Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

اجتماعي, فرهنگي, انديشه

سايت را به دوستان معرفي كنيد!


طالبان یا طالبانیسم؛ ریشه مشکلات (4)

نويسنده: سید علی حسینی



تاريخ نشر: 12.08.2008


گذشته از خصیصه­های تعصب مذهبی و قوم گرایی طالبانیسم، که سه دهه ما را از نعمت آرامش و رفاه اندک محروم کرده است، مهمترین خصیصه طالبان بی­اعتقادی آنان به دستاوردهای عقل مدرن است. جریان­های عمده حاضر در کشور در صحنه نظامی و سیاسی در سه دهه گذشته عموما به دستاوردهای عقلانی انسان مدرن بی­ایمان بوده­اند. منظور از دستاوردهای تمدن نوین جدایی دین از سیاست (سکولاریسم)، عقل­گرایی (رشنالیسم)، علم باوری، اصالت انسان (هیومنیسم)، تساوی انسان (و حقوق بشر)، تکثرگرایی (پلورالیسم)، حاکمیت مردم (دموکراسی)، آزادی خواهی (لیبرالیسم) و رفاه است.


Story Image, Click to View Article

گذشته از خصیصه­های تعصب مذهبی و قوم گرایی طالبانیسم، که سه دهه ما را از نعمت آرامش و رفاه اندک محروم کرده است، مهمترین خصیصه طالبان بی­اعتقادی آنان به دستاوردهای عقل مدرن است. جریان­های عمده حاضر در کشور در صحنه نظامی و سیاسی در سه دهه گذشته عموما به دستاوردهای عقلانی انسان مدرن بی­ایمان بوده­اند. منظور از دستاوردهای تمدن نوین جدایی دین از سیاست (سکولاریسم)، عقل­گرایی (رشنالیسم)، علم باوری، اصالت انسان (هیومنیسم)، تساوی انسان (و حقوق بشر)، تکثرگرایی (پلورالیسم)، حاکمیت مردم (دموکراسی)، آزادی خواهی (لیبرالیسم) و رفاه است.


بشر نوین با درس گرفتن از تجارب تلخ تاریخی و استبدادها و جنگ­ها به این نتیجه رسیده است که عقل باید به عنوان عنصر مشترک که توانسته تمدن بسازد و انسان را از دیگر موجودات متمایز کند، بر روابط انسانی حاکم باشد و همه اصول حقوقی حاکم بر جامعه بشری (داخلی یا بین المللی) باید معقول و برآمده از خرد جمعی باشد. با اینکه نقش دین در معنا دادن به زندگی آدمی انکار ناپذیر است، اما تجربه طولانی نشان داده که حاکمیت مذهب با توجه به اینکه هر کدام تنها پیروان خود را حق مطلق و دیگران را باطل محض می­داند، در بسیاری از موارد به نابردباری مذهبی و در نتیجه جنگ می­انجامد. مطالعه تجربه­ اروپاییان (بین فرقه­های مسیحی، درگیری با یهودیان و جنگ­های صلیبی با مسلمانان)، جنگ­های بین مسلمانان و هندوها (جنگهای محمود غزنوی، نامگذاری کوههای کشور به نام هندوکش و...)، جنگ­های بین مسلمانان (شیعه و سنی، اسماعیلیان با دیگران، شیعیان با وهابیان و...) همه بشر امروز را به این نتیجه رسانیده است که حکومت­های مذهبی در اکثر موارد نابردبارند و عدم تحمل دیگران زمینه ساز جنگ است. طالبانیسم موجود در کشور در سه دهه گذشته آشکارا با هرگونه کوششی جهت کم کردن نقش دین در سیاست مبارزه کرده و با تمام خشونت آن را سرکوب کردند.


در فقدان حاکمیت مذهب (یا بهتر بگوییم مذاهب)، عنصر عقل (که از نظر مدرنیست­های مذهبی، مخاطب دین نیز می­باشد و فهم دین نیز کار عقل است) به میان می­آید. در جهان مدرن، عقل هم مبناساز است (خود بنیاد) و هم ساختار ساز و هم خود گستر. عقلانیت چنان با ساختار زندگی مدرن درهم آمیخته است که حتی علیرغم انزوای دین از صحنه سیاسی و اجتماعی، بازهم کوشش­های زیادی در جهت عقلانی کردن دین در میان همه ادیان صورت می­گیرد. از این جهت جریان­های جهادی (که عمدتا فاقد مغزهای متفکر و ایدئولوگ و به تمام معنا سطحی بوده و هیچ اساس و برنامه­ای برای ساختن نظام اسلامی مطلوب خود نداشتند) به شدت فقیر و بی­مایه به حساب می­آمدند. به طور طبیعی نمی­توان از جریان مذهبی انتظار داشت که به عقلانیت مدرن معتقد باشد، بلکه منظور این است که با توجه به شرایط زمانی زندگی در قرون بیستم و بیست و یکم در جهت عقلانی کردن شعارهای و ارزش­های خود قدم بردارند؛ چیزی که هرگز در افغانستان صورت نگرفت.


علم باوری از دیگر خصیصه­­های تمدن جدید است و این خصوصیت بدلیل ملموس بودن بیش از دیگر خصوصیات مدرنیسم برق چشم انسان­ها را گرفته است. سرعت گسترش و نوآوری در علوم به اندازه­ای است که کسی را توان مقاومت در برابر آن نیست. درست به همین دلیل جنبش­های اسلامی در کشورهای پیشرو اسلامی (مانند اندونزی، مصر، ایران و ترکیه) در صدد علمی کردن دین برآمدند (صرفنظر از میزان موفقیت آنان). بنیادگرایی افغانی اما فاقد باور اندک به علم و علم گرایی بود. ملا­ّهای سنتی حتی در دوره پادشاهی ظاهر شاه با گسترش مدارس دولتی مخالفت می­کردند و آنرا زمینه ساز تضعیف دین می­دانستند (حتی هم اکنون نیز در برخی مناطق چنین مقاومت­های ناموفق سنتی صورت می­گیرد). با اینکه رهبران جهادی تا حدودی با احوالات جهان آشنا بودند و مانند ملاّهای سنتی نمی­اندیشیدند، اما به اندازه­ای که از ترویج مدارس دینی در پاکستان استقبال کردند، از ترویج علوم جدید استقبال نکردند (چه رسد به آنکه بتوان از علم باوری آنها به معنای دقیق آن سخن گفت). بررسی عملکرد طالبان در مورد ترویج علوم (ساینس) داستان تلخ و بیانگر انحطاط بی­پایان آنان است؛ گویا رسالت آنان تمدن­زدایی بود. منع تحصیل زنان و بستن مدارس دولتی و تبدیل آنان به مدارس دینی نشان می­دهد که آنان از تاریخ اسلام نیز بی­خبر بودند.


کارنامه بنیادگرایی (که نسخه افغانی آن را می­توان طالبانیسم نامید) در زمینه احترام به کرامت انسانی و تقدس زندگی انسان (صرفنظر از اعتقادات وی) نیز هیچ نقطه درخشانی ندارد. در حالیکه بعد از جنگ دوم جهانی اندیشه کرامت انسانی به سرعت جهانگیر می­شد و کشورهای مسلمان نیز می­خواستند در این جهت بین دین و انسان­گرایی سازگاری به وجود آورند و یا لااقل قرائت دینی مدارا محور ارائه دهند، کرامت انسان در افغانستان اما هر چه بیشتر بی­ارزش می­شد. اگر خشونت دوران جهاد را تنها مدنظر قرار دهیم شاید بتوانیم آن را ناشی از ضرورت­های جنگ دانسته و از کارنامه گروه­های جهادی دفاع کنیم، اما کارنامه این گروه­ها تا زمان خلع سلاح (پروسه دی-دی-آر در دولت جدید) شرم­آور است. برای نمونه کافی است که رفتارهای احزاب عمده حاضر در جنگ­های کابل را یاد آوریم (به ویژه راکت­باران کابل توسط حزب اسلامی حکمتیار، بی­رحمی­های صورت گرفته توسط حزب اتحاد اسلامی عبد الرسول سیّاف و رفتارهای وحشیانه نیروهای حزب وحدت اسلامی). خشونت حزب جمعیت اسلامی و انحصار طلبی آنان و نیز کارنامه دیگر احزاب مانند حزب یونس خالص، حزب حرکت اسلامی به رهبری آیت الله محسنی و نیروهای تحت امر اسماعیل خان نیز مثال زدنی­اند (در اینجا از جنایات صورت گرفته توسط نیروهای جنبش ملی اسلامی وابسته به ژنرال دوستم سخنی نمی­آید، زیرا این گروه به هیچ عنوان مذهبی به شمار نمی­آمد).


فکر می­کنم نیازی نباشد تا موقف بنیادگرایی افغانی در قبال دیگر دستاوردهای تمدن جدید مانند تکثرگرایی، آزادی خواهی و حاکمیت مردم (دموکراسی) را بررسی نماییم. چگونه یک گروه نابردبار می­تواند تکثرگرایی را بپذیرد؛ مقدمه پذیرش تکثر به رسمیت شناختن دیگران است. در حالیکه در افغانستان تکثر بوده است، اما از تکثر گرایی خبری نبوده است. در اینجا این گفته «بوریس گروموف» رئیس لشکر چهلم ارتش شوروی در افغانستان در زمان اشغال به خاطر می­آید که رهبران افغانستان همه مثل هم هستند و تنها چیزی که آنها را از هم متفاوت می­کند، خودخواهی آنان است. ....


نتیجه گیری:


هدف از آنچه گذشت نه تحلیل تاریخ غمبار معاصر و نکوهش این و آن است، بلکه تاکید بر این نکته است که مشکل ما تنها طالبان نیست، بلکه طالبانیسم (یا ورژن افغانی بنیادگرایی) است. ناآشنایی جامعه و نخبگان افغانی باارزش­های دنیای مدرن از یکسو و فراموشی جوهر دین (یعنی تعالی معنوی و روحانی انسان و امنیت و رفاه وی) توسط متدینان صورت­گرا و سطحی نگر موجب شده که در وضعیت قرار گیریم که اگر با تمام وجود از جنگ متنفر شده باشیم، اگر جامعه بین المللی با دهها هزار نیرو و دهها میلیارد دالر کمک بیاید، اگر با تحقیر از خانه دیگران رانده شویم، اگر امیدهایی که نامسلمانان برای ما آفریده یکی یکی خاموش شوند، اگر به کمک ماهواره از احوالات و تحولات هر روزه دنیا باخبر شویم و با حسرت به آن بنگریم  و ... باز هم دنیای ما را ناامنی­ها و ترورهای مقدس تشکیل دهد، آزادی فقط سطحی باقی مانده و کسی را یارای نقد ساختار قدرت نیست، هنوز هم کسی نمی­تواند از اصلاح طلبی دینی سخنی به میان آورد، هنوز هم قهرمان­پرست و خشونت پرست باقی بمانیم، هنوز هم برقع و ریش و دستار نشانی مسلمانی و افغانیت است، هنوز هم چهره و نام زن ممنوع است، هنوز هم بر سر نام «دانشگاه و پوهنتون» دعوا می­کنیم در حالیکه از آزادی خواهی دانشگاه­های دنیا (و لااقل از علم آوری آن) بی­بهره­ایم و... .


مشکل ما تنها طالبان نیست. طالبان چه آنگونه که ادعا می­شود (و قرائن نیز آن را ثابت می­کند) پدیده کاملا خارجی باشد و چه نه، مشکل جهان ذهنی ما است. طالبان اگر یک پدیده سیاسی است، طالبانیسم اما یک جریان فکری است که در تاریخ ما ریشه دارد و در تاریخ معاصر ما ریشه­دارتر شده است. تا وقتی ریشه­های این درخت خار خشکیده نشود، حاشا که خارکن بتواند آسوده بخسبد. از طالبان متنفریم اما گفتمان سیاسی ما قومیت­گرا است، با طالبان مبارزه می­کنیم ولی اگر خارجی­ها به داد روشنفکران ما نرسد، طناب ارتداد هر روز بر گردن یکی پیچیده خواهد شد، از طالبان شکایت می­کنیم ولی بنابر هر دلیلی روشنفکران ما در جریان انتخابات جانب یک جنگ سالار (که رفتارهای آنان زمینه ساز ظهور طالبان بود) را می­گیرد، گویا دایره سرنوشت افغان­ها جز بر مدار چند کس نمی­چرخد و... .


اینک روشفکران (و یا بهتر بگویم تحصیلکردگان) را مخاطب قرار داده و آنان را به تامل در این سخنان دعوت می­کنم. فکر می­کنم در مقابله با طالبان و انتحاریون کار چندانی از دست ما ساخته نباشد، اما آیا این وظیفه ناتو و اردوی ملی است که با طالبانیسمی که در اذهان ما و در سنت تاریخی ما ریشه دارد، مبارزه کنند؟ بدون شک آنان نمی­توانند. اگر باید با طالبانیسم مبارزه کرد این وظیفه کسانی است که از اندیشه و تحصیل برخوردار اند. حتی در جوامع مسلمانی که مشکلات ما را (گسستگی سیاسی و اجتماعی، خشونت­زدگی فرهنگی، پایین بودن سطح فرهنگ و سواد عمومی و...) نداشتند، گذر از سنت به مدرنیسم بدون سعی فکری اندیشمندان و همفکری­های روشن اندیشانه نخبگان ناممکن بوده­است، چه رسد به ما که مشکل ما تنها مدرن شدن نیست، مشکل گذر از سنتی است که بکارگیری خشونت عریان را تجربه کرده و آماده تکرار آن است. پس باید خود را آماده مبارزه با طالبانیسم یا بنیادگرایی افغانی کنیم. این حقیقت همت و هوشیاری روشنفکران، نخبگان و تحصیلکردگان افغان را می­طلبد.


 

موضوع مرتبط: اجتماعي, فرهنگي, انديشه
بازديد 885
امتيازات 4
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از سيد علي حسيني:

 

  از ميان همين موضوع:

  • سه هدف اساسي طالبان ( حامد شفايي )
  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • کابل که من دیدم ! ( نبي قانع زاده )
  • در ضرورت جنگ داخلی ( سخيداد هاتف )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069641
    Users Online-----------------------------23-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون