Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

حقوق/حقوق بشر

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از محمود موسايي در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها

21.10.2007: اعدام محكومان پرچون واكرام متهمان عمده!



اعدام نوجوانان درایران وبررسی اعدام درادیان مختلف

نويسنده: محمود موسايي



تاريخ نشر: 24.09.2008


ممنوعيت حکم اعدام نوجوانان در قانون بين المللی و مرسوم وجود دارد و حتی در زمان جنگ نيز اجرا می گردد. هر دو کنوانسيون حقوق کودک و ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی بطور قاطع مجازات اعدام افراد زير ۱۸ سال (در زمان ارتکاب جرم) را ممنوع کرده اند. همه ی کشورهای جهان با تصويب يا پذيرفتن عهدنامه ملزم هستند تا از اعدام نوجوانان مجرم جلوگيری کنند.


Story Image, Click to View Article

 

مجرمان نابالغ

‏"منع اعدام نوجوانان در معاهدات بين المللی و در قوانين عرفی بين الملل مسلم و بدون قيدو شرط است، اما برخی از دولتها ‏به اعدام نوجوانان در حوزه جرايم خاصی همچنان ادامه داده، و يا به قضات اجازه می د هند که با کودکانی که به بلوغ ‏جنسی رسيده اند همچون افراد بزرگسال برخورد کنند. حتی در برخی از کشورهايی که اعدام نوجوانان بخاطر جرايمی که ‏در سن قبل از ۱۸ سالگی مرتکب شده اند به صراحت منع شده است، قضات در صدور حکم اعدام برای کودکان گاهی ‏همان معيارهای افراد بزرگسال را رعايت می کنند چرا که بخاطر ضعف سيستم ثبت مواليد، برای کودکان دشوار است که ‏ثابت کنند که در هنگام ارتکاب به جرم سنشان زير ۱۸ سال بوده و يا اينکه کودکان در لحظه های بسيار مهم بازداشت، ‏تحقيق و بازجويی و محاکمه به وکلای لايق و صاحب صلاحيت دسترسی ندارند."‏ ايران با وجود عضويت در "ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی" و "کنوانسيون حقوق کودک"، به قضات خود اجازه می دهد که حکم اعدام برای کودکان صادر کنند. اين در صورتی است که حتی طبق قانون مجازات اسلامی، اطفال در صورت ارتکاب جرم از مسئوليت کيفری مبرا می باشند، هرچند در ايران پسران از ۱۵ سالگی و دختران از ۹ سالگی در برابر قانون "طفل" شناخته نمی شوند. تاريخ ۸ ژوئيه ۲۰۰۸، ۲۴ سازمان بين المللی و منطقه ای حقوق بشر از مقامات ايرانی خواستند که به صدور حکم اعدام برای نوجوانان متخلف پايان دهند. در همان گزارش آمده بود که بعضی از مقامات رسمی ايران سعی در توجيه اعدام متخلفين نوجوان کرده و از آن به عنوان "قصاص" نام می برند و نه "اعدام

ممنوعيت حکم اعدام نوجوانان در قانون بين المللی و مرسوم وجود دارد و حتی در زمان جنگ نيز اجرا می گردد. هر دو کنوانسيون حقوق کودک و ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی بطور قاطع مجازات اعدام افراد زير ۱۸ سال (در زمان ارتکاب جرم) را ممنوع کرده اند. همه ی کشورهای جهان با تصويب يا پذيرفتن عهدنامه ملزم هستند تا از اعدام نوجوانان مجرم جلوگيری کنند. تمام اين کشورها به عهدنامه ممنوعيت اعدام نوجوانان پيوسته و از تقويت عدالت برای نوجوانان حمايت می کنند. قابل ذکر است که کشورهای ايالت متحده آمريکا (۲۰۰۵) و چين طی سال های اخير اعدام نوجوانان را ممنوع کرده اند.

ايران در سال ۲۰۰۸ جاری ۶ اعدام نوجوان زير ۱۸ سال داشته است که ۲ نفر از آنان ، بهنام زارع در ۲۶ اوت و سيد رضا حجازی در ۱۹ اوت ۲۰۰۸ اعدام شدند. در حال حاضر بالغ بر ۱۳۰ متهم نوجوان ديگر نيز محکوم به مرگ هستند

 

 

آیا باید کودکان و نوجوانان نابالغ مجرم را هم اعدام کرد؟

به نظر بیشتر مردم اعدام نوجوانان درست نیست ? از سال 1990 کمتر از ده کشور جهان نوجوانان را به خاطر ارتکاب به قتل اعدام کرده اند و ایران جزو نمونه های انگشت نمای این استثناهاست. به گزارش عفو بین الملل در خلال سال های 1990 تا 2005، 47 مورد اعدام نوجوان در کل جهان ثبت شده است که 19 مورد آن توسط جمهوری اسلامی انجام گرفته است. در سال 2005، 8 مورد اعدام نوجوانان در سراسر جهان ثبت شده که همگی در ایران انجام گرفته اند..

مطابق ماده ی 6، از بخش 5 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی " نباید افراد زیر 18 سال و زنان بارداری را مرتکب قتل می شوند به مرگ محکوم نمود."

استدلال های علیه اعدام نوجوانان، علاوه بر احساس انزجار عمومی از کشتن خردسالان، به این قرارند:

· خردسال کمتر از فرد بالغ سزاوار تنبیه است ? پس کیفر دادن توجیه خوبی برای مجازات اعدام افراد نابالغ نیست.

· نوجوانان بیش از افراد بالغ بی عقلی می کنند ? آنان کمتر به پیامدهای اعمال شان فکر می کنند و کمتر احتمال دارد که ترس از مجازات اعدام آنان را از ارتکاب جرم باز دارد.

· احتمال انتقام کشی و خونخواهی در مورد اعدام جوانان بیشتر است.

آمریکا نیز یکی از کشورهایی است که هنوز نوجوانان را اعدام می کند.

در طی تاریخ آمریکا، حدود 365 نفر به خاطر جرائمی اعدام شده اند که پیش از رسیدن به 18 سالگی مرتکب شده بودند، گرچه اغلب آنان در زمان ارتکاب به جرم بیش از 16 سال داشته اند. در آمریکا حداقل سنی که دادستان می تواند برای متهم تقاضای حکم اعدام کند 16 سال است.

 

ادیان الهی ومجازات اعدام

 

یهودیت و مجازات اعدام

کسی که عهد عتیق (تورات) را بخواند 36 عمل مشمول مجازات مرگ در آن می یابد. و به این ترتیب نتیجه می رسد که دین یهود طرفدار مجازات اعدام است. با این وجود، در خلال دوره ای که دین یهود به عنوان قانون جزایی حاکم شده، دادگاه های یهودی بسیار به ندرت حکم اعدام صادر کرده اند. دولت اسرائیل هم مجازات مرگ را برای جزای هر گونه جرم ارتکاب پذیر فعلی، ملغی کرده است.

از جمله بخش هایی از عهد عتیق که نشانگر تأیید مجازات اعدام اند به این قرارند:

" ... جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان ..."

اکسودوس 21:23-34

" هرکس خون انسانی را بریزد، باید انسانی خونش را بریزد"

سفر پیدایش 9:6

مضمون این جمله ها به روشنی روشن حامی حکم اعدام می نماید.

اما برای فهم کامل شریعت یهودی نباید به تورات بسنده کرد، بلکه باید تلمود را هم خواند که شرح و تفسیر عالمان یهودی از شریعت و فرمان های تورات است.

خاخام هایی که تلمود را نوشتند انبوهی از موانع بر سر را مجازات اعدام نهاده اند که در عمل اجرای حکم مرگ را ناممکن می سازد.

خاخام ها با ابزارهای گوناگونی به این هدف رسیده اند:

· خوانش متن تورات در پرتو انگاره ی کرامت و قداست حیات انسان

· تأکید بر متون ضد- کشتن، مانند فرمان "نباید مرتکب قتل شوی"

· تعبیری از متون که کاربرد حکم اعدام را بسیار محدود می سازد

· طرح مجازات های جایگزین، یا طرق تاوان پرداختن به خانواده ی قربانی

· تعبیه ی موانع قضایی و مقتضیاتی برای شهود که در عمل امکان صدور حکم اعدم را بسیار دشوار می کند.

حاصل آنکه عده کسانی که در دروه ی تصدی خاخام ها و شریعت یهودی بر دستگا قضا اعدام شده اند قلیل است.

 

اسرائیل

اسرائیل در سال 1954 مجازات اعدام را، به استثنای مورد جنایات کاران نازی ، لغو کرد.

از 54 سالی که از تأسیس دولت اسرائیل می گذرد، تنها یک نفر در اسرائیل اعدام شده است: آدولف آیشمن، جنایت کار جنگی نازی، که نقش عمده ای در هولوکاست داشت.

 

هندویسم و مجازات اعدام

" ′ چشم در برابر چشم′، همه ی دنیا را کور می کند."

گاندی

در متون هندو کلمه ای در مورد مجازات اعدام نیامده است. اما هندوها بر اساس اصل عدم خشونت (آهیمسا) مخالف قتل، اعمال خشونت و انتقام گیری هستند.

اما هند هنوز حکم اعدام را لغو نکرده است، و به نظر می رسد این وضع به همان سبب باشد که در بخش بودیسم ذکر شد.

در سال 2004 بحث های مربوط به مجازات اعدام به خاطر پرونده ی دانانجوی چاتِرجی که متهم به تجاوز و قتل بود، از سر گرفته شد.

در حال حاضر 100 نفر در هند در معرض اعدام هستند، اما در حقیقت نرخ اعدام ها در این کشور بسیار پایین است و دیوان عالی هند حکم داده که اعدام فقط باید در موارد بی نهایت استثنایی صادر شود.

 

مسیحیت و مجازات اعدام

برخی مسیحیان موافق مجازت اعدام هستند و برخی مخالف آن. هر دو دسته هم مانند دیگر مؤمنان، علاوه بر استدلال هایی که در بخش استدلال های موافقان و مخالفان اعدام ذکر شد، مسیحیان نیز دلایل ویژه ی دین خود را ذکر می کنند.

در عمده ی طول تاریخ، کلیساهای مسیحی موافق حکم اعدام بوده اند و آن را جزئی از سازوکار تنظیم جامعه دانسته اند.

برای مثال، پاپ اینسنت سوم، در قرن سیزدهم میلادی و در اوج اقتدار کلیسای کاتولیک فتوا داد: " قدرت سکولار می تواند، بی آنکه معصیت کرده باشد، حکم به هدر دم دهد، مشروط برآنکه مجازاتش عادلانه باشد، نه از روی نفرت، باید با احتیاط باشد، نه عجولانه."

کلیسای کاتولیک به سال 1566 فتوا می دهد که خداوند تصمیم درباب مرگ و زندگی مردم را در ید اختیار حکومت های دنیوی نهاده است. استفاده از این قدرت نباید با ارتکاب قتل همراه باشد، بلکه باید مبتنی بر فرمان های الاهی باشد.

در اواخر قرون وسطی و پس از آن، تشکیلات پاپی تصویت کرد که کافران را برای اعدام تسلیم مراجع غیردینی کند.

از سال 1929 تا 1969 در قانون شهر واتیکان آمده بود که جزای هر کس که مبادرت به قتل پاپ کند مرگ است.

پژوهشی که در سال 1990 در آمریکا انجام گرفت نشان داد که پروتستان ها ( که انجیل را نصّ کلام خدا می دانند) بیش تر از دیگر مذاهب و فرقه های مسیحی حامی حکم اعدام هستند.

استدلال های مسیحیان به نفع مجازات اعدام

در انجیل آمده

" هرکس خون انسانی را بریزد، باید انسانی خونش را بریزد"

سفر پیدایش 9:6

 

عهد عتیق (تورات(

مطابق آموزه های انجیلی، مجازات اعدام با متن عهد عتیق سازگار است. خدا مجازات اعدام را نهاده است.

در مجموع، 36 مورد جرم مستحق اعدام در عهدعتیق ذکر شده است. اعدام به عنوان جزای جرایمی مانند زنا، سِحر، کفر و نیز قتل ذکر شده است.

اما به نظر بسیاری از مسیحیان این استدلال قانع کننده ای نیست ? این دسته می گویند که علاوه بر قتل، 35 مورد جرم مستحق اعدام دیگر هم عهدعتیق ذکر شده است. چون آن 35 مورد امروزه دیگر مستحق اعدام شمرده نمی شوند، پس درست نیست که تنها ارتکاب قتل را مستحق اعدام محسوب کنیم.

 

عهد جدید

عهد جدید حاوی مشهور ترین اعدام تاریخ، یعنی به صلیب کشیدن عیسی است. اما شگفت آنکه با وجودی که سراسر متن عهد جدید سرشار از دعوت به بخشایش است، اما به نظر می رسد که حق حکومت ها را برای اعدام مجرمان به رسمیت می شناسد.

· در انجیل متی 7:2 می خوانیم " هر قسم با دیگران رفتار کنی با تو همان قسم رفتار خواهند کرد."

اما مشخص نیست منظور از دیگران خداست یا حکومت.

· در انجیل متی 15:4 عیسی می گوید " بگذار آنکه بدِ پدر و مادرش می گوید بمیرد."

· گرچه خود عیسی از اعمال خشونت احتراز می کرد، هیچ گاه منکر حق حکومت برای اجرای اعدام نشد.

هنگامی که پیلات، حاکم رومی، می خواهد درمورد مصلوب کردن عیسی تصمیم بگیرد، عیسی به او می گوید که خداوند اختیار این تصمیم گیری را به حاکم اعطا کرده است. ( انجیل یوحنا، 19:11)

· پل قدیس در نامه اش به فرمانروایان آشکارا به این موضوع اشاره می کند و می نویسد فرمانروا " شمشیر به عبث نمی زند؛ چرا که او خادم خداست تا قهر الاهی را بر خطاکاران بنماید." (رساله ی رومیان 13:4).

· مجازات اعدام با فرمان "نباید مرتکب قتل شوی" همخوان است، زیرا این فرمان مؤید شدت جرم قتل است. این یک تعبیر ممکن از معنای " نباید مرتکب قتل شوی" است، اما برخی مسیحیان دیگر احتجاج می کنند که این فرمان شمول مطلق دارد و لذا هرگونه قتلی، از جمله اعدام را، نهی می کند.

 

خداوند اعدام را مجاز داشته است

مسیحیانی که حامی مجازات اعدام هستند اغلب اعدام مجرم توسط حکومت را چنین توجیه می کنند که می گویند قدرت حکومت از خودش نیست، بلکه از جانب خدا تفویض شده است، و مرگ و زندگی هم در ید قدرت خداست. پس اعدام قاتل توسط حکومت، اجرای حکم الاهی است.

آگوستین قدیس در کتاب شهر خدا این استدلال را به روشنی بیان می کند:

"همان قانون الاهی که کشتن انسان ها را نهی می کند استثناهایی را هم مجاز می دارد، مثلاً موقعی که خدا کشتن را در قانون عمومی مباح می کند و یا وقتی که صراحتاً فردی را برای یک مدت معین به نمایندگی خود می گمارد.

از آنجا که مأمور حکومت جز شمشیری در ید خدا نیست، و مسئول کشتن نیست، جنگ در راه خدا به هیچ رو با فرمان "نباید مرتکب قتل شوی" مغایرت ندارد، هکذا در مورد مأمور حکومت که مجرمان را بر اساس قانون یا حکم قاضی عاقل می کشد."

 

مجازات اعدام به مثابه خودکشی است

مطابق این استدلال، قاتل با انتخاب قتل این پیامد را هم انتخاب کرده که اگر گیر بیفتد اختیار جانش در دست حکومت باشد.

" حتی موقعی که اعدام محکوم محل سوآل باشد، دست حکومت برای گرفتن جان فرد مجرم بسته نیست. در این حالت محروم کردن یا نکردن شخص مجرم از حیات بستگی به اراده ی عمومی دارد. چون او با ارتکاب جرم دیگر حق حیات را از خود سلب کرده است."

 

پاپ پلوس سوم

استدلال های مسیحیان مخالف مجازات اعدام

تنها خدا باید جان دهد و جان ستاند

این استدلال را علیه سقط جنین و بهمرگی (اوتانازی) هم به کار گرفته اند.

به باور بسیاری از مسیحیان، خدا فرمان داده "نباید مرتکب قتل شوی" (اکسودوس 21:13) و این فرمان روشن و استثنا ناپذیر است.

آگوستین قدیس با این نظر موافق نبود و در کتابش شهر خدا نوشت:

""همان قانون الاهی که کشتن انسان ها را نهی می کند استثناهایی را هم مجاز می دارد، مثلاً موقعی که خدا کشتن را در قانون عمومی مباح می کند و یا وقتی که صراحتاً فردی را برای یک مدت معین به نمایندگی خود می گمارد.

از آنجا که مأمور حکومت جز شمشیری در ید خدا نیست، و مسئولیت کشتن از او نیست، جنگ در راه خدا به هیچ رو مغایر با فرمان "نباید مرتکب قتل شوی" نیست، هکذا در مورد مأمور حکومت که مجرمان را بر اساس قانون یا حکم قاضی عاقل می کشد."

اما نویسندگان متأخر فرانسیکن می گویند که فرمان "نباید مرتکب قتل شوی" هیچ استثنایی ندارد.

" در پرتو کلام خدا، و لذا به یقین، می توان گفت که حیات ? حیات همه ی انسان ها ? مقدس و نستاندنی است. جرم هر قدر هم که شنیع باشد ... [مجرم] حق بنیادی خود بر حیات را از دست نمی دهد، چرا که این حق ذاتی، تخطی ناپذیر، و سلب ناشدنی است، و لذا در کف قدرت هیچ مخلوقی نیست.

پدر جینو کُنچتی ، L?Osservatore Romano ، 1977

آموزه های انجیل در باب مجازات اعدام ناهمساز اند

انجیل از مجازات اعدام برای قتل سخن می گوید، اما 35 جرم دیگر را هم مشمول اعدام می شمارد. جرم هایی که امروزه دیگر سزاوار اعدام محسوب نمی شوند. برای اینکه دچار تناقض نشویم، بشریت باید مجازات اعدام را در مورد قتل نیز لغو کند.

دوم اینکه، جوامع مدرن مجازات های جایگزینی دارند که در زمان انجیل معمول نبود، و این واقعیت مجازات اعدام را غیرضروری می سازد.

مسیحیت بر پایه ی بخشایش و ترحم است

مجازات مرگ با آموزه های مؤکد بخشایش و ترحم سازگار نیست.

 

مجازات اعدام معطوف به فقراست

برخی مسیحیان احتجاج می کنند که در بسیاری از کشورها عمدتاً فقرا گرفتار مجازات اعدام می شوند. از آنجا که آموزه های مسیحی حامی فقراست، پس مسیحیان نباید از مجازات اعدام حمایت کنند.

لغو مجازات اعدام در راستای صیانت از حیات است

چون مسیحیت حامی حیات است، مجازات اعدام با دیدگاه مسیحی منافات دارد. مسیحیان اغلب اوقات ی این دیدگاه حامی حیات را در مورد مسائلی مانند سقط جنین و بهمرگ می پذیرند، پس برای پرهیز از ناهمسازی در اندیشه شان باید در مورد مجازات اعدام هم پذیرای آن باشند.

کلیسای کاتولیک و مجازات اعدام

در خلال نیمه ی نخست قرن بیستم میان الاهیدانان کاتولیک بر سر درستی مجازات اعدام برای قتل های فجیع اتفاق نظر وجود داشت. تا سال 1969 در قانون جزایی واتیکان مجازات کسی که مبادرت به قتل پاپ کند مرگ منظور شده بود.

اما، در اواخر قرن بیستم نظرها تغییر کرد. در سال 1980، کنفرانس ملی اسقف های کاتولیک یک بیانیه ی کاملاً مخالف مجازات اعدام صادر کرد، که مورد حمایت اکثریت اسقف ها قرار گرفت، هر چند نتوانست به آرای دو سوم شرکت کنندگان را دست یابد.

در سال 1997 واتیکان کتاب فتاوای خود را تغییر داد تا با بخشنامه ی 1995 پاپ ژان پل دوم، "انجیل زندگانی"، بیشتر همنوا باشد. این اصلاحات شامل عبارات زیر در مورد مجازات اعدام بود:

" با فرض اینکه هویت و مسئولیت طرف خطاکار کاملاً مشخص شود، اگر هیچ چاره ی دیگری برای دفاع از جان انسان ها در برابر تعدّی ظالم نباشد، آموزه های سنتی کلیسا مانع توسل به مجازات مرگ نیست.

" اما اگر برای دفاع و صیانت از ایمنی مردم از تعدّی جانی، طرق غیرمهلک کفایت کند، باید به آن طرق متوسل شد، چرا که بیشتر با خیر عام و کرامت شخصیت بشر انطباق دارند.

" در واقع، امروزه به سبب امکانات دولت ها جهت منع مؤثر جرم، که مجرم را از وارد آوردن صدمه ناتوان می سازد ? بی آنکه امکان آمرزش او را سلب کند ? مواردی که اعدام جانی ضرورت مطلق داشته باشد نادر اند، و چه بسا در عمل وجود ندارند.

 

بودیسم و مجازات اعدام

از آنجا که بودیسم اقسام گوناگونی دارد، و سازمان های بودایی فراوان اند، بوداییان نظر واحدی در مورد مجازات اعدام ندارند.

مجازات اعدام از نظر اصولی کاملاً مغایر آموزه های بودایی است. بودایی ها تأکید فراوانی بر عدم خشونت و مهربانی با همه ی موجودات زنده دارند. درک اول مستلزم آن است که افراد از مجروح کردن و کشتن موجودات زنده خودداری کنند.

بودا صریحاً در مورد مجازات اعدام سخن نگفته است، اما آموزه هایش نشانگر هیچ گونه همدلی با تنبیه بدنی نیست، هر قدر هم که جرم سنگین باشد.

" عملی که به درد جسمی یا ذهنی موجود دیگر بیانجامد، نمی تواند عمل خوبی باشد، حتی اگر برای کننده اش سودمند باشد." ( بودا )"اگر آدم نادانی خطا کند، من به او عشق بیکرانم را ارزانی می دارم. هرچه بدتر کند بیشتر مهر نثارش می کنم." ( بودا )

 

بودیسم و مجازات

بودایسم عمیقاً به چرخه ی زندگی و باززایش (سامسارا) اعتقاد دارد و می آموزد که اعدام هم سرنوشت روح قربانی و هم روح مجری قصاص را ، در زندگی آتی شان متأثر می کند.

دیدگاه بودایی قویّاً مخالف مجازات این جهانی است، ریرا مطابق بودیسم:

رفتار غیرانسانی با یک مجرم مشکل بدکاری کل بشریت را حل نمی کند.

? بهترین رویکرد برای برخورد با مجرمان مجازات اصلاحی است و نه تنبیهی، و مجازات باید فقط تا حدی باشد که مجرم مجبور به تاوان دادن شود، و بازپروری مجرم برای بازگشت به جامعه حائز نهایت اهمیت است.

مجازات سبعانه ی یک مجرم نه تنها ذهن مجرم را جریحه دار می کند، بلکه ذهن مجری حکم را هم می آزارد.

غیر ممکن است که بتوان احکام خشن را بدون از دست دادن خویشتن داری و ترحم اجرا کرد.

? اگر جرم بسیار سخت باشد، می توان شخص را از اجتماع طرد یا نفی بلد نمود.

کشورهای بودایی و مجازات اعدام

به رغم این آموزه های بودایی، چندین کشور با جمعیت قابل توجه بودایی مجازات اعدام را در قوانین خود دارند، و برخی، مثلاً تایلند آن را مجری می دارند.

در این کشورها بودیسم دین رسمی محسوب نمی شود.

به نظر آلارید و وانگ این وضع ظاهراً ناسازه وار ناشی از تفاوت میان بودیسم عامیانه و بودیسم رهبانی است. اغلب بوداییان عادی در این کشورها پیرو مناسک بودایی هستند و کاملاً در ایمان خود صادق اند، اما " مطالعه ی بودیسم اصیل، و آداب آن، و پیامدهای آن برای زندگی روزمره نزد اغلب پیروان بودیسم سست و سطحی است."

دیگر دلایل کشورهای بودایی برای حفظ مجازات اعدام از این قرار اند:

· اعتقاد سیاسیون به اینکه مجازات اعدام جهت کیفردادن مجرمان، به خاطر احترام به سنت ها، یا تأثیر بازدارنده اش، الزامی است.

· سنت دیرینه ی مجازات اعدام در برخی از این کشورهای

· حفظ نظم جامعه مهم تر از تعالیم بودا انگاشته می شود

· واکنش به دوره های طولانی ناآرامی های سیاسی یا بی ثباتی های اقتصادی

 

 

اسلام و مجازات اعدام

" نفس را، که خدا حرام داشته، به قتل نرسانید، مگر به حق. خدا چنین به شما فرموده، پس باشد که بیاندیشید"

قرآن، سوره الأنعام، آیه 151

با اینکه مجازات مرگ در اسلام مجاز شمرده می شود، اما ارجحیت با عفو است. عفو، همراه با صلح، درونمایه ی غالب قرآن است.

به باور مسلمانان، مجازات مرگ اشد مجازات است و حاکم شرع می تواند برای جرایم به قدر کافی سنگین حکم اعدام صادر کند. با اینکه جزای اصلی به دست خدا و در آخرت است، اما جا برای جزای دنیوی نیز هست.

شیوه های اعدام در کشورهای اسلامی مختلف است، از قطع رأس گرفته تا تیرباران، دار زدن و سنگسار. در برخی کشورهامثل ایران حکم اعدام در ملاء عام انجام می شود تا اثر بازدارنده/تحذیری آن افزایش یابد.

مطابق شریعت اسلام، حاکم شرع باید هر حکمی را با کمال احتیاط صادر کند و دست حاکم کاملا برای تخفیف مجازات و زمان اجرای آن باز است، اما در مورد قتل عمد، بدون جلب رضایت اولیای دم نمی تواند حکم اعدام قاتل را لغو کند.

نرخ اعدام در کشورهای اسلامی با مختلف است، اما همگی این حکم را در قوانین جزایی خود دارند.

کشورهای اسلامی که تقید بیشتری به اجرای قوانین شریعت دارند، مجازات اعدام را برای کیفر طیف وسیع تری از جرایم صادر می کنند. در سال 2005 ایران و عربستان مقام دوم و سوم اعدام را، پس از چین، در جهان داشته اند.

در سوی دیگر طیف کشورهای اسلامی، آلبانی و بوسنی قرار دارند که با وجود عدم لغو قانونی اعدام، در عمل چنین حکمی صادر نمی کنند.

در شریعت اسلام، دو قسم از جرایم مشمول مجازات اعدام هستند:

قتل عمد: که در آن بر عهده ی ولی دمّ (خانواده ی مقتول) است که تعیین کند آیا خواهان قصاص (اعدام) هست یا نه.

فسد فی الأرض (فساد در زمین): یک فرق میان اسلام و مسیحیت آن است که اسلام کسانی را هم که در کار حکومت اخلال کنند مستحق اعدام می داند.

اینکه چه کارهایی مصداق "فساد در زمین" محسوب می شوند بسیار معروض تعبیر است. اما معمولاً موارد زیر مشمول "فساد در زمین" می شوند:

خیانت/ ارتداد (کسی که اسلام را ترک کند و خلاف آن بگوید).

تروریسم

هر نوع راهزنی

تجاوز به عنف

زنا

رابطه ی جنسی با همجنسان

 

ارزش زندگی انسان

همه قبول دارند که زندگی بشر ارزشمند است. برخی از مخالفان مجازات اعدام معتقداند که زندگی انسان چنان ارزشمند است که حتی شریرترین قاتلان را هم نباید از ارزش حیات محروم کرد.

به نظر آنان عمل خطای شخص مجرم، حتی اگر قاتل هم باشد، نمی تواند ارزش زندگی او را سلب کند.

بعضی از موافقان لغو اعدام تا این حد پیش نمی روند. آنها می گویند که جان فرد را باید حفظ کرد مگر اینکه دلایل بسیار خوبی برای گرفتن جان وجود داشته باشد، پس برعهده ی موافقان اعدام است تا موضع خود را توجیه کنند.

 

حق زندگی

هر انسانی، حتی کسی که مرتکب قتل می شود، حقی سلب نشدنی برای زندگی دارد؛ محکوم کردن شخص به اعدام و کشتن او پایمال کردن این حق است.

این دیدگاه بسیار شبیه دیدگاه بالا (ارزشمند شمردن حیات) است، اما رویکرد آن از چشم انداز حقوق بشر است.

ضد این برهان آن است که بگوییم شخص می تواند، به واسطه ی کنش هایشان، حقوق انسانی خود را به هدر دهد، و قاتلان حق زندگی خود را به هدر داده اند.

یک نمونه ی نشانگر مقصود این دیدگاه، شخصی است که به قصد کشت به مردم حمله کرده و تنها راه بازداشتن این شخص مهاجم، کشتن اوست.

توماس آکویناس، فیلسوف و الاهیدان قرون وسطا، این نکته را به روشنی بیان داشته است:

"بنابراین، اگر هر انسانی برای اجتماع خطرناک باشد و به واسطه ی گناه خود مخرّب اجتماع باشد، درمانش اعدام است تا خیر عموم حفظ شود... لذا کشتن کسی که شأن طبیعی خود را حفظ می کند ذاتاً شرّ است، اما ممکن است کشتن گناهکار به سان کشتن یک حیوان درنده موجه باشد، زیرا، کما قال ارسطو، آدم شرور بدتر و مضرتر از حیوان درنده است."

توماس آکویناس، خلاصه ی الاهیات

پس به نظر آکویناس، در برخی مواقع یک عمل بد (قتل) می تواند به یک عمل خوب (قتل برای جبران بی عدالتی در حق مقتول، و کشتن قاتلی که با ارتکاب قتل، شأن طبیعی خود را هدر داده) بدل شود

استدلال های مدافع حکم اعدام

" گرفتن عمدی جان یک انسان بیگناه چنان شنیع است که می توان گفت، در صورت نبود توجیهات تخفیف دهنده ی جرم، قاتل با این کار حق حیات خود را به هدر داده است. چنین شخصی سزاور مردن است." لوئیس پُل پُجمن، چرا حکم اعدام اخلاقاً مجاز است

استدلال ها ی مدافعان حکم اعدام به این قرار اند:

· کیفر یا عدالت

· بازدارندگی/ HYPERLINK "http://www.vieah.org/index.php?s=aHR0cDovL3d3dy5zZWN1bGFyaXNtZm9yaXJhbi5jb20vY3AtcHJvLWRldGVycmVuY2UuaHRt"تحذیر

· ممانعت قاتل از ارتکاب مجدد

· تسلی خانواده ی قربانی

دو استدلال دیگر هم هست که چندان متداول نیستند اما برای تکمیل مطلب ذکر می شوند:

· انگیزه ای برای همکاری با پلیس

یک استدلال منحصر به فرد ژاپنی

انگیزه ای برای همکاری با پلیس

در قوانین جزایی اغلب کشورها آمده که همکاری متهم با پلیس موجب تخفیف جزای او می شود. به این ترتیب اگر مجرم در طی دوره ی بازجویی با پلیس همکاری کند حکم خود را سبک تر می سازد.

اگر مجرم در خطر اعدام شدن باشد، حتی اگر در نهایت فقط بتواند حکم حبس ابد دائم بگیرد، بیشترین انگیزه را برای همکاری با پلیس دارد تا حکم خود را تخفیف دهد. و احتجاج شده که به همین خاطر مجازات اعدام می تواند ابزار کارآمدی در دست پلیس باشد.

این توجیه بسیار سستی برای مجازات اعدام است، و تقریباً شبیه آن است که بگوییم شکنجه موجه است، چون ابزار کارآمدی در دست پلیس است.

 

ژاپن

رویه ی ژاپنی ها در مورد اعدام بسیار غریب است و معمولاً دیگران حامی آن نیستند.

ژاپنی ها حکم مرگ را با خسّت صادر می کنند، و تقریباً سالانه 3 نفر را اعدام می کنند.

برخی روانشناسان ژاپنی توجیه منحصر به فردی برای حفظ حکم اعدام مطرح می کنند و می گویند که حکم اعدام نقشی روانی مهمی در حیات ژاپنی ها دارد، که تحت استرس شدید و فشار محیط کاری هستند.

این استدلال چنین ادامه می یابد که مجازات مرگ این باور را تقویت می کند که بد بلایی به سر خاطیان می آید. و این باور مخالف را تقویت می کند که: کسانی که کار خوب می کنند ′خیر′ می بینند.

به این ترتیب، وجود مجازات اعدام با تقویت امید به پاداش، مفرّی روانی می شود برای جماعت به تنگ آمده از کار سخت و همنوایی.

عجیب اینکه به نظر می رسد اغلب جامعه ی ژاپن حامی این استدلال هستند. در حال حاضر 81% مردم ژاپن حامی مجازات اعدام هستند، یا دست کم آمار رسمی چنین می گوید. با این حال گروهی کوچک اما با اعتراضات فزاینده هم در ژاپن هستند که در پی لغو مجازات اعدام هستند.

از جهت اخلاقی این نظر کاملاً پیامدگرایانه است که بگوییم اگر اعدام یک عده ی قلیل به افزایش خوشبختی جمع می انجامد پس چیز خوبی است

 

استدلال های مخالفان حکم اعدام

بیشتر استدلال های علیه مجازات اعدام متکی بر این اصل هستند که محروم کردن فرد از زندگی بدون رضایت آگاهانه و ارادی او اخلاقاً نادرست است.

معمولاً استدلال های استاندارد به نفع مجازات اعدام را به این ترتیب رد می کنند که :

· مقصود از مجازات نباید انتقام جویی (یا کیفر) باشد.

· مجازات اعدام مسلماً در پی اصلاح فرد نیست.

· حبس ابد می تواند فرد را از ارتکاب مجدد جرم باز دارد.

· به نظر نمی رسد ریسک " بعید و نامحتمل" مرگ بتواند تأثری بازدارنده در کاهش جنایت داشته باشد.

در حقیقت می توان همه ی ادعاهای فوق، به جز دومی، را مورد چون و چرا قرار داد. اما مسلماً ارزش دارد که نگاهی تفصیلی تر به برخی برهان های ضدّ مجازات اعدام داشته باشیم.

· ارزش زندگی انسان

· حق حیات

· اعدام بیگناهان

· کیفر دادن نادرست است

· اعدام بازدارنده نیست

· مجازات اعدام به گسترش سبعیت در جامعه می انجامد

· مجازات اعدام از حیثیت جامعه می کاهد

· بسیار گران تمام می شود

· حکم اعدام برای کسانی که مسئول اعمال خود نیستند صادر می شود

· ناعادلانه صادر می شود

· ظالمانه، غیرانسانی یا دون شأن انسان است

· اعدام غHYPERLINK "http://www.vieah.org/index.php?s=aHR0cDovL3d3dy5zZWN1bGFyaXNtZm9yaXJhbi5jb20vY3AtY29uLXVubmVjZXNzYXJ5Lmh0bQ%3D%3D"یرضروری است