|
مقدمه
انواع سستمهاي سياسي – اداري
الف : دولت كشور بسيط يا يونيتار
ب : دولت هاي مركب و چند پارچه
2- دول متحده
2- كنفدريشن (Confederation ) يا « اتفاق دول »
3- سستم دولت فدرال يا فدراليزم ( Federalism )
تعريف فدراليزم
سير تاريخي فدراليزم
فدراليزم در سويس
افغانستان وفدراليزم
فدرا ليزم و جرگه هاي روشنفكري ا فغان
دلايل مخالفان سستم فدراليزم
دلايل موافقان سستم فدرال
بررسي وارزيابي دلايل گروههاي دوگانه
الف : دلايل مشترك
ب : دلايل موافقان
ج. دلايل طيف مخالف فدراليزم
جمع بندي
مقدمه
امروزه يكي از مباحث عمده مطرح در محافل وحلقات علمي و اكادميك افغان ، بحث شكل ساختار نظام سياسي – اداري آينده افغانستان است . گذشته از اينكه اين امر در محافل سياسي و نشست هاي سران احزاب و گروههاي سايسي- نظامي گذشته و موجود مطرح بوده از منظر روشنفكران و تحصيلكردگان افغان نيز پنهان نمانده است . اخيرا در بعضي كنفرانسها و سمينار هاي علمي كه در داخل و خارج از افغانستان داير گرديده ، موضوع « فدراليزم » يكي از محور هاي اساسي بحث قرار داشته است .(1)
ما در اين نوشتار به رويكردهاي حزبي و گروهي كاري نداريم و مي خواهيم از منظر علمي واكادميك به بررسي موضوع بنشينيم . از زاويه علمي ، عمدتا به دو گروه فكري در ميان جامعه فرهنگي و روشنفكري افغانستان بر ميخوريم كه در باب اين موضوع رودر روي يكديگر قرار گرفته و ديدگاههاي يكديگر را به چالش كشيده و بعضا يكديگر را متهم به تجزيه طلبي ، ايجاد اخلال در ثبات ، امنيت وتماميت ارضي مينمايند .(2)
نكته بسيار جالب اينجا است كه هردو طيف تلاش مي كنند جهت ايراد اتهام تجزيه طلبي به ديگري ، به « سستم فدرال » توسل جسته و براي اثبات مدعاي خود از اين موضوع بهره مي جويند . ما گذشته از اينكه لحن برخي از مباحثات جاري و مقالات منتشره را كه بعضا به شكل خصمانه و خشونت آميز تبارز مي يابند زيبنده جامعه اكادميك نميدانيم ، سعي خواهيم كرد ديدگاهها ، دلايل ومنطق حقوقي و علمي به كار رفته در اين مباحث را بشكافيم .همچنين كوشش مي كنيم تناسب يا عدم تناسب اين سستمها را با شرايط ، ارزشها ، هنجارها و زمينه هاي عملي موجود در جامعه افغانستان تجزيه وتحليل كنيم . تلاش نهايي بر اين است كه دلايل موافقان ومخالفان نظام فدرالي را از منظر علمي و اكادميك ارزيابي نماييم و ببينيم كه تا چه اندازه مقرون به واقعيات و شرايط كنوني و آينده جامعه افغانستان مي باشد . براي تبيين دقيق تر موضوع نا گزير از نگاه مختصري به تاريخچه سستمهاي يونيتار و فدرال ، تعريف فدراليزم ، نوع ساختار و ريشه هاي شكل گيري آن در جهان و مطالعه تطبيقي آن در ارتباط با جامعه افغانستان مي باشيم . محور اصلي بحث ما بر رسي رويكردهاي موجود ، استدلالها واستنتاجهاي منطقي گروهاي روشنفكري افغان راجع به موضوع با تكيه بر معيارها و استانداردهاي بين المللي و مقتضيات جامعه افغانستان است . در اخير و طي يك جمعبندي ، نوع نظام سياسي – اداري پيشنهادي و مطلوب خودرا با توجه به شرايط ومقتضيات مذكور تبيين و ارائه خواهيم كرد .
انواع سستمهاي سياسي – اداري
طبقه بندي دولت – كشور ها از دو زاويه مختلف سياسي وحقوقي ممكن است . از منظر سياسي مي توانيم از دولت هاي ليبرال ، سوسياليستي ، فاشيستي ، نظامي و غيره نام ببريم . اما از ديدگاه حقوقي ، ساخت و تركيب داخلي دولتها مبناي طبقه بندي قرار مي گيرد . اينكه آيا قدرت به مركز سياسي واحدي تعلق دارد يا اينكه در مراكز گوناگوني پراكنده و متمركز شده است ؟. (5)
از اينجا بحث شكل ساختاري دولت – كشور مطرح مي شود كه دانشمندان حقوق اساسي عمدتا دوصورت را براي آنها برشمرده اند ؛ يكي دولت- كشور تك ساخت- تك بافت – يا يونيتار است كه اساس آنرا سنتراليزم سياسي شكل مي دهد و ديگري دولتها يا دولت- كشور هاي مركب و چند پارچه است كه به لحاظ ماهيت ، شكل ساختار و كاركرد خود ، صورتهاي گوناگوني دارد كه در مباحث آتي اشاره اي به آنها خواهيم داشت . در اين مجال ، نظري اجمالي به گونه هاي ساختاري دولت – كشورها مي اندازيم:
الف : دولت كشور بسيط يا يونيتار ( Unitar )
مهمترين شاخص اين نوع دولت ، « تمركزتصميم گيري و عملكرد سياسي – اداري » است . به عبارت ديگر ، قدرت سياسي و مجموع اختيارات و تكاليف توسط شخصيت حقوقي واحدي كه همان دولت يونيتار است اعمال مي شود . افراد ، ساحات و كليه ارگانها و ساختهاي اجتماعي كه زير پوشش دولت واحد قرار دارند ، ازهمان اقتدارسياسي واحد تبعيت مي كنند و اساسا يك قانون اساسي در سراسر قلمرو حكومت حاكم است و بافت قدرت « غير قابل تجزيه و تفكيك ناپزير است » (6) . به طور مشخص ، عمده ترين ويژگيهاي ساختاري دولتهاي يونيتار را در چند چيز مي توان خلاصه كرد :
متن كامل
|