Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

مقالات تازه

آتوسا سلطان زاده :

سروانتس و رمان دن کیشوت در ادبیات جهانی غرب

avatar

امان الله شفايي :

عکس‌ها سخن می‌گوید


محمود موسايي :

اوباما همان بوش است اگر


امان‌الله شفایی :

روشنایی‌هایی از نظام سیاسی- انتخاباتی آمریکا


آتوسا سلطان زاده :

دانته علی قیری کیست ؟- ماودرسهای ادبی غرب


خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

ويژه نويسندگان

سايت را به دوستان معرفي كنيد!

مطالب بيشتر از سيد ذبيح الله مهديار در صفحه اختصاصي نويسنده

پيوسته‌ها




سخنان خواهر نيلوفر و آنسوى حقيقت

نويسنده: سيد ذبيح الله مهديار



تاريخ نشر: 16.07.2008



نخست تمنيات نيك  را خدمت خواهر عزيز نيلوفر كداز ارايه مى دارم.


 خواهر عزيز متأسفانه بردازش  به مسائل افغانستان به شكلى حساس شده اند كه حتى بسا طبيعى انديشان را هم در بسا حالات  به انحراف و فرافكنى هاى بى مورد و   ونا موزون كشانده اند. خواهر جرا بدين سان  بصورت سبك سرانه تهمت اين را به اقوام غير بشتون مى زند كه كويا غير بشتون ها بر شهداى بشتون  ها كه در اثر بمباردمان اشغالكران شهيد مى شوند نيشخند مى زنند آيا خواهر كا هى بر نبشته هاى روزنامه هاى كه از طرف حلقات و سازمان هاى غير بشتون اداره مى شوند سرى  زده اند تا ببينند كه آنها  شهداى بشتون را استهزا مى نمايند !



نبشته خواهر نيلوفر در سايت افغان بيبر قابل دريافت است


نخست تمنيات نيك  را خدمت خواهر عزيز نيلوفر كداز ارايه مى دارم.


 خواهر عزيز متأسفانه بردازش  به مسائل افغانستان به شكلى حساس شده اند كه حتى بسا طبيعى انديشان را هم در بسا حالات  به انحراف و فرافكنى هاى بى مورد و   ونا موزون كشانده اند.


 من در ارتباط به اينكه كويا اقوام  غير بشتون در صدد اين اند كه بشتون ها را اقليت و كوجى قلمداد نمايند اكر واقعا اين مسئله حققيت داشته باشد از آن برائت مى جويم اما فكر مى كنم هيجكونه سندى دال بر اين نيست كه يك نظر سنجى دقيق كه توسط يك نهاد بى طرف صورت كرفته باشد  نتائجى را ارايه  داشته است  كه دال بر  تأيد مدعاى شما خواهر باشد .


  مسئله ديكرى را كه به خواهر عزيز  بايد توضيح دهم  اين است كه  خواهر !


 در جمله بالا نا خود آكاه خود را بشتون قلمداد كرده است و از ضمير ما ( ما  كوجكيم و ما اقليت .....؟) " نمى دانم جرا اقوام غير بشتون خود نشان مى دهند كه  ما كوجكيم و ما اقليت .....؟" استفاده نموده است كه استفاده اين ضمير كويا ى نسبت او به قوم شريف بشتون است اما نمى دانم براى جى در بايان توضيح نا مه شان اصرار دارند كه خواهر  كويا تاجك اند اكر تا جك باشند واقعا بايد تاجك ها  به همجو عقل هاى كه به خود نهيب مى زنند كر جه بسا از حقايق هم از لوح خاطر  شان  بدور هم باشد بايد افتخار بورزند جون عقل جمعى وفراست شعور در آنها در حدى هست كه احساس مسؤليت كنند و به خود حتى نسبت به آنجه بدان متصف نيستند و مر تكب آن نشده اند ياد آورى  نمايند و به اين  انديشند كه ما جون محدود و محصور ايم بايد اشتباه داشته باشيم و جون اشتباه داريم بايد بدان اعتراف نمايم و  از آن فراتر به خود نهيب زنيم و  بصورت جدى در بى اصلاح اشتباهات خود كام هاى استوار برداريم .


 


 اما جيزى را كه خواهر توضيح نداده اند اين است كه مسئله همين افسانه اقليت و اكثريت را  كيها آغازيده  اند   و كيها در برهه  اى از زمان اين مسئله را حتى به بارلمان كشاندند و مؤسس كدام حزب در مدت زمان كدام حكومت ، فركسيونى بارلمانى اى   را براى مسئله تعدد و تفوق قومى اساس كذاشت  !!!


 خواهر جرا توضيح نمى دهند كه اساس نامه كدام حزب است كه هويت كشور را بر مبناى هويت اتنيكى به تعريف مى كيرد و در راستاى آن تيورى سقاو دوم را در جهت تخدير و اسير نمائى ذهن و عقل جمعى  بخشى از شهروندان كشور تدوين مى نمايد و در جهت تطبيق آن حتى جامعة دين مدار آن بخش از كشور را هم به لجنزار ابتزال فاشيسم فراخوانده و سوق مى دهد ، و عملا بخشى عظيمى از آن جامعة را در جهت تطبيق اين ابتزال كه بيامبر اسلام آنرا  سخت آزار دهنده ء  طبع و حواس طبيعى انسان خوانده اند( دعوه فانه نتنه) به اسارت مى كيرد و بدين و سيله اسباب سوختن افغانستان  از 1994 تا 2001  م را فرا مى آورد و بصورت غير مستقيم باعث اشغال كشور  و آغاز مرحلهء بعدى تطبيق  فاجعة دويهمه سقاو  در زير سايه دولت بوشالى تحت اشغال   مى كردد .


 


 خواهر توضيح نداده اند كه كيها بوده اند كه مانع احصائيه كيرى  دقيق و غير سياسى و بى طرفانه در كشور كرديده اند خواهر توضيح نداده اند كه اين كيها هستند كه صحبت و استفاده از مصطلحات زبانى را خلاف وحدت ملى و غير اسلامى  قلمداد مى نمايند ، خواهر بدين توجه نداشته اند كه جرا در خانه اى كه بايد  سكاندار همدلى و هم انديشى و ديكر انديشى و احترام ورزى متقابل باشد كيها بوده اند كه شعار هاى  بومى بودن خود و مهاجر بودن ديكر ها را  سر داده اند  !!!


 خواهر جرا بدين سان  بصورت سبك سرانه تهمت اين را به اقوام غير بشتون مى زند كه كويا غير بشتون ها بر شهداى بشتون  ها كه در اثر بمباردمان اشغالكران شهيد مى شوند نيشخند مى زنند آيا خواهر كا هى بر نبشته هاى روزنامه هاى كه از طرف حلقات و سازمان هاى غير بشتون اداره مى شوند سرى  زده اند تا ببينند كه آنها  شهداى بشتون را استهزا مى نمايند !!!!


 و يا اعمال اين حكومت نا بكار را كه باعث شهادت اين همه مظلومان براى  تأمين اهداف فرا منطقه اى امريكا مى شوند تقبيح مى نمايد و خود را غم شريك خانواده هاى داغديده مى دانند مكر خواهر تو را به خدا سوكند كاهى شده كه به هفته نامه هاى : مجاهد ، بيام مجاهد ، آرمان ملى ، آرمان ، نجات ملى  جراغ ، ..... سرى زده ايد تا بييبينيد تا آنجه شما  ادعا مى كنيد آيا واقعيت دارد .


  در مورد اينكه شما  ادعا داريد كه كويا اسطوره ها از بشتون ها بوده اند متأسفانه شما در اين مورد  به بيراهه داريد مى رويد اكر شما مطالعات و لو اندك ،  نسبت به بيشينه ء  تاريخى افغانستان و قبل از آن خراسان و آرياناى كبير داشته باشيد در مى يابيد كه باشنده كان اين خطة همه  دارى اسطوره هاى تاريخى و مناد هاى عدالت و قسط بوده اند بشمول بشتون ها و غير بشتون ها اينكه شما در لباس  كويا تاجك اسطوره هاى تاريخى را منحصر به قوم شريف بشتون مى نمايد اين يك مغالطة تاريخى و جفاى بس بزركى است در حق بشتون ها جون  با در بيش كيرى اين شيوه شما ديكران را داريد در برابر مناد هاى عدالت و انسانيت در جامعة بشتون تحريك مى نمايد تا برت و بلا  به آدرس آن مردان آزاده بشتون به نا حق كويند.


 


 در مورد اينكه كويا بشتون ها  به  وجود خائنان در اوساط خود معترف اند اين هم يك حرف نسبى است و آنجنان كه شما ادعا داريد  مصداقيت ندارد شما   درست بودن اين ادعا را مى توانيد در شرايط فعلى و جبهه كيرى هاى  جامعة بشتون بدور كرزى ، ملا عمر و حكمتيار و بعضا هم آه كشيدن  بعضى از آنها را براى ارواح نورمحمد تركى، نجيب الله ، حفيظ الله امين ، ظاهر شاه ، نادر شاه ، محمد  داود ، امير عبد الرحمن خان ( كه بسا ها او را امير مجاهد و  بانى راستين افغانستان نوين هم از فرط عشق  مى دانند) ، شاه شجاع ، دوست محمد خان ، كل محمد  مهمند ، امان الله خان ، ......


 متأسفانه حرف از بزركى آنجنان كه شما ادعا داريد آنجنان در مورد هيج كدام از اقوام ساكن در افغانستان صحت ندارد  اما در مورد بشتون  ها براى اينكه در 200 سال اخير بيشترينه قدرت توسط نخبكان آنها اداره شده و ما حاصل خدمت آنها هم همين افغانستان فعلى  است به هيج صورت آنجنان كه شما ادعا داريد مصداقيت ندارد شما كه يك مرحلهء استثناء تاريخ افغانستان را منظورم دوره بعد از بيروزى جهاد تا مسلط شدن طالبان بر كابل است اين همه به باد سزا مى كيريد كمى به خود آيد و بدين تأمل كنيد كه آن دوره  هم اكر بد است نتيجه طبيعى ناكامى هاى 200 ساله افغانستان و بيامد  هاى ناشى  از آن است  كه  باعث ببار آمدن  آن دوره كرديد، شما به خود آيد و كمى بيانديشيد كه اكر مسئله آنجنانى است و توطئة فقط از غير خودى ها است كه منشأ مى كيرد و بايد در برابر توطئة هاى غير خودى  ها هوشيار بود بس جرا با وجود خلع سلاح ، توهين، تحقير و  از ساحه بيرون راندن غير خودى ها بهشت برين را در سايه70 هزار نيروى اشغالكر خودى !!!  بر با نكرده  و در نيافته ايد !!!


 


 در مورد اينكه جرا ديكر ها  ادعا دارند كه اسطورة دارند ولى خائن ندارند خواهر عزيز خيانت و خدمت درآن وقت از انسانها  سر مى زند كه تكليفى را بدوش آنها نهند و در صورت درست  عمل كردن شخصى كه تكليف بدو داده شده بدو خدمتكار و يا به كفته شما اسطوره نام نهند و در صورت نا درست عمل كردن بدو خائن و غدار نام  نهند حالا خود تأمل كنيد به غير بشتون ها جى وقت فرصت داده شده تا آزموده شوند كه غدار و خائن اند و يا خدمت كذار،   در تاريخ 200 سال اخير فقط با دو استثناء بر مى خوريم بار اول  با حبيب الله خادم دين رسول الله كه مردم و جامعة روحانيت افغانستان و  نا بالغى سياسى امان الله او را به كابل رساند كه خود شاهد ايد آن دوره استثنائى در اثر خيانت كيها و زير  تعهد زدن كيها و تبانى كيها با قبائيل  آنسوى سرحد و قشون انكليس خاتمه داده شد  و جكونه بعضى ها براى حس خشونت كراى شان  به قرآن توسل جستند و بدان مهر عهد و بيمان زدند اما ديد ايد   كه باز جكونه عمل كردند آنها،  خود شاهد ايد كه بدويت منحط مترسخ در اذهان بعضى ها حتى بدان ها مجال نداد كه بتوانند  بين سيكولر ها و رو حانى مآبان آنها هم در مسئله خشونت تمايز نمايند و يكسره همه به بيوستند در توجيه خشونت .


 


  شما در اين مورد به عمل كرد نادر شاه در برابر حبيب الله خادم دين رسول الله و ملا عمر در برابر نجيب الله توجه نمايد


 استثنائى بعد حكومت مجاهدين بود كه بعد از شهادت  يك و نيم مليون شهيد بايد بر با مى شد  اما ديديد كه خودى هاى شما در برابر آن  جى كار كردند يحيى معروفى سفير كرزى در مصاحبه اش با خبركزارى فارس ادعا بر اين دارد كه باكستان بر امور افغانستان مداخله مى نمايد و بايد جلو آن كرفته شود و اصرار بر اين دارد


كه نبايد منابع خبرى ايران وجود قشون امريكائى در افغانستان  را اشعال بنمامند اما وقتى  خبرنكار بدو حالى  مى سازد كه باكستان در دوره مجاهدين در راستاى منافع امريكا و باكستان طالبان را بوجود آورد و  به مداخله در امور افغانستان برداخت جرا شما در آن وقت مداخله باكستان را مداخله تلقى ننموديد و در بهلوى مقاومت  اسلامى ملى افغانستان قرار نكرفتيد بى باكانه جواب مى دهد  كه مجموع اوضاع آن وقت با شرايط فعلى متفاوت بود و امريكا آن وقت در كنار باكستان بود و به امور افغانستان  به عينك باكستان مى نكريست  و باكستانى ها امريكا را قناعت داده بودند كه طالبان نيروى اى هستند كه منافع امريكا و باكستان را تأمين مى كنند و بر افغانستان مسلط مى شوند ببينيد يحى معروفى اين جنين برده از نهان اش بر مى دارد يعنى هر كا ه امريكا با ما باشد مداخله باكستان در امور ما مداخله تلقى مى كردد و هركاه با باكستان باشد و از عينك باكستان و خودى ها به افغانستان بنكرد مداخله باكستان مداخله نه بلكه عين صواب و در راستاى منافع ملى بايد قرائت كردد.


 اين است دغل و نيشخند زدن به همه آنهايكه در يكاولنك، ينكى قلعة، شمال كابل ، مزار شريف قتل عام و به تعمة آتش كرفته شدند .


 خواهر خود قضاوت كنيد آيا خودى هاى شما فرصت دادند به آن حكومت نو بنيان كه قانون اساسى تدوين كند انتخابات بارلمانى و رياست جمهورى بر كزارى كند نوعيت نظام كشور را طبق خواست اكثريت تحديد كند احصائه كيرى بى طرفانه را تحت اشراف مؤسسات عادل جهانى  را ه اندازى نمايد  ، در صدد تدوين استراتيجى اقتصادى ، دفاعى، امنيتى ، سياست خارجى .... برايد و در اين جهت  كام بردارد  آخر جرا از خودى ها اين سوال را نمى كنيد كه آنهمه آشوبا در برابر 8 ماه و دو سال  حكومت غير خودى ها جرا ببا كردند مكر خود عامل آن حكومت نبودند كه در برابر اش با وجود آنكه مديريت آن حكومت بدان ها منوط كرديده بود خود شمشير از نيام بر كشيدند .، آخر جرا نمى برسيد از خودى ها كه جرا در تبانى با جنرالان سيكولر و هجرت و تكفير سازمان هاى  جون الجهاد و سازمان جماعت اسلامى مصر و القاعدة و مخابرات انكليس و امريكا اين همه سال مردم خود را به آتش كشيدند،  و به مرده هاى آنها هم حتك حرمت نمودند  ، آيا ايستاده كى مسعود در برابر اين همه حربه هاى شيطان و سر سبردن آن در مسير آرزوى هاى،  قانومند سازى نظام اسلامى ، عدالت اجتماعى، كرامت انسان افغانستانى ،  حراست از استقلال  افغانستان  ، ارزش مدارى و زندكى در سايه اسلام ، مردم سالارى، و انسان محورى اكر از او اسطورة نمى سازد شايان اين نيست كه او را شهيد راه آرمان هاى  طبيعى هر انسان افغانستانى بناميم .


 اما اين بدان معنى نيست كه مسعود و ربانى و غيره  ، غير خودى ها اشتباه نداشتند آنجه در مرحله حكومت ربانى اتفاق افتاد جز فتنه جيزى ديكرى نمى تواند قلمداد كردد  فتنه را خداوند در قرآن جنين توضيح مى دهد ( الا فى فتنة سقطوا و انه لمحيطة بالكافرين ) در فتنه طرف حق مطلق وجود ندارد در فتنه هاى صدر اولى اسلام با وجود حق بجانب بودن اما على كرم الله وجه ولى بيامبر او را حق مطلق بيان نمى دارد بل او را نزيدكتر به حق اى اقرب الى الحق بيان مى دارد  مسعود و ربانى و غير خودى ها  با وجود موضع دفاعى در آن فتنه ونزديكتر بودن آنها نسبت به حق اما به يقين كه مرتكب اشتباهات   متعدد نيز شدند از جمله اينكه نبايد در آن بر هة زمان مسؤليت دولت مدارى و دولت سازى را بدوش مى كرفتند و يا هم براى بقاء دولت شان آنجنان با مى فشردند و در صدد تمديد يك دوره غير قانونى مى شدند  ، آنها بيشتر بايد در اين مسئله از خود انعطاف نشان مى دادند ، خواهر نيلوفر هيج كس در صدد توجيه اعامال مسعود نيست،كارنامه مسعود تا حال زنده و جلوه كر  است ، مسعود تا هنوز از لوح اذهان مردم جى در بعد اشتباهات اش و جى در دست آورد ها اش  باك نشده است مسعود اكر اشتباه اش در مسئله جنك هاى خانمان سوز كابل نهفته است به تاكيد كه مسعود آغازكر آ ن جنك ها نبوده است بلكه اين خودى هاى  شما بوده اند كه در تبانى با باكستان  و امريكا و عرب ها آن جنك ها را آغازيده اند حال شما خود بجاى مسعود اكر مى بوديد و در خانه خود مورد حجوم قرار مى كرفتيد جكونه عمل مى كرديد آيا شما جاره اى داشتيد جز آنجه مسعود كرد، به راه ديكرى جنك مى آزيديد !!!! و واقعا آيا راه ديكرى هم وجود داشت   !!


 


 در اين هيج شك نيست كه دفاع از كار كرد هاى منطقى  مسعود نتنها باعث توهين به مسعود و مدافعان او نيست بلكه عبادتى است كه مناديان و   كوينده كان آن به عنوان نشر قول حق اجر آن عبادت را كاسب مى شوند ، آخر جرا بايد از آن اجر محروم شوند در حاليكه سخن حق در برابر سلطان ستمكار از عبادات   و يجه در اسلام قلمداد كرديده است ، من با نبشته آقاى كمنام به هيج وجه موافق نيستم و حاشا وكلا كه مسعود عليه رحمة آنجنان بوده باشد كه كمنام به تصوير داده آقاى كمنام فاشيسم را نمى توان با فاشيسم ريشه  كن نمود بل راه  وجاره علاج فاشيسم حجت وادلة بالغ است كه او را در همان تخيلات او هامى اش به محاصره كيرد . اما اين بدين معنى نيست كه به نيلوفر خواهر اجازه داد كه تحت عنوان   تاجك بودن افكار بيمار و مالخوليايي فاشيست ها را نشخوار كرده و به ميراث مدنى و هويت اقوام ديكر تهمت و افتراء و حتك حرمت نثار دارند .


خواهر نيلوفر همه افغانستانى ها بشتون و غربشتون همه ساده وباك دل اند اما از اين قطار حساب فاشيست ها جدا است آنهايكه لشكرى هاى  از وزيرى ها ،ملتانى  ها ،بنجابى ها، سواتى ها، باجورى ها، عرب ها ، امريكائى ها و اوربائى  ها  را مى آورند تا تاكستان هاى شمالى بسوزند ينكى قلعة به آتش كشند، بنجواى، هلمند ، كندهار ، كرديز، و نورستان و محافل عروسى به بمباردمان دهند  ،قتل عام مزار  را راه اندازند ،در يخ بندان يكاولنك فقيران مستمند را به آتش مرمى دهند آغاز فتنه و تخريب سيستمتاتيك كابل كردند ، نخبكان مخالف را با راه اندازى ترور فزيكى و معنوى از سر راه بردارند يقينا كه راه آنها از افغانستانى هاى ساده وباك دل جدا است و يقينا كه آنها به هيج وجه نماينده هيج قومى افغانستانى نيستند بلكه  شيطان هاى اند كه در جهره انسانى بر افساد ارض جنبره حقد و كراهيت و خونريزى بهن كرده اند.


 خواهر  تاجكان به هيج صورت در صدد خشكاندن زبان شيرين بشتو نيستند جنانكه اين را هم نمى بذيرند كه ديكر ها   بزور نيزه   ديكران و در بناه حقد و كراهيت و اليناسيون مبتذل و اجه هاى از زبان شان را بنام بهلوى و ايران  سانسورى نموده و بر زبان شان مصطلحات قلابى را تحميل نمايند   و استفاده از  مصطلحات زبان شان را بنام ترمنولوجى و عرف ملى غير اسلامى قلمداد نمايند  آنها به  همان اندازه اى كه توسعه و شكوفاى خود وزبان خود را مى خواهند به يقين توسعه و بالندكى زبان شيرين بشتو را نيز خواهانند اما اينكه كسى بيايد بنام بشتو تولنه براى زبانى فارسى درى مصطلح بشتو ببار آرد   به يقين كه در برابر  اين شويه قطع وبرش غير علمى با همه توان مى ايستند و كله فاشيستك ها را بر خاك مى كوبند.


 


 خواهر هيج سندى وجود ندارد كه تاجك ها كويا در صدد بوده اند فرهنك بشتون ها را ترور نمايند اين خواب است و خيال و محال كه ذهن بيمار و آشفته خواهر نيلوفر بدان بناه برده است تا سوأت اش را بنهان نمايد و الا هر كس به افغانستان آشنائى دارد مى فهمد  كه اين ادعا مضحك است .


 در مورد تهمت اينكه ما بر جنازه هاى  آنها مى خنديم اين مزخرف است جون اكر تارك از عقل بر تارك خانم نيلوفر مى بود مى دانست كه همين حالا هم ما عليه بمبارمان هاى امريكائى ها موضع مى كيريم و در صدد ايم وجود قواى امركيائى  را لا  اقل قانونمند  نمايم


و حر كت  آنها  محدود به ديواره هاى بايكاه هايشان شود و  تاريخ و جدول 


 زمانى براى خروج آنها تعين كردد ، حكومت بدون دروغ براكنى  با طالبان از  سر صدق كفتكو كند و آنها را جزئى از بروسه سياسى و  بازسازى و انسجام ملى نمايد و بلوسيله بازى را از حريف بربايد  جبهة ملى و شوراى متحد ملى دو آدرس غير خودى    موقف شان در مورد كشتار غير نظاميان كملا هويدا است جبهة متحد ملى با را فراتر كذاشته و حتى خواهان از بين بردن همه آن اسباب است كه مى تواند مداخله باكستان را به نحوى توجيه كند منجمله خط ديورند كه جبهة خواهان حل اين مشكل بصورت حقوقى بدور از سر وصدا ها، تهديد و شاخ وشانه كشى شده  است .


 يقينا كه خانم نيلوفر با اين اوهام كه تو در سر دارى و با اين توهمات كه تو بدان كرفتار هستى به يقين نمى توان به نقاط مشترك  كه كشايش مشكل افغانستان را در بى داشته باشد دست يافت. جون جنا ب  همه جيز را عكس مى بيند حتى بشتون بودن خود را نيز هم در آينه توهم عكس ديده است آخر جى عيبى دارد اكر اين نقد ها ات را به همان هويت اصلى  يعنى هويت قومى بشتونى مى نوشتى ما  به بشتون ها افتخار داريم من دوستانى   دارم  از برادران بشتون كه با آنها جند سال است يكجا زنكى مى كنم آنها در غايت التزام ، ادب و بويايي اند من به بشتون ها افتخار مى كنم حتى به شما خانم نيلوفر شاد باش مى كويم جون لا اقل مثل ديكر ها دشنام آنهم در حالت بسيار  مبتذل اش نثار مخالفان  انديشه تان نثار ننموده ايد .


 


 خانم نيلوفر اكر مى خواهيد مسعود عليه الرحمة را بشناسيد به اين سخنان او دقت نمايد :


 


  گفتارها و رهنمودهاي شهيد احمدشاه مسعود
*
تشکیل حکومت مؤقت از بستر خاتمه بخشیدن به جنگ، برگزاری انتخابات سالم، تدوین قانون اساسی و قانونمندکردن نظام اسلامی درافغانستان، اصول و معیارهای اصلی من در سالیان مبارزات بوده است.
در طول حدود پنج سال پس از پیروزی مجاهدین، این اصول را بارها با رهبران جهادی مطرح کرده ام.
*
انتظار من مانند بسیاری از هموطنانم، بعد از پیروزی در برابر کمونیزم آن بود تا جهان و بالخصوص کشورهای همسایه، از مردم ما به خاطر نابودی کمونیزم سپاسگزاری می کردند و به زخم های شان مرهم می گذاشتند. مردم کشور مان با سپرساختن سینه های خود، جان ملیون ها انسان را در کشورهای همسایه و جهان حفظ نمودند و در واقع از آزادی و آبادی آنها دفاع کردند. ولی حیف، در فرجام، پاکستان ملت ما را از عقب خنجر زد. امریکا به حرف شنوی از پاکستان پرداخت و اروپا بی تفاوتی اختیار کرد. مردم جهان باید بدانند که خطر طالبان به هیچ وجه کمتر از خطر کمونیزم نیست. هنوز فرصت آن وجود دارد که با آن مقابله صورت گیرد و مردم افغانستان در خط مقدم این مبارزه قرار دارند.
*
من مزدور هیچکس نیستم و از طرف هیچ کس مبارزه نمی کنم و بدون مراجعه به احدی تصمیم می گیرم. از آن گذشته، این مردم افغانستان بودند و هستند که در مورد جنگ و صلح تصمیم می گیرند. اگر قرار باشد هم پیمان یک کشور خارجی شویم، در درجه ی نخست، انتخاب و عدم آن وظیفه ی اصلی مجلس شورای ملی افغانستان خواهد بود. علت مشکلاتی که هم اکنون با آنها مواجه هستم این است که به آزادی عقیده و بیان در کشورم ایمان دارم.
*
من به اصولی پابند هستم، چنانچه شخصی و یا نیرویی با من در مورد این اصول نظر واحدی داشته باشند، بدون شک با او ائتلاف خواهم کرد. این اصول عبارت اند از:
1. استقلال کشور
2. مرزهای جغرافیایی (تمامیت ارضی)
3. اجرای قوانین اسلامی
4. رویکرد به برگزاری انتخابات عمومی در کشور
*
دولت اسلامی و مقاومت، دو روی یک سکه هستند و میان خود هیچ فرقی ندارند. در ارتباط با مشکلات قوم گرایی، هم وظیفه ی ماست و هم وظیفه ی عام روشنفکران و تحصیلکرده ها که در این قسمت خود شان قدم بردارند. مگر تذکر من این است که مردم افغانستان در سطح پایین، بین خود این مشکل را ندارند و متأسفانه این مشکل، از طرف یک تعداد روشنفکران ایجاد شده است. خواهش من این است، مثلی که در پاریس گفتم، برادران متوجه شوند و دشمن اصلی را بشناسند و کاری نکنند که خود را ضعیف کنند و پاکستان را تقویه سازند.
*
ما برای آزادی می رزمیم. برای من زیستن در زیر چتر بردگی، پست ترین نوع زندگی است. برای حیات مادی همه چیز می توان داشت: آب، نان و مسکن، ولی اگر آزادی ما برباد رفت، اگر غرور ملی ما درهم شکسته شد و اگر استقلال ما نابود گشت، در آن صورت این زندگی برای ما کوچکترین لذت و ارزشی نخواهد داشت.
پاکستان در مقابله باهند به زعم خودش با بلند پروازی هایی که جنرالان نظامی آن دارند، چیزی بالاتر از دوستی از ما توقع دارند. اگر در خواست پاکستان تنها دوستی ملت افغانستان می بود، اصلاً پرابلمی وجود نمی داشت.
*
پاکستان می خواهد که یک حکومت مزدور داشته باشد و این مسئله را بارها من به پاکستانی ها در ملاقات های خود گفته ام که از ما افغانها شما آرزوی غلام شدن را نداشته باشید. ما می توانیم به شما پاکستانی ها بهترین دوست باشیم، منفعت شما در دوستی ماست. اما اگر خواسته باشید که نه، اینجا غلام پیدا می کنیم، این خیال است و محال است و جنون.
*
عقیده من در مورد سیاست پاکستان روشن است هر کشوری حق دارد تا منافع خود را در سطح ملی و بین المللی جستجو نماید، ولی متأسفانه پاکستان به عنوان یک حکومت اسلامی، برای تطبیق استراتژی خود در افغانستان از ظالمانه ترین شیوه ها استفاده نموده طوری که تاریخ نظیر آن را کمتر دیده است.
*
به خدا سوگند حتي اگر به اندازه کلاهم جاي ماندن در اين سرزمين را داشته باشم، مي مانم و مقاومت مي کنم.
*
دشمنان افغانستان دشمنان من هستند و آنها نيروهايي هستند که بالاي مردم ما جنگ را تحميل مي کنند.
*
آرزو دارم مردم کشورم با هر تعلق قومي، مذهبي، زباني و حزبي وحدت ملي و اتحاد خود را حفظ کنند و در سايه آن و با تکيه بر دين مبين اسلام شاهد پيروزي و اعتلاي کشور خود باشند.
*
ما به نام افغانستان مبارزه مي کنيم و مي جنگيم، ما به ملت افغانستان باور داريم.
*
وضعیت منطقه دیر یا زود به گونه ای می شود که کشورهای جنگ افروز متوجه خواهند شد که جنگ در افغانستان به نفع آنها نیست و خود شان برای استقرار صلح و امنیت در این کشور تلاش خواهند کرد.
*
پیام من به آقای بوش این است که جنگ افغانستان و وجود پایگاه های تروریستی تنها به افغانستان محدود نمانده بلکه دیر یا زود، این خطرات گریبانگیر آمریکا و تعدادی بیشتری از کشورها در منطقه و جهان خواهد شد.


 


 د/ سيد ذبيح الله مهديار


 

موضوع مرتبط: ويژه نويسندگان
بازديد 636
امتيازات
ضريب امتياز
امتياز بدهيد
نقد و نظر

نسخه چاپي مطلب

فرم ارسال مطلب

ديگرنبشته‌ها از سيد ذبيح الله مهديار:

 

  از ميان همين موضوع:

  • سه هدف اساسي طالبان ( حامد شفايي )
  • بي گناهي كم گناهي نيست ! ( مسيح ارزگاني )
  • زيرآسمان‌کابل 2 / 11 ( محمد حسين فياض )
  • راز عقب ماندگی ما ( محمود موسايي )
  • زيرآسمان‌کابل 2 / 10 ( محمد حسين فياض )
  • جادوگران و مداریان ( فضل الرحيم رحيم )
  • ترکیه رابهتربشناسیم ( محمود موسايي )
  • Search Armans.Info Search the Web

    نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست

    آمار مقالات


    Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 65
    Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 759
    Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3952
    Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 36

    اطلاعات و ترافيك سايت

    
    Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------1069511
    Users Online-----------------------------16-----------------------------------افراد آنلاين
    Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.56
    38.103.63.56
    ----------------------------------------

    تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction ------------------------- 2002
    تاريخ بازسازي ------------------------------ Re-construction---------------------- 2004

     
     
     
     


    مشاهده مقالات با انتخاب نام نويسنده در ستون نويسندگان


    از بخش"ويژه نويسندگان"

    فضل الرحيم رحيم :

    داکتر واحد نظری ، دایرکتر ، سناریست و طنز نویس موفق کشور ما در بلجیم


    حامد شفايي:

    سه هدف اساسي طالبان

    نظرات :2


    امين آرمان:

    گناه ماچيست؟-2


    فضل الرحيم رحيم:

    نام عتیق رحیمی، در فهرست برندگان صدوپنچ سال فعالیت جایزه ادبی گنکور فرانسه


    مسيح ارزگاني:

    بي گناهي كم گناهي نيست !


    بقيۀ مطالب اين ستون