Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

اجتماعي, فرهنگي, زنان/كودكان

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از سيد علي حسيني در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها

25.08.2008: نظام زن ستيز خانواده در افغانستان(1)



نظام زن ستیز خانواده در افغانستان (2)

نويسنده: سيدعلي حسيني



تاريخ نشر: 8.09.2008


همانگونه که دانستیم از نظر تاریخی، در تقریبا همه تمدنها حقوق زنان در بسیاری از مسائل اجتماعی و اقتصادی و حتی خانوادگی محدود بوده و آنان به طور سیستماتیک و نظام مند در تحت اختیار و سلطه مردان زندگی کرده و اراده آزاد نداشتند. البته این نابرابری در همه به یک اندازه نبوده، در برخی نابرابری شدید و در برخی قابل تحمل بوده است.


Story Image, Click to View Article

همانگونه که دانستیم از نظر تاریخی، در تقریبا همه تمدنها حقوق زنان در بسیاری از مسائل اجتماعی و اقتصادی و حتی خانوادگی محدود بوده و آنان به طور سیستماتیک و نظام مند در تحت اختیار و سلطه مردان زندگی کرده و اراده آزاد نداشتند. البته این نابرابری در همه به یک اندازه نبوده، در برخی نابرابری شدید و در برخی قابل تحمل بوده است. تقریبا در همه این جوامع آن چیزی که از فشار سنگین نابرابری در مقابل زنان حمایت می کرده است، اخلاقیات و یا دستورات مذهبی بوده است که هر چند نظام برابر را تجویز و یا پیشنهاد نمی کردند، اما با دستورات مدارا جویانه مردان را به نیکی با زنان تشویق می کرده است. شاید به همین دلیل است که زنان معمولا سنتی تر و مذهبی تر از مردان است، زیرا آنها در جایی که عملا دارای قدرت برابر نیستند نفع خود را در حمایت اخلاق و مذهب می بینند.

برابری طلبی زن و مرد تنها پس از ورود تمدن غربی (اروپایی- آمریکای) به مرحله جدید و تحولات تمدنی در مغرب زمین بود؛ تنها در قرن بیستم بود که زنان از نظر حقوقی به برابری رسیدند. (حتی اکنون نیز برابری تنها از نظر قانونی است، به بیان دیگر تنها تبعیض و موانع پیشرفت برداشته شده است). جاذبه های تمدن جدید در قبال حقوق زنان موجب شد که دیگر جوامع نیز از آن پیروی کنند. در این مسیر (پیروی از غرب و ایجاد جنبش حمایت از زنان و یا اعطای حقوق کمتر تبعیض آمیز به زنان) هر ملت-دولتی که به غرب نزدیک تر بود، بیشتر پیشرفت داشت.

افغان ها که قبلا به واسطه هند بریتانیوی از پیشرفت های صنعتی، اقتصادی و اجتماعی غرب مطلع شده بودند و حتی در مواردی مانند پیشرفت های نظامی از آن بی بهره نبودند نیز اخبار مربوط به تحولات سیاسی و اجتماعی مغرب زمین را می شنیدند، اما تنها روشنفکران افغان علاقه ای به تحول از خود نشان می دادند. این گروه که در زمان پادشاهی حبیب الله فضای بهتری را برای خود می دیدند، از نظر سیاسی تکیه خود در دربار را شاهزاده امان الله خان می دانستند. در واقع شاهزاده امان الله خان خود دارای تفکرات روشنفکرانه بوده و خواهان تحول در جامعه، نظام آموزشی و نظام اداری کشور بود. با اینکه حبیب الله خان گام هایی را در جهت استبداد زدایی از جامعه افغانستان برداشته بود (مثلا به ظلمی که علیه اقلیت هزاره در زمان پدرش عبدالرحمان خان شد، پایان داد و یا با ایجاد لیسه حبیبیه نظام آموزشی جدید را وارد افغانستان کرد)، اما در اواخر عمر بیشتر به خوشگذرانی می پرداخت تا اینکه به مملکت سامان دهد.

شاهان امان الله دولت خود را با اعلام استقلال کشور، برابری همگان، تدوین قانون اساسی، عدم اتکا به مذهب، اصلاحات اداری و کوشش برای پیشرفت آغاز کرد. علاقه وی به پیشرفت کشور و کوشش برای جبران عقب ماندگی بی اندازه بود تا جایی که وی بی توجه به سنتی بودن جامعه و نظام قدرت در افغانستان گام هایی برداشت که او را از جامعه دور ساخته و به مخالفانش میدان می داد. آنچه او برای بهبود اوضاع زنان برداشت، اصلاحات دولتی و شتاب زده در جهت برابری زنان با مردان و حمایت از کشف حجاب زنان بود که جامعه افغانستان آن را برنمی تابید. حضور سر برهنه ملکه ثریا در مجالس و پخش تصاویر وی بهانه ای بود برای نیروهای مخالف تا با سنگر گرفتن در پشت مذهب، حکومت وی را سرنگون کنند. این دوران کوتاه اصلاحات به زودی به هرج و مرج و استقرار نظام سنتی انجامید.

گام های دیگر در جهت حمایت از حقوق زنان در زمان پادشاهی ظاهر شاه برداشته شد. تدوین قانون اساسی که در آن برخی از حقوق زنان مورد حمایت قانون قرار می گرفت و نیز تدوین قوانین مدنی و جزائی که در آنها با برخی از سنن و عنعنات ناروا علیه زنان مخالفت شده بود، از جمله این اقدامات بود. از سوی دیگر با گسترش شهر نشینی از یکسو و آشنایی زنان شهری (عمدتا مناطق مرفه شهرها و بویژه کابل) با حقوق خود و نیز اشتغال آنان موجب می شد که در زمینه حقوق زنان پیشرفت هایی صورت گیرد. مهمتر از همه اینکه امنیتی که افغانستان در زمان ظاهر شاه داشت، از لحاظ اجتماعی به نفع زنان بود؛ این مسئله زمینه مناسبی را برای حاکمیت قانون در جامعه فراهم می کرد.

گذشته از پیشرفت های آهسته اما مداوم زنان در زمان پادشاهی ظاهر و جمهوری سردار داوود، حوادث بعدی برای جامعه افغانستان مصیبت بار بود. جنگ تمام دستاوردهای مادی و معنوی جامعه را از بین می برد؛ با آنکه ساختارهای سنتی و قبیله ای از هم می پاشید اما تنها سوختن و تاراج کردن جای آن را می گرفت. آنچه که برای ما روشن می شود که جنگ و ناامنی بیش از همه زنان و کودکان را تهدید می کند، زیرا در زمان جنگ قدرت فیزیکی در همه عرصه ها عنصر تعیین کننده است، چیزی که زنان و کودکان از آن محروم اند.
جنگ داخلی نه تنها
برای زنان ناامنی و توقف پیشرفت آورد، بلکه با تصرف کابل به دست مجاهدین ممانعت های قانونی و عملی علیه زنان بیش تر شد، این اقدامات به منظور و تحت نام اسلامی کردن نظام اداری و جامعه صورت می گرفت. در عمل تصرف کابل به دست احزاب  جهادی به معنای پیروزی نظام قبیله ای بر نظام شهری بود؛ رهبران و فرماندهان جهادی اکثرا چند همسر داشتند، در عین زمان زنان آنان پرده نشین بودند و در فعالیت های اجتماعی و سیاسی حضور چندانی نداشتند، به زنان به چشم وسیله انحراف جوانان نگریسته می شد، به گسترش آموزش زنان و دختران علاقه چندانی نداشتند و... .

با استمرار و گسترش جنگ های داخلی، مردم عملا از احزاب جهادی روگردان شده و زمینه برای حضور نیرویی که بتواند حتی با سرکوب امنیت بیاورد فراهم شد. طالبان نه تنها به خلع سلاح احزاب مخالف پرداخت، بلکه قوانینی وضع کردند که آزادی های همگانی را تقریبا سلب و تمدن شهری را نابود می کرد. این قوانین به ویژه از آن جهت که علیه حضور زنان در نظام اداری، محدودیت شدید بر پوشش، منع تحصیل و اشتغال و ... بود، در جهان بی مانند و مثال زدنی بود و عملا به ارائه تصویری نامناسب از افغان ها در نزد جهانیان می انجامید.
ادامه دارد
...

 

موضوع مرتبط: اجتماعي, فرهنگي, زنان/كودكان
بازديد 757
امتيازات 1
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از سيد علي حسيني:

 

  از ميان همين موضوع:

  • سه هدف اساسي طالبان ( حامد شفايي )
  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • کابل که من دیدم ! ( نبي قانع زاده )
  • در ضرورت جنگ داخلی ( سخيداد هاتف )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069315
    Users Online-----------------------------6-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون