نگاهي به آثار و فعاليتهاي ادبي اینگهبورگ باخمن
نويسنده: آرام بختياري
تاريخ نشر: 23- 08-2007
خانم باخمن، شاعره اي است ميان دو فيلسوف؛ ازنظر فلسفه زباني، او زير تأثير ويتگنشتاين و از نظر جهانبيني، زير نفوذ هايدگر، پايان نامه دكتراي خودرا “ فلسفه انتقادي اگزيستنسياليستي هايدگر “ نام گذاشت. باخمن مينويسد كه شاعر بايد با كمك واژه ها و زبان، پا را از ديوار و مرزها، فراتر بگذارد. او در كتار ايلزه آشينگر، از معروف ترين زنان شاعر آلماني زبان قرن بيستم بود. در آغاز، شركت در اولين جلسه شعرخواني“ گروه ادي47“ در سال 1952 موجب جلب نظر شنوندگان شعرش شد.
به مناسبت سالگرد اینگهبورگ باخمن Bachmann.Ingeborg (1926-1973) به قول ريش سفيدان ولايت مان؛ پدر اين سرمايه داري بسوزد كه حتا كتاب و ساير كالاهاي فرهنگي را نيز سودجويانه نموده است، چون در اين مملكت پناهگاه، كه چاپ كتاب نيز براي خود، صنعتي مستقل شده، اغلب كتابهاي عكس دار چنان گران هستند كه خواننده بي پول ميتواند فقط آنها را در كتابخانه ها ورق بزند. چندي پيش در بخش ادبيات ،كتاب عكس داري درباره خانم اينگبرگ باخمن، شاعره مدرن آلماني زبان اهل اتريش، جلب نظرم كرد. در يكي از عكسها تصوير او را روي جلد مجله مشهور و پرتيراژ اشپيگل سال 1954 چاپ كرده بودند. در عكس ديگري، او حين شركت در جلسه شعرخواني گروه ادبي مشهور به گروه 47 درآلمان ، كنار پاول سلان نشسته و سرگرم بحث است. و در عكس سوم در پشت صندلي اش، ماكس فريش و هاينريش بل، با افتخار “فدايت گرديم“ ايستاده اند و به همديگر لبخند ميزنند. در جاي ديگري درباره مرگ مشكوكش آمده كه او در سال 1973، در سن 47سالگي، در شهر رم در آتش سوزي خانه اش درگذشته است، گرچه مرگش آنزمان مشكوك بود، پليس اعلان نمود كه او احتمالا در حين سيگاركشيدن بخواب رفته و آتش سيگارش موجب حريق خانه شده است. توضيح اينكه او از قرص هاي مسكن و مشروب نيز عليه افسرده گي اش استفاده مي نمود. در دانشنامه هاي چپ درباره وي آمده كه او از موضع هومانيسم بورژوايي، به خلق آثاري اجتمايي پرداخت. و يا اينكه گرچه آدرنو زمانيكه از تعقيب فاشيسم به خارج فرار كرده و گفته بود كه: بعد از اينهمه جنايتهاي فاشيسم، شاعري نوعي بربريت است، باخمن و خانم ايلزه آشينگر، ازجمله زناني بودند كه بعد از پايان جنگ جهاني دوم به سرودن شعر، روي آوردند. يادآوري اينكه او قبل از شاعري ، دكتراي فلسفه و روانشناسي گرفته بود. در جاي ديگري باخمن گفته بود كه عشق، آخرين تكيه گاه انسان ، و ادبيات هوايي است براي تنفس كردن. منتقدين در آثارش نوعي ياس و نااميدي و شكست در عشق، مي بينند، چون او 5سال با ماكس فريش، نمايشنامه نويس سوئيسي همخانه بود و بعد از جدايي، سالها دچار افسرده گي شد. شايد به اين دليل بعضي از اشعارش، شرح شكست در روابط عشقي و دوستي هستند. باخمن پيرامون دوستي اش با پاول سلان هم كتابي باعنوان “ صحبيت هاي ادبي-عاشقانه“ منتشر نمود. او از موضعي فمينستي مينويسد كه اغلب زنان وقتي در رابطه با مردان و مسايل اجتمايي به بن بست ميرسند، شروع به نابودي تدريجي خود مينمايند. اشعار او شرح جهاني سرد و سخت هستند. در نظر او نه تنها انسان بلكه كره زمين نيز در خطر است. او در كتاب “كابوس بعد از تولد“، از پوچي و بي معني بودن جهان حرف ميزند و بدليل دو جنگ جهاني و وجود فاشيسم و ناسيوناليسم شوينيستي، او از تهديد فرد از طريق گذشته و حال سخن ميگويد. در اشعارش نه تنها ازخودبيگانگي فرد با جهان، بلكه تصاويري از طبيعت مجروح و آسيب ديده، به نمايش در مي آيند. او كوشيد با كمك زبان رمز و استعاره، اسطوره و افسانه، ترس و قصه، تصاويري شاعرانه به روي كاغذ بياورد. در آثارش خواننده شاهد روبرتافتن او ازجهان خارج و بازگشت به عالم درون است. در دهه 50 قرن گذشته كه درباره اثرات منفي دستكاري هاي تبليغاتي-تجارتي، روان انسان ، هنوز تحقيق نشده بود، او از جهان مصنوعي جامعه مصرف و انسان سخن گفت كه گرفتار: ظاهر و با نورهاي مصنوعي نئون است . عنوان يكي از نمايشنامه هاي راديويي او “تجارت با رؤياهاي انسان “ بود. مونولوگهاي انسان نااميد، شورش و اعتراف انسان در يك جهان پوچ و بي ارزش هستند كه بر پايه تجربيات جنگ جهاني دوم نوشته شده اند. مجموعه داستان “ دستكاري و تمرين مجازي و مصنوعي“ او، پيرامون مسايل زنان است. رمان اتوبيو گرافيك “مالينا“ي او، كه مورد علاقه جنبش فمينستي قرار گرفت، از طرف منتقدين ادبي، مهر “عريان و برهنگي روحي“ خورد. اشعار تيره و غمگين اش اغلب داراي آهنگ و قدرت تصويرسازي هستند. خانم باخمن، شاعره اي است ميان دو فيلسوف؛ ازنظر فلسفه زباني، او زير تأثير ويتگنشتاين و از نظر جهانبيني، زير نفوذ هايدگر، پايان نامه دكتراي خودرا “ فلسفه انتقادي اگزيستنسياليستي هايدگر “ نام گذاشت. باخمن مينويسد كه شاعر بايد با كمك واژه ها و زبان، پا را از ديوار و مرزها، فراتر بگذارد. او در كتار ايلزه آشينگر، از معروف ترين زنان شاعر آلماني زبان قرن بيستم بود. در آغاز، شركت در اولين جلسه شعرخواني“ گروه ادي47“ در سال 1952 موجب جلب نظر شنوندگان شعرش شد. چون اشعارش اغلب بدليل آهنگ و زيبايي مورد تحسين قرار گرفته و يا گاهي باعث سوء تفاهم هايي شدند، باخمن تصميم گرفت كه بعد از 10 سال شاعري، از سرودن شعر دست بكشد. او مي پرسد چرا خواننده اشعارش، دچار ترس “در خطر بودن انسان و طبيعت “نميشوند . وي با قلم خلاق خود غير از شعر و داستان و رمان، به نوشتن مقاله، نمايشنامه، گزارش، نقد و غيره نيز پرداخت. او مدتي با نام مستعار “ روت كلر “، مسئول برنامه هاي راديويي شهر برمن در آلمان بود. از جمله آثارش در اين دوره، كتاب “در رعد و برق گلهاي رز “ مي باشد. اينگبرگ باخمن، شاعره نوگراي آلماني زبان، درسال 1926 در اتريش بدنيا آمد و درسال 1973 در شهر رم درگذشت. پدر وي معلم بود. او در رابطه با سفر خود به كشورهاي مصر و سودان، كتاب “انواع مرگ“ را منتشر نمود. از جمله آثار او : جواني در يك شهر اتريش ، حرص و طمع ، آغاز و پايان ، محلي براي حوادث ، و مجموعه داستان “ سي امين سال“ هستند. ازجمله نمايشنامه هاي راديويي او : خداي خوب مانهاتان و جيرجيرك ها ، مي باشند. دو مجموعه شعر او، يعني : زمان تعيين شده ، و پرستش خرص بزرگ، موجب مشهوريت وي گرديدند. ....................................... گلبرگهای خونین " به گلگشت جوانان، یاد ما را زنده دارید، ای رفیقان ! که ما درظلمت شب، زیربال وحشی خفاش خون آشام، نشاندیم این نگین صبح روشن را، به روی پایه انگشتر فردا. وخون ما، به سرخی گل لاله ، به گرمی لب تبدار عاشق، به پاکی تن بیرنگ ژاله ، ریخت بردیوار هرکوچه. ورنگی زد به خاک تشنه هرکوه. ونقشی شد به فرش سنگی میدان هرشهری. واین است آن پرند نرم شنگرفی ، که می بافید. واین است آن گل آتش فروزشمعدانی، که درباغ بزرگ شهر می خندد. واین است آن لب لعل زنانی را، که می خواهید. وپرپر می زند ارواح ما، اندر سرود عشرت جاویدتان. وعشق ماست لای برگهای هرکتابی را، که می خوانید. ....." محمد زهری (؟)
موضوع مرتبط:
ادبي-هنري, انديشه
|