Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

ويژه نويسندگان

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از سيد علي حسيني در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها




افغانستان؛ مذهب در برابر تجدد؟

نويسنده: سيدعلي حسيني



تاريخ نشر: 23.07.2008


ادعای مذهب – در هر جا و با هر نظام اعتقادی- تعالی روان بشر و نزدیک کردن وی به عالم معنا است. اسلام نیز به اعتقاد ما مسلمانان دینی است که برای نزدیک کردن انسان به خداوند آمده است. اما اسلام در زمانه ما و بیشتر از هر جای دیگر خاصیت و کارکرد خود را از دست داده است.



ادعای مذهب – در هر جا و با هر نظام اعتقادی- تعالی روان بشر و نزدیک کردن وی به عالم معنا است. اسلام نیز به اعتقاد ما مسلمانان دینی است که برای نزدیک کردن انسان به خداوند آمده است. اما اسلام در زمانه ما و بیشتر از هر جای دیگر خاصیت و کارکرد خود را از دست داده است. اسلامی که ما تجربه کردیم، نه تنها برای جامعه و مدعیان آن تعالی نیاورد که بیش از پیش مایه انحطاط شد. هر چند نباید از انصاف گذشت که گروه­های جهادی – که بر محور مذهب تشکیل شده بودند- نقش اصلی را در اخراج نیروهای شوروی سابق از کشور داشتند و در حقیقت این مذهب بود که موتور محرکه نیروهای ضد اشغال بود، اما در کنار کارکرد مثبت آن، گفتمان مذهبی برای جامعه خونریزی­ها و بی­رحمی­های بسیاری را نیز به ارمغان آورد. دقیقا می­توان به دو تجربه تلخ اشاره کرد: اول شکل­گیری گروه­های جهادی موازی است که حدود پانزده گروه جهادی معروف با شعارهای مشابه و ایدئولوژی اسلام گرایی نه تنها علیه نیروهای شوروی جنگیدند، بلکه شاید به همان اندازه بین خود جنگیدند، در حالیکه هیچ دستاویز دیگری غیر از مذهب نداشتند و یا حدالقل اقدامات خود را تحت عنوان دفاع، مشروع تلقی می­کردند! تجربه دوم تجربه طالبان است که در بی­رحمی دست کمی از جنگ­های خونین بین گروه­های جهادی نداشت.


اگر با دید عمیق بنگریم گفتمان جهاد مذهبی در کشور ما دستاورد مثبت چندانی نداشته است. جنگ علیه شوروی تنها دست آورد مثبت آن بود که البته گروه­های جهادی در آن جبهه پرچم دار بودند، اما همه کاره نبودند. اعلام نامشروع بودن حکومت کمونیستی و تجاوز دانستن ورود نیروهای شوروی سابق به افغانستان تنها از سوی نیروهای مذهبی مخالف دولت (مانند حکمتیار، ربانی، مسعود، مجددی و...) که در پاکستان پناهنده شده بودند، صورت نگرفت، بلکه بسیاری از نیروهای ملی­گرا و یا تکنوکرات­های مقیم غرب و یا وابسته به رژیم شاهی و جمهوری نیز در این مسیر همنوا بودند. در این میان نیروهای جهادی به دلیل اینکه می­توانست آرزوهای دولت پاکستان را در مورد تضعیف ملی­گرایی در افغانستان و تقویت جبهه ضد هند برآورده سازد، اجازه یافت که از کمپ­های آوارگان در پاکستان سربازگیری نماید و یا از کمک­­های بین المللی برای جهاد افغانستان که توسط پاکستان توزیع می­شد، بهره­مندگردد. شاید اگر این نیروها نبودند، کمک غرب به احزاب جهادی به آن اندازه نمی­رسید که آنان در مقابل دولت افغانستان و ارتش شوروی مقاومت کنند.


بهر حال حتی اگر بگوییم که عنصر مذهب در اخراج بیگانه نقشی بی­همتا داشته است، اما هیچ کس نمی­تواند منکر این واقعیت تلخ شود که گفتمان مذهبی موجب شعله­ور شدن جنگ­­های خونین در میان نیروهای مقاومت در میان اشغال افغانستان و بعد از آن شد؛ همچنین هیچ کس نمی­تواند منکر این واقعیت شود که گفتمان مذهبی، که پاکستان به شدت به آن دامن می­زد، به تضعیف جريان ملی­گرا در کشور ما انجامید. غرب پتانسیل اسلام­ را برای مقاومت علیه پیشروی کمونیسم  دریافته بود و از تضادهای این دو نظام فکری به خوبی بهره می­برد؛ پاکستان نیز تقویت نیروهای مذهبی را وسیله دور شدن ملی­گرایی افغانی و قوم گرایی پشتون دیده و از آن در جبهه نبرد با هند نیز بهره­ها برد. این واقعیت در جهانی که دولت-ملت عنصر اصلی ساختار آن است، برای افغان­ها مصیبت­های بسیار آورد؛ ملی­گرایی نیم بند و ناقص جای خود را به دو نوع افراط گرایی داد: قوم­گرایی و بنیادگرایی.


با روند رو به تضعیف ملی­گرایی در میان افغان­ها –که البته کمونیست­ها نیز در جایگزینی ملی­گرایی با ایدئولوژی زدگی بی­نقش نبودند، هرچند به دلیل ریشه نداشتن کمونیسیم در افغانستان ایدئولوژی زدگی آنان تاثیر کمتری بر جامعه افغانستان داشت- نیروهای گریز از مرکز موجب پدید آمدن گروه­هایی شد که هم خودمختار بودند و هم خود را برابر با دین و وطن می­دانستند. هر یک از این گروه­ها ناچار در میان قوم و قبیله خاصی پایگاه داشتند و همین مسئله به رشد قوم گرایی می­انجامید. از سوی دیگر به این دلیل که این گروهها از لحاظ فکری و فلسفی غنا نداشتند، تنها به مذهب­گرایی عامه پسند روی می­­آوردند که نتیجه آن تقدس دادن به آداب و رسوم قبیله­ای بود (نمونه آن تقدس دادن به پوشش­هایی مانند برقع و عمامه است که در میان جامعه سنتی ما نشانگر التزام فرد به اسلام تلقی می­شود).


قوم­گرایی در کشور در نتیجه عوامل متعددی مانند دخالت کشورهای همسایه، استفاده از آن توسط رهبران جهادی و داشتن زمینه داخلی بدلیل استبداد قومی رشد کرد. از یک سو کشورهایی که مخالف دولت کمونیستی کابل بودند هرگز در صدد آن برنیامدند که از نفوذ خود برای متحد کردن مجاهدین استفاده نمایند، بلکه درگیری هر چه بیشتر را برابر با گرفتار شدن هر چه بیشتر شوروی در باتلاق افغانستان می­دانستند. رهبران جهادی نیز که فرق چندانی از جهت مبانی فکری و اخلاق اجتماعی با یکدیگر نداشتند، قومیت را عامل حیات و ضمانت بقای خود می­دانستند و سرانجام استبداد گذشته که بر محور حاکمیت یک قوم شکل گرفته بود گسترش قومیت گرایی را آسان می­کرد؛ بویژه پس از آنکه شوروی از افغانستان خارج شد و مجاهدین خود را در آستانه تشکیل دولت دیدند. در این میان «حزب جمعیت اسلامی افغانستان» به رهبری سیاسی آقای ربّانی و فرماندهی نظامی آقای احمد شاه مسعود و «حزب وحدت اسلامی افغانستان» به رهبری آقای عبدالعلی مزاری و در شمال کشور «جنبش ملی اسلامی افغانستان» به رهبری ژنرال عبد الرشید دوستم عملا و علنا قوم­گرایی را دامن می­زدند و با ترجیح دادن آن بر ملی­گرایی هیچ انعطافی در جهت خاموش شدن جنگ از خود نشان نمی­دادند. همچنین در ادامه جهادی که علیه کمونیسم شروع شده بود، به استثنای ژنرال دوستم، دیگر رهبران درگیر در جنگ وجهۀ مذهبی خود را حفظ می­کردند.


قوم­گرایی افراطی و خشن، هرج و مرج ناشی از جنگ و سرخوردگی ناشی از عدم کامیابی نیروهای مذهبی زمینه را برای ظهور طالبان آماده کرد. آنها در راستای سیاست پاکستان مبنی بر تضعیف ملی­گرایی بر عنصر مذهب تاکید نموده و خواهان تجديد تجربه دوباره جهاد علیه اشرار (که خود زمانی مجاهد بودند) شدند. طالبان آشکارا خشونت و تحجر مذهبی را پیش گرفتند و قوانین سختگیرانه­ای را که حتی مناسب جامعه قبیله­ای نبود بر کشوری که با تمدن نیز بیگانه نبود، به اجرا درآوردند. مذهب گرایی طالبان نیز در عمل آلوده به قوم­گرایی بود، ضمن اینکه این گروه نسبت به مسلمانان شیعه نیز خشونت را به حد نهایی رساندند. تمام عملکرد طالبان تحت نام اسلام توجیه می­شد و مطابق با فتوای رهبران دینی این گروه بود. این تجربه که خلوص مذهبی را مد نظر داشت، تمام عرصه زندگی شرافتمندانه را برای همه مردم افغانستان ناممکن می­ساخت.


اسلام گرایی بنا به دلایل فوق بجای آنکه به گسترش اخلاق و تعالی معنوی بیانجامد، عملا رشد قوم­گرایی، تضعیف روحیه ملی، سنت زدگی و خشونت نظامی را به همراه آورد. گروه­های جهادی با رهبران جاه­طلب و بی­تعهدشان تنها آتش جنگ را برافروخته­تر می­کردند؛ آتشی که همه شهرها و روستاها را در بر گرفته و محدود به هیچ حایی نبود. تعجب آورترین واقعیت این است که حتی در زمان حضور شوروی دهها هزار جوان این مرز و بوم در آتش جنگ­های گروهی و با شعارهای اسلامی کشته شدند و لقب شهید گرفتند. طالبان (صرفنظر از اراده سازماندهنگان آن در خارج) به دنبال حاکمیت مذهب به معنای واقعی آن بودند و شاید اگر کسی بتواند ذهن رهبران آن را بخواند در پشت خشونت­ها و بربریت­های این گروه نزدیکی به خداوند را ببیند، اما حاکمیت این گروه نیز غیر از گسترده کردن شکاف­های قومی و واپس­گرایی در سطح کشور دستاورد دیگری نداشت.


امروزه نیز گفتمان مذهبی، گفتمان غالب در کشوری است که از انحطاط اخلاقی، اجتماعی و سیاسی و عقب ماندگی جبران ناپذیر اقتصادی رنج می­برد؛ در یکسو دولت جمهوری اسلامی افغانستان است که زمام آن بدست رهبران جهادی است که انحطاط موجود نتیجه عملکرد آنان است و در سوی دیگر طالبانی است که خواهان حاکمیت خالص دین بوده و در این راه حتی از کشتن افراد بی­گناه در عملیات­های کور انتحاری ابایی ندارد. در قسمت روابط خارجی نیز دولت «جمهوری اسلامی افغانستان» تمام مشکلات خود را ناشی از سیاست «جمهوری اسلامی پاکستان» می­داند و به همین دلیل حاضر است با هر نامسلمانی (از هند تا آمریکا) همپیمان شود تا بتواند فارغ از دغدغه­ای که اسلام­گرایان و مدعیان اسلام بوجود آورده در انتهای قافله تمدن لنگ لنگان راه بیافتد.


اینک این سوالات به طور جدی مطرح است که: مذهب گرایی افغان­ها تا كنون چه كاركرد مثبتي داشته است؟ آیا اسلام گرایی سياسي برای ما نفعی معقول و خردپسند داشته است؟ آیا باید به آن ادامه داد؟


 

موضوع مرتبط: ويژه نويسندگان
بازديد 958
امتيازات
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر 1

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از سيد علي حسيني:

 

  از ميان همين موضوع:

  • سه هدف اساسي طالبان ( حامد شفايي )
  • بي گناهي كم گناهي نيست ! ( مسيح ارزگاني )
  • زيرآسمان‌کابل 2 / 11 ( محمد حسين فياض )
  • راز عقب ماندگی ما ( محمود موسايي )
  • زيرآسمان‌کابل 2 / 10 ( محمد حسين فياض )
  • جادوگران و مداریان ( فضل الرحيم رحيم )
  • ترکیه رابهتربشناسیم ( محمود موسايي )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069742
    Users Online-----------------------------25-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون