|
|
|
 |
|
مطالب بيشتر از
مهمان
در صفحه اختصاصي نويسنده
|
|
پيوستهها |
|
|
|
رمان هفت جلدی زندگی های برباد رفته
نويسنده: لالي امبلي
تاريخ نشر: 31- 08-2007
مارسل پروست، نویسنده فرانسوی، در کنار جویس ایرلندی و موسیل اتریشی، مهمترین پایه گذار رمان مدرن غرب بحساب می آید. او همچون کافکا و توماس مان یکی از بزرگان رمان اروپایی میباشد. در یک "مسجدجامع" خاطرات، او زوال و سقوط زندگی: اشراف، بورژوازی کلان و خدمتکاران آنان در فرانسه را توصیف میکند. این رمان را پایان شکوهمند رمان کلاسیک و آغاز رمان مدرن غرب مینامند و آنرا مسابقه و رقابتی با زمان و سند نویسندگی علیه مرگ دانستند. پروست گرچه اخلاقگرا نیست ولی به خواننده می آموزد که چگونه بیشتر و بهتربه انسان عشق بورزد. گروه دیگری مطالعه این رمان را موجب کاهش حسادت انسانی میدانند.
درس های نقد و ادبیات غرب Marcel Prost مارسل پروست، نویسنده فرانسوی، در کنار جویس ایرلندی و موسیل اتریشی، مهمترین پایه گذار رمان مدرن غرب بحساب می آید. او همچون کافکا و توماس مان یکی از بزرگان رمان اروپایی میباشد. در یک "مسجدجامع" خاطرات، او زوال و سقوط زندگی: اشراف، بورژوازی کلان و خدمتکاران آنان در فرانسه را توصیف میکند. این رمان را پایان شکوهمند رمان کلاسیک و آغاز رمان مدرن غرب مینامند و آنرا مسابقه و رقابتی با زمان و سند نویسندگی علیه مرگ دانستند. پروست گرچه اخلاقگرا نیست ولی به خواننده می آموزد که چگونه بیشتر و بهتربه انسان عشق بورزد. گروه دیگری مطالعه این رمان را موجب کاهش حسادت انسانی میدانند. از جانب چپ ، راست و لیبرال به او القابی مانند: بورژوا، نیمه یهود، همجنسگرا، قرتی و غیره داده شده است. لیبرالها موضوع رمان را تاثیر مخرب زمان روی انسان و جهان میدانند. چپ ها او را از پیشگامان مدرن اواخر دوره بورژوازی بحساب می آورند که کوشید با کمک یادآوری واقعیات گذشته، به کشف حقایق عینی زمان حال برسد . او به طرح نوع بورژایی عشق در آثارش میپردازد . به اعتراف پروست روزی خیس نمودن حبه قندی در چای یا بیسکویتی در قهوه! موجب جهانی از خاطرات کودکی او شد؛ مزه و بو هایی که نوستالژی سالهای گذشته را در انسان زنده نمود. پروست از کلاسیک های رمان مدرن است که به طرح زندگی تراژدی-کمدی اشراف و بورژوازی زمان خود پرداخت. رمان برای او رودخانه یا اقیانوسی از خاطرات بود. مارسل پروست بعد از سالها رنج، به سبب بیماری نفس تنگی در تنهایی مرد. برای او مراسم خاکسپاری دولتی و سراسری انجام نشد گرچه امروزه اورا مهمترین رمان نویس فرانسوی قرن 20 بحساب می آورند. او یکی از غولهای رمان نویسی مدرن غرب نیز است. وی کوشید از مشخصات مثبت نویسندگان رمانتیک و رئالیست پیش از خود در آثارش استفاده نماید. او میگفت که کتابها فرزندان سکوت و تنهایی نویسنده هستند. امروزه ادعا میشود که در رمان او نه تنها فلسفه رمان وجود دارد بلکه آثارش بوتیقای رمان نویسی نیز هستند. پروست بدلیل بیماری علاج ناپذیر آسم رمان خود را در مسابقه بامرگ نوشت. وی مینویسد که باوجود نقش نابودکننده زمان، هنرمند در اثرش جاودانه میشود. در نظر او، جهان زندگی با کوشش نویسندگی، به یک اثر هنری جاودانه تبدیل میشود و نویسنده یک رسانه خاطرات خود میگردد. او خلاف دوره باروک میگفت که بهشت نه در آن جهان، بلکه در این جهان و از طریق هنر قابل تصور است. آثار او را جام جهان نمای اجتماعی و تصویری از عصرش میدانند. با اشاره به فروید گفته میشود که در آثار او هنر، نقش یک خاطره غیر ارادی یا ضمیرناخودآگاه را بعهده میگیرد. در آثار پروست گرچه قهرمان رمان به رقص مرگ مشغول است ولی خواننده احساس خطر شخصی نمیکند. با رمان مشهور"زمان از دست رفته" پروست، غرب حوزه رئالیسم و پسارئالیسم راترک نمود. آن رمان همچون رمان اولیس جویس و رمان قصر کافکا به مفهوم مدرنیته فرهنگ غرب می پردازد. ازجمله موضوعات رمان هفت جلدی مشهور او: زیبایی شناسی، ماجرای درایفوس، یهودی ستیزی، حسادت، دوستی، خاطره، ادبیات، مرگ، تنهایی، داستانسرایی، عشق، جامعه، هنر، اروتیک و هم جنسگرایی می باشند. این رمان قطور و مهم قرن بیست گرچه طنزآمیز ولی بسیار مشکل است. جلد ششم آن با عنوان "زندانی" اغلب موجب شکست خواننده برای ادامه مطالعه میشود. زمان آفرینش آنرا بین سالهای 1913 تا 1922 بشمار می آورند. گرچه پروست از نظر زیبایی شناسی نویسندگی تحت تاثیر روسکین انگلیسی است ولی او احترام خاصی برای آثار فلوبر و بالزاک قائل بود. این رمان به تمام زبانهای زنده دنیا تاکنون ترجمه شده است. گروه دیگری این جام جهان نمای هنر اکسپرسیونیستی را تحت متافیزیک هنری افلاتون میدانند. این اثر، یک خاطره هزار تویی از جامعه فرانسه در اواخر قرن 19 بشمار می آید. عنوان های گوناگون هفت جلد رمان (زمان ازدست رفته) پروست بترتیب بصورت زیر هستند : در جهان اسوان، در سایه شکوفه های دوشیزه گان، جهان گورمان، جهان زنان و مردان همجنسگرا، زندانی، فراری و زمان بازیافته. راوی داستان با کمک فن خاطره و تداعی به شرح داستان میپردازد؛ او بطور غیرارادی به یاد گذشته های خود می افتد. تاثیر نظریه ضمیرناخودآگاه فروید را میتوان در این رمان احساس نمود. سه داستان عشقی-جنسی از جمله دیگر محتوای این رمان چندهزارصفحه ای هستند. تا میانه قرن بیست منتقدین هنوز به بررسی آن می پرداختند. گروه دیگری قهرمانان رمان را افرادی نابغه در طنز میدانند که نشان میدهند حقیقت نه تنها تلخ بلکه گاهی طنز آمیز نیز میباشد. باید اشاره کرد که زمان مارسل پروست زمان خلق رمانهای چندجلدی بود؛ از جمله رمان ده جلدی ژان کریستف اثر رومن رولان. بکت، پروست را با داستایوسکی مقایسه میکرد که خالق تراژدی نویسی زمان خود بود و همچون آثار شکسپیر حسادت عشقی-جنسی در آثاراش جای خاصی داشت، چون او تنها عشق واقعی را عشق به مادر میدانست و گاهی قهرمان داستان برای دسترسی به شناخت و دانش از عشق کمک میگیرد. محققین امروزی در آثار پروست شاهد توجهات انسان شناسی، روان شناسی و تجزیه و تحلیل اجتماعی او میشوند. با اشاره به پروست گفته میشود که اغلب بین زندگی و آثار نویسنده میتواند یک ارتباط و قانون علیت مستقیم وجود داشته باشد. به این دلیل او را گاهی یک جوان الکی خوش نیز نامیده اند. پروست پیش از رمان (زمان بربادرفته) مدتی به کار نقدادبی، ترجمه، مقاله نویسی، داستان نویسی و فعالیت ژورنالیستی مشغول بود. کتاب (خوشیها یا زنان و روزها) را او در سال 1896 منتشر نمود. مارسل پروست گرچه از کودکی به بیماری آسم مبتلا بود ولی ازسال 1871 تا سال 1922 زندگی نمود. پدرش یکی از پزشکان مشهور و مرفه و مادرش یکی از زنان روشنفکر یهودی فرهنگدوست اشرافی بودند. پروست در تمام طول عمر، تمایلات و احساسات هم جنسگرایی داشت . او همچون سایر روشنفکران اشرافی پایان قرن 19 علاقه خاصی به رفت و آمد به سالنهای ادبی-فرهنگی داشت.
موضوع مرتبط:
ادبي-هنري
|