انتحاريون سكولار"به كجا" مي روند؟
نويسنده: امين
تاريخ نشر: 24.05.2008
پاسخ ديني طرفداران عمل "انتحار" به اين پرسش كه: چرا دست به خشونت و قتل نفس مي زنيد- چه اينكه جان خود يا جان ديگري را بستانيد- اين است كه: اگر كشتيم "غازي" و اگر كشته شديم "شهيد"يم. در هردو صورت چيزي از دست نمي دهيم. با اين تفاوت كه در صورت دوم، به زندگاني و رفاه و وفور نعمتي دست مي يابيم كه تصورش در دنياي خاكي ناممكن است: " بهشت".
اما پاسخ غير ديني انتحارجويان سكولار به اين پرسش چيست؟!
پاسخ ديني طرفداران عمل "انتحار" به اين پرسش كه: چرا دست به خشونت و قتل نفس مي زنيد- چه اينكه جان خود يا جان ديگري را بستانيد- اين است كه: اگر كشتيم "غازي" و اگر كشته شديم "شهيد"يم. در هردو صورت چيزي از دست نمي دهيم. با اين تفاوت كه در صورت دوم، به زندگاني و رفاه و وفور نعمتي دست مي يابيم كه تصورش در دنياي خاكي ناممكن است: " بهشت".
اين توجيهي بسيار قوي است براي آناني كه ايمان محكم به دنيايي ديگر دارند و دسترسي به بيشترين منابع و امكانات آن عالم را در "انتحار" مي جويند. طبيعت انسان اين است كه همواره در جستجوي "سود" بيشتر باشد. ايمان به آخرت و تصور عالمي آكنده از نعمت و صولت براي "انتحارجو" كه در اين دنيا چيزي جز نكبت و نفرت نصيبش نشده، حد اكثر سود آن دنيايي را تضمين مي كند. اگر يك انتحارجوي جان بركف دليل كافي براي كسب سود بيشتر در دنياي عقبي نداشته باشد، يقينا انتحار نخواهد كرد. زيرا جان شيرين است و شيرين ترين چيزآدمي و او زماني اين گوهر ناياب خود را حراج مي كند كه سود و سعادت و كمال و خوشبختي افزونتر در پي آورد.
حال اين پرسش را اگر در برابر انتحارجويان لامذهب و سكولار قرار دهيم، پاسخ آنان چي خواهد بود؟ تعجب نكنيد! داريم. انتحارجوي مسلمان هم داريم نا مسلمان و لامذهب هم داريم!
چامسكي در يكي از سخنانش گفته بود نسل جديدي از سكولارها را داريم كه براي از بين بردن عقائد مخالف خود توسل به خشونت را همچون افراطيون مذهبي تجويز مي كنند. اين گروه استدلال مي كنند كه افراطيون مذهبي با اصل و بنياد دموكراسي مخالفند. دموكراسي نمي تواند ضد خود را پرورش دهد. اقتضاي دموكراسي اين است كه هرچه با بنياد و شالوده و اصول آن مخالف است از بين برده شود.
در يكي از سايتهاي القاعده پس از انجام يك علميات انتحاري بزرگ، اين جملات نقش بسته بود:
" برادران مسلمان! ما وارث آدم هستيم. ما وارث نوح نبي الله ايم. ما وارث ابراهيم بت شكنيم. ما وارث عيسي و موسي و يد بيضاييم. ما وارث كعبه و مني ايم. ماوارث مدينه و بيت الاقصي ايم. ما جند الله و لشكريان خداييم. ما جان نثاران راه پيامبر خدا محمد(ص) مصطفي ايم. ما براي بدست آوردن پيروزي نور بر ظلمت وارد كارزار شده ايم. به ما بپيونديد تا به دست قدرت لايزال خداوند دست صليبي ها و يهودي هاي اشغالگر را از سرزمين مقدس خدا قطع كنيم و به وارثان صالح خداوند واگذاريم كه خدا خود دانا و عالم و قادر تواناست"
در بيانيه اي كه گروه "تندر"(فرود فولادوند) منتشر كرده و در آن مسئووليت انفجار شيراز را به عهده گرفته آمده است:
" ما فرزندان این آب و خاک هستیم. ما دختران و پسران کورش و داریوش هستیم. ما دختران و پسران بابک خرمدین هستیم. ما نوادگان بهمن جازویه، کشنده علی تازی هستیم. ما دختران و پسران کیسیا، بانوی مرزبان ایران هستیم. ما بچه های فرود فولادوند هستیم که برای بدست آوردن پیروزی وارد کارزار شدهایم."
در يكي از بيانيه هاي طالبان آمده است:
" يكبار ديگر به مزدوران اجنبي و تمام كساني كه با ارتش صليبي كار مي كنند و در خدمت آنها قرار دارند و در تداركات نظامي و تأمين نفت، غذا و امور مشابه به آنها ياري مي رسانند، هشدار داده مي شود فورا دست از همكاري بكشند و الا با عواقب وخيمي روبرو خواهد شد."
در بيانيه گروه تندر نيز آمده است:
" ما باز هم به مزدوران و عوامل سرکوبگر جمهوری اسلامی اعم از اطلاعاتی و بسیجی و نیروی پاسدار در هر مقام و ردهای، هشدار میدهیم که در مقابل جنبش تندر مقاومت نکنید... پیش از اینکه دیر شود به صفوف انجمن پادشاهی بپیوندید و امنیت و آسایش را برای خود و خانواده خود بخرید. "
گروه القاعده در يكي ديگر از بيانيه هاي خود پس از پخش خبرانتحار، براي "شهداء" و آناني كه در اين راه جان خود را از دست دادند وعده مي دهد:
"فوز عظيم از آن شماست. بدانيد كه اين شماييد كه به خير و سعادت ابدي رسيده ايد"
گروه تندر اما بعد از انجام عمليات مي گويد:
"در این درگیری، تکآوران انجمن پادشاهی، هیچگونه تلفات جانی نداشتند و همه رزمندگان به تندرستی به پایگاههای خود باز گشتهاند"
تفاوت مهمي كه بين بيانيههاي گروه القاعده و گروه تندر به چشم مي خورد، در مفاد بيانيههاي اخير اين دوگروه است. گروه تندر، برخلاف القاعده، گذشته از اينكه تلفات و دستگيري افراد خود را انكار مي كند، كدام دستآوردي "سودمند" براي آندسته از افرادش كه كشته مي شوند ارائه نمي كند. بر فرض اگر يك يا چند نفري از آنها كشته شده باشند يا كشته شوند – كه جزء طبيعت عمليات هاي رزمي و تروريستي است- به كدام "سود" يا "سعادت" عظمي دست خواهند يافت؟
به عبارت ساده:
انتحاريون مذهبي به بهشت موعود خود مي روند. بهشت انتحاريون سكولار كجاست؟
و
آنان "به كجا" خواهند رفت؟!
اين سؤالي است كه گروه تندر و ديگر گروههاي تروريستي و انتحاري لامذهب و "دنيامحور" كه افراد را تشويق به كشتن و كشته شدن مي كنند، از پاسخ آن طفره مي روند. اگر غرض، دسترسي به حد اكثر آسايش، رفاه، برابري، آزادي و عدالت "دنيوي" باشد، اين عدالت و آزادي بعد از مردن چه سودي به حال مردگان خواهد داشت؟ اگر آسايش و كمال ديگري مراد باشد، آن چيست؟
...............................
اشاره: پيوند كردن سايتهاي تروريستي مانند القاعده و تندر از نظر مقررات سرويس هاي وبهاستيگ جرم محسوب مي شود اما يك تعداد از بيانيه هاي طالبان در سايت ديدبان حقوق بشر قرار دارند كه براي نمونه مي توان به اين آدرس رجوع كرد:
http://www.hrw.org/campaigns/afghanistan/2006/education/letter1.htm
موضوع مرتبط: ويژه نويسندگان
|