Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

اجتماعي, فرهنگي, انديشه

سايت را به دوستان معرفي كنيد!


طالبان یا طالبانیسم؛ ریشه مشکلات(3)

نويسنده: سید علی حسینی



تاريخ نشر: 28.07.2008


یکی از پارادوکس­های طالبان قوم گرایی آنان است. از یکسو شعار اسلام خواهی و اجرای قوانین شرعی سرمی­دهند و از سوی دیگر دایره خود را تنگتر از اسلام خواهی قرار داده و عملا تنها از میان اقوام پشتو زبان کشور نیرو جذب نموده و تنها در میان آنها نفوذ داشته است. آنان با سلطه بر شهرهای مهم کشور به گماشتن نیروهای مذهبی از یک قوم خاص نموده و تنها از یک زبان خاص پشتیبانی به عمل می­آوردند. آنان هرگز در صدد به دست آوردن دل و جلب حمایت دیگر اقوام کشور به طور موثر برنیامدند؛ با آنکه همه اقوام کشور مسلمان هستند و همگان می­دانند که اسلام گرایی با قوم­گرایی ناسازگار است.


Story Image, Click to View Article

همان گونه که به آن اشاره شد، مهمترین مشخصه و خصیصه طالبان تحجر، خشونت طلبی و جزم اندیشی این گروه است که موجب شده همزیستی این گروه با دیگر گروه­های فکری و سیاسی داخلی (ونیز جامعه بین المللی) ناممکن گردد. تحجر، آنان را تمدن ستیز بارآورده است؛ خشونت طلبی آنان موجب شد که در دوران سلطه خود مرتکب رفتارهای ناپسند و سختگیرانه علیه مردم شوند و اکنون نیز به قتل و آدمکشی روی آورده اند. جزم اندیشی آنان موجب شد که دیگران را مطلقا منحرم و نادان (نسبت به دین) پنداشته و حاضر به هیچگونه انعطاف در رویه خود نباشند. در این قسمت می­خواهیم به یکی از خصوصیات طالبان که همزیستی آنان را با دیگران ناممکن ساخته و موجب تنش در کشور شود می­پردازیم و آن عبارت است از قوم گرایی.


یکی از پارادوکس­های طالبان قوم گرایی آنان است. از یکسو شعار اسلام خواهی و اجرای قوانین شرعی سرمی­دهند و از سوی دیگر دایره خود را تنگتر از اسلام خواهی قرار داده و عملا تنها از میان اقوام پشتو زبان کشور نیرو جذب نموده و تنها در میان آنها نفوذ داشته است. آنان با سلطه بر شهرهای مهم کشور به گماشتن نیروهای مذهبی از یک قوم خاص نموده و تنها از یک زبان خاص پشتیبانی به عمل می­آوردند. آنان هرگز در صدد به دست آوردن دل و جلب حمایت دیگر اقوام کشور به طور موثر برنیامدند؛ با آنکه همه اقوام کشور مسلمان هستند و همگان می­دانند که اسلام گرایی با قوم­گرایی ناسازگار است.


البته این پارادوکس تنها منحصر به طالبان نبوده، بلکه خصیصه طالبانیسم افغانی بود که در ایجاد تنش و تشنج داخلي نقش اساسی داشته است. گویا پیش گرفتن راههای متضاد و زندگی در پارادوکس­ها خصیصه سیاست در افغانستان امروز شده است: گروه­های زیادی در کشور ما تحت عنوان اسلام اعلام جهاد نمودند ولی عملا بسیاری از آنان تنها محدود به قوم خاص مانندند. در زمان جهاد تقریبا تمام احزاب با نفوذ کشور که هر کدام جبهات گسترده­ای را در اختیار داشتند و مدعی نمایندگی از اکثریت مردم بودند! دارای عنوان يا پسوند «اسلامی» بوده و با شعارهای اسلامی در میان جنگ و سیاست حاضر بودند. با این وجود، رفتار بسیاری آنان کاملا قومی بوده و اکثريت رهبران آنان را افراد یک قوم یا قبیله تشکیل می­داد. چنین پارادوکسی در مورد ملی گرایی نیز صادق است: احزاب متعددی خود را مسلمان "ملی­گرا" می دانستند و حتی عنوان «ملی» نیز داشتند. آنان کمتر ادعای فراملی بودن داشتند و همه بدون استثناء با پسوند «افغانستان» خود را محدود به مرزهای افغانستان نمودند؛ با این همه تنها چیزی که آنها هرگز مد نظر نداشتند، منافع و مصالح ملی بوده است. شعله­ور کردن جنگ در تقریبا همه شهرها و روستاها بر سر پست­های کلیدی و خراب کردن وطنی که از تجاوز نظامی رها شده بود، به هیچ عنوان نمی­توانست در راستای منافع ملی باشد.


جزم اندیشی بر سر مذهب و خشونت طلبی متاسفانه در تاریخ سابقه طولانی دارد و در میان جوامع مسلمان در زمان حاضر نیز دیده می­شود، با این همه بسیاری از این جنبش­ها وقتی تعهد خود را به دین اعلام مي داشتند، دیگر مولفه­ها را نادیده می­گرفتند وحاضر نبودند و نیستند که آنچه را مبارزه مقدس مذهبی می­دانند به رنگ و بوی قومیت آلوده سازند. نگاهی به جنبش­های اسلام خواه  معاصر مانند اخوان المسلمین و ... این واقعیت را اثبات می­کند. حتی در این مورد می­توان به مهمانان طالبان در زمان قدرت آنان اشاره کرد؛ شبکه القاعده. با اینکه شبکه القاعده نیز ماهیاتا یکی از جلوه­های طالبانیسمی است که مانع پیشرفت و آرامش جوامع مسلمان شده و زیست مسالمت آمیز آنان را با دیگران ناممکن می­سازد، اما در محدوده قوم خاصي محدود نبوده و حتی فراتر از مرزهای شناخته شده فعالیت می­کنند.


هدف این نیست که از نقیصه اندیشه­های جزم اندیش داخلی (اعم از گروه­های جهادی و طالبان) در مقابل جزم اندیشی بیرونی (گروههای وابسته به شبکه القاعده) انتقاد نماییم. بلکه قصد این است که نشان دهیم که گفتمان هاي سیاسی معاصر کشور تا چه اندازه متناقض­ نما بوده و چه اندازه در درون خود ناسازگاری دارند. با این بیان دیدیم که این تنها طالبان نبودند که با نام اسلام تنها در مسیری ظاهرا بر محور یک قوم عمل می­کردند، بلکه این ویژگی گروه­هایی بوده است که قبل از طالبان نیز در خدمت قومیت­گرایی خشن و بی­منطق قرار گرفته و عملا بر خلاف شعارهای اسلام­گرایانه و ملی­گرایانه خود رفتار مي نمودند. شاید حتی از یک جهت قومیت گرایی طالبان را واکنشی به قومیت گرایی گروههای اسلام گرای سابق در کشور بدانیم که خاستگاهی قومی برای خود جستجو نموده و حتی علیه قومیت پشتون عمل می­کردند. هدف از این یادآوری این است که طالبانیسم موجود در کشور ما از قومیت­گرایی نیز تغذیه کرده است؛ قومیت گرایی که از یکسو با شعارهای اسلام گرایانه احزاب جهادی ناسازگار است و از سوی دیگر مانع بزرگی در جهت وحدت ملی بوده است. واقعیت تلخ این است که دیوار بلند بی­اعتماد در میان اقوام عمده افغانستان مانع عمده شکل­گیری دولت-ملت در کشور، چه در زمان دولت مجاهدین وچه در زمان حاضر بوده است.


چگونه خواهیم توانست طالبان را شکست دهیم، در حالیکه طالبانیسم قوم­گرا در صحنه حاضر است؟ چگونه می­توان به ارزش­های بنیادین جهان متمدن که در قانون اساسی نیز منعکس شده یعنی کرامت فرد انسانی صرفنظر از جنسیت، قومیت، زبان، مذهب و ... برسیم، ولی قوم­گرایی در سرلوحه جریانات سیاسی حاضر در صحنه قرار دارد؟ درست است که امروزه در نتیجه تجربیات ویرانگر گذشته و حضور موثر جامعه بین المللی قوم­گرایی طالبانی (نفی دیگران) رونق گذشته را ندارد و کسی نمی­تواند چنین سیاستی را محور تمام فعالیت­های سیاسی و اجتماعی خود قرار دهد، اما باید با تاسف اعتراف کرد که رفتارهای بسیاری از جریانات سیاسی در این مسیر است و عملا در خدمت قوم­گرایی منفی قرار دارد.


ادامه دارد ...


 

موضوع مرتبط: اجتماعي, فرهنگي, انديشه
بازديد 1056
امتيازات
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از سيد علي حسيني:

 

  از ميان همين موضوع:

  • سه هدف اساسي طالبان ( حامد شفايي )
  • موانع توسعه افغانستان ( محمد اکبری (علامه) )
  • کابل که من دیدم ! ( نبي قانع زاده )
  • در ضرورت جنگ داخلی ( سخيداد هاتف )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069346
    Users Online-----------------------------6-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون