|
|
|
 |
|
مطالب بيشتر از
امين آرمان
در صفحه اختصاصي نويسنده
|
|
پيوستهها |
|
|
|
خانواده دختر خردسال در جستجوي عدالت است
نويسنده: امين
مترجم: امين
تاريخ نشر: 24.09.2007
خانوادهي یک کودک هفت ساله که از سوي دو مرد مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود، تقاضاي اجراي عدالت نموده است. اقدام آنان رسوم اجتماعي اي را به چالش مي كشد كه تجاوزهاي آنچناني را یک لکهي ننگ بر دامن قرباني مي انگارد. درحاليكه دو ماه از تجاوز به عنف مي گذرد، دخترک همچنان رنج می کشد، به ندرت سخن مي گويد و نمی تواند به چشم کسی نگاه کند. دو برادر، عصمت 18 ساله و محمد 24 ساله از ولسوالی جاغوری ولایت غزنی، از خواهر نوجوان خود خواستند اين دختر خردسال را فریب داده به خانه بياورند. آنگاه، بر پايهي اظهارات مسئولين حقوق بشر و متصديان پرونده، آن دو پسر به دختر خردسال تجاوز کردند تا وقتي که وی بي هوش شد.
]مقدمه از مترجم: در نومبر 2006، يك زن 22 ساله در منطقه شاهدشت در شمال شرق بدخشان مورد تجاوز 12 نفر به سركردگي يك جنگسالار بنام مجتبي قرار گرفت. بعد از جنايت وحشيانه آنها، دو طفل خردسال زن گريه مي كردند. يكي از آن 12 نفر در دهان دو طفلي كه گريه مي كردند، ادرار كرد.
در اكتوبر،2006 صنوبر يك دختر 11 ساله بيوه زني بي سرپرست در كندز توسط يك قومندان و جنگسالار مشهور و پرقدرت محلي مورد تجاوز جنسي قرار گرفت و سپس به ازاء يك سگ فروخته شد. مادر صنوبر گفت دخترش توسط يکتن افراد مسلح محلی ربوده شده و سپس به يک قوماندان کوچک درمقابل يک قلاده سگ جنگی تبادله شده است که البته سگ بعداً به يکتن از قوماندانان خيلی بزرگ منطقه اهدأ شده است. گلشاه مصرانه گفت که دختر وی توسط ملا نظر ولسوال علی آباد، جاييکه او با داشتن چند رأس مواشی زندگی بخور و نمير خويش را به پيش مي برد، ربوده شده است. گلشاه گفت برادر ولسوال، آمرمحمود نيز دراثنای ربودن دخترش با او بود(گزارش به زبان دري از آي. دبليو.آر). اينها فقط نمونه هايي از تجاوز جنسي عليه دختران خرسن وسال است كه در سايه حمايت حكومتهاي محلي صورت مي گيرند كه يك نمونهي ديگر آن را با خواندن متن حاضر ملاحظه خواهيد كرد. در اين ميان وضعيت دختران خردسالي كه از فرط تنگدستي خانواده به فروش مي رسند، از دائره اينگونه بحث خارج مي شوند زيرا آن خود گستره و جهاني ديگر دارد كه از زاويهي ديگر بايد به آن پرداخت. اين ترجمه چندي پيش انجام شده بود يعني تقريبا زماني كه گزارش اصلي نشر شده بود. بنظر من نويسندگان دردمند و روشنفكران روشن ضمير در مورد اينگونه فجايع ننگين كه در پوشش حمايتي حكومت ولسوالهاي جنگسالار صورت مي گيرد، لب بگشايند. اينگونه فجايع را به بهانه آبروي منطقه و قوم با سكوت بدرقه نبايد كرد زيرا پوشاندن تيره روزي تيره روزان تنها برشمار آنان خواهد افزود. من پيش از اين نوشته هايي داشته ام كه نشر برخي از آنها خاطر شريف عدهاي را آزرده كرده است. اما دوست دارم نوشته هاي خود را از اين بعد غلاف نكنم و در همين صفحه تا جايي كه امكانش باشد، به تدريج منتشر كنم. متن اصلي در پيوست ترجمه هست همراه با منابع گزارش. اگر دوستاني روي شكل ترجمه ملاحظه داشته باشند دريغ نفرمايند. عنوان انگليسي متن هم كمي تغيير داده شد بخاطر آن كلمه rape كه دردسر ساز است و موجب فيلتر شدن صفحات مي شود! امين [ ........................................................... خانوادهي یک کودک هفت ساله که از سوي دو مرد مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود، تقاضاي اجراي عدالت نموده است. اقدام آنان رسوم اجتماعي اي را به چالش مي كشد كه تجاوزهاي آنچناني را یک لکهي ننگ بر دامن قرباني مي انگارد. درحاليكه دو ماه از تجاوز به عنف مي گذرد، دخترک همچنان رنج می کشد، به ندرت سخن مي گويد و نمی تواند به چشم کسی نگاه کند. دو برادر، عصمت 18 ساله و محمد 24 ساله از ولسوالی جاغوری ولایت غزنی، از خواهر نوجوان خود خواستند اين دختر خردسال را فریب داده به خانه بياورند. آنگاه، بر پايهي اظهارات مسئولين حقوق بشر و متصديان پرونده، آن دو پسر به دختر خردسال تجاوز کردند تا وقتي که وی بي هوش شد. بازداشتهاي مقطعي متهمان اندكي از سوی پولیس بازداشت شدند ولي بلافاصله آزاد گردیدند. مسئولين قضايي براين گمانند که آن دو ازطريق روابط خصوصي و پرداخت رشوه آزاد شده اند. خانواده این دخترک با استفاده از تاريكي از زادگاه خود گريخته به پايتخت کوچیدند. منیژه نادری، مدير سازمان حمايت از زنان برای زنان افغان مي گويد:« ولسوال منطقه پيش كاكا (كاكاي دخترك) رفته و گفته بود که اگر آنها باز شکایت کنند و یا به کابل بروند، او شخصا آمده آنها را خواهد كشت». خداداد عرفانی، ولسوال جاغوری منكر هرگونه تهدید شد و ادعا كرد كه بزرگان قوم، بستگان دخترک و برادران وي در اين قضيه دخالت كرده و خواسته اند كه پرونده بجاي طي مراحل دست و پاگير قانوني، بر اساس قانون قبيله، فيصله گردد. او در اینکه دو برادرخطاكاربوده اند، ترديدي ندارد. عرفانی می گويد: « آنها (بزرگان و بستگان) نمی خواهند این پرونده از طریق دستگاه قضايي تعقيب و فيصله شود، چرا كه آنها گفته اند اين كار سبب بدنامی منطقهي آنها و مردم ساكن آن منطقه خواهد شد». او اضافه كرد:« بردار کوچکتر دوباره بازداشت شده ولي برادر بزرگتر متواري است». گفتگوهايي كه با مقامات کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان و سازمان زنان برای زنان صورت پذيرفته، روايات مشابهي از چگونگي دعوت دخترک به خانه دو برادر را، ارائه مي دهند. جمیله ظفر، مددكاراجتماعی ای که این دختر و خانوادهي وي را مشاوره می دهد، مي گويد: « خواهر 15 سالهي دومتهم، دخترك هفت ساله را مي شناختند زيرا آنها باهم گوسفند مي چرانيدند. خواهر دوبرادر، دخترک را براي خوردن پنير به خانهي خود دعوت كرد و سپس وي را با عصمت و محمد تنها گذاشت». ظفر مي گويد:« دو برادر پس از تجاوزبه دخترك، وي را درحالي كه بيهوش شده بود در كنارخانهي خانوادهي وي رها كردند. او وقتی به هوش آمد، به خانه رفت و تا چند روز از درد داخلي شکایت داشت. بعد از آن، خانواده اش او را به شفاخانه بردند، جايي كه پزشكان وي را معاينه كردند و دريافتند كه وي مورد تجاوز قرار گرفته است». دومرد فورا دستگير شدند ولي نادري و ظفر گفتند به عقيدهي آنان برای آزادي آنها رشوه پرداخت شده است. هنگامه انوری كميشنرحقوق بشر گفت، دوبرادر آزاد شدند زيرا« روابطي بين آنها و مقامات ولسوالي » وجود داشته است. تجاوز به عنف در افغانستان، امري غیرعادي نمي باشد ولي قربانيان آن به ندرت آن را اظهار مي كنند زيرا دختر يا زني كه بکارت خود را بدون زناشويي از دست می دهد، باعث سياهرويي كل خانواده خود تلقي مي شود.
جرايم به ندرت گزارش مي شود انوري مي گويد، ازآنجا كه اينگونه جرايم به ندرت گزارش داده مي شوند، آمار قابل اعتمادي از تجاوزجنسي نسبت به دختران خردسال وجود ندارد. او مي گويد در سال جاري اين دومين مورد از اين دست جنايت در غزني مي باشد. نادري از سازمان زنان براي زنان افغان مي گويد:« اين قضيه گزارش نشده بود زيرا به حرمت خانواده مرتبط مي شد. اين يك امر نهايت غيرمعمول است كه آنها مي خواهند قضيه را پيگيري كنند». ظفرمي گويد :« در افغانستان هيچكس نمی خواهد کسی بداند که دخترش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته زيرا بکارت يك دختر در اینجا ارزش بالايي دارد. اگر دختری بکارت خود را به هر دلیلی از دست داده باشد، او دیگر یک دختر نيست. او یک زن است و كسي كه نبايد با وي ازدواج كرد». خانوادهها و بزرگان محلی اغلب خود اقدام به حل وفصل قضايا مي نمايند و به قوانين سنتي محلي روي مي آورند، قوانيني كه عمدتا دختران را به خاطر جرايم بستگان مذكر شان، جزا مي دهند( آنان را در بدل جرم بستگان مذكر شان به «بد» مي دهند). براساس قانون افغانستان، مجازات تجاوز به کودک، حبس ابد است. ظفرنادري می گوید، بستگان دو برادر متجاوز، پیشنهاد دادند خانوادهي قرباني جهت جبران مافات، خواهر شش ساله دو برادر را عروس آيندهي خود بگيرند، اما خانوادهي قرباني آن را رد كرده است». عرفاني مي گويد: پيشنهاد ديگر اين بود كه دخترك هفت ساله به خاطر حفظ حرمتش، به عقد يكي از خويشاوندان خردسال دو برادر در آيد. اما خانوادهي دخترك اين پيشنهاد را هم مردود دانستند. اين دو مرد تا زماني كه كاكا و مادركلان دخترك وي را به كابل بردند، آزداد بودند، جايي كه آنها از كميسيون حقوق بشر و دادستان كل، جبار ثابت تقاضاي كمك نمودند. سامیر صمیمی رییس دفتر دادستان كل مي گويد:« ثابت دستور تحقيق داد و گفت متجاوزان بايستي بازداشت شوند». عرفاني مي گويد، يكي از دو برادر بازداشت شده است و مقامات مسئول «بيشترين تلاش خود را» بكار بسته اند تا برادر بزرگترش را دستگير كنند. امیر بیگم، مادر کلان دخترک امیدوار است خواهر 15 سالهي این دو برادر نيز دستگیر و مجازات گردد. در همين حال، قربانی خردسال كه در اين مقاله بخاطر حفظ هويت وي نامي از او برده نشده است، تحت درمان صحي قرار داشته و در حال دريافت مشاوره روانی در كابل مي باشد.
دخترك ساكت شده است بيگم، نوه اش را توصيف مي كند كه او نمره دوم بود، باهوش و كتابخوان بود و لي عمل تجاوز تقريبا وي را تبديل به يك فرد لال كرده است. بيگم مي گويد:« حالا او ديگرنمي خواهد سخن بگويد، با هيچكس، حتي با من». مادركلان دخترك افزود:« خانوادهي دو پسر پول دادند و فرزندان خود را از قيد پوليس آزاد كردند. ما فقيريم. هيچكس به حرف ما گوش نداد. حالا خوب است، كميسيون حقوق بشر اين واقعه را پيگيري مي كند».
دخترک، اندام استخواني اش را از اين پهلو به آن پهلو مي كند تا دردش آرام گيرد. در حالي كه با عروسكهايش مشغول بازي است، در دفتر نقاشي خود نقش مي كشد و نامش را بشكل زيبايي بر آن مي نويسد، عملي كه در كشوري با بيشترين جمعيت بي سواد، فوقالعاده مهم است. فقط در يك لحظهي گذرا، صورتي از شادماني يك دخترك خردسال را مي توانستي احساس كني و بس. اما بازی او غيرارادي به نظر مي آيد. او به چشمان مردم نمي نگرد، سرش را به پايين مي اندازد، به زمين و يا به عروسكهايش خيره مي ماند، همانطور كه آنها را به آرامي درون گهواره اسباب بازي قرار مي دهد و آن را به پس و پيش تكان مي دهد. ظفر، كه چندين روز با دخترك هفت ساله بوده است، يكي از شبها براي خداحافظي آمد. دخترك با شنيدن صداي او از جاكنده شد، نزديكش رفت و دستانش را گرفت، سپس لبخند زد و آن را بوسيد. The following urls contain different sources in which the article was posted: ...................................................................................................................................... http://shadmia.com/2007/08/25/7-year-old-afghan-girl-raped/ http://www.ndtv.com/convergence/ndtv/story.aspx?id=NEWEN20070023734 http://www.guardian.co.uk/worldlatest/story/0,,-6871671,00.html http://www.stophonourkillings.com/index.php?name=News&file=article&sid=1961 http://www.youtube.com/watch?v=rAiy5K4jyq0 http://news.yahoo.com/s/ap/20070709/ap_on_re_as/afghan_girls_as_currency
موضوع مرتبط: حقوق/حقوق بشر, , ويژه نويسندگان
|