Home

Afghanistan Columnists

Click bank

Articles  

News

Links

Books

Gallery

Policy

   باشگاه نويسندگان آزاد

  |  صفحه اول |  افغانستان  |   نويسندگان   مقالات  |   اخبار    كليك‌بانك  |   كتابخانه  |   گالري  |   پاليسي   | تماس



 

لوگوي سايت

خبرتازه

خبرهاي بيشتر در اينجا...

 

مقالات نويسندگان

مسؤوليت هرسخن بدوش پديدآورنده است. سايت در قبال آثارارسالي نويسندگان پاسخگو نيست

  مسايل منطقه و جهان


نهادهاي بين المللي وفجايع بشري

نويسنده: سيد آقا موسوي نژاد

تاريخ نشر: 24- 07-2007

اين نوشتار تلاشي است در جهت تبارشناسي عملكرد نهادهاي جهاني و ماهيت و ميكانيسم آنها و اينكه بشريت باچه فاجعه اي روبروست. نهادهايي كه جامعه بشري، انتظار رفع ستم و دفاع ازحقوق شان را از آنها دارد، بزرگترين كانون ستم جهاني است. داوراني كه خود طرف دعوي و شريك جرم است اما مزوِّرانه خويش را در پس نهادهايي كه به ظاهر موجه و شعارها و ارزشهايي كه مقبول بشريت اند پنهان داشته درعين اينكه هيج اعتقادي به آنها ندارد اما با استفاده تبليغاتي از آنها جامعه جهاني را به فاجعه آميزترين وضعيت سوق داده، بويژه دنياي اسلام را كه جدي ترين دشمن خويش ميدانند در قباي دوستي و شعائري چون دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و أخيراً مبارزه با تروريسم، يكي پس از ديگري اشغال و به غارت منابع و ثروت آنان پرداخته.



 

اين نوشتار تلاشي است در جهت تبارشناسي عملكرد نهادهاي جهاني و ماهيت و ميكانيسم آنها و اينكه بشريت باچه فاجعه اي روبروست. نهادهايي كه جامعه بشري، انتظار رفع ستم و دفاع ازحقوق شان را از آنها دارد، بزرگترين كانون ستم جهاني است. داوراني كه خود طرف دعوي و شريك جرم است اما مزوِّرانه خويش را در پس نهادهايي كه به ظاهر موجه و شعارها و ارزشهايي كه مقبول بشريت اند پنهان داشته درعين اينكه هيج اعتقادي به آنها ندارد اما با استفاده تبليغاتي از آنها جامعه جهاني را به فاجعه آميزترين وضعيت سوق داده، بويژه دنياي اسلام را كه جدي ترين دشمن خويش ميدانند(تئوري برخورد تمدنهاي ساموئل هانتينگتون) در قباي دوستي و شعائري چون دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و أخيراً مبارزه با تروريسم، يكي پس از ديگري اشغال و به غارت منابع و ثروت آنان پرداخته و از نهادهاي بين المللي به مثابه ابزارهاي سلطه و چراغ دردست دزدان درشب، ستم مستمر را برملل مسلمان تحميل و به كشتار آنان با قساوت و بربريت تمام ادامه ميدهند.

 

واقعيت ترديد ناپذير درعرصه سياست اين است كه گفتمان هاي سياسي، نيشخندهاي ديپلماتيك، اشك هاي دلسوزانه سياستمداران كه بيشتربه اشك تمساح شباهت دارد تنها ظاهر ماجراست كه با آنچه در پرده سراي هزارتوي سياست ميگذرد، تفاوت بنيادين دارد زيرا آنان طالب منافعي است كه انواع و اقسام تزوير و ريا را مي طلبد. از آنجايي كه اهداف و منافع كشورها درتناقض و تضاد است، تحميل و تامين آن نيازمند راهكارهاي پنهان و غيرمستقيم است كه بابهره گيري از عوامل و عناصر مختلفِ رسانه اي، سياسي، اقتصادي و نظامي در وجوه نهان و آشكار آن و نهايتاً از مجامع به اصطلاح بين المللي و نهادهاي مرتبط درجهت تحقق  اهداف خويش سود مي برند.

درگذشته به علت فقدان نهادهاي بين المللي يا عدم توانايي و كارايي آنها قدرت هاي استعماري انحصاراً متكي به قدرت نظامي بود و با استفاده از اين اهرم كشورهاي هدف را اشغال و از اين رهگذر دست يابي به منافع كه در واقع چپاول سرمايه هاي ملي و غارت منابع حياتي كشورها بود تامين مي گرديد درآن زمان عنصر رسانه و حتي نهادهاي بين المللي چندان برجسته نبود، با آنكه همانند أواخر قرن بيستم به بعد با آرايه ها و شعارها و ارزشهاي به ظاهر زيبا و مورد قبول نظير عمران و آباداني كشورها و...به تصرف كشورها اقدام مي نمودند اما جنبه كاملاً عريان آن همان اشغال مستقيم نظامي بود. اين وضع به علت شكل گيري مجامع بين المللي نظير: سازمان ملل، شوراي امنيت و پيوستن كشورها به معاهدات و پروتكل هاي مدني سياسي و اعلاميه جهاني حقوق بشر و ساير اسناد و قوانين بين المللي اين رويكرد به اين صورت امكان تداوم نداشت.  به عبارت ديگر شرايط جديد باعث گرديد كه قدرتهاي استعماري تغيير رويكرد داده و استراتژي و متد جديدي را براي جهانخواري، سامان دهند. جنگ هاي خونين جهاني اول و دوم، كشتارهاي وحشتناك و خرابي هاي گسترده و ضعيت اسفباري را رقم زد و دنياي بشري را وارد شرايط جديدي كرد، تا راهكار و انديشه جديدي براي سامان دادن وضعيت اسفبار جهاني ارائه كنند كه درنتيجه منجربه شكل گيري نهاد هاي بين المللي يكي پس از ديگري شد.

 

مجامع معيوب جهاني با مكانيسمي طراحي گرديد كه بتواند اهداف و منافع و مطامع قدرتهاي فاتح و زورمند و مطرح را تامين كند به گونه اي ساختار و شرح وظايف نهادهاي جهاني را پي ريزي كردند كه متناسب با منافع نامشروع و زياده خواهيهاي آنها باشد. درست همان كژي ها باعث گرديد تا قدرت هاي مؤسس نهادهاي مذكور يكي پس از ديگري به دول استعماري تبديل و به اشغالگري بپردازند و حتي موفق شدند شوراي قيموميت را در نهاد سازمان ملل بگنجانند. عملي كه در واقع ضمن مشروع سازي، تداوم وضعيت ظالمانه و استعماري گذشته را تقنين كرده و در ساختار اين نهاد تعبيه نمايند. بديهي است كه نهادهاي موصوف با اين ماهيت و ساختار، نتوانسته و نخواهد توانست انتظارات جامعه جهاني را و نيز كار كردهاي كه براساس فلسفه و جودي اين نهادها توقع ميرفت برآورده سازد به بيان ديگر نهادهاي بين المللي كه ملتها به عنوان نظام بخش روابط مسالمت آميز ملل جهان و نفي ظلم و ممانعت از تجاوز و زورگويي به ديگران و حمايت ازحقوق ملتها و برچيدن قانون حاكم برجنگل است، خود به علت ويروس هاي تعبيه شده و لحاظ ساختار و قوانين مورد نظر قدرتهاي زورمند، نه تنها نتوانسته از تجاوز و زورگويي و ظلم جلوگيري و در دفاع از ملتهاي ضعيف توفيق يابد كه خود به ابزار مشروعيت بخشِ تجاوز ، اشغال و كشتار، توسط كشورهاي قدرتمند مبدل گرديد. براي اثبات اين مدعا با نگاهي گذرا به تبار و كارنامه نهادهاي موصوف ميتوان صحت گفته هاي فوق را به وضوح دريافت:

مجمع عمومي سازمان ملل

مجمع عمومي كه از اكثريت ملل جهان نمايندگي مي كند، از نظر ساختاري صلاحيت اجرايي و عملي ندارد و عملاً يك واحد اداري جهاني و نهاد سمبليك است. تمامي تصاميم اتخاذي  جنبه توصيه ، وعظ، و نهايتاً محكوم كردنهاي بدون پشتوانه عمليي كه غالباً حتي از همين حداقل نيز عاجز است. اين نهاد كه از همه كشورهاي عضو نمايندگي مي كند فاقد قوه قهريه و نيروي اجرايي است درحالي كه شوراي امنيت قمارخانه پنج قدرت داراي حق وتوي جهان، ازملل جهان نمايندگي نمي كند، داراي قوه قهريه است به همين جهت مجمع مزبور نه ازظلمي جلوگيري و نه از ظالمي داد مي ستاند و نه گوشي به و عظ وُعاظ و و نصايح ناصحان بدهكار است. خود اسير كارهاي شكلي و غيرعملي بوده كه نه بادست حتي با دندان نيز نمي تواند گرهي ازكار ملل مصيبت زده جهان بگشايد.

دبيركل سازمان

شخص دبيركل جايگاه قابل توجه و حائز اهميت در افكار عمومي دارد با آنكه فاقد اقتدار اجرايي و نقش مؤثر عملي است حداقل اظهارات او به لحاظ وزنه سياسي كه دارد، در تهييج و تسكين و جهت دهي افكار عمومي تنها معجزه اي است كه از او بر مي آيد، در فرايند انتخاب باز هم اسير پنجه زورمندان بوده و هرگز نتوانسته واقعي را كه سرّمگوي يا باب طبع ارباب قدرت هاي جهاني است، به زبان آرد و لب به شكايت و يا تقبيحِ پديده اي بگشايد.

بانگاهي به فرايند گزينش افرادي كه به اين سمت برگزيده شده اند بيانگرِ حقيقت مزبوراست. افرادي كه غالباً از كشورهاي ضعيف بوده كه نه به جهت قدرت ملي توانِ اعتراض و اتخاذ تصميم مستقل دارد و نه به لحاظ فرايند و نحوه انتخاب. زيرا خود منتخب كساني است كه محور شرارت ها و ستم جهاني است، لاجرم منصوبيت، معذوريت او را درقبال فجايعي كه انتخابگران مي آفرينند، بدنبال دارد، لذا دبيركل حتي از بيان واقعيت و محكوم كردن شفاهي نيز عاجز و درمانده است .در كشتارهاي فجيع زنان و كودكان توسط اسرائيل درجنگ 33 روزه و تجاوز به لبنان و دهها فجايع نظير آن حتي يك بار هم از سوي دبيركل وقت سازمان ملل محكوم نگرديد و با عبارات كاملاً محتاطانه و ارباب نوازانه خنثي ترين موضع را در يكي از وحشناكترين كشتارها اتخاذ نمود و واقعاً مايه تاسف و نا اميدي جامعه بشري از ساز و كارِ موجود جهاني گرديد. با وجود انبوه نهادهايي پُرطمطراق جهاني، ملتهاي فاقد توان نظامي بيش از هر زمان ديگر بي پناهي را تجربه مي كند. نهاد هاي مذكور عروسك هاي مضحك و بي اراده اي كه جزبه اشاره كد خدايان جهان لبي تكان نمي دهند و حركتي نمي كنند.

شوراي امنيت

اين شوراي داراي پنج عضو دائم كه عبارتند از: امريكا، انگليس، روسيه، چين و فرانسه. و ظيفه اين شورا حفظ صلح و امنيت بين المللي است و مي تواند و جود تهديد نسبت به صلح، نقض و يا عمل تجاوز را احراز كند يا تصميم به اتخاذ اقدامات قهري بگيرد. شوراي نامبرده برخلاف اسمش كانون نا امني و انواع ستم جهاني است. اساس آن با تبعيض ظالمانه حق« وتو» بنيان نهاده شده و انجام آن نيز تنها و تنها تامينِ منافع نامشروع قدرتهاي زورگوي جهاني و محل معامله بر سرنوشت، خون و ثروت ملتهاست.

حق «وتو» به عنوان مؤثرترين عامل در سرنوشت جنگ و صلح و...ظالمانه ترين عنصر و خبيثانه ترين اهرم دراين نهاد، دمار از روزگار بشريت در آورده و مايه اصلي ظلم و اجحاف درحق ملتهاي جهان مي باشد. اين پرسش كه برچه اساس عقلاني و حقوقي فقط پنج كشور حق اتخاذ تصميم درباره سرنوشت بيش ازصد و هفتاد كشور ديگر داشته باشد و با يك نه متجاوز را از قتل هزاران انسان تبرئه نمايد و فرجام نامه مرگ و زندگي براي بشريت بپيچند؟ غرب نتوانسته و نخواهد توانست پاسخي داشته باشد زيرا هيچ مبناي خرد پذير و منطقي براي آن وجود ندارد. شوراي امنيت دادگاهي كه بيدادگريِ اعضاي آن بر همگان آشكار است، استعمارگراني كه بانقاب خيرخواهي و باشعار دموكراسي و حقوق بشر و آزادي شعور انسانهاي عالم را به سخره گرفته اند، شكنجه گاههاي گوانتانامو، ابوغريب و صدها زندان مخفي در اطراف و اكناف جهان گواه صادق آزادي خواهي آنان و توطئه و طراحي براي كودتاه بر عليه دولت هاي مردمي ازشيلي تا ونزوئلا و دهها طرح براندازانه برعليه دولت هاي منتخب و مردمي عراق و فلسطين و حمايت گسترده از ديكتاتورها و حكومت هاي سلطنتي سند رسوايي دموكراسي خواهي آنان است. استعمارگراني كه حقيقت گرگين خويش را با پوستين بره پنهان و مي خواهند نقش شبان ملل جهان را بازي كنند. ترديدي نبايد كرد اينان تنها و تنها در صدد تامين منافع نامشروع خود و اقمار خويش بوده و ديگر ملل جهان همواره موضوع معامله و به بازي گرفته شده و نهادهاي جهاني به مثابه چراغي در دست دزدان تا بتواند با خيال آسوده تر چپاول بيشتر نمايند. بررسي عملكرد اين نهاد از تاسيس تا كنون اين واقعيت تلخ را به اثبات مي رساند، مجامعي كه بايستي داد بستانند بيداد مي كنند و در عوض تامين امنيت ملل جهان كانون توطئه و تجاوز به حقوق ملت ها را سامان داده اند. ملت هاي آزاده دنيا تجاوز اسرائيل به لبنان را از ياد نبرده اند كه نهاد فوق آشكارا به جاي اينكه با تصويب قطعنامه فوري مانع كشتار بيگناهان شود و سدِّ تجاوز كند با امتناع از تصويب آن بي هيچ توجيهي تسهيل تجاوز و فرصت كشتار بيشر را فراهم نمود. امريكا به عنوان عضو دائم شورايِ به اصطلاح امنيت در جريان تجاوز اسرئيل به لبنان علناً به ارسال بمب ها و موشك هاي پيشرفته ليزري و ديگر جنگ افزارهاي مرگبار به اسرائيل بود. بدون شك موقعيت هاي اينچنين به خوبي نشان ميدهد كه هريك از اعضاي اين شورايِ ستم جهاني نه به عنوان داور صالح بي طرف كه خود يكي از طرف هاي جدي مناقشات و غائله هاي بين المللي و در پس هر تجاوزي قرار دارند و باني درگيريها درجاي جاي جهانند، با اين وضعيت رسواكننده چگونه ميتوانند خويش را پاسبانان صالح امنيت جهان بخوانند؟

 

سازمان هاي فعال درزمينه حقوق بشر

اين نوع سازمانها اغلب بدليل وابستگي و در برخي موارد به علت ناتواني درمقابله بانقض فاحش حقوق بشر توسط كشورهاي قدرتمند و ياداراي حق«وتو» هرگز از حقي دفاع نكرده اند. سازمانهايي كه در ظاهر نقش وكيل مدافع انسانهاي مورد ستم را بازي مي كنند، عملاً به نهادهاي ابزاري و اهرم فشار در دست ستمگران جهاني اند و همگان شاهديم كه سازمان هاي موصوف به بيانيه هاي سفارشي و بنا به توصيه ارباب مبادرت مي نمايند، درحاليكه تضييع و تجاوز به حقوق انسانها به بدترين و فجيع ترين صورت ممكن از سوي قدرتهاي بزرگ صورت مي گيرد، آيا آنان هرگزحاضرخواهند شد به محكوميت خويش آنانرا توصيه و سفارش نمايند و يا به مجازات خويش اقدام كنند؟ حداكثراگر محكوميتي را نيز ابرازكنند، كسي كه اقدام عملي در برخورد آنان نمايد كيست؟ عده اي رابه صورت سمبليك به تعداد اعضاي شوراي امنيت به عنوان اعضاي غير دائم افزوده اند كه در مجال هاي واقعي و مؤثرِ تصميم سازي، نقش سياهي لشكر را دارند و فقط به منظور القاء تكثر و كم رنگ جلوه دادن كدخدايي و انحصار حكمراني پنج كشور بر سرنوشت ملل جهان، تيمُّناً اضافه شده اند. عوامل فوق موجب گرديده با وجود دهها سازمان و نهاد مدافع حقوق بشر و حتي انبوهي ازكميته هاي دفاع ازحقوق حيوانات هر