Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

اجتماعي, ويژه نويسندگان

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از نبي قانع زاده در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها




کابل که من دیدم ! قسمت آخر

نويسنده: نبي قانع زاده



تاريخ نشر: 22.09.2008


چنین به نظر میرسد که شیرازه تشکل های سه دهه گذشته اعم از مجاهد و غیر مجاهد از هم پاشیده است و جریانهای مدعی آرمان گرایی اعم از چپ، راست، اسلامی و غیراسلامی هیجگونه تقید به شعارهای آرمانی گذشته شان ندارند. تعهد اخلاقی و ارزشی  در وجود اربابان سیاسی  دیده نمی شود و همه دنبال معامله و حفظ بقای خود هستند و انتظار داشتن از اینها که عامل تغییرات در سطح جامعه گردد اشتباه خواهد بود. کدام حرکت جدی هم در بین فرهنگیان و روشنفکران برای یک کار ماندگار و ارزشی هم دیده نمیشود و یا حداقل من اینگونه ارزیابی نمودم.


Story Image, Click to View Article

در شرایط  بوجود آمده جدید، ظهور و حضور رسانه ها در کشور نشانگر موفقیت دراین زمینه می باشد.

رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری درحد نسبتا مطلوب پا به عرصه گذاشته اند. چندین شبکه تلویزیونی در کشوری که چند سال پیش جعبه های تلویزیون را طالبان در سرچهار راه ها اعدام کرده بودند حتی دیدن تلویزیون جرم بود تا چه رسد به اینکه چه تصویری را می بینند!

تعدد شبکه های تلویزیونی باعث شده است که استفاده از ماهواره کمتر و بازار ویدئو کلوپ ها هم کم رونق گردد. تعدد شبکه ها توانسته مخاطب های خود را جذب نمایند. شبکه طلوع تعدادی زیادی را توانسته در پای برنامه های خود بکشاند؛ نه تنها از جهت پخش سریالها و موسیقی های شادش، بل از جهت بحث های آزاد و گاهی انتقادیش جلب مخاطب نموده است. تلویزیون تمدن که از دید خود به تبلیغ دین و مذهب می پردازد، بعضی ها این شبکه را می پسندد که از طرف آیت الله شیخ آصف محسنی تمویل می گردد. 

تلویزیون فردا نیز یکی از شبکه هایی می باشد که از طرف آقای حاجی محمد محقق حمایت می گردد. این شبکه نتوانسته در کنار شبکه های حرفه ای جایی برای خود باز نماید. گفته می شود که تلویزیون فردا از کمبود بودجه رنج می برد. آقای محقق در صدد باز کردن راهی برای تمویل این شبکه می باشد و سفرهایی به یکی از کشورهای همسایه داشته تا نظر آنها را برای جذب کمک جلب نماید. ولی این شبکه توانست در حادثه هجوم کوچی ها در بهسود در قسمت اطلاع رسانی برای مردم خوب عمل نماید.

 از پوشش دادن خبری تلویزیون طلوع هم در حادثه هجوم کوچی ها در بهسود نمی توان چشم پوشی کرد. در این قضیه تلخ بعضی تلویزیون های مدعی و طرفدارحقوق بشر حتی حاضر به پخش خبر این هجوم حساب شده نشدند.

شبکه هایی بنام صبا و آریا تبلیغات شان در سطح شهر نشان می داد که بزودی در حال پیوستن به خانواده تلویزیون های افغانی هستند. شبکه تلویزیونی نگاه در حال جذب پرسونل می باشد. کار ساختن ساختمان این شبکه در جریان بوده که اسکلیت بندی اش رو به اتمام می باشد و گفته می شود بزودی کارخود را آغاز خواهد کرد. نگاه شبکه ای است که بنحوی مرتبط با حزب وحدت اسلامی می گردد. دو شبکه نور و نورین که گفته می شود مربوط شورای نظار و حزب جمعیت اسلامی می باشد و به پخش برنامه های متنوع می پردازند. شکلی برنامه های شان طوری می باشد که بعضی اوقات آدم مشکوک می گردد که در پشت این شبکه یک حزب اخوانی قرار داشته باشد.

در مجموع تعدادی شبکه های فعال و درحال فعال شدن نزدیک به بیست کانال خواهد شد. اکثر این شبکه ها مروج اندیشه های خود بوده و همه سعی بر این دارند تا نشان دهند که همگام با جو موجود پیش آمده به ادامه حیات بپردازند. کمبود برق باعث می گردد که علاقمندان سریالهای هندی نتوانند بصورت درست برنامه های شان را تعقیب کنند.

درهمین حال تعدادی زیادی از شبکه های رادیویی نیز در سطح افغانستان و شهرهای بزرگ به پخش برنامه می پردازند که بطورعمده ادامه کارشان بستگی به کم کهای خارجی دارد.

اما رسانه های نوشتاری در حد رادیو و تلویزیون طرفدار ندارند. مخاطبان نشریات از قبیل روزنامه، هفته نامه و مجله ها را افراد بخصوص تشکیل می دهد. روزنامه ها معمولا در ادارات و وزارت خانه ها و فرستاده می شود. نسبت به گذشته، روزنامه ها حرفه ای تر دیده می شود، اما کیفیت کاغذ پایین و تعداد صفحات معمولا چهار و بعضی هم هشت صفحه می باشد. محل فروش روزنامه و نشریات در سطح شهر کمتر جلب توجه می نماید.

احزاب سیاسی و ان.جی.او ها دارای نشریات متعددی هستند که اغلب به پخش مجانی  مبادرت می ورزند.

تحولی رضایت بخش در قسمت ظهور چاپخانه ها و انتشارات دیده می شود. گفته می شود که نزدیک به صد چاپخانه درسطح کشور فعال است.

کتابفروشی ها هم وضعیت شان بد نیست. در کتابفروشی ها کتاب ها اکثرا چاپ ایران دیده می شود و در کنار اینها تعدادی کتابهای چاپ افغانستان گهگاهی توجه را بخود جلب می کند که می توان آن را یک گام مثبت در این عرصه دانست. 

در مجموع اگر بایک دید منصفانه در باره نشریات چاپی از قبیل روزنامه، مجله و کتاب و ... بنگریم قشری مخصوص و محدودی هستند که دنبال مطالعه می باشند. فرهنگ روزنامه خواندن و مطالعه کتاب چندان رونق ندارد.

اما در رابطه با معارف و آموزش تا هنوز در مرکز کابل مکاتبی وجود دارد که شاگردان در زیر خیمه درس می خوانند؛ در حالیکه وزارت معارف مدعی است  که از وزارت های موفق می باشد. ولی در زمینه مواد درسی گروپی در این وزارت مصروف تهیه و تدوین کتابهای درسی هستند که نتیجه کاری این گروپ چاپ کتابهای جدید است که این کتاب ها هم از نظر کیفیت کاغذ و هم از نظر محتوی نسبت به مواد درسی که قبلا استفاده می شد بهتر می باشد.

درعرصه تحصیلات عالی و دانشگاهی مخصوصا پوهنتون کابل که در گذشته در این مرکز اکثرا کسانی مصروف به تحصیل می شدند که از طبقه بالا یا متوسط جامعه بودند، ولی خوشبختانه تحولات سی سال گذشته این معادله را کاملا به هم ریخته است. اکنون که وارد این مرکز شوی متوجه خواهید شد که از همه اقشار و اقوام در این مرکز مشغول به تحصیل هستند. به راحتی می بینی که دانشجویی از جاغوری یا نورستان و بدخشان در این مرکز عالی جایگاهی برای تحصیل دارند. زمانی که وارد  محوطه زیبا و سرسبز پوهنتون کابل شوی داوطلبان تحصیل علم، دانش را اقشار مختلف تشکیل میدهند. جالب اینجاست که مهاجرین عودت نموده بخصوص قشر اناث شان، از طرز لباس پوشیدن شان کاملا مشهود است که با همان فرهنگ و لباس کشوری که قبلا بوده در محوطه دانشگاه دیده می شود. در کل طرز لباس پوشیدن خانمها نسبت به گذشته فرق کرده و چادری ( برقع) که قبلا اکثریت خانمها مقید به استفاده از آن بودند، ولی حالا به آن فرهنگ پایبند نیستند.

در نزدیک کتابخانه پوهنتون از دو نفر محصل که مصروف عکاسی بودند خواهش کردم که چند کلمه با هم گپ بزنیم و آنها خواهش مرا با پیشانی باز پذیرفتند. آنها دانشجوی دانشکده هنرهای زیبا بودند و از کیفیت مواد درسی و اساتید راضی نبودند. از علاقمندی شان به مطالعه کتاب پرسیدم. به ظاهر خودشان علاقمند به کتاب نشان دادند از مطالعه روزنامه پرسیدم که چند نفر در صنف تان علاقمند به مطالعه روزنامه هستند گفتند شاید دو سه نفر باشد. از علاقه شان به تماشای تلویزیون پرسیدم گفت ما از داشتن تلویزیون محروم هستیم ولی خیلی دوست داریم که تماشا کنیم.

تابلوی کتابخانه مرا داخل کتابخانه کشاند. وقتی که داخل شدم نفر موظف از من خواستار کارت ورودی کتابخانه شد. با توضیحی که از خود دادم گفت باید از رئیس اجازه ورود بگیری. در حین گفتگو بودیم که خوشبختانه رئیس سر رسید که با کمال میل اجازه ورود و عکاسی داد وقتیکه داخل تالار مطالعه شدم، نبود برق فضای سالن را تاریک کرده بود. کتابها منظم در قفسه ها چیده شده و تعدادی دختر پسر مشغول مطالعه بودند. دو قطعه عکس که گرفتم فلش کمره عکاسی باعث برهم زدن آرامش شد و از گرفتن عکس بداخل تالار منصرف شدم. در انتهای سالن، اتاق رئیس کتابخانه بود و به اتاق اش رفتم و خواستم معلومات از وضعیت کتاب و کتابخوانی در بین دانشجویان بپرسم که با اکراه متقبل به جوابگویی شد. او از وضعیت رو به بهبودی کتابخانه خوشحال بود. به نظر رسید که ادم مسلکی در زمینه کتاب و کتابداری نمی باشد. حرفی که ازلابلای حرفهایش جلب توجه می کرد این بود که تعدادی از دانشجویان تعهد اخلاقی در قسمت کتاب و کتابخانه ندارند و وقتیکه کتاب مورد نیاز شان را می گیرند،  همان صفحاتی را که ضرورت دارند قطع می کنند و دوباره کتاب را برمی گردانند!

 

موسسه های تحصیلات عالی خصوصی در سطح شهر کابل فعال شده که از جمله موسسه تحصیلات عالی کاتب را می توان نام برد که برنامه های تحصیلی اش را آغاز کرده است. کسانی که از توان مالی برخوردارند در این مراکز مشغول فراگیری علم و دانش هستند. تعدادی از جوانان که در ان.جی.او های خارجی کار می کنند و معاش خوبی دارند می توانند ازاین مراکز علمی و تحصیلی بهره ببرند. در همین حال تعدادی از جوانان بنا به دلایلی نتوانسته اند وارد پوهنتون شوند و آرزوی تحصیل به این مراکز را دارند، ولی به علت فقر و ناداری نمی توانند به چنین موسسات تحصیلات عالی راه پیدا کنند.

موسسه تحصیلی کاتب by you.

 

کورسهای زبان انگلیسی و کمپیوتر و ... در بعضی نقاط شهر به آموزش می پردازند. از کسانی که به این کورسها مشغول هستند وقتی از انگیزه های شان از آموختن زبان انگلیسی بپرسی  جوابی درست و حسابی ندارند. تعداد کمی از آنها می گویند که ترجمان خواهم شد یا شاید به کشورهای خارجی رفتم بدرد خواهد خورد.

مدارس دینی هم از رونق خاصی برخوردار است که در راس همه مدرسه خاتم النبیین می باشد. این مدرسه که در نقطه بسیار خوب غرب کابل در انتهای شرقی کارته سه و کنارسرک دارالامان قرار گرفته است ساختمان آجرنما و گنبد آبی رنگ مسجدش از فاصله های دور جلب توجه می کند. وقتی که در کناراین مدرسه چند دقیقه ایستاد شوی زنان و دختران چادرسیاه به سبک ایرانی که مصروف آموختن علوم حوزوی و دینی اند، در رفت آمد هستند که گرم بودن بازار تدریس بخش خواهران این مدرسه دینی را می رساند.

چند قطعه عکس که از نمای بیرونی این مدرسه گرفتم و خواستم داخل مسجد و مدرسه بروم ولی با ممانعت پسرک جوان نگهبان آقا سید روبرو شدم. رویهمرفته این بنا خیلی بزرگ است و پول هنگفتی در اینجا مصرف شده است. در همین راستا بحثهای داغ و جنجالی که نشات گرفته از موضعگیری یکی از نمایندگان پارلمان بنام نجیب الله کابلی بود، جریان داشت که خواستار شفافیت نسبت به منابع مالی این مجموعه و تلویزیون تمدن شده بود. دیدگاه وی مخالفین و موافقین زیادی را نسبت به آیت الله محسنی داشت. دیگاهی در اینجا مطرح بود که کمکهای ایران در پشت این بنا بزرگ قرار دارد.

تا هنوز کار این مدرسه به اکمال نرسیده است و کارش به شدت جریان دارد. این مدرسه با دیگر مدارس دینی اصلا قابل مقایسه نیست. مدرسه ای را آقای حجته الاسلام قربانعلی عرفانی یکاولنگی در ساحه قلعه علیمردان بنا نموده که گفته می شود که مدرسه ایشان دارای کتابخانه خوبی می باشد. آیت الله شیخ هاشم صالحی و تقدسی نیز مدارس دینی دارند و چند مدرسه دیگر. مهمتر از همه زمینی که قبلا در ساحه دشت برچی در کنار جاده شهید مزاری برای مدرسه، مسجد، کلینک اختصاص داده شده بود که در زمان حیات شهید مزاری سنگ تهداب این مجموعه گذاشته شد، ولی در اثر جنگهای داخلی آن پروژه ناتمام ماند یا اصلا شروع بکار نکرد. بعد از آمدن حکومت کرزی و آمدن آیت الله شیخ قربانعلی محقق کابلی به کابل که با استقبال گرم مردم و مسولین مواجه شد و سنگ بنای این مجموعه دوباره با اشتراک زعمای سیاسی و مذهبی هزاره گذاشته شد و تولیت این مجموعه هم به این مرجع دینی داده شد، ولی مشورتهای اطرافیانش، وی را از ماندن به کابل منصرف نمود و ایشان دوباره راهی قم گردید و مجموعه خاتم الانبیا بلاتکلیف مانده است. حتی گفته می شود که قسمتی از زمین های این مجموعه بفروش رفته است. ولی در پهلوی  مجموعه خاتم الانبیا یک مسجد بزرگ در حال ساختن است که کارهایش در حال اتمام است. مدرسه و مسجد محمدیه تپه سلام دو باره احیا و باز سازی شده و گهگاهی جلسات سران هزاره در مواری مختلف در همین مسجد دایر می گردد.

زیاتگاهی سخی که در اطراف اش در گذشته قبرستان شهریان کابل بود اکنون به کمک مالی یکی از تاجران هزاره در حال باز سازی می باشد و طوری برنامه ریزی شده که اطراف زیارتگاه صحن بزرگ ساخته می شود که برای زائرین این قبرستان سهولت هایی به بار خواهد آورد.

در کنار مدارس دینی و مساجد، حرکتهایی تحت عنوان انجمن های مذهبی و دینی وجود دارد که بعضی روشنفکران اینها را متهم به گرایشات سیاسی ایرانی می نمایند. چنانچه ایرانی ها هم بی میل در این آشفته بازار نیستند تا ماهی مراد خویش را ازاین آب گل آلود بگیرند.

چنین به نظر میرسد که شیرازه تشکل های سه دهه گذشته اعم از مجاهد و غیر مجاهد از هم پاشیده است و جریانهای مدعی آرمان گرایی اعم از چپ، راست، اسلامی و غیراسلامی هیجگونه تقید به شعارهای آرمانی گذشته شان ندارند. تعهد اخلاقی و ارزشی  در وجود اربابان سیاسی  دیده نمی شود و همه دنبال معامله و حفظ بقای خود هستند و انتظار داشتن از اینها که عامل تغییرات در سطح جامعه گردد اشتباه خواهد بود. کدام حرکت جدی هم در بین فرهنگیان و روشنفکران برای یک کار ماندگار و ارزشی هم دیده نمیشود و یا حداقل من اینگونه ارزیابی نمودم.

 پایان

کتابفروشی رسالت درکابل by you.

انتشارات وکتابفروشی رسالت در کابل

بازار قلعه شاده by you.

بازارقلعه شاده سرک پل جمهوری

جاده شهید مزاری by you.

جاده شهید مزاری

قبرستان شهدای غرب کابل by you.

قبرستان شهدای غرب کابل

مسجد خاتم النبیین -2 by you.

مسجد خاتم النبیین

موضوع مرتبط: اجتماعي, ويژه نويسندگان
بازديد 664
امتيازات 1
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر 1

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از نبي قانع زاده:

 

  از ميان همين موضوع:

  • سه هدف اساسي طالبان ( حامد شفايي )
  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • کابل که من دیدم ! ( نبي قانع زاده )
  • در ضرورت جنگ داخلی ( سخيداد هاتف )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069598
    Users Online-----------------------------19-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون