Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

اجتماعي, فرهنگي, زنان/كودكان

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از سيد علي حسيني در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها

25.08.2008: نظام زن ستيز خانواده در افغانستان(1)
08.09.2008: نظام زن ستیز خانواده در افغانستان (2)



نظام زن ستیز خانواده در افغانستان (3)

نويسنده: سيدعلي حسيني



تاريخ نشر: 29.09.2008


ترقی و بهبود وضعیت حقوق زنان بدون تغییر در ارزشها و عنعنات اجتماعی جامعه ناممکن است. در عرصه قانون نیز محدودیت­ها و موانعی وجود دارد، اما این موانع در عرصه اجتماع به مراتب بیشتر و سختگیرانه­تر است. هر گونه توسعه حقوق زنان از طریق تغییر در ارزشهای خانواده و نگاه مردان به زنان امکان پذیر است. 


Story Image, Click to View Article

 

در قسمت دوم گذشت که افغانستان به دلایل متفاوتی نتوانست توسعه اجتماعی لازم را در رابطه با حقوق زنان شاهد باشد. این عقب ماندگی در سه دهه اخیر به دلیل ناامنی و هرج و مرج ناشی از تسلط گروههای غیر مسئولی بود که ذهنیت مناسبی نیز در مورد تجدد و ارزشهای آن نداشتند. با این همه نمی­توان تمام ناکامی­های اجتماعی و فرهنگی کشور را یکسره معلول رفتارهای چند رهبر و یا چندصد فرمانده خرد و کلان دانست. شاید نگاهی عمیق­تر ما را متوجه این واقعیت کند که این رهبران و فرماندهان خود محصول نظام اجتماعی و ارزشهای جامعه افغانی است. به نظر می­رسد همین واقعیت می­تواند دلیل وضعیت کنونی زنان در افغانستان را – علیرغم تحولات سیاسی بنیانی- توجیه کند.

ساختار اجتماعی افغانستان همچنان سنتی است. نظام قبیله­ای با آنکه بر اثر جنگ­های داخلی از هم پاشیده است اما این نظام جای خود را به نظام مدرن شهرنشینی مبتنی بر صنعت نداده است. شهر نشینی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه همراه با صنعتی شدن، گسترش ارتباطات و تجارت نوین است. فروپاشی نظام قبیله­ای در کشور ما جایگزین نداشت و به همین دلیل ما دچار نوعی فروپاشی اجتماعی نیز شدیم. شاید به همین دلیل است که با آنکه شهرهای بزرگ کشور مانند دیگر شهرهای دنیا جمعیت داشته باشند، اما بافت اجتماعی آن کاملا سنتی است. از پوشش روستایی مردان لنگی به سر تا زنان برقع پوش گرفته تا بی­سوادی فراگیر جوانان تا فقدان مشاغل شهری رایج در دیگر نقاط دنیا تا ترکیب قومی محله­های شهری تا ازدواج درون فامیلی و ... .

ساختار اجتماعی افغانستان به نفع مدرن شدن تغییر نکرده است، برعکس ارزش­های قبیله­ای (که در فضای سنتی گذشته کارکردهای مثبت نیز داشت) فروپاشیده و جای خود را به ارزش­های بی­بنیادی مانند مصرف­گرایی، رقابت­ها و همچشمی­های سطحی و... داده است. در این میان وضعیت زنان تغییر چندانی نکرده است؛ اکثریت زنان جوان شهری بی­سواد، فاقد شغل و درآمد، فاقد آزادی­های اجتماعی شهری، دارای درک سیاسی پایین، بی­بهره از تشکل­های قوی اجتماعی- اقتصادی- سیاسی و... اند، اما در عین زمان مصرف­زدگی را می­توان به وضوح در میان زنان افغان شاهد بود. وضعیت روستاهای کشور بهتر از شهرها نیست و اگر مصرف­گرایی شهرها را ندارند، به دلیل فقر شدیدتر است.

ساختار غیر مدرن اجتماعی و ارزش­های آن موجب شده است که با وجود آمدن امنیت نسبی در مناطق قابل توجهی از کشور و استقرار دولت مرکزی وضعیت زنان تغییر چندانی را شاهد نباشد. تنها در عرصه تعلیم و تربیت دختران و اشتغال زنان باسواد وضعیت تا حدودی بهبود یافته است، هر چند در موارد بسیاری تحصیل و اشتغال زنان با موانع اجتماعی مواجه می­شود. در مورد دیگر حقوق و آزادی­ها، وضعیت بهبود کمتری داشته است: نقش­های کلیشه­ای زنان در عرصه اشتغال، پست­نگری جنسیتی زنان و برتری­نگری جنسیتی مردان، فعالیت آزاد در عرصه­های سیاسی و اقتصادی، حق شرکت در انتخابات (اعم از انتخاب کردن و انتخاب شدن) به ویژه در روستاها، حق حضانت فرزندان، شرکت در فعالیت­های ورزشی، حق بهره­مندی از اصول صحی، حق بر انتخاب یا رد بارداری، انتخاب تعداد فرزند و زمان بارداری و آموزش­های صحی و روانی مربوط، حق بر مالکیت، حق بهره­مندی از ارث، حق بر انتخاب همسر، حق بر طلاق، دسترسی آزادانه به محکمه صالح و... .

در بسیاری از موارد فوق شاید قانون مانعی برای زنان ایجاد نکند و حتی از آنان حمایت نماید، اما ساختارهای اجتماعی و نظام ارزشی جامعه افغانستان مانع از اجرای قانون و برخورداری زنان از حقوق خود است. در اینجا نمی­خواهیم از موانع قانونی بر سر بهره­مندی زنان از حقوق برابر سخن بگوییم، بلکه تنها سخن از آن دسته از حقوقی است که قانون آن را به رسمیت شناخته است مانند حق برخورداری از ارث (که هر چند ارث زنان از دارایی پدر و شوهر به اندازه مردان نیست، اما همان مقدار قانونی نیز در موارد بسیاری به آنان نمی­رسد).

در مناطقی از کشور وضعیت وخیم­تر است؛ جامعه به طور سنتی از ازدواج اجباری دختران حمایت می­کند. در بسیاری از موارد والدین در مورد کسی که باید با دختر خردسال آنان ازدوج کند (عمدتا از میان اقوام) تصمیم می­گیرند؛ تصمیمی که تغییر آن به ویژه برای دختران مشکل است. از این بدتر هنوز هم مواردی از رسم ناپسندی که دختری را در بدل خون به افرادی از فاملین مقتول می­دهند، گزارش می­شود. با تصور کردن شرایط اجتماعی افغانستان می­توان عمق مشکلات و مصیبت­های این دسته از زنان را فهمید. در مورد آزادی ازدواج، ازدواج دختر و پسری از دو قوم متفاوت حتی در شهرهای کشور چندان رواج ندارد. تقریبا در این مورد آزادی بسیار محدود است زیرا نه تنها ازدواج بین قومی چندان رسم نیست بلکه ازدواج خارج از فامیل کلان نیز چندان پسندیده جلوه نمی­کند (واژه بیگانه در مورد هر کسی به کار می­رود که از خارج از فامیل باشد). 

حقوق و آزادی­های زنان پس از ازدواج نیز با موانع اجتماعی بسیاری مواجه می­شود. در موارد بسیاری –حتی در شهرها- فرزندان باید به همراه پدر و مادر زندگی کند. این مسئله به تنهایی خود سنتی نیکو است، اما در عمل از این سنت در جهت اعمال نظارت بر فرزندان – و به ویژه عروس خانواده- استفاده می­شود. دخالت در امور خانوادگی فرزندان در بسیاری از موارد به ضایع کردن حقوق عروس خانواده می­انجامد. نظام خانوادگی حمایت چندانی از زنان نمی­کند. البته بسته به سطح اخلاقیات و فرهنگ عمومی خانواده – و مهمتر از آن پدرکلان خانواده- امنیت روانی و فیزیکی زنان فرق می­کند، اما در عمل به خود وی حق نمی­دهند که با استفاده از آزادی­های شخصی و لیاقت خود، خود وی عهده­دار امور زندگی خود شود.

در رابطه با زندگی خانوادگی باز هم شاهد نادیده گرفتن حقوق زنان هستیم. شاید در جامعه افغانستان –حتی در شهرهای کلانی مانند کابل- عجیب باشد اگر کسی از حق زنان بر جلوگیری از بارداری و یا تعیین زمان آن و یا دیگر حقوق مربوط به زندگی خصوصی سخن بگوید. این دسته از حقوق زنان تقریبا در همه کشورهای توسعه یافته و تا حدودی در کشورهای در حال توسعه پذیرفته شده است، اما در جامعه ما از جمله تابوهای اجتماعی به شمار می­آید که سخن راندن از آن به معنای نقض مقررات اخلاق و عفت عمومی است.

 در بسیاری از مناطق کشور چهره و حتی نام زنان، تابو به شمار می­آید. مردان از اینکه دیگران چهره محارم آنان را ببینند، سخت گریزانند. نه تنها چهره زنان تابو به شمار می­آید که عکس و حضور آنان با حجاب سنتی (که بسیار فراتر از مقررات اسلامی در این مورد است) نیز برای مردان قابل قبول نیست. فراتر از آن بسیاری از مردان تمایلی ندارند که نام مادران سالخورده آنان فاش شود (چه رسد به نام زنان و دختران جوان­تر). با آنکه آنچه گفته شد در مورد همه جامعه افغانستان صادق نیست، اما چنین واقعیت­هایی نادر و استثنایی نیز نیستند. 

اگر ریشه این واقعیت­های اجتماعی را بخواهیم بیابیم به این واقعیت می­رسیم که منشا بسیاری از ظلم­ها و تضییع حقوق زنان در جامعه، ساختارها و ارزشهای خانوادگی است. آزادی زنان بیش از هر کسی از سوی افراد نزدیک و دلسوز خانواده محدود شده و حقوق آنان در خانواده و تحت نام ارزش­های خانوادگی نقض می­شود. نظام خانواده در افغانستان همچنان بر اساس سنن و عنعناتی شکل می­گیرد که علیه زنان و بر مبنای پست انگاری و پست نگری جنس زن است و به همین دلیل می­توان آن را زن ستیز دانست.

ترقی و بهبود وضعیت حقوق زنان بدون تغییر در ارزشها و عنعنات اجتماعی جامعه ناممکن است. در عرصه قانون نیز محدودیت­ها و موانعی وجود دارد، اما این موانع در عرصه اجتماع به مراتب بیشتر و سختگیرانه­تر است. هر گونه توسعه حقوق زنان از طریق تغییر در ارزشهای خانواده و نگاه مردان به زنان امکان پذیر است. تا زمانی که بجای اعطای آزادی و حقوق به زنان برای سامان دادن امور زندگی خود، مردان سرپرست مطلق و صاحب اختیار آنان باشد، نمی­توان انتظار داشت که وضعیت زنان تغییر اساسی نماید.

 

ادامه دارد...

 

 

موضوع مرتبط: اجتماعي, فرهنگي, زنان/كودكان
بازديد 606
امتيازات 1
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از سيد علي حسيني:

 

  از ميان همين موضوع:

  • سه هدف اساسي طالبان ( حامد شفايي )
  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • کابل که من دیدم ! ( نبي قانع زاده )
  • در ضرورت جنگ داخلی ( سخيداد هاتف )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069735
    Users Online-----------------------------20-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون