فرار هزار زندانی؛ نشانه ضعف یا فساد
نويسنده: سيدعلي حسيني
تاريخ نشر: 12.07.2008
هنوز اخبار مربوط به کمکهای نسبتا سخاوتمندانه جامعه بین المللی به افغانستان در کنفرانس پاریس از تیتر اخبار خبرگزاریها محو نشده بود که خبر ناگهانی فرار بیش از هزار زندانی از زندان قندهار تیتر دوباره خبرگزاریها شد. این خبر از این جهت که طی دو سال گذشته ناآرامیها شدت گرفته و طالبان بطور وحشتناکی قوت گرفته و عملیاتهای انتحاری، چریکی و تروریستی (از جمله سوء قصد به جان رئیس جمهور در یک مراسم ملی) بیشتری میکنند، خبر غیر عادی نیست، هر چند سطح عملیات طالبان در این مورد غیر عادی بود.
هنوز اخبار مربوط به کمکهای نسبتا سخاوتمندانه جامعه بین المللی به افغانستان در کنفرانس پاریس از تیتر اخبار خبرگزاریها محو نشده بود که خبر ناگهانی فرار بیش از هزار زندانی از زندان قندهار تیتر دوباره خبرگزاریها شد. خبر از این قرار بود که عوامل طالبان با دو حمله انتحاری با کامیونهای پر از مواد منفجره در زندان قندهار را خراب نموده و سپس با نگهبانان زندان درگیر شده و با کشتن آنها اقدام به آزاد کردن زندانیان نمودند. از مجموع حدود یک هزار و دوصد زندانی دربند در زندان قندهار، بیش از هزار نفر آنان از زندانی گریختند که در میان آنها بیش از چهارصد زندانی طالبان و از جمله عوامل انتحاری بودند. دیگر افرادی که فرار نکردند، زندان زن و کودک (و احتمالا زندانیان با مجازات و انگیزه فرار کمتر) بودند.
این خبر از این جهت که طی دو سال گذشته ناآرامیها شدت گرفته و طالبان بطور وحشتناکی قوت گرفته و عملیاتهای انتحاری، چریکی و تروریستی (از جمله سوء قصد به جان رئیس جمهور در یک مراسم ملی) بیشتری میکنند، خبر غیر عادی نیست، هر چند سطح عملیات طالبان در این مورد غیر عادی بود. شورای ولایتی قندهار - به ریاست برادر رئیس جمهور- تشکیل شده و اقداماتی را در این جهت اعلان نمودند تا آثار منفی فرار زندانیان در این ولایت کاهش یابد. نیروهای دولتی همچنین به جستحو برای یافتن فراریان پرداختند؛ جستجویی که دستاورد چندانی نداشت. با این همه اصل وقوع این عمل این واقعه از جهاتی غیر عادی به نظر میرسد:
1) قندهار از سابق مرکز اصلی طالبان به شمار میآید و از همین رو در این ولایت فعالیت این گروه بیش از دیگر ولایات است. همین مسئله موجب میشود که سطح مراقبت در این ولایت باید بیش از دیگر ولایات باشد.
2) زندان قندهار به دلیل اینکه محل نگهداری زندانیان طالبان است عرفا باید مورد مراقبت بیشتر نسبت به دیگر زندانها قرار گیرد.
3) با توجه به برگزاری کنفرانس پاریس سطح آمادگی نیروهای مسلح باید بیش از دیگر اوقات میبود. 4) نگهداری از زندانیان خطرناکی مانند نیروهای جنگی و عوامل انتحاری معمولا متفاوت از دیگر زندانیان است؛ حتی وضعیت نگهداری از قاتلان و اوباش خطرناک مراقبتی کمتری نسبت به زندانیان نظامی و عوامل از جان گذشته و انتحاری میطلبد.
گذشته از مسائلی محوری اصل قضیه فرار گسترده و بیسابقه طالبان، برخی نکات ابهام نیز در مورد عملکرد و واکنش نیروهای دولتی (و تا حدودی بین المللی) وجود دارد.
1) زندانیان چند روز قبل از این واقعه اعتراضات متفاوتی نسبت به وضعیت زندان داشتند تا جایی که برخی از نمایندگان برای متقاعد کردن با آنها ملاقات نمودند. همچنین پلیس مدعی شده است که برخی زندانیان به وسیله موبایل با خارج از زندان ارتباطات مشکوکی داشتند.
2) آیا پرسنل نظامی در قندهار به آن اندازه کم بوده است که بعد از آغاز حمله طالبان نمیتوانستند به کمک نگهبانان زندان بیایند.
3) پلیس متاسفانه (ظاهرا) نتوانست فراریان زیادی را دستگیر کند و حال آنکه فرض بر این است که پنهان شدن هزار زندانی (که مردم عادی به هیچ عنوان تمایل ندارند خطر حضور یا حمایت از آنان را بپذیرند) کار آسانی نبوده است. آیا پلیس قادر به ردیابی گروه های عمده فراریان و فراری دهندگان نبوده است؟ 4) آیا امکان استفاده از قوای هوایی (و کمک نیروهای آماده باش خارجی) وجود نداشته است؟ 5) آیا نهادهای امنیتی که با اطمینان از حضور و برنامه ریزی طالبان در خارج از کشور سخن میگویند، نمیتوانستند چنین عملیاتی را پیشبینی کنند؟ و .... .
در تحلیل این قضیه دو دلیل عمده را میتوان به عنوان فرضیه مدنظر قرار داد:
1) ضعف دولت: تردیدی وجود ندارد که دولت افغانستان هنوز به چنان استحکام سیاسی و امنیتی نرسیده است که بتواند مانع از دسیسهها و طرح های خرابکارانهای مانند حمله به زندان باشد. در کشورهای دیگر نیز مواردی از شورش در زندان و یا اقداماتی برای رها کردن زندانیان وجود داشته است، در حالیکه وضعیت امنیتی آنها بهتر از وضعیت افغانستان امروزی است. دولت افغانستان فاقد نیروی نظامی و پلیس کافی برای تامین امنیت همگانی بوده و به همین دلیل حتی در نگهداری از زندانیان خطرناکی چون عوامل انتحاری طالب نیز نمیتواند مراقبت کافی را به عمل آورد. از سوی دیگر نیروهای مخالف به کمک منابع مالی ناشی از کشت و فروش مواد مخدر و منابع انسانی از جان گذشته (انتحاری) توانسته است با این کار قدرت خود و ضعف دولت را به نمایش بگذارد.
2) فساد: تردیدی نیست که فساد سیاسی و اداری در افغانستان ریشههای عمیق و مستحکمی دارد. این فساد سرتاسر نظام اداری و سیاسی کشور را فراگرفته است، به طوریکه کمتر اداره یا ارگان دولتی خالی از آن است. نیروهای مسلح و ادارات قضائی کشور - که مسئول نگهداری زندانیان هستند- نیز از این فساد مبرّی نیستند. همین فساد یکی از عوامل ضعف دولت در مقابل مخالفان و بیگانگان و از جمله عواملی است که مشروعیت دولت را میکاهد. از این جهت سوالاتی که در مقابل قضیه فرار زندانیان طالب به ذهن میرسد این گمان را تقویت میکند که مبادا در این قضیه نیز مسئله توطئه و فساد در کار بوده است. فراموش نکنیم که قندهار یکی از مراکز مهم قاچاق مواد افیونی کشور بوده و برخی از افراد با نفوذ دولتی در این منطقه به همکاری با قاچاقیان متهم هستند.
اطلاعات اندک منتشر شده توسط مقامات دولتی در این خصوص به تقویت و یا رد هر یک از دو فرضیه مذکور کمک نمیکند. در حقیقت دولت نیز در این مورد به نتیجهای نرسیده است و یا اگر رسیده است هنوز منتشر نکرده است. از این رو ما نیز نمیتوانیم تنها بر اساس تحلیلهای کلی شرایط افغانستان در این مورد جانب یکی از فرضیه ها را بگیریم. در این مورد تنها میتوانیم بگوییم تا وقتی مقامات رسمی در این مورد به مردم آگاهی نداده و نتیجه تحقیقات را با صراحت منتشر نکنند، جای برای طرح این فرضیه وجود دارد که این قضیه بیش از یک عمل تروریستی معمولی بوده است.
مقامات دولتی باید به یاد داشته باشند که این حق مردم است که بدانند چرا یک واقعه مهم در کشور اتفاق افتاد؟ آیا در این مورد مقصری وجود دارد؟ و... . آگاهی مردم نسبت به وقایعی که دولت آن را ناشی از ضعف خود میداند، میتواند به بالا بردن مشروعیت دولت کمک نماید. مردم در این گونه مواقع خواهان این هستند که به آنها آگاهی درست داده شود و علل واقعه به درستی روشن شود، در غیر این صورت ضعف را نه به دلیل کمبود امکانات میدانند، بلکه آن را نشانه فساد میشمارند. همچنین مقامات دولتی باید به خاطر داشته باشند که یکی از راههای کاهش فساد شفافیت است. جایی که عملکرد مقامات - از عالی ترین سطح تا یک مامور ساده- در جلو چشم مردم باشد، زمینه فساد آشکارا کاهش مییابد.
موضوع مرتبط: سياسي
|