Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

طنز, ويژه نويسندگان

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از امين آرمان در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها




جرّاحان كابل

نويسنده: امين



تاريخ نشر: 28.07.2008


داكتران سرِ بيمار را به حال خود گذاشته، چاقوها، قيچي‌ها و انبُرها را طرف شكم مريض نشانه گرفتند. يكي از جراحان دستيار كه به تازگي عضو جراحان بدون مرز شده بود، به ديگران پرخاش نمود كه به او فرصت بيشتر داده شود. همه با بي ميلي پذيرفتند. داكتر جديد –داكترفدا- با انتقاد از ديگران گفت: اين روشهاي شما ديگر به قرن حجر تعلق دارد. اجازه بدهيد. وي سپس، چاقوي خود را به سبك پست مدرن وارد شكم بيمار نمود.



دستياران جرّاح اطراف مريض حلقه زده هريك نيشتري، انبُري و قيچي اي در دست، چشم در چشمان جراح دوخته بودند. داكتر صبورالله سباوون، جراح ممتاز و برجسته‌ي شفاخانه‌هاي كابل بود. او از مدرسه عالي مطالعات و تحقيقات اكادميك جراحي سلول مغزي و مجراي آزادي بيان و تبادل اطلاعات ن.پي.دي. درجه داكتري گرفته بود. داكتر دستور داد اول فرق سر مريض را بشكافيد. دستياران داكتر يكي با قيچي، يكي با انبُر و ديگري با چاقويي كه در دست داشتند، افتادند به جان جمجمه‌ي بيمار و در چشم بهم زدني، استخوان جمجمه را تكه پاره كردند. خون فواره مي زد و داكتر بلافاصله شروع كرد با نوك چاقوي جراحي خود به تكان دادن عضلات مغزي و تورق كردن شريان هاي عصبي مريض. در اينحال، بيمار تكان هاي خفيفي مي خورد و عضلات داخل شكاف جمجمه اش همانند نبضِ آدمِ حلق آويز، تند تند مي پريدند. در اين زمان، داكتر قهقه‌اي زد و سپس دستور داد: خلاص شد! برويد پايان تر...


داكتران سرِ بيمار را به حال خود گذاشته چاقوها، قيچي‌ها و انبُرها را طرف شكم مريض نشانه رفتند. يكي از جراحان دستيار كه به تازگي عضو جراحان بدون مرز شده بود، به ديگران پرخاش نمود كه به او فرصت بيشتر داده شود. همه با بي ميلي پذيرفتند. داكتر جديد –داكترفدا- با انتقاد از ديگران گفت: اين روشهاي شما ديگر به قرن حجر تعلق دارد. اجازه بدهيد. وي سپس، چاقوي خود را به سبكِ پست مدرن وارد شكم بيمار نمود. دراولين ورود چاقوي پست مدرن در داخل شكم بيمار و با خروج آن، مقداري امعاء و احشاء بيرون آمد كه فضا را متعفن ساخت. داكتران بناچار منفذ دماغهاي خود را با پشت دست پوشاندند. در اين هنگام، داكتر فدا، نوك انگشتان خود را درون شكم مريض نموده هردو گرده هاي وي را بيرون انداخت ولي دستيار دوم داكتر فورا گرده ها را جمع نموده بين خلته پلاستيكي گذاشت. داكترفدا سپس توضيح داد: دانش پست مدرن پزشكي ثابت نموده اين دو عضو بالكل منشأ فساد اداري اعضاي بدن بوده براي صحت و مديريت بدن خطرناك هستند. در اين هنگام، داكتران ديگر بخصوص داكتر صبورالله سباوون از بابت اِشراف علمي داكترفدا، انگشت حيرت به دندان گرفته در مقابل شكوه و عظمت علمي داكتر جديد كرنش نمودند. داكتر جديد-فدا- سپس ساطوري طلبيد. وي گفت به گمانم پاهاي مريض بالكل فاسد شده اند و بايد قطع شوند. در همين حال، داكتر صبور الله مي خواست چيزي بگويد كه داكتر جديد، پاي راست مريض را از زانو بريد...سپس پاي چپ...


در اين هنگام، يكي از دستياران با نگراني گفت: داكتر صاحب! امي نفس مريض چره بند آمده؟


داكتر صبورالله و داكتر فدا سراسيمه دست بكار شدند. يك لوله كلفت 5/2 متري را از حلق بيمار فرو كردند. داكتر صبور مرتب فرو مي كرد و مي كرد كه داكتر فدا دستش را به علامت"بس اس" بالا برد و گفت: داكتر صاحب! فضل خدا راه نفس مريض باز شد. در اين هنگام كه يك سر لوله پلاستيكي در دست داكتر صبور بود، سر ديگرش از محل شكافتگي شكم بيمار در آمده بود... داكتر فدا گفت: اينمي هواي كابل ايقه آلوده اس. حالي به زودي نفس مي كشه...


در اين زمان، بيمار با جمجمه‌ي دريده، مغز شكافته، شكم پاره، پاهاي بريده، غرق درخون روي تخت جراحي بود و خوني كه از دماغش آمده بود، زير ريشِ پرپُشتش لخته زده بود. ديگر تكان نمي خورد.


يكي از دستياران داكتر گفت:


-          داكتر صاحب كي جمع كنيم؟ كي بدوزيم؟


-          جمع كنيم؟ بدوزيم؟ ني،ني. ما جرّاح استيم بچيم! ما خو طبيب نيستيم. ما چيزي به اسم جمع كَدَن و دوختن نمي فاميم. "هنر ما" پاره كَدَن، دريدن و شكافتن اس، بچيم.


حال اگر بپرسيد كه اين جراحان پرتلاش، غيور و ماهر چه كساني بودند؟ با احساس غرور و بالندگي بايد اعلام كرد: اينان، سردبيران، ژورناليستان و نويسندگان منتقدِ مدرن و پست مدرن افغانستان عزيز بايد باشند.


................................................


(اين متن اندكي ويرايش مجدد شد)


 

موضوع مرتبط: طنز, ويژه نويسندگان
بازديد 905
امتيازات 2
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از امين آرمان:

 

  از ميان همين موضوع:

  • حامدكرزي ( محمد حسين فياض )
  • مشرف خان، کجا را خوش داری؟ ( احد تركمني دليل )
  • وصیتنامه ی من به پسرم ( سخيداد هاتف )
  • آب را گل نکنید ( سخيداد هاتف )
  • در ضرورت جنگ داخلی ( سخيداد هاتف )
  • پلورالیزم میوه داد ( سخيداد هاتف )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069401
    Users Online-----------------------------7-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون