سه نوع "جهاد" در افغانستان
نويسنده: امين
تاريخ نشر: 4.10.2008
فراموش نشود ما در افغانستان سه نوع جهاد داشته ايم: الف: جهاد در برابر كمونيست و متجاوز يعني جهاد در مقابل ارتش سرخ شوروي سابق. اين نوع جهاد پنج ويژهگي دارد:
فراموش نشود ما در افغانستان سه نوع جهاد داشته ايم: الف: جهاد در برابر كمونيست و متجاوز يعني جهاد در مقابل ارتش سرخ شوروي سابق. اين نوع جهاد پنج ويژهگي دارد: 1. جهاد بادست هاي خالي بود و يا با داس و تبر و چكش و كمي بعد تر البته با تفنگ ها و تفالههاي اهدايي باقي مانده از جنگ اول و دوم جهاني(يادش بخير! چه سالهايي بود 57 و 58 و من ده و يازده ساله بودم و مدام آرزو مي كردم كاش لااقل 16 مي بودم تا پدر اذن جهادم مي داد!) 2. اين جهاد در برابر يك ارتش و نيروي نظامي بود. البته ارتشي كه قصد جهان گشايي داشت تا افغانستان گشايي. 3. جهادكنندگان يا شهيد مي شدند، يا زنده مي ماندند. شهيدان شان كه رفتند تا ياد و نام شان براي هميشه از صفحهي اين روزگار غدار، محو گردد. اما زندگان شان دو دسته مي شوند. دسته اي بعدها زير پاي قوماندانان و مجاهدان تازه از راه رسيده، له مي شوند. اين دسته هم بعد از له شدن، به گروه نخست مي پيوندند. دسته اي ديگر هم زنده مي مانند تا بعدها در عصر ديموكراسي و آزادي در كنار خيابانهاي كابل و هرات و مزار پرسه زنند و دستفروشي يا تكديگري كنند. 4. مجاهدان -تبر به دوشان- سرانجام موفق شدند شوروي را از افغانستان برانند. 5. ويژگي پنجم. همين بود! ب: جهاد در برابر منافق، خائن، جاسوس، معامله گر، نوكر اجنبي.... كه عبارت باشد از جهاد داخلي احزاب بعد از خروج شوروي و سقوط دولت نجيب. اين دروه از جهاد ويژگي هاي زير را دارا مي باشد: 1. بازار كابل پوشيده از انواع مجاهد تازه وارد مي شود. 2. ريش و پشم و موي ژوليده در ادارات كابل فراوان يافت مي شود(زنده يامرده). 3. قيمت كلاه پكل بطور سرسام آوري افزايش مي يابد. 4. لين موتر برقي كابل با كيبل و واگنها و تأسيساتش از اين شهر به نقطهي امني در شهر پيشاور نقل داده مي شود. 5. دانشگاه، پاسگاه مي شود؛ زايشگاه، آرامگاه؛ گردشگاه، كشتارگاه؛... 6. نرخ تورم "استاد" بشكل بي سابقه اي به بالاي 121% افزايش مي يابد. به طوري كه بازار مصرف داخلي در ظرف يكسال اشباع مي شود. افغانستان از كشورهاي جاپان، كانادا، سويس و... تقاضاي صادرات استاد مي كند... 7. راكتهاي جهاد، چندي در شهر زوزه مي كشند اما چيزي حاصل نمي شود. شهر تاراج مي شود و فرياد ارواح مردگان و نفير گلولهها ... حرف اصلي جهاد اما هنوز، "وزارت هاي كليدي" است. 8. چوب هاي چهارتراش، ذخائر بانكي، معادن و...، به مكاني امن در آن سوي مرزها نقل داده مي شوند. 9. كابل به 18 كشور تبديل مي شود. در هريك از اين 18 كشور 118 رييس جمهور با 1118 معاون و 11118 سترجنرال حكم مي رانند كه هركدام سالي يكبار هم به حمام مي روند. 10. زنها و پسران زير بيست سال ترجيح مي دهند خانه بمانند اما بعض آنها سرپرست خانواده خود هم هستند و لذا براي غذا و نان از منزل بيرون مي شوند. بعد از يكي دو هفته تأخير، معمولا از طريق تلفن- اگر پايه هايش سالم مانده باشد- و يا دوستان و اقارب، به اطلاع خانواده معزز رسانيده مي شود كه مخدره ايشان در پاسگاه نمبر... قرار دارند. مبلغ....لك افغاني بياوريد و ببريد. 11. تماشاي نمايش مستقيم زاييدن زن! 12. تماشاي رقص مرده 13. نمايش و اهداي پستان هاي بريده براي رهبران جهاد به عنوان هديه و غنيمت. 14. آزمايش انواع سكس در حين جهاد. 15. پرورش شپش و برگزاري مسابقات جام شپش شماري؛ مقدمات جهاد. 16. راهگيري و راهزني براي هيچ و پوچ. 17. .................... 18. و سرانجام، تصاحب كامل نام و عنوان و افتخار جهاد و مجاهد و چانه زني و فخر فروشي و هماورد طلبي بر سر ميراث گرانبهاي آن. ج: جهاد در مقابل كافر و صليبي كه عبارت است از جهاد طالبان و طالب انديشان در عصر حاضر: 1. ذبح فوري "از قفاء" آندسته از مردان-خارجي يا داخلي فرقي نمي كند- كه به افرادي چون بيوه زنان، فقيران، اطفال خياباني و بي سرپرست نان و غذا برسانند. 2. ذبح "شرعي" زنان خارجي كه اعمال قبيحه و خلاف شرع شماره 1 بند(ج) را مرتكب شوند. (توضيح: زنان چون"ضعيفه" هستند ذبح از قفاء را تحمل نمي توانند. بنائا ذبح آنها به بنحو شرعي رواست.) 3. تخريب پل ها، پلچك ها، جاده ها، بندهاي آب و ديگر سرويسهايي كه احتمالا از سوي صليبي ها براي عموم ساخته شده اند. 4. تخريب "مكاتب" و آتش زدن "كتابهاي درسي" در اين مكانها كه مبادا خدانخواسته چشمان بيناي اطفال افغان را كور كند و كليد عقل از دست شان بستاند. 5. ذبح شرعي يا تيرباران يا مرگ موش خوراندن كساني كه آدم نمي شوند يعني آدم نمي كشند و با اراده خود تفنگ را به زمين مي گذارند و قلم و كاغذ به دست گرفته در مكانهاي يادشده در شماره 4 از بند (ج) دست به اعمال قبيحه و منكراتي از قبيل تدريس و تعليم اطفال مردم مي زنند. 6. بمب گذاري در مسير تردد اطفالي كه از مكانهاي فساد و فحشاء يعني مكانهاي يادشده در شماره 4 از بند (ج) بر مي گردند. 7. بمب گذاري در جلوي مكانهايي كه شمار زيادي مسلمان و نامسلمان و ضعيفه تردد يا تجمع كنند تا بلكه موج خون تا زانو بالابزند؛ همچون فروشگاها، ميدانهاي پرتردد، جلوي سفارتخانه ها و... 8. پوشيدن اجباري پيراهن تنبان البته احتياط واجب آن است كه يك لنگ تنبان تا پشت زانو بالارفته و لنگه ديگر به زمين كشيده شود. 9. پوشيدن اجباري دستار و لنگي البته حد اقل وزن مجاز آن همان 5/1 كيلو است(ر.ك. به مقررات ملاعمر). 10. متراژ ريش برسر هر چارراه الزامي است؛ قاعده حد اقلي، همان ريش استادسياف است اما ريش برهان الدين رباني هم اگر در اوايل آمدن امريكايي ها كوتاه نمي كرد، الگوي مناسبي بود. 11. زن ها را... اين ضعيفه ها را امان نبايد داد و اگر ديديد كه بيرون از خانه قدم مي زنند، درجا بكشيد. اگر صاحب و مدير دفتر و ديوان شده باشند كه بهتر است سوراخ سوراخ شان هم كرد مثل "ملالي كاكر" و "عمه جان" در قندهار. 12. ترياك بايد كاشت و چرس بايد كشيد كه جهاد اكبر است و ثواب هفتادوسه هزار نماز يك عابد تارك الدهر را برابر. 13. آدم شدن چه آسان و طالب شدن چه مشكل! البته "بچه هاي بي ريش" از اين امر مستثنايند و با آغوش باز! پذيرفته مي شوند. 14. استشمام بوي خون آدمي، "افضل الجهاد" است. بوي خون آدمي، دماغ مجاهد صليبي كش افغان را شور و نشاط مي بخشد. پس تا ممكن است بايد خون ريخت و خون بوييد و خون آشاميد و خون خورد و با خون زيست و با خون عشق كرد و با خون وضوكرد و با خون نماز خواند و با خون مرد؛ تا بدينسان نام افغانستان در جهان زنده و سربلند بماند. ............................................ اشاره: به سفارش دوستي ويژگي پنجم در بند الف افزوده شد با اندكي ويرايش در كل. ضمنا، آقاي نبي قانع زاده از نويسندگان هميشگي سايت آرمان هم نقبي بر اين يادداشت داشته اند در اينجا ملاحظه فرماييد. امين
موضوع مرتبط: ويژه نويسندگان
|