Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

سياسي, اجتماعي, فرهنگي

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از مهمان در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها

08.10.2005: موانع توسعه احزاب سياسي در افغانستان



موانع توسعه افغانستان

نويسنده: محمد اکبری (علامه)


تاريخ دريافت: 23.09.2008
تاريخ نشر: 27.09.2008


ملّت های بسیاری در جهان بوده اند که جنگ و در گیری دمار از روز گار آنان کشید اما با برداشتن «موانع» و تصمیم درست و عمل درست بر مبنای آن تصمیم با یک جهش؛ راه های طولانی را در مدت کم طی کردند و به رفاه وآسایش دست یافتند، دو نمونه عینی آن جاپان و جرمنی بعد از جنگ جهانی دوّم است، مگر ملّت ما از آنان چه کم دارد که نتواند خرابی های جنگ را ترمیم و کشور را در مسیر سازندگی قرار بدهد؟ اگر جمعیت کشور هم چنان افزایش داشته باشد و برنامه های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده به اجراء گذاشته نشود، کشور در آیندۀ نزدیک با یک بحران دیگر مواجه خواهد شد.


Story Image, Click to View Article

 

مقدمه

کشور ما حدود سی سال است که درگیر بحران است، دلایل و علل بحران هر چه باشد؛ این بحران سبب شده که ما سال ها از قافله و کاروان تمدن بشری عقب بمانیم، دسترسی به بهداشت،مسکن، آموزش، اشتغال و لوازم اولیه زندگی امروزی حق هر شهروند محسوب می شود، ما نه تنها از این امتیازات برخوردار نیستیم بلکه در بسیاری از مناطق کشور، مردمان زیادی بدلیل گرسنگی با مرگ دست و پنجه نرم می کنند. چه کنیم تا از این وضعیت رهایی یابیم؟ من چون در خارج از کشور زندگی می­کنم اطلاع ندارم که در رسانه ها، مجامع علمی و آکادمیک، اندیشمندان، متفکران و کسانی که دلشان واقعاً به حال ملّت می سوزد تا چه اندازه درباره توسعه، پیشرفت، آسیبها، راهکارها و راه های برون رفت از بحران بحث می کنند، می نویسند و نظر می دهند. برای رسیدن به هر چیزی ابتدا باید «موانع» را از پیش پای و جلوی رو برداشت. کسی که می خواهد تحصیل علم نماید و قلّه های کمال را بپیماید ابتدا باید «موانع» را از سر راه بردارد، فکر خودش را از مشغول شدن به کارهای دیگر خالی کند، از تفریح و گشت و گذارهای نامناسب بپرهیزد، قید دوستان ناباب را بزند و ... آنکه می خواهد کوهنوردی کند و قلّه مرتفعی را فتح نماید باید مسایل روزمره زندگی­اش را حل کند، ضعف جسمانی­اش را بر طرف نماید، وسایل لازم برای کوهنوردی را تهیه نماید و... رسیدن به یک زندگی که در آن حداقل،دغدغه «نان» وجود نداشته باشد نیز این موضوع را می طلبد.

من که یک فرد افغانی هستم، در افغانستان متولد شده­ام، در همان جا بزرگ شده­ام؛ محرومیت، فقر، نداری و بدبختی را با گوشت، پوست واستخوان خود لمس کرده ام مانند هر انسان با احساس، با شعور و با درک هم وطنم؛ رنج، محرومیت و در بدری هم وطنانم مرا آزار می دهد و به این می اندیشم که چطور می شود روزی به این آلام، مصیبتها و رنجها پایان داد؟ روزی که ما شاهد افغانستانی  باشیم که در آن بهداشت تأمین باشد، مردم به مدرسه و آموزش دسترسی داشته باشند، مردمان روستا بتوانند به راحتی محصولاتشان را در شهرها عرضه کنند، در حمل و نقل تسریع بوجود آمده باشد، نژادهای ساکن کشور هم دیگر را به چشم برادر و هم وطن ببینند نه مزاحم و دشمن، صنعت کشور حداقل در بخشهای مواد غذایی و پوشاک بتواند نیاز های داخلی را برآورده کند و... شاید بگویید این ها را که برشمردی همه خیالات و افکار رومانتیک است که بعمل در آوردن آن سالها وقت می خواهد آن هم اگر همه عزم را جزم کنند برای ساختن و آبادانی کشور والّا همان آش است و همان کاسه؛ اما عرض می کنم که اگر آحاد افراد ساکن در کشور و افغانی های ساکن کشورهای دیگر که هنوز تعلّق خاطری به این آب و خاک دارند و واقعا به فکر بدبختی این ملت هستند نه به فکر جیب و صندلی خود؛ دست به دست هم بدهند رسیدن به این آرزوها بسیار دور از انتظار نیست.

ملّت های بسیاری در جهان بوده اند که جنگ و در گیری دمار از روز گار آنان کشید اما با برداشتن «موانع» و تصمیم درست و عمل درست بر مبنای آن تصمیم با یک جهش؛ راه های طولانی را در مدت کم طی کردند و به رفاه وآسایش دست یافتند، دو نمونه عینی آن جاپان و جرمنی بعد از جنگ جهانی دوّم است، مگر ملّت ما از آنان چه کم دارد که نتواند خرابی های جنگ را ترمیم و کشور را در مسیر سازندگی قرار بدهد؟ إنّهم یَرَونَه بَعیداً و نَریه قریباً، قرآن کریم / معارج/6و7 . مخصوصاً اینکه کشور ما از ظرفیّت­ها و امکاناتی بر خوردار است که خیلی از کشور های دیگر بر خور دار نیستند، نظر یک کارشناس خارجی را که نزدیک به سی سال پیش اظهار شده است، با هم می خوانیم:« برای توسعه کشاورزی، که به منظور تأمین مالی رشد آینده کشور لازم خواهد بود، امکانات زیادی وجود دارد. حدود دو سوم کل کشور بالقوه چراگاه است و مانند مغولستان، می تواند در یک اقتصاد متحوّل زمینه ی دامپروری پیشرفته ای باشد. بعلاوه، در حال حاضر در شصت درصد زمینهای آبی کشاورزی انجام می گیرد. بدون این که بخواهیم در این نکته إغراق کرده باشیم، لازم به تذکّر است که قبل از هجوم مغول در قرن سیزدهم (میلادی) در جلگه های شمالی جمعیتی به مراتب بیشتر از امروز زندگی می کردند. افغانستان، در دراز مدّت، از شرایط اقتصادی بهتری از همسایه اش ایران برخوردار است، چراکه ذخایر آبی و زمین های قابل کشت در ایران، در مقایسه با کل مساحت و جمعیّتش، به خاطر موانع طبیعی، بسیار محدودتر از افغانستان می باشد. با بهره برداری مناسب، منابع معدنی کشور نیز می تواند ذخایری برای صنعت و مبادلات خارجی ایجاد کند. و اگر نفت کشف شود ، دارایی دیگری به اقتصاد کشور افزوده خواهد شد. با برنامه ریزی اجتماعی و اقتصادی ، جمعیت کشور، که در حال حاضر کمتر از بیست میلیون است (زمان انتشار کتاب مورد استناد) می تواند از سطح عالی تری از زندگی برخوردار شود، و با معیار­های جهان سوم، در سطح نسبتاً مرفّهی قرار گیرد. از سوی دیگر مشکلات عظیمی وجود دارد که هر رژیمی مجبور به روبرو شدن با آنهاست و رفع آنها چندین دهه طول می کشد.[1]»

با این مقدمه؛ عمده ترین موانعی را که به ذهن قاصر بنده رسیده و برای توسعه همه جانبه­ی کشور باید آن موانع برداشته شود فهرست می کنم. ممکن است این موانع بارها از سوی مسئولان، نویسندگان و متفکّران مطرح شده باشد اما طرح دوباره و چند باره ی آن تأکیدی است بر ضرورت حل این موانع؛ ابتدا اندکی مفهوم «توسعه» را توضیح می دهم.

 

توسعه در لغت:

هرچند در کشور ما بجای «توسعه» کلمه ی «انکشاف» کاربرد بیشتری دارد اما با بررسی که بنده انجام دادم کلمه ی «توسعه» دقیق تر از «انکشاف» مفهوم پیشرفت و آبادانی را می رساند. یکی از فرهنگ های فارسی «انکشاف» را این گونه معنی کرده است: انکشاف یعنی برهنه شدن، آشکار شدن و پدیدار شدن[2]؛ اما همان فرهنگ «توسعه» را به معنی فراخی و گشادگی معنی کرده است[3].

اگر توسعه معادل واژه Development  در زبان انگلیسی باشد « فرهنگ هزاره» معانی متعددی از آن ارائه می دهد از جمله: رشد، پرورش، رویش، پیشرفت، عمران، آبادانی، تحول، پیش آمد، رخ داد و ...[4]

ولی پژوهشگران حوزۀ جامعه شناسی تلقی دیگری از توسعه دارند: «در اصطلاح توسعه به صورت فراگیر پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد. واژۀ توسعه در لغت به معنی خروج از لفاف است در قالب نظریه نوسازی، لفاف همان جامعۀ سنتی و فرهنگ و ارزش های مربوط به آن است که جوامع برای متجدد شدن باید از این مرحلۀ  سنتی خارج شوند[5]».

اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که «توسعه» و «ترقی» با کلمۀ «رشد» که در قرآن آمده هیچ کونه نسبتی ندارد، «رشد» از نظر قرآن بمعنی تکامل معنوی و پیشرفت اخلاقی است[6]. واژه ای که در قرآن تا حدودی با «توسعه» هم معنی است: کلمۀ استعمار است که فعل ماضی آن یک بار در قرآن؛ آیۀ 61 سورۀ «هود» آمده: هوأنشاکم من الارض و استعمرکم فیها» استعمار را مجمع البیان این گونه معنی کرده است «جعل القادر یعمر الارض کعمارة الدار[7]» یعنی خداوند انسان را قدرت داد تا زمین را آباد کند مثل آباد نمودن خانه و منزل مسکونی؛ هر چند کلمۀ استعمار در جوامع اسلامی و کشورهای جهان سوم کلمۀ منفوری است و دلیل آن هم سوء استفاده از این کلمه از سوی کسانی است که طی چندین قرن منابع کشورهای اسلامی و جهان سوم را غارت می کردند اما نزدیک ترین واژه در قرآن به توسعه همین واژه است.

در منابع دینی ما هم از فقر نکوهش شده و امر به توسعه در معاش و امور خانواده داده شده و با توجه به اینکه خانواده هستۀ اولیه جامعه را تشکیل میدهد بهبود در اقتصاد خانواده ها به بهبود در اقتصاد جامعه می انجامد. زندگی و سیرۀ امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) مخصوصاً پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص) و در مدتی که متصدی زمامداری مسلمین نبود گواه بر این است که او زندگی اش را وقف کشاورزی، درخت کاری، حفر قنات و ساختن مساجد نموده بود، آن حضرت نخلستان هایی ایجاد کرده بود که در آمد آن سالانه به ده ها هزار دینار می رسید و همه را در خدمت فقراء و تنگدستان جامعه قرار می داد[8].

اکنون می پردازم به بعضی از موانعی که بر سر راه توسعۀ افغانستان قرار دارد، امید وارم صاحب نظران و پژوهش گران آن ها را تکمیل و سپس به رفع آن از سوی دولت و نهادهای ذی ربط اقدام شود.

 

1- عدم امنیت:

این فاکتور مهم ترین چالشی است که کشور ما با آن دست به گریبان است تا امنیت تامین نشود هیچ کاری از پیش برده نمی شود، تا امنیت تامین نشود هیچ سرمایه گذاری حاضر نیست ریسک نموده و درافغانستان سرمایه گذاری کند، تا زمانی که مدارس، مکاتب، آموزشگاهها و مراکز تعلیمی از سوی دشمنان دانش و آگاهی و سپاه جهل و تاریکی سوزانده می شود فرزندان بی گناه این مرز و بوم نمی توانند با آرامش به تحصیل ادامه بدهند و در نتیجه مدیران آیندۀ صنعت، سیاست، اقتصاد و استراتژی های خرد و کلان کشور تربیت شود پس این مسئله آن قدر مسلم است که جای سخن پردازی و حرف نمی گذارد و اولین و مهم ترین مانع در راه توسعۀ همه جانبۀ کشور است.

 

2- مواد مخدّر:

کشت گیاه­هایی که از آن مواد مخدر بدست می آید در افغانستان، حیثیت بین المللی کشور ما را لکه دار نموده و مانع سرمایه گذاری سرمایه گذاران بین المللی در کشور شده است، طالبان هم که در ابتدا به کشت خشخاش اصرا داشتند بعدها متوجه موضوع شده بودند، وحید مژده می نویسد: «در سال 2000 میلادی وکیل احمد متوکل وزیر خارجۀ طالبان در دیدار با یک هیئت ایرانی گفت: بد نامی ای که کشت خشخاش در افغانستان برای ما به بار آورده از عایدی که امارت اسلامی از این مدرک بدست می آورد به مراتب بیشتر است ما فقط دو در صد از مجموع عواید این تجارت را بدست می آوریم، عاید دهقانان نیز بسیار اندک است ولی عاید هنگفت به جیب مافیای مواد مخدر می­رود[9]» متأسفانه هر چه زمان می گذرد حل این موضوع به بن بست می رسد اگر در ابتدای شروع به کار دولت بعد از طالبان، هم دولتمردان ما و هم جامعۀ جهانی با قاطعیت به حل مشکل می پرداخت، بن بست بعدی به وجود نمی­آمد، الان هم کمک های جهانی به مناطقی سرازیر می شود که بیشترین تولید مواد مخدر را دارند، اگر کشت خشخاش توسط قانون منع شده و جرم محسوب می شود آیا اختصاص کمک به عاملان آن یک نوع پاداش برای این کار محسوب نمی شود؟

 

3- اتکاء بیش از حد به کمک های خارجی:

کشور ما از نظر منابع داخلی از قبیل دام پروری، زراعت، معادن مختلف زیرزمینی، رودخانه های متعدد جاری در سطح کشور و مهم تر از همه نیروی انسانی کار؛ یک کشور بسیار غنی است اما استفادۀ درست از این ظرفیت ها به عمل نیامده و در عوض پروژه های ناچیز عمرانی از مدرک کمک های خارجی اجرا شده.

از نگاه برنامه ریزی به گفتۀ کارشناسان، پلان هفت سالۀ داود خان برای توسعه کشور؛ بهترین پلان بوده است که شرح آن در خاطرات حسن شرق به صورت مفصل آمده[10]. اما منابع تمویل تمام پروژه ها از مدرک کمک های خارجی است. نام برده که از مهره های اصلی رژیم داود خان بوده در این مورد می نویسد: «... حکومت جمهوری افغانستان ... توانسته بود توجه حکومت ایالات متحدۀ امریکا، کشورهای غربی و خصوصاً کشورهای ثروتمند اسلامی را برای اخذ کمک های بدون قید و شرط جلب نمایند. با استفاده از این موقف خود قرار دادهایی را برای تکمیل پروژه های انکشافی با کشورهای فوق الذکر نیز به امضاء رسانیدند. و از آن جمله بود قرار داد تمویل خط آهن به طول 1800 کیلومتر توسط دولت ایران. هند، جاپان و چین هم در تکمیل چند پروژۀ کوچک به پلان هفت ساله علاقمندی نشان دادند و کشورهای خلیج سخاوت مندانه مذاکره را برای تمویل تعدادی از پروژه­های بزرگ پذیرفته بودند[11]».

بعد از سقوط طالبان و در دولت کرزی نیز این کمک های خارجی است که به قول داکتر شرق پروژه های انکشافی را تمویل می کند، تا زمانیکه کشور؛ خود را از وابستگی به کمک های خارجی رهایی نداده امیدی به پیشرفت وجود ندارد. البته استفادۀ بهینه از کمک های خارجی برای ایجاد اشتغال، امور زیر بنائی، سرمایه گزاری در زیر ساخت های کشور می تواند مفید باشد اما دست اندرکاران امور و ملت افغانستان نباید تا ابد چشم به این کمک ها بدوزند، ما باید به سمت قطع وابستگی و استقلال اقتصادی حرکت کنیم، استقلال اقتصادی به معنی بستن دروازه های کشور به روی دنیا نیست که این امر امکان ندارد، بلکه رسیدن به این نقطه است که از کسی صدقه طلب نکنیم و با توجه به پتانسیل بالا و سخت کوشی مردم ما و اندکی درایت مسئولان این امر در آیندۀ نزدیک دور از انتظار نیست.

 

4- دخالت های کشورهای دیگر:

این دخالت ها هم از سوی کشورهای بزرگ و ابر قدرت ها صورت گرفته و هم از جانب همسایگان که اختلافات سیاسی، گروهی، مذهبی و قبیلوی را دامن زده و در نتیجه سبب رکود فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سوق نیروها به سمت نزاع های بی حاصل گردیده است، مقداری از دخالت های همسایۀ غربی در خاطرات وزیر اسبق اطلاعات ایران «ری شهری» آمده[12]، اگر در زمان وزارت آن وزیر محترم این دخالت ها بوده چه تضمینی وجود دارد که بعد از آن ادامه پیدا نکرده باشد؟.

و اما همسایۀ جنوبی یعنی پاکستان آن قدر دخالت آشکار در امور داخلی کشور ما دارد که در زمان عقب نشینی و شکست ارتش شوروی بنا به گفتۀ نخست وزیر فقید پاکستان، بی نظیر بوتو، از سوی برخی از بنیادگرایان در ارتش پاکستان، مسألۀ اتحاد دو کشور مطرح شده بود او از زبان اطلاعات ارتش پاکستان در زمان نخست وزیری خود می نویسد:

«نخست وزیر! افغانی ها آمادۀ امضای توافقنامۀ اتحاد میان افغانستان و پاکستان هستند. آن ها روی ما به عنوان بخشی از معاهدۀ اتحاد برای سرنگونی حکومت کمونیستی حساب می کنند هیچ مرزی بین ما وجود نخواهد داشت. فکر اتحاد با افغانستان را رد کردم پاسخ دادم، این اقدام به هندی­ها این بهانه را می­دهد که در امور افغانستان دخالت کنند. و بدون حمایت آمریکا، عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران در دردسر بزرگتری خواهیم افتاد[13]».

فکر این اتحاد بعدها عملی شد تا آن جا که سربازان پاکستانی، تندروهای سپاه صحابه، عرب ها، بنیاد گراهای آسیای میانه و سایر تروریست ها در کنار طالبان می جنگیدند و حتی کشتار دیپلمات ها و خبرنگار ایرانی،سال 1377 در مزار شریف به دست تندروهای سپاه صحابه اتفاق افتاد[14].

 

5- رشد بی رویه جمعیت:

اگر جمعیت کشور هم چنان افزایش داشته باشد و برنامه های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده به اجراء گذاشته نشود، کشور در آیندۀ نزدیک با یک بحران دیگر مواجه خواهد شد، مسلم است که جمعیت بیشتر امکاناب بیشتر می خواهد، آموزش، مسکن، شغل و ... و ایجاد امکانات هزینۀ بیشتری را طلب می کند، لذا برای توسعۀ همه جانبۀ کشور لازم است؛ دولت و وزارت صحت عامه برنامه­های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده را به اجراء بگذارند، درست است که پدران و مادران ما از زبان شیخ سعدی می­گفتند: هر آن کس که دندان دهد نان دهد. اما خود ما هم باید به فکر مان باشیم.

از نگاه فقهی و مذهبی – که مردم ما دغدغۀ زندگی بر طبق موازین فقه و مذهب را دارند – در فقه شیعه مشکل حل شده است، فقهای شیعه سالهاست که جلوگیری از بارداری را جایز می دانند، در فقه اهل سنت هم باید کوشش صورت بگیرد تا حکم مسئله از دیدگاه آنان حل شود، اگر جستجو شود شاید در میان دیدگاههای علامه دکتر یوسف قرضاوی فقیه روشنفکر اهل سنت چنین دیدگاهی وجود داشته باشد.

 

6- فساد گسترده اداری:

تا زمانیکه فساد و رشوده در ادارات ما حاکم است کمتر پروژه­ای امکان موفقیت پیدا می کند، چون کارها از مجرا و مسیر طبیعی خودش خاج می شود بودجه­ای که برای پروژه های عمرانی اختصاص داده می شود اگر درست هزینه نشود و در بوروکراسی اداری از بین برود کشور در مسیر توسعه قرار نمی گیرد، آبی که از سرچشمه در جوی روان می شود در صورتی به آخر جوی می­رسد که در مسیرش شن نباشد، جوی سوراخ نباشد ولی اگر در جاهایی جوی سوراخ باشد یا شن باشد که آب را جذب کند، به آخر جوی کمتر از نصف می رسد یا اصلاً نمی رسد،

 

7- عدم آمار درست از جمعیت کشور:

در کشورهای پیشرفته تمام پلان گذاری ها و برنامه ریزی ها بر اساس آمار است، در کشور ما جدای از جمعیت از هیچ چیز آمار درستی در دست نیست، سر شماری جمعیت که قرار بود امسال انجام شود به دلایل نا معلومی معطل مانده این در جانب دولت و مسئولان اما از سوی مردم نیز به دلیل اینکه جا نیفتاده همکاری درست صورت نمی گیرد، در گذشته ها که خیلی وضع بدتر بوده، و الان هم وجود دارد کسانی که حاضر نیستند برای زن و دخترشان تذکره بگیرند یا نام آنها را مرد نا محرم بداند و این کار را مشکل می کند.

 

نتیجه و خلاصه:

این ها مهم ترین عواملی است که راه پیشرفت و توسعۀ کشور ما را مسدود کرده اما همۀ عوامل نیست، دیگران می توانند عوامل دیگری بر آن بیفزایند و تکمیل کنند. لازم است این موانع برداشته شود تا در روند پیشرفت کشور شتاب به وجود آید دو عامل اول یعنی عدم امنیت و مواد مخدر رابطۀ متقابل دارد از هر کدام که شروع شود دیگری نیز برداشته خواهد شد اما پنج عامل دیگر نیاز به زمان و کار آهسته و پیوسته دارد.

    

         



[1]- فردهالیدی؛ انقلاب در افغانستان؛ مترجم ع-اسعد؛ 1358، بی جا، بی نا، ص61و62

[2]- حسن عمید؛ فرهنگ فارسی؛ تهران امیرکبیر، چ چهارم، 1374 (سه جلدی)ج اول، ص297

[3]- همان، ص753.

[4]- علی محمد حق شناس و دیگران؛ فرهنگ هزاره؛ تهران، فرهنگ معاصر، چ چهارم،1383،دوجلدی، ج1، ص397.

[5]- مصطفی از کیا و غلامرضا غفاری؛ جامعه شناسی توسعه؛ تهران، کیهان، چ پنجم، 1384، ص24.

[6]- سید مرتضی آوینی؛ توسعه و مبانی تمدن غرب؛ تهران، نشر ساقی، چ دوم، 1376، ص6.

[7]- فضل بن الحسن الطبرسی؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ بیروت، مؤسسه اعلمی، چ اول، 1995م، مجله 5،ص296.

[8]- جعفر سبحانی؛ فروغ ولایت؛ قم، مؤسسۀ امام صادق (ع)، چ اول، 1374، ص315- 319

[9]- وحید مژده؛ افغانستان و پنج سال سلطۀ طالبان؛ کابل، بنگاه انتشارات میوند، 1381، ص 104

[10]- داکتر محمد حسن شرق؛ تاسیس و تخریب اولین جمهوری افغانستان؛ پیشاور، مرکز نشرات سعید، چاپ دوم، 1384، ص183-202.

[11]- همان؛ ص203.

[12]- محمد محمدی ری شهری؛ خاطرات سیاسی، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهسهای سیاسی، چ سوم، 1369،صص 173-174-178- 180-269-270.

[13]- بی نظیر بوتو؛ خاطرات؛ ترجمه علیرضا عیاری؛ تهران، اطلاعات، چ اول 1386،ص519-520.

[14]- وحید فرده، ص104

 

 

موضوع مرتبط: سياسي, اجتماعي, فرهنگي
بازديد 579
امتيازات 2
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر 1

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از مهمان:

 

  از ميان همين موضوع:

  • سه هدف اساسي طالبان ( حامد شفايي )
  • شطرنج بازی آقای کرزی ( محمد حسين فياض )
  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • معنی سیاسی چند حزب چیست؟ ( احد تركمني دليل )
  • کرزی و قمار حکمتیار ( سيدمحمد كبيري )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069531
    Users Online-----------------------------16-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون