Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

انديشه

سايت را به دوستان معرفي كنيد!


شورشگران غرب؛ از آنارشیسم فرهنگی تا سوسیالیسم تخیلی

نويسنده: روسيا روشن


تاريخ دريافت: 25.09.2008
تاريخ نشر: 10.10.2008


لنداور از جمله منقدین مهم فلسفه آنارشیسم از جنبه های گوناگون نیز است. او مخصوصا مخالف بکارگیری خشونت در طول مبارزات اجتماعی بود و به انتقاد از ژست های شبه انقلابی بعضی از مبارزان آنارشیسم زمان خود پرداخت و میگفت که انقلاب اجتماعی رابطه ای باسیاست ندارد چون آن بدون انقلاب سیاسی نیز قادر به زندگی است. امروزه انتقاد او از مارکسیسم را تنگ نظرانه و خردگریزانه میدانند چون او مارکسیسم را "خرافات علمی" نامید.

 


Story Image, Click to View Article

کاروان آنارشیستهای مبارز تاسال 1950 ادامه داشت

 

گوستاو لنداور، آنارشیست آلمانی درسال 1870 درجنوب آلمان بدنیا آمد و در سال 1919 بعد از شکست جمهوری آنارشیستی استان یایرن، توسط افسران و سربازان راستگرا اعدام شد. او از خانواده ای مذهبی یهودی برخاسته بود و در دانشگاه در رشته های فلسفه، ادبیات، و تاریخ هنر درس خوانده بود. لنداور در سال 1896 بعنوان نماینده آنارشیستها در کنگره سوم بین الملل در سوئیس شرکت نمود و بارها به سبب فعالیت های مطبوعاتی چپگرایانه به زندان افتاد. در تبلیغ آنارشیسم، او خواهان تشکیل کمونها، شرکتهای تعاونی ، شوراها، انجمن های محلی، و خانه های فرهنگی بود. او غیر از پیرامون آنارشیسم، خالق آثاری در زمینه های ادبیات و فلسفه نیز است. در دوره کوتاه جمهوری شورایی استان بایرن، او وزیر فرهنک و روشنگری بود. گرچه آنارشیسم او شدیدا تحت نظرات باکونین، پرودن، و کروپتکین بود، او ولی از نظر فکری تحت تاثیر مطالعه آثار اشتیرنر، نیچه و عرفان مایستر اکهارت بود. آنارشیسم  لنداور تمایلات قوی فرهنگی داشت. او میگفت که یک سوسیالیست واقعی باید همیشه مخالف دولت و سیاست اقتصادی سرمایه داری باشد. او آنارشیسم سوسیالیستی خود را قویا ضدمارکسیسم میدانست و میگفت که مارکس، پروفسوری است که فقط می خواهد حکمرانی کند، و اگر خاله زنکی ها فال قهوه میگیرند، مارکسیستها از طریق ماشین بخار می خواهند پیشگویی و غیبگویی نمایند. لنداور سوسیالیسم مارکسیستی را سوسیالیسم سرمایه دانست و مارکسیم را نوعی گمراهی در میان کمونیسم بحساب می آورد. وی مدعی بود که سوسیالیسم فقط در دشمنی مطلق با مارکسیسم قابل دسترسی است. در مرکز سوسیالیسم لنداور،"دهکده جهانی سوسیالیستی" قرار دارد که درآن تعاونیهای پیشه وران، کشاورزان، و کارگران صنعتی، تضمین شوند. او میگفت که در سده های میانه بجای دولت، جامعه ای از اجتماعات حاکم بود. او آنان را فرمهایی از سوسیالیسم میدانست. همچون سایر آنارشیستها، در نظر لنداور دولت دشمن مردم است. او دولت را خشونت و حاکمیت سازماندهی شده می دانست و در تحسین تداوم انقلابات می گفت که انقلاب باید بخشی از قانون اساسی و نظم اجتماعی انسانها باشد. لنداور شعار "تبلیغ از طریق عمل " را، ترور و بمب گذاری می دانست که به ضرر پیشرفت انقلاب است. او خواهان مبارزه صلح آمیز بود و میگفت که از طریق خشونت ما به سوسیالیسم نمی رسیم بلکه ایجاد خشونت در طرف مقابل مینمائیم و برای اینکه جامعه سرمایه داری را تغییر دهیم نباید نمایندگان آنرا ترور کرد بلکه باید آنان را قانع نمود که سوسیالیسم نظام بهتری است(!)، و چون انسان قابل تغییر است، هر انسانی قادر است که در ساختمان نظام سوسیالیستی شرکت کند. او خود را مخالف سوسیالیسم طبقاتی و مبارزه طبقاتی می دانست و میگفت که هدف نه پرولتاری نمودن جامعه و انقلاب بلکه باید پرولتاریازدایی ازآن باشد، و آنارشیستها خواهان نوعی زندگی هستند که انسان مجبور نباشد از نظر کیفی زیر شرایط کاپیتالیستی زندگی کند. امروزه اشاره میشود که درآلمان خلاف کشورهای جنوب و شرق اروپا، نظرات آنارشیستی باکونین و کروپتکین و روشهای آنارکوسندیکالیستی طبقاتی، طرفدارانی نیافت. لنداور خود تحت تاثیر فلسفه اجتماعی کروپتکین و آنارشیسم اخلاقی-مسیحی تولستوی بود. او به ترجمه ادبی آثار: بالزاک، اسکار وایلد، و کروپتکین پرداخت. از جمله آثار ادبی نخستین او: مبلغان مرگ، شکاکی و عرفان، ادامه نقدزبان، و نوول حاکمیت و حکمرانان انقلاب، بودند. لنداور از جمله منقدین مهم فلسفه آنارشیسم از جنبه های گوناگون نیز است. او مخصوصا مخالف بکارگیری خشونت در طول مبارزات اجتماعی بود و به انتقاد از ژست های شبه انقلابی بعضی از مبارزان آنارشیسم زمان خود پرداخت و میگفت که انقلاب اجتماعی رابطه ای باسیاست ندارد چون آن بدون انقلاب سیاسی نیز قادر به زندگی است. امروزه انتقاد او از مارکسیسم را تنگ نظرانه و خردگریزانه میدانند چون او مارکسیسم را "خرافات علمی" نامید. وی می نویسد که کمونیستهای اسپارتاکوسی و هواداران روبسپیر فرانسوی مبلغ مرکزیت گرایی هستند که فقط درخدمت بقدرت رسیدن هواداران شان می باشند. لنداور مبارزات حزبی و پارلمانی احزاب سوسیال دمکراسی را نیز بورژوایی نامید. از جمله آثار دیگر او: انقلاب، دعوت برای سوسیالیسم، انقلاب فرانسه بصورت نامه، جوابگویی، انسان آینده، شناخت و رهایی، گذشته نیز آینده است، و شاعر یعنی کافر طردشده، هستند. لنداور مهمترین مفسر آثار شکسپیر در زبان آلمانی بود. در بعضی منابع آنارشیستی، ادیبانی مانند کامو، آورول و تولستوی را از یاران جنبش آنارشیستی غرب بشمار می آورند. لنداور را امروزه یک سوسیالیست آنارشیست فرهنگی می نامند.

   رودلف روکر، آنارشیست معروف دیگر نیمه اول قرن بیست است که میان سالهای 1873-1958 زندگی نمود. او در آلمان در کنار رود راین در خانواده ای مرفه و چاپخانه دار بدنیا آمد و خود نیز شغل چاپ و تعمیر کتاب را آموخته بود. روکر تحت تاثیر باکونین، آنارشیست شد و از طریق نوشته های کروپتکین به سوسیالیسم کمونیستی روی آورد. تعقیب و تهدید و خطر دستگیری به دلیل فعالیتهای آنارشیستی باعث شدند که او به فرانسه فرار نماید. بعدها در لندن باشخصیت های آنارشیستی بین المللی مانند لنداور و کروپتکین آشنا گردید و در سال 1933 با بقدرت رسیدن نازیها در بخشی از اروپا، او به آمریکا مهاجرت کرد. آثار او حتی امروزه به زبانهای گوناگون ترجمه می شوند. شاهکار او "تصمیم مغرب زمین" است که در سال 1937 باعنوان "ناسیونالیسم و فرهنگ"به زبان انگلیسی منتشرگردید. این کتاب امروزه یک مرجع آنارشیستی بحساب می آید. روکر ماتریالیسم تاریخی مارکس را "قدرگرایی تاریخی-دیالکتیکی" نامید. او جبر پروسه تاریخی را خلاف مارکس، سوسیالیسم نمی دانست و به رد مفهوم "سوسیالیسم علمی" مارکس پرداخت و مدعی شد که سوسیالیسم بدون علم ممکن نیست ولی تئوری سوسیالیسم را نمی توان علم دانست. او همچون سایر آنارشیستها می گفت که سوسیالیسم دولتی مانند سوسیالیسم شوروی و کشورهای اقمار، سوسیالیسم پادگانی و کاپیتالیسم دولتی هستند، و می گفت که مارکسیستها نخستین بار مفهوم دولت مطلق را به فاشیستها آموختند چون آنان می خواستند حتی انسان را دولتی نمایند. روکر مهمترین دشمن سوسیالیسم را غیر از دیکتاتوری، کاپیتالیسم دولتی مانند نظام شوروی سابق می دانست و می گفت که دیکتاتوری با پرچم ماکسیسم نیز قابل سرزنش است و باید مورد مبارزه کمونیستها قرارگیرد. روکر در جوانی بعنوان پیشه ور به نقاط مختلف اروپا سفرکرده بود و از این طریق با محافل آنارشیستی غیرآلمانی آشناشد. او سالها در پاریس و لندن بصورت پناهنده سیاسی زندگی نمود و گرچه خود یهودی نبود ولی برای محافل آنارکوسندیکالیستی کارگری یهودی مقاله نوشت و آنان را در مبارزه مطبوعاتی برای اهداف آنارشیستی، یاری نمود. روکر بعد از پایان جنگ جهانی اول، در سال 1919 به آلمان بازگشت و در انترناسیونال آنارکوسندیکالیستی، فعال شد. بانشرکتاب "ورشکستگی کمونیسم دولتی روس"در سال 1921 مدعی شد که در شوروی نه دیکتاتوری یک حزب بلکه دیکتاتوری مشتی مرد بلشویک که حتی مطیع حزب خود نیستند، حاکم است، به این سبب انحصار قدرت در دست چندنفر، کم خطرتر از انحصار مالکیت در نظام سرمایه داری نیست. روکر بیوگرافی هایی نوشت که سهم مهمی در تاریخ جنبش آنارشیستی دارند؛ از آنجمله: "زندگی یک شورشی" پیرامون زندگی مبارزی بنام "موست". روکر در سال 1958 در امریکا در تبعید و دور از وطن درگذشت. او در امریکا با شعار "تبلیغ و ترویج از طریق ترور و بمب " خواهان مبارزه مسلحانه و خشونت آمیز شده بود. از جمله آثار او: خاطرات یک آنارشیست آلمانی، مجموعه مقالات، و ناسیونالیسم و فرهنگ، هستند.

  ارریکو مالاتستا؛ پایه گذار آنارشیسم ایتالیایی، بین سالهای 1853-1932 زندگی نمود. وی پدر و مادری مرفه داشت. انارشیسم ایتالیا غالبا متکی به نظرات باکونین بود. مالاتستا مخالف سرسخت مبارزات پارلمانی برای بقدرت رسیدن بود. او بعد از ترک ایتالیا در سال 1878 یک زندگی سرگردان اودیسه ای داشت که خاص بعضی از انقلابیون سازش ناپذیر است. وی بعد از ترک آلمان و مصر به سوئیس رفت و در آنجا با کروپتکین آشناشد. او از سال 1900 در انگلیس زیست و از طریق شغل برقکاری امرار معاش نمود. وی بعداز سوء قصد یک آشپز آنارشیست به پادشاه ایتالیا یعنی اومبرتو اول درسال 1878، به سبب تعقیب آنارشیستها، ایتالیا را ترک نموده بود. چون او دهها سال قوی ترین موتور جنبش آنارشیستی بین المللی بود، دائم در کشورهای مختلف تحت تعقیب، اخراج، زندان و زیر نظر بود. مالاتستا بجای ترورف ردی، خواهان مبارزه جمعی بود. او گرچه جنبش سندیکایی را رد نمی کرد ولی در مقابل آن شکاک و انتقادی بود. وی می نویسد که آنارشیستها نباید تنها متکی به طبقه کارگر باشند چون بجای رهایی یک طبقه باید برای آزادی بشریت از سه زنجیز: اخلاق، سیاست، و اقتصاد سرمایه داری کوشید. مالاتستا درسال 1930 به ایتالیا بازگشت ودرسال 1932 در آنجا درگذشت. او حتی تاسن 80 سالگی به شغل برقکاری مشغول بود. ورنون ریچارد درباره او گفته بود که : مالاتستا فعالترین و واقعگراترین آنارشیست میان آنارشیستهای اروپا بود. از جمله آثار او: آنارشي و مجموعه آثار وی میباشند.

 

موضوع مرتبط: انديشه
بازديد 267
امتيازات
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از روسيا روشن:

 

  از ميان همين موضوع:

  • هومرکیست؟ درسهای ادبی غرب ( آتوسا سلطان زاده )
  • مفهوم درست سکولاریسم ( محمود موسايي )
  • نکاتی پیرامون اسلام و آنارشیسم ( دكتر سيدحسن اخلاق )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069454
    Users Online-----------------------------5-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون