دوست مردم اسراييل: نيستيم، هستيم، نيستيم!
نويسنده: امين
تاريخ نشر: 20.09.2008
ارزيابي سياست بين المللي كشورهاي همسايه از جمله ايران شايد براي ما افغانهاي بحران زده و پريشانحال، عبرت آموز باشد. روي همين مأمول از خوانندگان گرامي دعوت مي شود نوشتهي ذيل را كه مركب است از يك هستيم، دو نيستيم و يك نتيجه، از نظر شريف خويش بگذرانند و اگر خواستند الاحقر نگارنده نامه هذا را از نظرات سودمند خويش نيز مستفيد سازند!
1. نيستيم همه مي دانيم محمود احمدي نژاد رييس جمهور ايران بيشتر به دليل سخنان بي سابقه اش نسبت به هولوكاست و موجوديت اسراييل درجهان سرشناس شد. شايد همين امر او را در سالهاي پيش جزء مشهورترين سران كشورها قرار داد. كافي است نام احمدي نژاد را در گوگل جستجو كنيد با ركوردهاي جالبي بر مي خوريد از جمله ركوردهايي كه فركانس بالا دارد، تهديدات و آروزهاي احمدي نژاد براي نابودي اسراييل است. احمدي نژاد بارها اعلام كرد چيزي بنام هولوكاست و قتل عام يهوديان درجنگ جهاني، ادعايي دروغ بوده و نيز كشوري بنام اسراييل، يك مولود نامشروع است كه بايد از ميان برداشته شود. مفهوم صريح اين سخن احمدي نژاد اين است كه ملتي بنام اسراييل را نمي شناسيم و با چنين ملتي دوست هم نيستيم و در اين حرف خود با هيچ كس شوخي نداريم. 2. هستيم چندي پيش اما اين لحن سخنان احمدي نژاد اندكي تغيير كرد و البته اين تغيير چندان محسوس نبود. اما بعد از چندي معاونش آقاي رحيم مشائي صراحتا گفت: "هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست، ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است و این افتخار است. ما مردم آمریکا را از برترین ملت های دنیا می دانیم". بسياري ها كه با ديدگاههاي پيشين احمدي نژاد آشنا بودند گمان كردند معاونش هذيان گفته و يا خواب ديده كه گويا با مردم اسراييل دوست هستند و سپس جريان اين خواب به رسانه هاي ايران درز كرده و الا مگر ممكن است معاون آدم سختگيري چون احمدي نژاد ناگهان چنان اهل تساهل و تسامح شود؟! سكوت احمدي نژاد بيشتر با همين تصويرهذيان و رؤيا توجيه مي شد! تا اينكه كم كم شك و ترديد نمايندگان مجلس ايران بالاگرفت و رييس جمهور را تحت فشار قرار دادند كه يا در باره نظرات معاونش اظهار نظر مي كند يا بايد سؤال و استيضاح را بپذيرد. برخلاف انتظار، احمدي نژاد گو اينكه تغيير جنسيت داده باشد، تمام اظهارات معاونش را با جديت و جرئت تأييد كرد و گفت ما دوست ملت اسراييل هستيم: "حرف آقای مشايی حرف دولت است و حرف روشنی است. ملت ما با ملتها و با مردم مشكلی ندارد". شنيدن چنين حرفي از زبان راديكال ترين رييس جمهور تاريخ ايران كه نابودي اسراييل را بارها و بارها آروز كرده بود، يقينا تعجب همگان را برانگيخت. حتي سيدمحمد خاتمي رييس جمهور پيشين ايران كه استراتژي دولتش تنش زدايي و برقراري ارتباط با كشورهاي متخاصم بود و تلاش كرد تصوير خصمانه از ايران را در ذهن جهانيان تغيير دهد، در مورد هويت اسراييل نتوانست پا را از خط سرخ جمهوري اسلامي فراتر گذارد. خاتمي مي گفت ملت ما با ملت امريكا مشكلي ندارد و نمي گفت با ملت اسراييل هم مشكلي ندارد. علت اين امر اين بود كه ايران و تقريبا تمام كشورهاي اسلامي موجوديت ملت يا كشوري بنام اسراييل را به رسميت نمي شناسند و اين هويت را يك هويت مجعول و دستاورد استعمار مي دانند كه تعدادي از يهوديان آواره را از سراسر اروپا و ديگر نقاط جهان جمع آوري كرده به قهر و اجبار و تطميع به فلسطين گسيل كردند و سپس دولتي در آنجا بنياد نهادند كه كار آن از بدو تأسيس تاكنون غصب سرزمين فلسطينيها و مسلمان كشي بوده است. استدلال مسلمانان اين است كه چنين كشوري و ملتي ساخته و پرداخته استعمارغرب است و براي سلطه بر مسلمانان و در مضيقه قراردادن آنان ايجاد شده است. اين بود كه حتي دولت آقاي خاتمي نتوانست اين خط سرخ جمهوري اسلامي را زير پاكند. چنانكه آمد اين خط سرخ مختص جمهوري اسلامي هم نيست و قريب به اتفاق كشورهاي اسلامي، هويت مستقل اسراييل را مشروع نمي دانند؛ از جمله افغانستان. اما با اين وجود هيچ رييس جمهور مسلماني در جهان تا كنون به صراحت و عرياني احمدي نژاد، موضع ضد اسراييلي اتخاذ نكرده بود. تغيير ناگهاني 180 درجهاي احمدي نژاد درحالي روي داد كه سيد محمد خاتمي بارها به دليل اظهار دوستي با ديگر ملل دنيا ازجمله مردم امريكا، از سوي طرفداران احمدي نژاد تقبيح و سرزنش مي شد. حالا عجيب نيست از زبان احمدي نژاد شنيده شود كه با ملت اسراييل مشكلي ندارد؟ 3. نيستيم چرا، هم عجيب است و هم نيست! عجيب است، كه اگر عجيب نمي بود رهبر جمهوري اسلامي ايران هم كاسهي صبرش لبريز نمي شد. آيت الله علي خامنه اي كه بارها به طور بي سابقه اي به دفاع از سياستهاي دولت احمدي نژاد پرداخته و تاحدي در سلك يك رهبر جانب دار ظهور كرده بود، در خطبه هاي نمازجمعه گفت هيچكس همچو غلطي نمي تواند بكند كه بگويد ما حتي مردم اسراييل را دوست داريم. رهبر ايران با اشاره به سخنان مشايي، وي را بي آنكه نام ببرد به صراحت و با تأكيد فراوان مورد عتاب قرار داد: "این موضع دولت جمهوری اسلامی هم نیست... یک نفر پیدا می شود در باره مردمی که در اسرائیل زندگی می کنند، اظهار نظر می کند، البته این اظهار نظر غلطی است. اینکه گفته می شود ما با مردم اسرائیل هم مثل مردم دیگر دنیا دوستیم، این حرف درستی نیست". در پي اظهارات صريح و عتاب آلود رهبر جمهوري اسلامي، معاون رييس جمهور مجبور به توبه شد و در تأييد سخنان رهبر اعلام كرد كه ما همه باهم دوست ملت اسراييل نيستيم: " با احترام به استحضار می رساند نظر به بیانات روشنگر حضرتعالی در خطبه های نماز جمعه امروز تهران که مانند همیشه فصل الخطاب بوده و خواهد بود، این جانب ضمن اعلام تبعیت کامل خود از دیدگاه آن حضرت در موضوع مردم سرزمین های اشغالی، تاکید می نماید که به عنوان سربازی کوچک در دولت خدمتگزار تمامی مساعی خود را در چارچوب سیاست های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که از سوی ولی امر مسلمین تعیین و تبیین می شود به کار خواهم بست. بدیهی است که موضع این جانب در موضوع مبارزات مردم مظلوم فلسطین و رژیم غاصب و جنایتکار اشغالگر چنانچه در سخنرانی ها و مصاحبه های فراوان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی آشکارا بیان کرده ام ادامه مبارزات حق طلبانه مردم فلسطین و بازپس گیری سرزمین های اشغالی است". عجيب نيست؛ زيرا اگر منصفانه بنگريم، ريسك اظهارات و آرزوهاي آرمانگرايانه و خصمانه احمدي نژاد عليه اسراييل، تنها متوجه ملت و مردم ايران نبوده بلكه شخص او را نيز در مخمصه قرار داده و مرتب تاوان پس مي دهد. علاوه برانتقادات تندي كه از اپوزيسيون داخلي چپ و راست نظام جمهوري اسلامي دريافت مي كند، اخيرا فاش شد كه اسراييلي ها چندين بار تلاش كرده اند وي را بربايند و محاكمه كنند. نتيجه معلوم نيست آيا آقاي رييس جمهور احمدي نژاد نيز همچون معاون خود مجبور به تغيير مجدد موضع مي شود و علنا توبه مي كند يا خير؟! اگر با توجه به اظهارات رهبر جمهوري اسلامي و توبهي معاون رييس جمهور، نمايندگان مجلس ايران و يا ديگر افكار عمومي و مطبوعات، احمدي نژاد را نيز مجبور به اقرار و اعتراف نمايند، وي نيز چاره اي جز توبه نخواهد داشت. آن زمان او بار ديگر بناچارهمان احمدي نژاد نخست خواهد شد! اما اگر به اظهارات معاونش بسنده كنند، گشايشي موقت در كارش ايجاد خواهد شد ولي آيا از وي احمدي نژادي متفاوت هم خواهد ساخت؟ احمدي نژادي كه سياستش مبتني بر قواعد و سنجش و محاسبه باشد؟ البته اگر جاي او كسي ديگر بود از اول براي خود چنين پاشنه آشيل نمي ساخت و در مورد اظهارات خود در عرصهي مناسبات بين المللي كه ظرافتهاي بسيار مي طلبد، حزم و احتياط بيشتر مي نمود. اين مسايل به نيكي مي آموزد كه چقدر سزاواراست سياستمداران هركشوري در اظهارات خود كه تبعات و بازتابهاي ژرف بين المللي دارند، تعمق و تأمل نمايند و در هر بزنگاهي راه فراري هم براي خود باقي گذارند تا فردا با چنين رسوايي هايي روبرو نشوند.
موضوع مرتبط: مسايل منطقه و جهان, ايران
|