سخنگوي طالبان در يك گفتگوي تلفني باخبرنگاري كه نخواست نامش افشاء شود، حمله انتحاري كابل در 8 ثور1387را فورا و بي درنگ و در عين حال با قاطعيت به گردن گرفت. او ضمن اينكه از بابت پايين بودن آمار تلفات اندكي افسرده و غمگين به نظر مي آمد، دليل اين فوريت خبر و جازميت خود را با تأكيد بسيار چنين شرح داد:
"بعد از انجام اين عمليات مقدس تصميم داشتيم جريان را با تشريفات رسمي اعلان كنيم. ناگهان باخبر شديم كه مشتي حسود كه هميشه مترصد چنين فرصتهايي هستند، شايعاتي اينجا وآنجا گسترده اند. شايعات و وهمياتي از اين قبيل كه گويا امريكايي ها به قصد ناامن جلوه دادن كابل و توجيه نمودن اشغال و تداوم حضور خويش در افغانستان، اين حمله انتحاري را خود سروسامان داده اند. مي دانيد نشر چنين شايعات كينه جويانه و حسادتورزانه سابقه هم دارد. اگر درخاطر مبارك تان باشد در مورد حمله تاريخي و قهرمانانه برادران شهيد ما به برج هاي اهريمني و فرعوني نيويورك در 2001، از زبان همين اجانب و خناسان حسود وهميات و چتياتي نشر و پخش شد كه اندكي از اوج حماسه و رشادت آن پاكباختگان راه حق را بزدلانه زير سؤال برد و آن تهور بينظير وفخر كبير فرزندان صديق اسلام را جفاكارانه و خيانتكارانه به ديگران، آنهم به مشتي كفار نصارا و يهود نسبت دادند. به آن هم بسنده نكردند، سمپاشي و حسدورزي را تا همين امروز ادامه داده، همان فكاهيات كودكانه را گهگاه تكرار مي كنند. عجب كودكانه و چه وقيحانه گفتند امريكايي ها و بدتر ازهمه اسراييليها انتحار كرده اند و برجها را خود بر سر خويش فرو اندر كرده اند. حال آنكه اولا، اين قوم كافر و نجس كجا و فعل مقدس انتحار كجا. اين يانكي ها را كه ما از نزديك مي شناسيم، چنان هم از شيطنت بي بهره نيستند و سفاهت اينان حد و اندازه دارد. ثانيا، اين زندگي فرعوني و قاروني اينان ارزشمند ترين و گرامي ترين بخش وجود شان است. ثالثا، گيريم كه سفاهت شان درحد واندازه ديگران باشد ولي دراين صورت فلسفه برچسب مشهور"شيطان بزرگ" بودن شان چه خواهد شد؟ مگر اينكه طبق معمول، "بزرگي" يانكي ها را در همان لندهوري و لنگ درازي شان يافته باشند. اما باز هم مشكل چتيات اين دوستان بتمامه حل نمي شود، چراكه لندهوران با همين وصف خود هم لا اقل "شيطان" كه هستند، يعني جرثومه فريب و فتنه و فطانت اند!
باري، همينجا صراحتا و كرارا اعلام مي كنيم اخيرا به كمك برادران مجاهد و مسلمان خود "ايمن" و "اسامه" رد پاي اينگونه توطئه هاي خائنانه عليه افتخارات و مقدسات جهان اسلام را يافته ايم. برما روشن شده است كه اماها و اگرها و شك و ترديدهايي كه گاه اينجا و گاه آنجا در مورد صحت وسقم اقدامات دليرانه وعمليات شهادت طلبانهي فرزندان رشيد اسلام بروز مي كند، شايعات و خزعبلاتي اند كه مقتدي صدر عراقي و حزب الله لبناني به دستور اربابان ايراني خود دامن مي زنند. هدف آنها از پخش اينگونه شايعات، تحقيرنمودن جهاد و شهادت طلبي القاعده و طالبان مي باشد تا به گمان واهي و باطل خويش، عقده هاي حقارت خود را جبران كنند. غافل از اينكه بزرگترين افتخارقهرماني جهان اسلام را دو دستي تقديم اهل يهود و نصارا مي كنند! اين همه دروغ و خيانت و دغل نشان حسادت عميق اينان به مسلمانان سني است چرا كه خناسان شيعه اهل لاف و گزافند و بر اين همه ايثار و شهادت و حماسه اهل سنت فقط غبطه مي خورند..."
دراين حال، سخنگوي طالبان چنان با حرارت سخن مي راند كه ديگر كم كم رشته كلام از دستش خارج مي شد. خبرنگار كه نخواست نامش افشاء شود، وقتي متوجه حرافي و وراجي بيش از حد سخنگو شد، دوباره سررشته سخن را به دست گرفته از او در مورد علل حمله 8 ثور پرسيد. سخنگوي طالبان ضمن افشاي تماس تلفني محرمانه خود با حامد كرزي، فلسفه عمليات مسلحانه 8 ثور را چنين شرح داد:
"امشب[يعني ديشب!] پيش از صرف شام به حامد كرزي تلفن كرديم. به اوهشدارداديم كه در گردهمايي 8 ثور فردا شركت نكند. عاقبت ندارد. كرزي در جواب مي گفت: بس است بردادرها! قتل و كشتار بس است! سلاح به زمين بگذاريد. من بارها گفته ام شما "فرزندان افغانستان" استيد. بياييد به آغوش دولت..."
ما صحبت هاي او را قطع كرديم و گفتيم:
"آقاي رييس جمهور! براي بار آخر هشدار مي دهيم. به فكر خودت باش! اگر فردا آن كله گرد و سركل وكچل تان را در جشن ببينيم، از اين پنجره روبرو، خواهيم شكست!"
او در حالي كه گلويش را بغض گرفته بود هن هن كنان مي گفت:
" برادرها! طالبان كرام! فرزندان افغانستان!... كمي آهسته ...خيلي آهسته!...خوب. بگوييد خواسته تان چيست؟... چرا با من بدبخت چنين مي كنيد؟ خوب. چراحمايتم نمي كنيد؟ چرا تهديدم مي كنيد؟ چرا فردا...؟"
ما براي بار آخر صدايش را قطع كرديم و درحالي كه هق هق نرم گريه اش را از پشت تلفن مي شنيديم، با پرخاش گفتيم:
"طالبان وقتي آمد، افغانستان پر از گند و كثافت شده بود. تو آن زمان كجا بودي؟ ما آمديم و كثافات 7 و 8 ثور را پاك كرديم و تو 8 ثور را تجليل مي كني؟ خوب! پس چرا 7 ثور را هم تجليل نمي كني؟ چرا از روز 27 سپتمبر 2006 تجليل نمي كني؟ روزي كه ما آمديم و عفونت ها را از سطح كابل جاروب زديم؟ يادت هست؟"
در اين حال صداي هق هق گريه كرزي بلند تر و بلند تر مي شد و رگهاي از التماس و ندامت را مي شد در تون صدايش احساس كرد. اما ما مجال گفتن نداديم:
"بسيارخوب، آقاي رييس جمهور! بگو 27 سپتمبر از اين 8 ثور چه چيزي كم دارد كه اضافه اش كنيم؟ يا اينطور بگو ما از اين مجاهدين تان چه كم داريم؟ اگرتجليل شان به اين علت است كه "نفر" يعني "آدم" زياد كشتند، مگر ما كم كشتيم؟ يا اينكه كشتههاي ما آدم نبودند؟ هنوزهم مي بيني كه مي كشيم؟ اگر كوچاندند ما هم كه كوچانديم. اگر سوزاندند، ماهم سوزانديم. اگر خوردند، ما هم خورديم. اگر بردند، ما هم برديم. اگر خراب كردند ما هم كرديم، اگر عذاب كردند، ما هم كرديم. اگرجهاد كردند، ما هم كه كرديم...و... هنوز هم داريم مي كنيم. پس دليل فضيلت آن عاليجنابان چيست؟"
در اين حين، هق هق گلوي كرزي به صداي بلند گريه تبديل شده بود و ما احساس كرديم، حالا رييس جمهور با تمام وجود در پيشگاه وجدان خود حاضر است و انتظار "حرف آخر" ما را دارد. با صلابت گفتيم:
"آقاي رييس جمهور! خواب رفاقت و برادري ما را براي هميشه از آن ذهن مشوش خود بيرون كن. از ما دعوت مي كني كه پهلوي تان بياييم؟ بسيار خوب! با اين وضع و هيئتي كه تو درست كرده اي مگر مي شود آمد؟
يادت باشد و اين را آويزه گوشت كني كه :
ما وقتي مي آييم كه سالروز پرافتخار ورود طالبان به كابل، پربارتر از 8 ثور جشن گرفته شود. ما وقتي مي آييم كه گزارش اين جشن از راديو "صداي شريعت" پخش گردد، نه از آن جعبه هاي رنگي نجس و چتل كه تو با خود آورده اي! همين!"
پايان