: 3991
    موضوعات: 36

     

    آمار ترافيك


    بازديد يونيك ديروز: 2587
    بازديد امروز تاكنون: 3566
    شما 1 بار بازديد كرده ايد
    مجموع بازديدها: 1281991
    افراد آنلاين:1
    آي پي شما: 38.103.63.56

    تأسيس: 2002
    بازسازي: 2004

     

    RSS

    Latest Referrers:
    www.google.com
    balatarin.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.nl
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
    www.google.com
     


     

    Home | Afghanistan | Columnists | Clickbank | Articles | Forum | Links | Gallery | Books | Policy | Contact

    ©2003 www.armans.info/all rights reserved