زردشت، ازماقبل باستان تا زمان ساسان، از افسانه تا فلسفه
نويسنده: آرام بختياري
تاريخ نشر: 5.08.2008
پیرامون زمان زندگی زردشت اختلاف نظری 1000ساله – و درباره محل زندگی او حدسیاتی از دریاچه آرال تا دریاچه ارومیه، از آمودریا تا رود هیلمن درسیستان، ازخوارزم تا شهرری وجوددارد. منابع یونانی مرگ اورا 258 سال پیش ازمرگ اسکندرمقدونی و اورا همدوره کنفوسیوس و بودا یا سال 588 پیش ازمیلاد میدانند. پارسهای زردشتی ایرانی مقیم هند تاریخ تولد اورا 6000 سال! پیش ازمیلاد بشمار می آورند. درمنابع چپ تاریخ تولد ومرگ او را با 5 قرن اختلاف نظر میان قرن پنجم و قرن دهم پیش ازمیلاد ثبت کرده اند.
مارکسیست ها زردشتی نشوند، حتا بعد ازشکست های مخوف ویا موقت پل والری می نویسد که تاریخ خطرناک ترین محصولی است که کیمیاگری روشنفکری تولید میکند – و رودکی درشعری میسراید: آنکس که ازتاریخ نیاموزد، ازمعلم هیچگاه نخواهد آموخت. کدام نظر را باید میان جمله والری و شعر رودکی پذیرفت؟. سه هزارسال است که محققین به تجزیه وتحلیل دین زردشت می پردازند. درغرب، فیلسوفان، هنرمندان و موسیقی دانانی مانند نیچه، اشتراوس و موتسارت آثاری ازخود را دررابطه بانام زردشت نامیدند به امید اینکه خواننده وشنونده راعلاقمند، کنجکاو و یاشوکه کنند گرچه آن آثار هیچ رابطه ای بانام زردشت نداشتند، حتا زردشت نیچه نیز ربطی با نام پیغمبرایران باستان نداشت. یونانیها نام زردشت را بصورت "مالک شترهای طلایی رنگ" ترجمه کرده اند. برای گروهی از مورخین، او نخستین پیامبر ثبت شده تاریخ و یکی از نخستین ادیان کره زمین است . پیرامون زمان زندگی زردشت اختلاف نظری 1000ساله – و درباره محل زندگی او حدسیاتی از دریاچه آرال تا دریاچه ارومیه، از آمودریا تا رود هیلمن درسیستان، ازخوارزم تا شهرری وجوددارد. منابع یونانی مرگ اورا 258 سال پیش ازمرگ اسکندرمقدونی و اورا همدوره کنفوسیوس و بودا یا سال 588 پیش ازمیلاد میدانند. پارسهای زردشتی ایرانی مقیم هند تاریخ تولد اورا 6000 سال! پیش ازمیلاد بشمار می آورند. درمنابع چپ تاریخ تولد ومرگ او را با 5 قرن اختلاف نظر میان قرن پنجم و قرن دهم پیش ازمیلاد ثبت کرده اند. طبق گزارش هرودت، ازمیانه قرن ششم پیش ازمیلاد تصویر واقعی ازدین زردشت وجود داشته است. گروههای دیگری مدعی هستند که قدمت آن بیش از 1000سال پیش ازمیلاد نمی تواند باشد. درچند منبع ولی تاریخ تولد ومرگ او را درهزاره پیش ازمیلاد درشرق ایران میدانند یعنی درزمانیکه امپراتوری ماد بوجودآمد. آنزمان پارسها واسال و خراجگذار دولت ماد بودند. محل تولد او را هامون و هیلمن درسیستان، آمودریا درخوارزم، ری درتهران یا روستایی درآذربایجان دانسته که بعدها به سبب تعقیب به شرق ایران فرارنموده است. کتاب اوستا ازطریق اهورامزدا یا خدای دانایی گویا درسن 30سالگی در ری به وی وحی شده. تاکنون معلوم نشده که زردشت درکجا بدنیا آمده و درکجا فعالیت پیامبری اش راآغاز نموده است . منبع دیگری مینویسد زمانیکه نبوناصردوم حاکم بابل دربین النهرین شهر اورشلیم درکنعان(فلسطین واسرائیل امروزی) راتسخیر کرد، درایران زردشت معروفیت اجتماعی یافت. زندگی اومصادف بود با مهاجرت قبایل و خلقهایی ازشرق به غرب ایران یعنی ازنواهی آسیای میانه به آسیای صغیردرقرن 11پیش ازمیلاد. به روایت تاریخ، حاکمی بنام ویشتاسب همراه زردشت نقشه حمله به کشورهای همجواربرای صدوردین اهورایی نمود، گرچه آنزمان ادعا میشد که این اقدام به بهانه دفاع از خود بود و نه جنگ مقدس مانند زمان توسعه طلبی مسیحیت واسلام. شهرری گویا مدتی واتیکان مغ های زردشتی بوده. به سبب نام اهورامزدا، دین زردشت را گاهی دین مزدایی نامیده اند. درمقابل پانته ایسم (طبیعت خدایی) ایران باستان پیشین، مزداگرایی دین زردشت یک دوئالیسم(ثنویت) خوشبینانه بود. نشراوستا را بین قرونن 8تا3پیش ازمیلاد گمان میزنند وازسال 411 پیش ازمیلاد ازیک تقویم ایرانی نام آمده است، یعنی ما اکنون درسال 2419 اهورایی هستیم .خالق تئوری عبورازپل صراط درسردوراهی جهنم و پردیس! نیز زردشت است، زردشت نخستین دینی است که سخن ازپایان جهان وآمدن روزقیامت می نماید. اهورامزدا را خدای دانایی ترجمه کرده اند. عقاید اهورایی گویا پیش اززردشت نیز وجود داشته اند. به شواهد تاریخ، یونانیها از اصول راستگویی، هنرسوارکاری، رفتارمهربان باشکست خوردگان، توسط ایرانیان به تعجب آمده بودند. در دوئالیسم دین زردشت، جهان مکانی است میان مبارزه نیکی و بدی که درپایان نیکی بربدی پیروز میشود اگرچه به زمانی میان 6تا12 هزارسال نیازاست!. زردشت میگفت که خوبی وبدی نمیتوانند محصول یک خدای مشترک باشند. ازطرف دیگراشاره میشود که اهورامزدا خدایی است جدی، خشن و بیرحم و مومن باید جویای عدالت باشد و نه درانتظار ترحم، ودرصورت نیاز مومن باید با سلاح! علیه ادیان دیگربه مبارزه بپردازد. کورش گویا یکی از نخستین پیروان زردشت بود و درزمان حکومت داریوش اول دین زردشت جنبه دولتی ورسمی یافت. طبق گزارش هرودت درآغازشاهان هخامنشی حتا به مبارزه بادین زردشت پرداختند.ازطرف دیگراشاره میشود که پارسها ومادها درآنزمان دین زردشت را به غرب فلات ایران آوردند. به نقل از آثاری، زردشت درسن 77 سالگی توسط قبایل مهاجم راهزن کشته شده است . جامعه زمان زردشت ناآرام وپرهیجان بود چون قبایل علیه هم می جنگیدند.عشایرو روستاها هم درحال رقابت روی چراگاهها باهم بودند. زردشت خود عضو جامعه بی طبقه! گله داران و دامپروران بوده. به سبب تقسیم کار میان زن و مرد یک رابطه هماهنگ میان آنان وجود داشت. برای زردشت گله داران و دامپروران درمقابل عشایر مهاجم، انسانهایی صلح جو، باتقوا و خداترس بودند. دین او را میتوان دین گله داران و دامپروران دانست که ورای وضعیت و وابستگی اجتماعی افراد قرارداشت، جامعه ای که همچون هندوها به گاو احترام می گذاشت و ازقصابی آن خودداری میکرد. دردوره ماقبل باستان غیراز مبارزه علیه کاوه ها، دفاع از راستگویی و مخالفت با دروغ، بالاترین اصل اخلاقی آنان بود. زردشت در آغاز می بایست علیه خدایان ایران باستان، علیه بت ها و علیه دیوهای مورد قبول مردم می جنگید. ازجمله دیوهای مشهور: ایندیرا، ساورا، و ناقاتیا بودند. ازنظرفردی به انسانها توصیه می کردند که آنان باید بر غرایز، نفسانیات و شهوات شان مسلط شوند. مبارزه زردشت غیرازدیوپرستی هندی و قصابی گاو شامل جدل با اسطوره گرایی و عقیده چندخدایی بود. گروهی مدعی هستند که پیام زردشت برای همه و سوای وابستگی انسانها به کاست، طبقه و نژادشان بود گرچه زردشت خودتحت تاثیر ادیان هند و بودا بود. درآثاراوستایی دین زردشت محققین لهجه ایران شرقی راکشف کرده اند. دین زردشت درطول قرنها نه تنها دچار تغییر و تحول بوده بلکه امروزه آثاری دررابطه باآن وجوددارند که هنوزقابل ترجمه و تفهیم نیستند . چون درآنزمان فرقی میان دین وایدئولوژی نمی گذاشتند، نمی توان از ایدئولوژی نمودن دین سخن گفت. میسیونرهای دین زردشت نه تنها به مبارزه با بودیسم بلکه با شیواپرستی هندی نیز می پرداختند. در منابع غربی دین مزدایی و دین زردشتی یکی هستند. اهورامزدا نه تنها خدای نیکی بلکه خدای حقیقت بود. درمقابل اهورامزدا، اهریمن قرارداشت که سنبل دروغ، تاریکی و روح خشن بود. ازآنزمان که اهورامزدا زندگی راآفرید، اهریمن مرگ را به جهان فرستاد. انسان مخلوق اهورامزدا ازنظرطبیعی، موجودی است نیکوسرشت . سه اصل مهم زندگی انسان زردشتی: پندارنیک، گفتارنیک، و کردارنیک بودند و سه درس اخلاقی دیگردین زردشت: کوشش برای تبدیل دشمن به دوست، با شکست خوردگان عادلانه رفتارنمودن، و به نادانان درس دانایی دادن، بود. زردشت درآغازنه تنها به مبارزه با خرافات دینی و رسم و رسوم قربانی کردن حیوانات بلکه به مبارزه با مغ های مذهبی پرداخت. اومیگفت که درروز قیامت نیکی بربدی و نور بر تاریکی پیروزخواهدشد. محققین کتاب اوستا را به چندبخش تقسیم میکنند : ترانه ها(گاتها)، سرودها(جاشتها)، قوانین(ویده واتها)، و صداها. این کتاب را آنان کتاب دانش و دانایی بحساب می آوردند. دردکترین دین زردشت آزادی و کسب دانش مرتبه ای والا داشتند چون آزادی بدون آگاهی بی ارزش است. و چون هرکس بطورفردی و خصوصی میتواند باخدارابطه برقرارکند، جایی برای واسطه گری وجود ندارد. خدا یا اهورامزدای زردشت وجه مشترکی باخدایان ایران باستان و بابل نداشت. زردشت بعنوان رهبری مومن وعادل، قول نجات به بشریت میداد. درمعبد ایرانی خدایان باستان: میترا، و ارونا، و اهورامزدا سه خدای مهم بودند که بعدها درغرب ایران نیز مشهورشده و مورد احترام قرارگرفتند. دردین زردشت غیراز مراسم آتش پرستی، آناهیتا، خدای ثمربخشی بود. امروزه اشاره میشود که دین زردشت روی ادیان دیگرازجمله: یهود، مسیحیت، و اسلام اثرگذاشته است. زردشت نه تنها عرفان و تقدیرگرایی راقبول نداشت بلکه مردم را به تجارت با نیت نیک و مبارزه علیه پلیدی تشویق می نمود. گروهی از مغ های دولت ماد بعدها دین زردشت را میان شاهان درغرب ایران بردند. مغ ها غیراز مسئولیت مذهبی وتربیتی، دارای وظایفی اداری و دولتی بودند. غیبگویی نیزبخشی ازفعالیت های آنان بود. امروزه بعضی ازسرودها و ترانه های کتاب اوستا راتحت تاثیرسرودهای هندی بشمارمی آورند. دین زردشت غیراز نجات مسیحایی وعقاید ملکوتی، دارای تضادهایی باعقاید دیوپرستی بود. یونانی ها آنزمان مدعی بودند که شاهان هخامنشی خودرا خدا میدانستند. در سنگ نوشته های دوره هخامنشی گویا هیچگاه نامی اززردشت نیامده وچون بجای نام اهورامزدا آنان از واژه بغ برای خدا استفاده میکردند، ادعا میشود که پاره ای ازآنان هنوز زردشتی نشده بودند و گرچه زردشت قربانی کردن حیوانات را ممنوع کرده بود، درهردو امپراتوری هخامنشی وساسانی، رسم قربانی نمودن حیوانات ادامه یافت. نقش روحانیون مزدایی که درزمان هخامنشی از مغ ها تشکیل شده بود، امروزه مورداختلاف نظر محققین است. درسنگ نبشته های دوره هخامنشی همیشه تاکید روی مبارزه شاه با دروغ و بی عدالتی شده است. گروهی اشاره میکنند که آشنایی هخامنشیان بادین زردشت ممکن است حتا اززمان کورش، بنیادگزار آن شروع شده باشد، گرچه بدون تاکید روی نام زردشت آنان راباید مزداگرا دانست. درپایان دین زردشت به دومکتب مغ های اهل غرب، که سرنوشتی و قدری فکرمیکردند- و مکتب دیگری درسیستان و شرق که شفاهی بود؛ که بعدها با مکتب اول مخلوط گردید، تقسیم نمود. مفسربعدی دین زردشت مزدک بود. تاریخ مزدکیان تاریخ یک جنبش اجتماعی درزمان ساسانیان است. درزمان یک بحران اجتماعی داخلی و خارجی مزدک بعنوان رهبرجنبشی مردمی یا روشنفکری ظاهرشد. مزدک سرانجام درزمان قباد اول درقرن پنجم بعد ازمیلاد کشته شد. اومالکیت شخصی و وابستگی زنان به مردان راازجمله دلایل نابرابری اجتماعی نامید. ومیگفت ناعادلانه است اگرمردی بیش ازمردان دیگردارای مالکیت وزن باشد. درزمان شاپوراول به روحانیون زردشتی هربد و موبد میگفتند. امروزه میتوان گفت که جنبش مزدکی، عرفانی و بدبینانه – و جنبش مانوی، خوشبینانه بود. بعدها میتراپرستی ایرانیان به امپراتوری روم نیزرسید. بعد ازاشغال ایران توسط اعراب، گروهی ازپارسهای زردشتی ایرانی؛ حدود 1000سال پیش، به هندمهاجرت کردند. درحال حاضررقم آنان را به صدهزارتخمین میزنند. اعراب جنبش مانوی را زندقی نام گذاشتند و درتعقیب وآزارآنان کوتاهی ننمودند.
موضوع مرتبط: فرهنگي, تاريخي, انديشه
|