ادبیات تطبیقی به زبان ساده
نويسنده: سخيداد هاتف
تاريخ نشر: 31.07.2008
در این اواخر یکی از زبان شناسان نابغهی کشور به اسم" ولی احمد نوری" همت کرده و به قول خودش" اصطلاحات مروجهی افغانی" را در برابر " اصطلاحات مروجهی ایرانی " نهاده است ( اصل تحقیق عظیم ایشان را درسایت افغان جرمن آنلاین بخوانید).
در این اواخر یکی از زبان شناسان نابغهی کشور به اسم" ولی احمد نوری" همت کرده و به قول خودش" اصطلاحات مروجهی افغانی" را در برابر " اصطلاحات مروجهی ایرانی " نهاده است ( اصل تحقیق عظیم ایشان را درسایت افغان جرمن آنلاین بخوانید). ایشان با تواضعی که شایستهی هر محقق بزرگی است چنین نوشته است : " من سنگ اول این کار را می گذارم...". اما کاری که ایشان کرده واقعا خیلی فراتر از سنگ اول گذاشتن است. ایشان همچنان خواهش کرده که استفاده کننده گان از فرهنگ دو زبانهی ایشان" به مخالفین و خدمتگاران بیگانه لعنت بفرستند". لعنت، لعنت ! من در اینجا فقط چند نمونه از برابرگذاری های شاغلی نوری را می آورم و سعی می کنم برای مورد استعمال هر کلمه مثالی هم بیاورم. گفتنی است که کلمات انتخاب شده عینا از فرهنگ ایشان برگزیده شده اند. نمونهی کاربرد را من اضافه کرده ام تا روشن شود که زبان ایرانی ها چه قدر زشت است و اگر ما جلو ایرانی ها را نگیریم چه مصیبت بزرگی دامن گیر زبان ما خواهد شد: 1- کلمه ی افغانی : رئیس کلمه ی ایرانی : فرنشین نمونه ی کاربرد : ما می گوییم رئیس جمهور، ایرانی ها می گویند فرنشین جمهور. 2- کلمه ی افغانی : ارجل کلمه ی ایرانی: بی مقدار نمونه ی کاربرد : ایرانی ها می گویند این تحفه ی بی مقدار را بپذیرید. ما می گوییم : این تحفه ی ارجل را قبول كنيد. 3- کلمه ی افغانی : رادیو تلویزیون کلمه ی ایرانی: صدا و سیما نمونه ی کاربرد : ایرانی ها می گویند نه صدایش را شنیده ام و نه سیمایش را دیده ام. ما می گوییم نه رادیوی اش را شنیده ام و نه تلویزیون اش را دیده ام. 4- کلمه ی افغانی : انعکاس کلمه ی ایرانی : واکنش کار برد : ایرانی ها می گویند " واکنش فرنشین جمهور در مقابل صداهای مخالف." ما می گوییم : انعکاس رئیس جمهور در مقابل رادیوهای مخالف. 5- کلمه ی افغانی : صفحه کلمه ی ایرانی : برگ نمونه ی کاربرد :ایرانی ها: برگ درختان زرد شدند. ما می گوییم : صفحه ی درخت ها زرد شدند. 6- کلمه ی افغانی : بازاری کلمه ی ایرانی : پست، هرزه نمونه ی کاربرد : ایرانی هامی گویند " نماینده ی پست ها و هرزه ها در شورای شهر ". ما می گوییم نماینده ی بازاریان در جرگه ی شهر. 7- کلمه ی افغانی : کمی کلمه ی ایرانی: کاهش نمونه ی کاربرد : (به شماره ی هشت مراجعه شود.) 8- کلمه ی افغانی : سایه کلمه ی ایرانی : جن نمونه ی کاربرد : ما می گوییم خدا سایه ی شما را از سر ما کم نکند . ایرانی ها می گویند : خدا جن شما را از سر ما کاهش ندهد. 9- کلمه ی افغانی : سنگ بقه ایرانی : سنبل نمونه ی کاربرد : ایرانی ها می گویند در دشت و دمن سنبل روییده. ما می گوییم در همه جا سنگ بقه روییده. 10- کلمه ی افغانی : میلان کلمه ی ایرانی : گرایش نمونه ی کاربرد : ایرانی ها می گویند " گرایش های سیاسی" . ما می گوییم میلان های سیاسی. 11- کلمه ی افغانی : ترق و ترق کلمه ی ایرانی : سر و صدا مورد کاربرد : ایرانی ها می گویند " سر و صدای مردم از بیرون می آمد". ما می گوییم : ترق و ترق مردم از بیرون می آمد.
موضوع مرتبط: طنز
|