|
|
|
 |
مقالات
نويسندگان |
 |
|
|
مسؤوليت هرسخن
بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست |
|
|
|
|
|
جهان زیرآهنگ وفرهنگ ماست !
نويسنده: مسيح ارزگاني
تاريخ نشر: 15.08.2007
(بمناسبت سال جهانی خداوندگاربلخ)سال جاری میلادی ( 2007 ) برابر است باهشت صدمین سال تولد مولاناجلال الدین محمدبلخی. سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد ( یونسکو ) سال روان میلادی رابه همین مناسبت بعنوان سال جهانی مولانا اعلام نموده است. پیش ازاعلام یادشده نیز برگردان انگلیسی کتاب گرانسنگ " مثنوی معنوی " شاهکار بیمانند حضرت مولانا یکی از پرفروش ترین کتابها طی چند سال گذشته در ایالات متحده بوده است. بطورکلی درسال های اخیر، آثار و افکار نغز و پرمغز خداوندگار بلخ با اقبال وسیع در دنیای غرب مواجه شده است؛ درحالی که در دنیای شرق و جهان اسلام از صدها سال به اینسو، مولانا ازسرآمدان شعر، عرفان و حکمت شناخته می شد و مشتاقان بی شماری در اینسوی عالم داشت. بدین ترتیب اینک حضرت مولوی، شرق و غرب عالم عشق و عرفان را در سیطرۀ خود دارد و به یک اندیشمند و الهام بخش جهانی و فراملی مبدل شده است و میراث مشترک فرهنگ و تمدن بشری محسوب می گردد.
(بمناسبت سال جهانی خداوندگاربلخ)سال جاری میلادی ( 2007 ) برابر است باهشت صدمین سال تولد مولاناجلال الدین محمدبلخی. سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد ( یونسکو ) سال روان میلادی رابه همین مناسبت بعنوان سال جهانی مولانا اعلام نموده است.پیش ازاعلام یادشده نیز برگردان انگلیسی کتاب گرانسنگ " مثنوی معنوی " شاهکار بیمانند حضرت مولانا یکی از پرفروش ترین کتابها طی چند سال گذشته در ایالات متحده بوده است. بطورکلی درسال های اخیر، آثار و افکار نغز و پرمغز خداوندگار بلخ با اقبال وسیع در دنیای غرب مواجه شده است؛ درحالی که در دنیای شرق و جهان اسلام از صدها سال به اینسو، مولانا ازسرآمدان شعر، عرفان و حکمت شناخته می شد و مشتاقان بی شماری در اینسوی عالم داشت. بدین ترتیب اینک حضرت مولوی، شرق و غرب عالم عشق و عرفان را در سیطرۀ خود دارد و به یک اندیشمند و الهام بخش جهانی و فراملی مبدل شده است و میراث مشترک فرهنگ و تمدن بشری محسوب می گردد. در حقیقت پیش از اعلام مذکور نیز اندیشه ها، سروده ها و زمزمه های پر رمز و راز ملای رم ، مرزها و اقیانوسها را درنوردیده بود و از او چهرۀ جهانی و ماندگار ساخته بود. تعیین 2007 بعنوان سال جهانی نیکوداشت حضرت مولانا درحقیقت تأیید و تأکیدی بود براین واقعیت .از قضای روزگار و حسن تصادف، نه تنهاشخصیت حقوقی و معنوی خداوندگار بلخ؛ بلکه شخصیت حقیقی و هویت فردی او نیز ماهیت چندگانه و صبغۀ فراملی داشت. از آنجاکه ترک تبار و ترک زبان بود، همۀ قبایل ترک از سین کیانگ چین تا آسیای میانه و قفقاز، او را ازجمله مفاخر قومی ـ فرهنگی خودمی شمارند و دوستش دارند. و چون اشعار و آثارش را به زبان شیرین و شیوای فارسی سروده است، تمام فارسی زبانان او را متعلق بخود می دانند. از آنجا که مدتی در روم قدیم و ترکیۀ امروز رحل اقامت افگند و در همان دیار بدرود حیات گفت ، رومیان آنروز و اهالی ترکیۀ امروز نیز ارادت خاص به ملای روم داشتند و دارند. با توجه به این حقیقت که حضرت مولانا در متن و بطن فرهنگ و مدنیت اسلامی رشد و شکوفایی یافت، اعراب و دیگر مسلمانان نیز او را محصول و مولود تمدن اسلام و عرب و از مفاخر و مواریث مشترک خود می دانند.این شاعر، عارف و حکیم بلندآوازۀ خراسان زمین که با القابی چون مولوی، مولانا، رومی، ملای رم و خداوندگاربلخ شناخته می شود، از مفاخر و میراث های ماندگار فرهنگ و تمدن آریانای کبیر و خراسان بزرگ است. او در گلشن خاورزمین (خراسان) و در ام البلاد (بلخ باستان) زادگاه زرتشت و خاستگاه اویستا و زبان فارسی پهلوی ، دیده به جهان گشود و در همان مهد دانش، حکمت و ادب پرورش یافت. سپس " ملول از دیوان و دَدان روزگار و همرهان سست عنصر زمان، در آرزوی شیر خدا و رستم دستان " به سیر و سفر آفاق و انفس پرداخت و" در هوای جانان، هفت شهر عشق و حکمت را عطار وار رکاب زد " تاسرانجام به شمس رسید و سر ارادت برآستان او گذاشت و خود نیز شمس و قبلۀ جمع شد. در ادامه از شمس و تبریز هم گذشت و به انطاکیه ( ترکیه امروز) رفت و در آنجا رحل اقامت افگند و لقب " ملای روم " دریافت نمود. در نهایت به ترک سود و سودا نشست و جان و هردو جهان را در یک "قمارعاشقانه " به یک غمزۀ جانان فروخت و بیگانه از خود و رهیده ازعالم و آدم، درحیرت مطلق فرورفت.شاهکار ماندگار و بی مانند او" مثنوی معنوی " است که شهرت و محبوبیت جهانی دارد و بحق آن را " قرآن عجم " خوانده اند. پس از مثنوی شریف، معروف ترین اثر منظوم او" غزلیات شمس " است که آن را بنام مراد و پیر طریقت خود " شمس تبریزی " مزین و متبرک ساخته است.اختصاص یک سال به تجلیل از شخصیت و جهاد فکری مولانا و ترویج اندیشه ها و آموزه های عرفانی و آسمانی او از سوی سازمان معتبر جهانی چون یونسکو، پیام ها و پیامدهای بسیار برای بشریت و فرهنگ و اندیشۀ بشری داشت که بر اصحاب بصیرت و معرفت پوشیده نیست.نخست این پیام و مفهوم بسیار روشن و امیدبخش به هموطنان و همزبانان حضرت مولانا که فرهنگ و تمدن بلندآوازۀ خراسان زمین ـ علی رغم سده های سیاه سکوت و بی صدایی و نیز آفت ها و آسیب های جدی درسال های اخیرـ هم چنان حرفی و طرحی برای عرضه و متاع و کالایی برای ارائه به بازار پررونق فرهنگ و اندیشه بشری دارد. رویداد یادشده نشان داد که درعرصۀ تعامل و تبادل فرهنگی ـ فکری و در چارچوب داد و ستد و گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها در دهکدۀ جهانی، ما خراسانیان و فرزندان معنوی مولانا، کالاها و هدایای بس نایاب و بی مانند برای عرضه در بازارچه محصولات فرهنگی و تمدنی این دهکده داریم. مامی توانیم اندیشه ها و داشته های آسمانی، عرفانی و الهی خود را به بشریت و بازار جهانی اندیشه و فرهنگ، ارائه و معرفی کنیم. ما می توانیم مهرورزی، مهربانی، عشق، عرفان، معنویت و دیگر مفاهیم و ارزش های والای انسانی را به جامعۀ بشری و فرهنگ بشری هدیه کنیم تا زینت بخش طاق و رواق اندیشه ها و احساس های آدمیان باشد.آنگاه که ما چنین گنجینه ها و خزینه های گرانسنگ و بی مانند معنوی و معرفتی را برای حضور سبز و پرافتخار در بازار فرهنگ و اندیشۀ جهانی در انبان داریم، چه نیازی به استفاده از ابزارهای غیرانسانی جهت اثبات حضور و حیات خود است؟ مردمی که مولوی ها، بیدل ها، غزالی ها و دیگر قله های بی رقیب علم، عرفان، ادب، حکمت و خرد را در کارنامۀ فرهنگی و تمدنی خود دارند و می توانند تمام اقطار و آفاق عالم را در سیطرۀ اندیشه و پیشینۀ و زیر آهنگ و فرهنگ خود درآورند، چه نیازی به استفاده از دهشت افگنی، مواد افیونی و دیگر راهکارهای خشونت آمیز برای اثبات و تثبیت جایگاه و پایگاه جهانی خود دارند ؟توسل و تمسک به خشونت، نا انسانی، دهشت افگنی و دیگر ابزارها و راهکارهای قهرآمیز، نشانۀ فقدان یا نقصان منطق، خرد و اندیشه است. ملتی که چنین قله های رفیع حکمت، خرد، رندی و فرزانگی را در کارنامه و پیشینۀ خود دارد ، هرگز نیازی به خلق خون و خشونت و جاری ساختن سیل خون ندارد. به گفتۀ حکیم سخنسرای توس : جهان زیر آهنگ و فرهنگ ماست. ما با مهرورزی و مهربانی، حکمت و خرد، عشق و عرفان، ادب و معنویت خود ، جهان و انسان را زیر آهنگ و فرهنگ خود داریم.پیام و پیامد دوم : اقبال و استقبال وسیع جهانی از آثار و افکار خداوندگاربلخ درسال های اخیر، نشانگر روآوری و گرایش انسان ها به عرفان و معنویت است. حضرت مولانا یکی از قله های عشق و عرفان اسلامی و شرقی بود ؛ عشق و عرفانی که نردبان آسمان و معراج انسان است و آدمیان ِخسته از این خاکدان طبیعت و زندگی ماشینی را" مرغ باغ ملکوت" می سازد و راه و رسم رندی و فرزانگی را در گلباغ الهی و آسمانی معرفت و حقیقت به آنها می آموزد. انسان دربند و دردمند امروز را از چاه هاي درونی نفس و تعلقات مادی " من وما" بیرون می آورد و او را در شاخسار بلند عشق و معرفت، هم نشین ملائک می سازد.تمام هنر و شاهکار حضرت مولانا در همین عرصه و پهنه، جلوه و جمال یافت و تمام سرمایه و اندوخته او همان عشق آسمانی بود و بس. اونه " فرضیۀ نسبیت " را طرح کرده بود و نه " قانون جاذبه عمومی " را کشف. نه اتمی راشکافت و نه ویروسی راشناخت. نه کیهان شناس بود و نه فضانورد. او درویش یک لاقبا و صومعه نشین بود که تار و پود سرمایه و هنرش را عشق و خداجویی تشکیل می داد. اینهمه شهد و شکر کز سخنش می ریزد، تنها به دلیل جوهره و درونمایۀ عرفانی و آسمانی آن است.وقتی بشریت رو به چنین قله و قبله ای می آورند، آشکارا خستگی و دلزدگی خود را از زندگی پر زرق و برق؛ اما سرشار از ریا و فریب و لبریز از نیازها و تمناهای مادی و معیشتی جهان امروز ابراز می دارند و با بانگ داوودی ندا در می دهند که "مرغ باغ ملکوتم و نیم از عالم خاک و می خواهم قفس تنگ تن" و تعلقات مادی و حیوانی را بشکنم و در جستجوی روزگار وصل خود، بسوی شاخسار" اصل " خود پرگشایم. او فریاد بر می آورد که شراب، شباب و کباب همه چیز من نیست و" ای برادر تو همه اندیشه ای ".اما سومین پیام و نکته :حضرت مولانا یک عارف و حکیم مسلمان و موحد بود و تمام آموخته ها و اندوخته های او ازمکتب اسلام و آموزه های عرفانی و آسمانی آن نشأت می گرفت. او مولود و محصول بلافصل فرهنگ و تمدن اسلامی بود و قرآن کریم تنها منبع الهام بخش او به شمار می آمد. مولانا در تکوین و تدوین "مثنوی معنوی" آنچنان وامدار مفاهیم و آموزه های الهام گرفته شده از قرآن کریم است که بحق مثنوی شریف را نسخه بدل آن کتاب آسمانی و" قرآن عجم " نامیده اند. (1)بر بنیاد این حقیقت انکارناپذیر، مولانا و مثنوی هردو شاخک های پرجوانه و پرشکوفه ای بودند که بر شاخسار درخت تنومند و برومند اسلام عزیز و قرآن شریف روییدند و هردو فرزند و ثمر این آیین آسمانی و جاویدانی اند. با توجه به حقیقت یادشده، این پرسش در ذهن هر انسان بصیر و فهیم جوانه می زند که جهانیان و آدمیان چرا آب را از سرچشمه بر نمی دارند که از جویبارهای پایین دست بر می دارند ؟ و چرا در يای بیکران را رها کرده و به برکۀ کوچک چنگ انداخته اند ؟ اگر شما آدمیان شیفته و شیدای عشق، عرفان و معنویتی هستیدکه در مولوی و مثنوی معنوی یافته اید، چرا به منشأ و سرچشمۀ آنها یعنی مکتب الهی اسلام و کتاب آسمانی قرآن مراجعه نمی کنید؟ آیا بهتر نیست بجای پناه بردن به برکۀ ناچیز، رو به دریا و اقیانوس آوریم و سالی را بنام سال جهانی پیامبر رحمت و کتاب هدایت اعلام کنیم و بدینوسیله توجه جهانیان و آدمیان رابه تعمّق و تدبّر در آموزه ها، برنامه ها و تعالیم آسمانی و انسانی آندو جلب نماییم ؟نه تنها خداوندگار بلخ، بلکه صدها مولانا، اقبال، ابن عربی، حلاج، عطار، بایزید، پیر هرات و دیگر قله های بی مانند دانش، حکمت، ادب و عرفان در دامان پربار این مکتب رشد و پرورش یافته اند. اگر از پشت زرّه بین سیاست، تعصب و برتری جویی به این آیین الهی نگاه نکنیم و عینک " برخورد تمدن ها " و" پایان تاریخ " و" جهان تک قطبی " را کنار بگذاریم و اسلام را تنها در چهره و آیینۀ بن لادن و ملاعمر تماشا نکنیم؛ همین اکنون و درقرن21هم این آیین آسمانی می تواند الهام بخش آزادی و معراج انسان و انسانیت باشد.(1) مثنوی معنوی مولوی هست قرآنی به لفظ اعجمی
موضوع مرتبط: فرهنگي, انديشه
|
|
|
|
|
|
|
نقل مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجازاست |
|
|
|
|
|
|
آمار
مقالات |
Journalists--------------------------------- تعداد ژورناليست --------------------------: 64 Articles----------------------------------- تعداد مطالب تازه -------------------------: 721 Comments-------------------------------- تعداد نظرات ------------------------------: 3887 Categories-------------------------------- تعداد موضوعات ---------------------------: 35
|
|
|
|
اطلاعات و ترافيك سايت |
|
Total Visits----------------------------- مجموع بازديدها--------------------------903636Users Online-----------------------------31-----------------------------------افراد آنلاين Your IP-------------------------- آي پي شما-----------------------38.103.63.6038.103.63.60
----------------------------------------
تاريخ تأسيس ------------------------------ Construction
------------------------- 2002
تاريخ بازسازي ------------------------------
Re-construction---------------------- 2004
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|